EN
به روز شده در
توقف میناب صد روز بعد هنوز در ساعت 11:19

16 موشک، دو مدرسه ، یک شهر عزادار و یک ایران داغدار

روایت دو مدرسه «شجره طیبه» و «ره پویان خلیج فارس» از زنگ تفریح تا آوار موشک‌های تاماهاوک

تحریریه آوش/ صد روز از حمله به مدارس شجره طیبه و رهپویان شهدای خلیج فارس سپری شده است؛ روایتی از ۱۶ موشک و ۱۲۰ کودک کشته‌شده و مجروح که آثار آن همچنان بر پیکر این شهر باقی است. صد روز پس از حمله به دو مدرسه واقع در بلوار رسالت؛ از کلاس‌های ویران‌شده و خانواده‌های داغدار تا تحقیقات بین‌المللی و پرسش‌هایی که هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند

حالا دیگر صد روز از ساعت ۱۱:۱۹ دقیقه ۹ اسفند گذشته؛ لحظه‌ای که زمان در میناب متوقف شد. صبحی که قرار بود مانند هزاران روز دیگر با صدای زنگ مدرسه آغاز شود. صبحی معمولی در شهری که کودکانش با عجله از خانه بیرون آمدند و بیش از هر چیز به امتحان فردا، زنگ ورزش، بازی با دوستان و رویاهای کودکانه فکر می‌کردند. اما برای بسیاری از خانواده‌ها، تقویم هنوز روی همان روز مانده است؛ همان ساعتی که تلفن‌ها زنگ خوردند، خبرها دهان به دهان چرخید و پدران و مادران هراسان خود را به مدرسه رساندند. 
میناب، شهری با حدود ۷۵ هزار نفر جمعیت در جوار تنگه هرمز، بیش از دو هزار سال قدمت دارد و بنیان آن را به دوران ساسانیان نسبت می‌دهند. برخی اسناد تاریخی قدمت این شهر را بیش از ۲۵۰۰ سال می‌دانند. در روایت‌های محلی، بنیان شهر به دو خواهر به نام‌های بی‌بی مینو و بی‌بی نازنین نسبت داده شده و در منابع تاریخی آمده است که میناب، یا هرمز کهنه، روزگاری شهری آباد بود که در حمله مغول ویران شد. میناب در سال ۱۳۱۰ به بخش و در سال ۱۳۳۴ به شهرستان ارتقا یافت.
اما صبح ۹ اسفند، تنها در محدوده دو مدرسه پسرانه و دخترانه میناب، در کمتر از ۴۰ دقیقه دست‌کم ۱۶ موشک تاماهاوک شلیک شد و یکی از بزرگ‌ترین حملات به یک مجتمع آموزشی در تاریخ معاصر ایران رقم خورد. در مرحله نخست، ۱۲ موشک تاماهاوک به محدوده مدرسه پسرانه رهپویان شهدای خلیج فارس، و مدرسه دخترانه شجره طیبه، مجتمع فرهنگی همجوار، خانه بازی، کارواش و سوپرمارکت آن محدوده اصابت کرد. بنا به روایت شاهدان، کمتر از یک ساعت بعد سه موشک دیگر مجتمع درمانی شهید آبسالان را هدف قرار دادند. 

در این حملات ۷۲ دانش‌آموز پسر، ۴۸ دانش‌آموز دختر، ۲۶ نفر از کادر آموزشی شامل ۲۰ معلم، دو مدیر، دو معاون و دو سرایدار، یک تکنسین داروخانه، هفت نفر از والدین، یک راننده سرویس مدرسه و یک شهروند جان باختند و همچنین ۱۵ خانواده هر کدام دو عضو و یک خانواده چهار عضو شامل پدربزرگ، دختر معلم و دو نوه خود را از دست داد. 

تصاویر ماهواره‌ای و ویدئوهای منتشرشده پس از حمله نشان می‌دهد دو مدرسه شجره طیبه و رهپویان شهدای خلیج فارس تنها ساختمان‌های آسیب‌دیده نبودند. این دو مدرسه غیرانتفاعی در بلوار رسالت، خیابان رسالت نهم، بخشی از مجموعه‌ای بودند که هدف حمله قرار گرفت. در اطراف مدرسه، مجتمع فرهنگی سیدالشهدا قرار داشت و بررسی تصاویر ثبت‌شده نشان می‌دهد علاوه بر ساختمان دو مدرسه، دست‌کم شش نقطه دیگر این مجموعه نیز آسیب دیده یا به طور کامل تخریب شد؛ از جمله درمانگاه تخصصی شهید آبسالان. مدرسه شجره طیبه و رهپویان شهدای خلیج فارس در مجاورت این مجموعه قرار داشتند اما در شهریور ۱۳۹۵ با دیوارکشی از آن جدا شدند. 

ورودی مدرسه پسرانه از خیابان رسالت نهم و ورودی مدرسه دخترانه از کوچه فرعی همان خیابان بود و در بخش پشتی مجموعه نیز یک پیش‌دبستانی فعالیت می‌کرد. تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد این مدارس ورودی و خروجی مستقل داشتند و سال‌ها به عنوان یک مرکز آموزشی غیرانتفاعی جداگانه فعالیت می‌کردند. شاهدان و ساکنان منطقه به آوش گفته‌اند کودکان از اقشار مختلف در این مدارس تحصیل می‌کردند و در فاصله چند صد متری مدرسه نیز درمانگاه شهید آبسالان، زمین بازی و ورزش و انبار تجهیزات پزشکی قرار داشت که همه بخشی از مجموعه فرهنگی سیدالشهدا محسوب می‌شده اند. این درمانگاه خدمات تخصصی از اطفال و زنان تا قلب ارائه می‌کرد و به گفته ساکنان محلی، به همه شهروندان خدمات می‌داد و مختص گروه خاصی نبود. صبح ۹ اسفند و همزمان با آغاز حملات گسترده به اهداف مختلف در ایران، دولت اعلام کرد مدارس تعطیل هستند. مسئولان دو مدرسه از حدود ساعت ۱۰ صبح در حال تماس با خانواده‌ها بودند تا کودکان را به خانه بازگردانند. اما زمان کافی وجود نداشت. 

حدود ساعت ۱۰:۴۵ موشک‌ها به منطقه اصابت کردند و ساعت ۱۱:۱۹ بود که موشک تاماهاوک دوم فاجعه اصلی را در دو مدرسه رقم زد. شاهدان به آوش می‌گویند بسیاری از والدین در لحظه حمله برای بردن فرزندان خود به مدرسه رسیده بودند و در میان قربانیان حتی نام یک نوزاد دو ماهه نیز دیده می‌شود. بخش بزرگی از ساختمان مدرسه فرو ریخت و کلاس‌هایی که تا دقایقی قبل پر از دانش‌آموز بودند، به تلی از بتن، آهن و گردوغبار تبدیل شدند. 

در روزهای بعد، رسانه‌های بین‌المللی تحقیقات گسترده‌ای را آغاز کردند. گاردین با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای، تحلیل ویدئوها، موقعیت‌یابی جغرافیایی و گفت‌وگو با شاهدان محلی به این نتیجه رسید که ساختمان هدف قرار گرفته یک مدرسه فعال بوده و نشانه‌ای از استفاده نظامی از آن وجود نداشته است. این روزنامه حمله را مرگبارترین رویداد غیرنظامی جنگ توصیف کرد. 
اسکای نیوز نیز خبرنگار ارشد خود را به میناب فرستاد. او نخستین خبرنگار بین‌المللی بود که از محل حادثه گزارش تهیه کرد و مهم‌ترین پرسش را از فرمانده سنتکام مطرح کرد: چرا نتیجه تحقیقات اعلام نمی‌شود و چرا پاسخی به خانواده‌ها داده نمی‌شود؟ 

CNN نیز هفته‌ها این حادثه را بررسی کرد. این شبکه با تطبیق تصاویر منتشرشده، بقایای موشک، تصاویر ماهواره‌ای و داده‌های نظامی گزارش داد شواهد موجود به نقش ایالات متحده در حمله اشاره دارد. CNN بعدها تصاویری از بقایای موشک‌های کروز تاماهاوک منتشر کرد و نوشت مدارک تصویری فرضیه اصابت موشک آمریکایی به محدوده مدرسه را تقویت می‌کند. 

لوموند نیز با بررسی تصاویر مراسم خاکسپاری، فهرست قربانیان و تصاویر قبرستان میناب تلاش کرد هویت کشته‌شدگان را راستی‌آزمایی کند و نوشت شواهد موجود به روشنی از تلفات گسترده غیرنظامیان، از جمله کودکان و معلمان، حکایت دارد. 
واکنش‌ها به رسانه‌ها محدود نماند. یونسکو این حمله را نقض فاحش حقوق بین‌الملل بشردوستانه خواند و بر حمایت ویژه از مدارس در زمان جنگ تأکید کرد. کمیته حقوق کودک سازمان ملل از گزارش‌های مربوط به کشته شدن بیش از ۱۶۰ کودک ابراز نگرانی عمیق کرد و خواستار تحقیقات کامل شد. کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل نیز تحقیق فوری، مستقل و بی‌طرفانه را خواستار شد. سازمان عفو بین‌الملل بر پاسخگویی عاملان حمله تأکید کرد و دیده‌بان حقوق بشر از آمریکا و اسرائیل خواست احتمال وقوع جنایت جنگی را بررسی کنند. 

چند روز بعد تصاویر تشییع قربانیان در رسانه‌های جهان منتشر شد. واشنگتن پست از حضور هزاران نفر در خیابان‌های میناب گزارش داد؛ جایی که ده‌ها تابوت کوچک بر دوش مردم حرکت می‌کرد و شهر، فرزندان خود را بدرقه می‌کرد. اما برای کسانی که آن روز را زندگی کردند، میناب هنوز یک خبر قدیمی نیست. هنوز اتاق‌هایی در این شهر دست‌نخورده باقی مانده‌اند؛ دفترهای مشق نیمه‌کاره، لباس‌های مدرسه، عروسک‌ها، مدادرنگی‌ها و عکس‌هایی که به گرانبهاترین دارایی خانواده‌ها تبدیل شده‌اند. 
زیرا جنگ، حتی پس از پایان انفجارها تمام نمی‌شود. جنگ در ذهن کودکانی ادامه پیدا می‌کند که زنده ماندند اما دوستان خود را از دست دادند. میناب از همان روز نخست دیگر فقط نام یک شهر نبود؛ به نمادی از هزینه انسانی جنگ تبدیل شد، یادآور این حقیقت که پیش از ویران شدن ساختمان‌ها، زندگی انسان‌ها و آینده یک نسل ویران می‌شود. حالاصد روز گذشته و وقت آن است که ایران دست میناب را بگیرد.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار