EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۶۴۷۸
پس از دو بیانیه درباره روند مذاکرات و واکنش انتقادی دبیرخانه

خبرگان در مصاف با خبرگان/ ۱۴ عضو مجلس خبرگان رهبری که بیانیه را امضا نکردند، چه کسانی بودند؟

مجلس خبرگان چه پیامی برای مذاکرات فرستاد، حمایت از مذاکره یا ترسیم خطوط قرمز تازه؟

تحریریه آوش/ از حمایت صریح از تیم مذاکره‌کننده تا یادآوری خطوط قرمز، از واکنش دبیرخانه تا روایت‌های متفاوت رسانه‌ها؛ دو بیانیه پیاپی مجلس خبرگان، بحث تازه‌ای را درباره نسبت میان دیپلماسی، انسجام داخلی و قدرت چانه‌زنی ایران در حساس‌ترین مقطع مذاکرات شکل داده است

خبرگان در مصاف با خبرگان/ ۱۴ عضو مجلس خبرگان رهبری که بیانیه را امضا نکردند، چه کسانی بودند؟

دیپلماسی فقط پشت درهای بسته اتاق مذاکره شکل نمی‌گیرد. بخشی از قدرت هر تیم مذاکره‌کننده، هزاران کیلومتر دورتر از میز گفت‌وگو و در فضای سیاسی داخل کشور ساخته می‌شود؛ جایی که هر بیانیه، هر موضع‌گیری و هر پیام سیاسی، می‌تواند در محاسبات طرف مقابل نیز اثر بگذارد. از همین منظر، دو بیانیه پیاپی مجلس خبرگان رهبری در روزهای گذشته، فراتر از یک خبر داخلی، به موضوعی قابل تأمل درباره نسبت میان انسجام سیاسی، خطوط قرمز و قدرت چانه‌زنی ایران تبدیل شد. 
ماجرا از انتشار بیانیه‌ای آغاز شد که در ابتدا با امضای ۶۳ نفر و سپس با افزوده شدن چند امضای دیگر (به روایت فارس ۷ امضای دیگر) با حمایت اکثریت اعضای فعلی مجلس خبرگان منتشر شد. در این بیانیه، امضاکنندگان ضمن قدردانی از تیم مذاکره‌کننده، بر ضرورت رعایت کامل خطوط قرمز، پرهیز از تکرار تجربه‌های گذشته، تعیین تکلیف مذاکرات در زمان مشخص، خروج موضوع هسته‌ای از دستور گفت‌وگوها، دریافت غرامت، رفع تحریم‌ها و همچنین نگاه سختگیرانه‌تر نسبت به بازگشایی تنگه هرمز تأکید کردند. 
 

واکنش سریع دبیرخانه به خبرگان 

اما کمتر از ۲۴ ساعت بعد، دبیرخانه مجلس خبرگان نیز با صدور اطلاعیه‌ای وارد ماجرا شد. اطلاعیه‌ای که نه به رد صریح محتوای بیانیه پرداخت و نه امضاکنندگان را مورد انتقاد سیاسی قرار داد، بلکه بر موضوع دیگری دست گذاشت؛ شیوه اعلام موضع به نام مجلس خبرگان. 
دبیرخانه تأکید کرد که مطابق رویه‌های این مجلس، بیانیه‌های رسمی باید از مسیر صحن، هیئت‌رئیسه یا دبیرخانه منتشر شوند و انتشار بیانیه‌ای با عنوان «جمعی از اعضای خبرگان» در ادوار گذشته سابقه نداشته است.
همین توالی دو بیانیه، فضای رسانه‌ای و سیاسی کشور را وارد مرحله تازه‌ای کرد. برخی این رخداد را نشانه اختلاف درون ساختار تصمیم‌گیری دانستند، برخی دیگر آن را صرفاً اختلاف بر سر سازوکارهای نهادی خواندند و گروهی نیز تلاش کردند آن را به صف‌بندی موافقان و مخالفان مذاکرات پیوند بزنند. اما اگر این دو متن بدون پیش‌داوری و در کنار یکدیگر خوانده شوند، پرسش مهم‌تری پیش روی تحلیلگران قرار می‌گیرد؛ مجلس خبرگان در حساس‌ترین مرحله مذاکرات، چه پیام سیاسی برای دولت، تیم مذاکره‌کننده و حتی طرف مقابل ارسال کرده است؟
 

حمایت از مذاکره؛ اما نه بدون خطوط قرمز

شاید نخستین برداشت از بیانیه جمعی از اعضای مجلس خبرگان، با توجه به برخی بندهای تند آن، این باشد که این متن در تقابل با روند مذاکرات قرار دارد؛ اما مرور دقیق‌تر بیانیه، تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌دهد. 
بیانیه از همان بند نخست، از مسئولان و به‌ویژه تیم مذاکره‌کننده قدردانی می‌کند و آنان را افرادی معرفی می‌کند که «از سر دلسوزی و حسن نظر» در پی احقاق حقوق ملت ایران هستند. همین عبارت نشان می‌دهد که متن، اصل مذاکره را نفی نمی‌کند و میان «اصل دیپلماسی» و «چگونگی پیشبرد آن» تفاوت قائل است. 

البته این حمایت، حمایت مطلق نیست. در ادامه، بیانیه بلافاصله بر تجربه مذاکرات گذشته، لزوم هوشیاری در برابر طرف مقابل و ضرورت رعایت کامل خطوط قرمز تأکید می‌کند. از نگاه امضاکنندگان، دیپلماسی زمانی می‌تواند منافع ملی را تأمین کند که در چارچوب سیاست‌های کلان و بدون عدول از اصول تعیین‌شده پیش برود. 

این نگاه، در بندهای بعدی نیز ادامه پیدا می‌کند. موضوع هسته‌ای نباید به عرصه امتیازدهی تبدیل شود، بازگشایی تنگه هرمز باید با اجرای تعهدات طرف مقابل گره بخورد، غرامت جنگ، رفع تحریم‌ها و بازگشت دارایی‌های بلوکه‌شده باید به‌عنوان مطالبات اصلی دنبال شوند و مذاکرات نیز نباید به روندی فرسایشی تبدیل شود. در واقع، اگر بخواهیم پیام سیاسی بیانیه را در یک جمله خلاصه کنیم، می‌توان گفت که شاید حمایت از مذاکره، اما نه به هر قیمت و نه بدون خطوط قرمز باشد. 

 

چرا زمان انتشار این بیانیه اهمیت داشت؟ 

اگر همین متن در شرایط عادی و دور از فضای مذاکرات منتشر می‌شد، شاید تنها یک بیانیه سیاسی دیگر تلقی می‌شد؛ اما زمان انتشار آن، اهمیت ویژه‌ای به آن بخشید. مذاکرات امروز صرفاً یک گفت‌وگوی دیپلماتیک نیست؛ بخشی از یک معادله پیچیده سیاسی، امنیتی و اقتصادی است که نه‌تنها طرف‌های مذاکره، بلکه افکار عمومی، بازارهای مالی، رسانه‌های داخلی و خارجی و حتی بازیگران منطقه‌ای آن را لحظه به لحظه دنبال می‌کنند. در چنین فضایی، هر پیام داخلی می‌تواند در خارج از مرزها نیز خوانده و تفسیر شود. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران روابط بین‌الملل معتقدند که قدرت تیم‌های مذاکره‌کننده تنها به توان فنی یا مهارت دیپلمات‌ها وابسته نیست؛ بلکه میزان حمایت و انسجام داخلی نیز بخشی از سرمایه مذاکره محسوب می‌شود. به همین دلیل، انتشار بیانیه خبرگان را باید در متن شرایط زمانی آن تحلیل کرد؛ شرایطی که دولت در حال پیشبرد یکی از حساس‌ترین مراحل گفت‌وگوهاست و همزمان، جریان‌های مختلف سیاسی نیز تلاش می‌کنند برداشت خود را از منافع ملی، خطوط قرمز و شیوه اداره مذاکرات مطرح کنند. 
 

دبیرخانه چه چیزی را اصلاح کرد؟ 

اما اگر بیانیه نخست، پیام سیاسی بخشی از اعضای مجلس خبرگان درباره روند مذاکرات بود، اطلاعیه دبیرخانه در واقع تلاشی برای تعیین مرز میان «موضع اعضا» و «موضع رسمی نهاد» محسوب می‌شد. 
نکته قابل توجه آن است که دبیرخانه، برخلاف برخی روایت‌های رسانه‌ای، وارد رد یا ابطال محتوای بیانیه نشد. در اطلاعیه دبیرخانه نیز بر حمایت از رهبری، لزوم رعایت خطوط ترسیم‌شده، مقابله با عهدشکنی طرف مقابل و ضرورت حفظ انسجام تأکید شده است. اختلاف، نه بر سر اصل موضوع، بلکه بر سر شیوه اعلام آن بود.
دبیرخانه صراحتاً یادآوری کرد که مطابق آیین‌نامه و رویه ادوار گذشته، مواضع رسمی مجلس خبرگان از طریق صحن، هیئت‌رئیسه یا دبیرخانه اعلام می‌شود و انتشار بیانیه‌ای با عنوان «جمعی از اعضای خبرگان» رویه مرسوم این نهاد نبوده است. 
همین نکته، اهمیت اطلاعیه دوم را دوچندان می‌کند. در واقع، دبیرخانه تلاش کرد این پیام را منتقل کند که حتی اگر اکثریت اعضا متنی را امضا کرده باشند، باز هم «موضع رسمی مجلس خبرگان» باید از مسیرهای حقوقی و نهادی خود اعلام شود. این تفکیک، بیش از آنکه یک بحث اداری باشد، به مسئله مرجعیت سیاسی و حقوقی در ساختار تصمیم‌گیری بازمی‌گردد. 
 

جنگ بر سر یک تیتر

از سوی دیگر شاید نخستین میدان این تقابل، نه در متن بیانیه‌ها، بلکه در تیتر رسانه‌ها شکل گرفت. بخش مهمی از رسانه‌های نزدیک به جریان منتقد توافق، از جمله خبرگزاری فارس، از همان ابتدا تیترهایی برگزیدند که بیانیه را در جایگاه موضع «مجلس خبرگان» بنشاند؛ گویی کل این نهاد یکپارچه پشت متن قرار گرفته است. در مقابل، رسانه‌هایی مانند تسنیم، عنوان دقیق‌تر «جمعی از اعضای مجلس خبرگان» را انتخاب کردند؛ تعبیری که با متن منتشرشده نیز انطباق بیشتری داشت. 

این تفاوت ظاهراً کوچک، در واقع دو روایت متفاوت از یک رویداد را بازتاب می‌داد؛ روایتی که می‌کوشید بیانیه را به‌عنوان موضع رسمی یک نهاد عالی معرفی کند و روایتی که بر ماهیت آن به‌عنوان بیانیه گروهی از اعضا تأکید داشت. همین تفاوت در روایت، نشان می‌دهد نبرد اصلی تنها بر سر متن بیانیه نبود؛ بلکه بر سر تفسیر سیاسی آن نیز جریان داشت. 
 

نقش جریان‌های منتقد توافق

از سوی دیگر در میان امضاکنندگان بیانیه، نام شماری از چهره‌هایی دیده می‌شود که در سال‌های گذشته به مواضع انتقادی نسبت به مذاکرات و نزدیکی فکری یا سیاسی با جبهه پایداری شناخته شده‌اند؛ از جمله سید محمدمهدی میرباقری که از او به‌عنوان یکی از چهره‌های اثرگذار فکری این جریان یاد می‌شود. 

البته این به معنای آن نیست که همه امضاکنندگان به این جریان تعلق دارند یا انگیزه واحدی داشته‌اند. مجلس خبرگان ترکیبی متنوع از دیدگاه‌های مختلف است و تعمیم یک گرایش سیاسی به همه امضاکنندگان، دقیق نخواهد بود. 
اما در عرصه رسانه‌ای، جریان‌های نزدیک به جبهه پایداری تلاش کردند این بیانیه را به‌عنوان پشتوانه‌ای برای روایت خود از مذاکرات معرفی کنند؛ روایتی که از ابتدا نسبت به روند توافق و هرگونه انعطاف در مذاکرات موضع انتقادی داشته است.
این مسئله پس از انتشار اطلاعیه دبیرخانه نیز ادامه یافت. رجانیوز با لحنی تند به دبیرخانه تاخت و حتی عملکرد هیئت‌رئیسه را زیر سؤال برد. صرف‌نظر از درستی یا نادرستی این نقدها، نفس این واکنش‌ها نشان داد که مناقشه از سطح یک بیانیه فراتر رفته و به نحوه مدیریت پیام سیاسی در درون ساختار رسیده است. 

 

چه کسانی بیانیه خبرگان را امضا نکردند؟ 

مساله دیگر که باید به آن توجه شود شاید همین باشد که این بیانیه توسط ۶۳ عضو مجلس خبرگان از جمله سید محمدمهدی میرباقری پدر معنوی جبهه پایداری امضا شده بود. 

این یعنی نزدیک به سه‌چهارم اعضای مجلس ۸۴ نفره خبرگان رهبری در ایران (این مجلس در واقع در دور ششم ۸۸ نفره بوده اما چهار نفر از اعضا درگذشته اند)، بیانیه را امضا کردند. 
در همین حال خبرگزاری فارس ساعتی بعد خبر داد که، هفت نفر دیگر از جمله موحدی کرمانی نیز به امضا کنندگان اضافه شده و در نهایت ۱۴ نفر حاضر به امضای این بیانیه نشده‌اند که نام شخص محسن قمی معاون ارتباطات بین‌الملل دفتر رهبر ایران در بین آن‌ها دیده می‌شود.

اسامی خبرگان رهبری که تاکنون این بیانیه را امضا نکرده‌اند تا زمان تنظیم این خبر شامل اعضای زیر است؛ 
سید علی حسینی اشکوری
سید هاشم حسینی بوشهری
سید احمد حسینی خراسانی
سید احمد خاتمی
سید محمد سعیدی گلپایگانی
سید یوسف طباطبایی‌نژاد
محسن قمی
عباس کعبی‌نسب
احمد مبلغی
سید محمدرضا مدرسی یزدی
مرتضی مقتدایی
هاشم نیازی
ابوالقاسم وافی یزدی 
کمال آخوند غراوی

مجلس خبرگان رهبری

قم؛ پاسخ سیاسی به فضای ایجادشده؟ 

در این میان اما باید توجه کرد که تقریباً هم‌زمان با داغ شدن بحث‌ها پیرامون دو بیانیه، سفر رئیس‌جمهور به قم نیز به یکی از محورهای تحلیل‌های سیاسی تبدیل شد. در فضای رسانه‌ای، برخی این سفر را تلاشی برای تقویت پشتوانه مرجعیت از مسیر دیپلماسی تفسیر کردند و برخی دیگر کوشیدند آن را بی‌نتیجه جلوه دهند. اما آنچه در مواضع رسمی منتشرشده از دیدارها دیده شد، تصویری متفاوت ارائه می‌کرد. 
چند تن از مراجع تقلید، ضمن تأکید بر حفظ عزت و منافع کشور، از تصمیم‌گیری مبتنی بر مصلحت، عقلانیت و پرهیز از تخریب مسئولان سخن گفتند.
چنان که آیت‌الله سبحانی تصریح کرد که اگر مسئولان به این جمع‌بندی رسیده‌اند که توافق به مصلحت کشور است، این تصمیم باید محترم شمرده شود. آیت‌الله مکارم شیرازی نیز بر ضرورت پرهیز از مانع‌تراشی در مسیر تصمیم‌های کشور تأکید کرد. آیت‌الله نوری همدانی نیز خواستار آن شد که مذاکره‌کنندگان هدف تخریب و اهانت قرار نگیرند. مجموع این مواضع، دست‌کم نشان داد که فضای مرجعیت را نمی‌توان به یک روایت سیاسی واحد فروکاست. 
 

پشتوانه داخلی؛ مهم‌ترین نیاز امروز دیپلماسی

در نهایت، پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ امروز تیم مذاکره‌کننده بیش از هر چیز به چه چیزی نیاز دارد؟ پاسخ را شاید بتوان در تجربه همه مذاکرات بزرگ ایران جست‌وجو کرد. هر اندازه اختلاف‌نظرها در مرحله تصمیم‌سازی طبیعی و حتی ضروری باشد، در مرحله اجرا، ارسال پیام‌های متناقض می‌تواند هزینه‌های دیپلماتیک ایجاد کند و خوراکی برای تفسیرهای بیرونی فراهم آورد. دولت و تیم مذاکره‌کننده امروز در نقطه‌ای ایستاده‌اند که هر جمله، هر موضع و هر اختلاف داخلی، نه فقط در تهران، بلکه در پایتخت‌های طرف مذاکره نیز خوانده و تحلیل می‌شود. از این منظر، حمایت از تیم مذاکره‌کننده به معنای تعطیلی نقد نیست؛ بلکه به معنای آن است که نقد نیز در چارچوبی مطرح شود که قدرت چانه‌زنی کشور را تضعیف نکند. 
بیانیه اعضای خبرگان، با همه صراحتش، از بند نخست تا پایان بر رعایت خطوط قرمز تأکید دارد، اما همزمان از تیم مذاکره‌کننده نیز قدردانی می‌کند. اطلاعیه دبیرخانه نیز، با وجود انتقاد به شیوه انتشار، اصل دغدغه‌های کلان را نفی نمی‌کند و بیش از هر چیز بر وحدت نهادی تأکید دارد.
شاید مهم‌ترین پیام این دو متن نیز همین باشد؛ این که در مقطع حساس کنونی، موفقیت یا ناکامی دیپلماسی صرفاً در اتاق‌های مذاکره رقم نمی‌خورد. بخشی از آن، در توان نظام سیاسی برای تبدیل تنوع دیدگاه‌ها به یک پیام منسجم ملی نهفته است. خطوط قرمز، زمانی بیشترین کارکرد را خواهند داشت که در کنار آن، پشتوانه سیاسی و انسجام داخلی نیز به‌عنوان سرمایه‌ای برای تیم مذاکره‌کننده حفظ شود؛ چرا که در نهایت، قدرت چانه‌زنی هر کشور، فقط از متن توافق‌ها به دست نمی‌آید، بلکه از میزان هم‌افزایی نهادهای داخلی در دفاع از منافع ملی نیز تغذیه می‌کند.

ارسال نظر

آخرین اخبار