پیچ و خم مذاکرات ایران و آمریکا
حملات اخیر ایران و آمریکا به مواضع یکدیگر، بار دیگر نشان داد که موانع موجود بر سر راه روند دیپلماتیک میان دو کشور جدی هستند.
هم میهن آنلاین در گزارشی نوشت:
در ۲۵ ژوئن، سازمان تجارت دریایی بریتانیا گزارش داد که یک کشتی باری که در حال عبور از تنگه هرمز بود، مورد اصابت یک پهپاد قرار گرفته است که مقامات آمریکایی متعاقباً ایران را مقصر دانستند. این اولین حمله گزارششده در تنگه از زمان امضای یادداشت تفاهم ایالات متحده و ایران در ۱۷ ژوئن بود و جدیدترین نشانه از چالشهایی است که ایالات متحده در بازگرداندن روند آزاد کشتیرانی از طریق تنگه هرمز به سطح قبل از جنگ با آن مواجه است.
این حمله درست همان روزی رخ داد که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، سفر سه روزه خود به کشورهای عربی خلیج فارس را به عنوان بخشی از تلاش برای جلب حمایت منطقهای از تلاشهای آمریکا برای حل دیپلماتیک مناقشه با ایران به پایان رساند. سفر او در شرایطی انجام شد که ایالات متحده در ۲۲ ژوئن به عنوان بخشی از یک توافق موقت ۶۰ روزه بین واشنگتن و تهران، تحریمهای نفتی ایران را موقتاً لغو کرد. این اقدام به ایران اجازه میدهد تا برای اولین بار از زمان شروع جنگ، تقریباً بلافاصله صادرات نفت خود را در مقیاس وسیع آغاز کنند. وال استریت ژورنال نیز روز ۱۹ ژوئن گزارش داد که ایالات متحده ممکن است به زودی برخی از داراییهای مسدود شده ایران در خارج از کشور، از جمله ۶ میلیارد دلار مسدود شده در قطر را آزاد کند.
این تحولات سیگنالهای مثبتی به بازارهای انرژی جهان ارسال کرد به طوری که قیمت نفت برنت در ۲۵ ژوئن به حدود ۷۱ دلار در هر بشکه کاهش یافت که بسیار کمتر از بالاترین قیمتهای نفت در طول جنگ بود. علاوه براین، شرکت ردیابی دریابی به نام کپلر نیز اعلام کرد که بیش از ۷۰ کشتی در ۲۴ ژوئن از تنگه هرمز عبور کردهاند که بالاترین تعداد پس از جنگ است. با این حال، این ارقام بسیار پایینتر از تقریباً ۱۰۰ تا ۱۵۰ عبور روزانهای است که قبل از جنگ رخ میداد. اما حجم حمل و نقل دریایی پس از حمله ۲۵ ژوئن دوباره کاهش یافت، زیرا شرکتهای کشتیرانی ایمنی عبور از تنگه را دوباره ارزیابی کردند.
سوال این است که آیا این حملات جسته و گریخته ممکن است به یک رویارویی بزرگ تبدیل شوند؟
پاسخ خیر است. دولت ترامپ اراده سیاسی کمی برای بازگشت به رویارویی در مقیاس بزرگ دارد، زیرا اولویتش حفظ تفاهمنامه با ایران و افزایش جریان انرژی از طریق تنگه هرمز است. وضع موجود به ایران نیز امکان میدهدکه صادرات نفت خود را از سر بگیرد بنابراین باید گفت که ایران نیز انگیزه کمی برای ورود به یک رویایی بزرگ دیگر دارد. اگرچه دونالد ترامپ، تهدید کرده که در صورت عدم انجام تعهدات از سوی ایران به عنوان بخشی از تفاهمنامه، بمباران را از سر خواهد گرفت، اما تاکنون نشانه کمی وجود داشته که ثابت کند دولت ترامپ مایل به از سرگیری جنگ تمام عیار است.
بازارهای جهانی انرژی پس از امضای تفاهمنامه در مسیر ثبات قرار گرفتند و این امر باعث شده که ترامپ اشتیاق کمتری برای تشدید مجدد درگیری و آشفتگی مجدد بازارها داشته باشد. اینطور به نظر میرسد که کاخ سفید به جای فشار برای پیشرفت سریع مذاکرات هستهای، بازگشایی تنگه هرمز و عادیسازی جریان انرژی را در اولویت قرار داده است. در عین حال، ایران نیز به واسطه از سرگیری صادرات نفت و توانایی فروش نفت در مقیاس وسیع، به طور قابل توجهی سود میبرد، به طوری که میلیونها بشکه نفت ذخیره شده ایران اکنون به بازارهای بینالمللی سرازیر میشود و درآمدی برای ایران به ارمغان خواهد آورد که در این وضعیت تنگنای اقتصادی بسیار به آن نیاز دارد.
ایالات متحده همچنین در تثبیت آتشبس در جبهه لبنان، که یکی از خواستههای اصلی ایران است، پیشرفتهایی داشته و اسرائیلیها را به استقرار در امتداد خطوط مقدم فعلی و کنارهگیری از تهاجم گسترده علیه حزبالله، ترغیب کرده است.
اما علاقه ایران به تغییر وضع موجود در تنگه هرمز و تثبیت کنترل خود بر این تنگه، در کنار تمایل اسرائیل به نقض آتشبس با حزبالله، احتمالاً مذاکرات ایالات متحده و ایران را پیچیدهتر کرده و مانع عادیسازی عبور و مرور کشتیها از تنگه و صادرات جریان انرژی در هفتههای آینده خواهد شد. ایران اصرار دارد که به همراه عمان، به عنوان بخشی از وضع موجود جدید برای تنگه هرمز، عوارض یا هزینههایی را بر تنگه هرمز اعمال کند. با این حال، این پیشنهاد برای ایالات متحده که خواستار احیای آزادی دریانوردی است، غیرقابل قبول است. البته عمان پیوسته اصرار داشته که هیچ علاقه واقعی به دریافت هزینه ندارد و میخواهد وضعیت نهایی تنگه هرمز به شمول نظر دیگر شرکای منطقهای نظیر امارات متحده عربی که آن هم در این تنگه قرار دارد، تعیین شود.
اگرچه تهران تمایلی ندارد که یادداشت تفاهم را به طور کامل لغو کند، اما به طور حتم تلاش خواهد کرد که تفسیر خود از تفاهمنامه را مبنا قرار دهد و از طریق برخی اقدامات کنترلی بر روی کشتیهایی که قصد عبور از تنگه را دارند، در روزها و هفتههای آینده نشان دهد که از کنترل تنگه دست نخواهد کشید. این اقدامات برخی اقدامات نظامی را نیز شامل خواهد شد. چنین اقداماتی، میتواند واکنش نظامی ایالات متحده را در پی داشته باشد. بنابراین باید این احتمال را دارد که چنین حملات جسته و گریخته و گاهوبیگاهی به الگویی در فضای امنیتی تنگه هرمز تبدیل شود.
در آن سو، اسرائیل همچنان به دنبال نابودی و خلع سلاح حزبالله است و احتمالا به درگیریها و حملات خود به مواضع حزبالله ادامه خواهد داد. اقدامات اسرائیل به وضوح خلاف خواسته صریح ایران در متن تفاهمنامه است. بنابراین در صورت ادامه اقدامات اسرائیل باید منتظر اقدامات ایران در تنگه هرمز بود. اگرچه در کوتاه مدت، هیچ یک از این رخدادها لزوماً تمایل ایالات متحده برای ادامه مذاکرات با ایران را تغییر نخواهد داد، اما تنشهای مکرر و عدم اعتماد میان طرفین باعث میشود عادیسازی عبور و مرور از تنگه در کوتاهمدت دشوار شود.
صرف نظر از اینکه در روزها و هفتههای آینده، مذاکرات میان ایران و آمریکا در مورد مسائلی که کمتر بحثبرانگیز هستند چطورپیش خواهد رفت، باید گفت که بعید است ایران در مورد برنامه هستهای امتیازات قابل توجهی بدهد و این امر ریسک توقف مذاکرات، تجدید فشار اقتصادی ایالات متحده و یا حملات ایالات متحده را به همراه خواهد داشت. احتمالاً با مطرح شدن مسائل بحثبرانگیزتر در مذاکرات، یعنی برنامه هستهای ایران و سایر موضوعاتی که کاملاً از یادداشت تفاهم حذف شده بودند، بهویژه برنامه موشکهای بالستیک ایران و حمایت ایران در گروههای مسلح منطقهای، احتمال از میان رفتن یادداشت تفاهم افزایش خواهد یافت.
ایالات متحده ممکن است سعی کند موشکهای بالستیک و استراتژی منطقهای ایران را در توافق نهایی بگنجاند، زیرا این مسائل از اولویتهای اسرائیل و کشورهای خلیج فارس هستند. با این حال، ایران تلاش خواهد کرد حداقل امتیازات را بدهد و ممکن است تهدید کنند که به دلیل خواستههای زیادهخواهانه ایالات متحده در مورد این مسائل، مذاکرات را به طور کامل ترک خواهد کرد. برنامه موشکی و استراتژی منطقهای ایران، دو بخش کلیدی استراتژی امنیت ملی و بازدارندگی منطقهای ایران هستند. اگر این اتفاق رخ دهد، ممکن است ایالات متحده دستیابی به توافق در مورد برنامه هستهای ایران را در اولویت قرار دهد. برای این منظور، ایران احتمالاً مجبور خواهند بود با از سرگیری بازرسیهای آژانس موافقت کنند. موضع رسمی وزارت امورخارجه این بوده که پس از توافق نهایی با بازرسیها موافقت خواهد کرد. چنین موضعی لازمهاش به طور طبیعی این خواهد بود ک ایران در خصوص کاهش غنای ذخایر اورانیوم خود امتیاز بدهد. کما اینکه در تفاهم به این نکته اشاره شده است.
با این حال، ترکیبی از ملیگرایی به واسطه جنگ اخیر، بیاعتمادی شدید به دولت ترامپ و تمایل به حفظ پیشرفتهای تکنولوژیک، موجب خواهد که ایران از اعطای امتیازات هستهای در چارچوب درازمدت مانند برچیدن سایتهای هستهای نظیر فوردو، اصفهان، و نطنز خودداری کند. چنین رویهای مورد قبول ایالات متحده نخواهد بود بنابراین احتمالا پس از این تنش دیپلماتیک بر سر برنامه هستهای، ایالات متحده به جای از سرگیری یک جنگ تمام عیار دیگر، به سمت اعمال فشارهای اقتصادی شدیدتر بر ایران نظیر اعمال دوباره محاصره تنگه هرمز خواهد رفت. در این مرحله، اگر آمریکا به نتیجه برسد که ممکن است بتواند از طریق فشار نظامی بن بست دیپلماتیک بشکند، ممکن است دست به حمله نظامی نیز بزند اما این حملات احتمالا محدود خواهند بود.