اخبار مرتبط
تحریریه آوش/ جنگها میتوانند شهرها را ویران کنند، اما زمانی که بناهای تاریخی آسیب میبینند، چیزی فراتر از یک ساختمان از میان میرود. در چنین لحظاتی، بخشی از حافظه تاریخی یک ملت نیز زخمی میشود. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از اسناد بینالمللی، حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ نه تنها یک مسئولیت ملی بلکه وظیفهای جهانی تلقی میشود
تحریریه آوش/ هرگونه تنش نظامی در منطقه میتواند به سرعت بازار نفت را دچار نگرانی کند. حتی اگر تولید نفت بهطور مستقیم مختل نشود، صرف احتمال ایجاد اختلال در مسیرهای صادراتی میتواند قیمتها را بالا ببرد. کما این که بازار نفت در چنین شرایطی بیشتر بر اساس انتظارات آینده واکنش نشان میدهد تا واقعیتهای فوری عرضه و تقاض
تحریریه آوش/ گراند هتل تنها یک بنا نبود؛ هسته شکلگیری هویت مدرن لالهزار بود. در دهههای ۱۳۰۰ و ۱۳۱۰ خورشیدی، این خیابان به مرکز کافهها، تئاترها و سینماهای تهران بدل شد و به «شانزهلیزه تهران» شهرت یافت. حضور گراند هتل در میانه این محور شهری، تمرکز فعالیتهای فرهنگی را تثبیت کرد. لالهزار به محل رفتوآمد اشراف، رجال سیاسی، دیپلماتها و روشنفکران تبدیل شد. حتی روایتهایی وجود دارد که یکی از اتاقهای هتل مدتی به عنوان محل استقرار سفارت ژاپن مورد استفاده قرار گرفته است؛ نشانهای از اعتبار بینالمللی آن
تحریریه آوش/ چهل روز گذشته است. در بهشت زهرا، هنوز بوی سیمان تازه از بعضی مزارها بلند میشود. قطعات ۳۲۶ تا ۳۲۹ از صبح زود شلوغاند. زنها و مردهایی با لباسهای تیره، آرام میان ردیف سنگها حرکت میکنند؛ بعضیها نشانی را از پیش میدانند، بعضی دیگر با نگاهکردن به تاریخهای حکشده مسیرشان را پیدا میکنند: ۱۸ دی، ۱۹ دی، و روزهای پس از آن!
تحریریه آوش/ در قرن 12 میلادی شیر و خورشید به عنوان نمادی سیاسی بر روی سکه سلاجقه ثبت شد و برای اولین بار این نقش بر روی یک پرچم در برگی از شاهنامه فردوسی به سال 1423 میلادی دیده می شود. این سند قدیمیترین مدرک استفاده از شیر و خورشید بر پرچم ایران است. اندکی بعد در سال 1460 میلادی این نماد بر روی پرچم تیموریان دیده می شود.در دوره صفویه، اما خوانشی شیعی از آن شکل گرفت و شمشیری به دست شیر اضافه شد با مفهوم «اسدالله» پیوند خورد و در دوره قاجار و سپس مشروطه، شیر و خورشید به نشان رسمی دولت ایران بدل شد.
تحریریه آوش/ نشان شیر و خورشید، نمادی عمیقاً ایرانی و تاریخی است. ایران در گذشته، نشان «شیر و خورشید سرخ» را بهعنوان علامت امدادی ثبت کرده اما این ثبت، به معنای «مالکیت بینالمللی نماد شیر و خورشید» نیست و نمیتوان از آن، حق انحصاری یا ادعای حقوقی امروز استخراج کرد. اما در مقابل این نماد با شیر و خورشید و شمشیرش به طور کامل با تاریخ چند هزارساله ایرانیان در هم آمیخته شده است. نشانی که از سوی عناصر ملی ایرانی را با خود حمل میکند و از طرف دیگر نشانی از مذهب ایرانیان را در دستان شیر ملی ایرانیان نشانده است.
طرح حمایت و رسیدگی به تخلفات صوت و تصویر فراگیر فضای مجازی تبدیل به آشی شده که سرآشپزهایش در پستوخانهای پنهان، بهجای نمک در آن سم میریزند تا به خورد رسانهها و کاربران در ایران بدهند و البته در مرحله بعد قرار است این طرح برای تصویب نهایی راهی صحن مجلس شود؛ آن هم در شرایطی که حقوقدانان پیش از این نیز درباره بحرانزا بودن و مشکلات این طرح سخن گفته بودند.
در هفتهای که جامعه میپرسد چه کسی قرار است صداوسیما را مهار کند، چه نهادی پاسخگوی بیکفایتی و بحرانسازی این رسانه است، کمیسیون فرهنگی مجلس، بهمثابه بازوی پارلمانی صداوسیما، دور از چشم همه در شهر مشهد، مشغول نوشتن قانونی است تا این سازمان ناظر همه شود. صیانت ۲، اکنون نه حمایت از کاربر است، نه ساماندهی رسانه. بلکه پروژهای است برای تثبیت قدرت تندروها، بستن فضای عمومی و کنترل جامعه؛ اینبار نه با فیلتر آشکار، بلکه با قانون، مجوز، رانت و سرکوب اقتصادی
فجر ۴۴، صورتحساب سینمایی است که با پول عمومی زنده مانده و با جامعه قطع رابطه کرده؛ جشنوارهای که به جای بازتاب تکثر، به نمایشگاه محصولات ارگانی تبدیل شده است. این دیگر «بهار سینمای ایران» نیست؛ یک تقویم فرمایشی است که با بودجههای کلان، برای تثبیت روایت «همهچیز عادی است» برگزار میشود، آن هم در زمانهای که هیچچیز عادی نیست
تحریریه آوش/ هامون که خشک شد، سیستان فقط آب را از دست نداد؛ معیشت، سلامت و آیندهاش را باخت. گاوخونی که به بیابان نمک تبدیل شد، ریزگردش به اصفهان رسید و نفس شهر را گرفت. انزلی که زیر فاضلاب و رسوب دفن میشود، صیادانش را فقیرتر میکند. شادگان که شور و آلوده شد، بیماری را به خانههای مردم آورد. و میانکاله، آخرین نفسهایش را زیر سایه توسعه نامتوازن میکشد.
وقتی که امیدوار هستیم، وقتی که آینده را در ذهن خود تصور میکنیم، پسانداز میکنیم زیرا برنامهای داریم که چیزی بسازیم ولی در مواقعی که فقط به فکر بقا هستیم پسانداز نمیکنیم که چیزی را بسازیم، احتکار میکنیم که دچار قحطی و مشکل نشویم. خشونت میورزیم چون مدام خود را در شرایط حفظ بقا میبینیم نه امکان تغییر و بهبود!
در شرایطی که جامعه ایران بحران بزرگ دی ماه را از سر گذرانده و روی لبه مرز ناامیدی و خشونت ایستاده، شاید سوال کلیدی باید اکنون این باشد که این قطعی اینترنت چه تاثیری بر روان جمعی شهروندان ایرانی خواهد داشت؟