ردِ نفس زیر آوار؛ روایت تیم عملیات هلال احمر از قهرمانی سگهای زندهیاب در جنگ رمضان
تحریریه آوش/ در روزهایی که انفجار و آوار، زندگی را در دل شهرها متوقف کرده بود، امید به دستان امدادگران و شامه تیز سگهای زندهیاب گره خورد. رضا نورمحمدی، مربی سازمان امداد و نجات هلال احمر، در این گفتوگو از عملیاتهای نفسگیر، چشمانتظاری خانوادهها و نقش تعیینکننده سگهایی میگوید که تا ۹۵ درصد مسیر جستوجو را پیش میبردند؛ حتی آنجا که از پیکرها تنها نشانی باقی مانده بود.
در میانه عملیاتهای امداد و نجات پس از حملات جنگی، نقش سگهای زندهیاب بار دیگر بهعنوان یکی از حیاتیترین ابزارهای جستوجوی زیر آوار برجسته شده است. رضا نورمحمدی، مربی سازمان امداد و نجات هلال احمر، که از سه سال پیش در این مجموعه فعالیت میکند، از تجربه حضور در نخستین مأموریتهای مرتبط با جنگ رمضان و همراهی با سگ زندهیاب خود، «مایا»، روایت میکند؛ تجربهای که از نخستین ساعات آغاز درگیریها آغاز شد و در صحنههایی بسیار پیچیده و نفسگیر ادامه یافت.
به گفته او، اولین مأموریت در همان روزهای ابتدایی جنگ و در یکی از حساسترین نقاط آغاز شد؛ عملیاتی که بهدلیل شرایط امنیتی، در چند مرحله و با تأییدهای مکرر انجام شد. در چنین مأموریتهایی، ابتدا تیمهای ارزیاب وارد محل حادثه میشوند و پس از بررسی شرایط، تیمهای سگهای زندهیاب به صحنه اعزام میشوند. سگها با استفاده از حس بویایی بسیار قوی خود، نقاط مشکوک را شناسایی میکنند؛ در صورت وجود فرد زنده با پارس کردن واکنش نشان میدهند و در مواجهه با پیکرهای بیجان، رفتار متفاوتی از خود بروز میدهند. بر اساس این نشانهها، محل دقیق مشخص شده و تیمهای آواربرداری عملیات را ادامه میدهند.
نورمحمدی تأکید میکند که آموزش این سگها از سنین بسیار پایین، یعنی حدود دو تا سهماهگی آغاز میشود. این فرآیند با ایجاد ارتباط عاطفی میان مربی و سگ، تقویت اطاعتپذیری و آموزش اجتماعیسازی همراه است. سگها در تمرینهای گروهی با افراد مختلف قرار میگیرند تا توانایی تعامل و تمرکز خود را در شرایط واقعی افزایش دهند. در مراحل پیشرفتهتر، آموزش تفکیک بوها و شناسایی انسان در محیطهای پیچیده به آنها داده میشود.
با این حال، شرایط محیطی نقش تعیینکنندهای در عملکرد این سگها دارد. وجود موادی مانند سوخت، الکل یا ترکیبات شیمیایی نظیر گوگرد میتواند حس بویایی آنها را مختل کند. به همین دلیل، پس از هر عملیات، مراقبتهای ویژهای از جمله شستوشوی کامل و تأمین آب برای حفظ سلامت سگها ضروری است.
او همچنین به یکی از مهمترین ابعاد این عملیاتها اشاره میکند: فشار روانی شدید. به گفته نورمحمدی، صحنههای مشاهدهشده در محل حادثه بههیچوجه قابل عادت کردن نیست و تأثیرات روحی آن حتی از فشار فیزیکی کار نیز بیشتر است. در بسیاری از موارد، خانوادههای قربانیان در محل حضور دارند و با امید به یافتن عزیزان خود، چشم به تیمهای امدادی و بهویژه سگهای زندهیاب دوختهاند. این انتظار، مسئولیت امدادگران را دوچندان میکند.
در برخی عملیاتها، شدت انفجارها به حدی بوده که اجساد بهشدت آسیب دیده یا متلاشی شدهاند و تنها امکان جمعآوری بقایا وجود داشته است. با این حال، به گفته این مربی، سگهای آموزشدیده در شرایط عادی میتوانند تا حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد مأموریتها را با دقت انجام دهند. در کنار این چالشها، خطر آسیبدیدگی سگها نیز همواره وجود دارد. فعالیت در محیطهای ناهموار و پرخطر میتواند منجر به مشکلاتی مانند آسیبهای مفصلی شود. نورمحمدی به آسیبدیدگی «مایا» در یکی از عملیاتها اشاره میکند که نیازمند درمان و محدودیت در حضور در مأموریتهای سنگین شده است. در چنین شرایطی، آموزش سگهای جایگزین نیز بهطور همزمان در دستور کار قرار میگیرد. با وجود همه این دشواریها، به گفته او، سگهای زندهیاب همچنان یکی از مؤثرترین ابزارها در عملیاتهای جستوجو هستند و در بسیاری از موارد، تنها امید برای یافتن نشانهای از حیات یا حتی بقایای جانباختگان به شمار میروند.