EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۷۳۱۳
گزارشی درباره ۶۴ روز خاموشی اینترنت و تبدیل دسترسی به جهان به امتیاز طبقاتی

اینترنت برای خواص و خاموشی دیجیتال سهم شهروندان/ شکست پلتفرم‌های داخلی حتی با دوپینگ پرو

تحریریه آوش/ ایران امروز با یک انتخاب روبه‌روست که یا اینترنت را به‌عنوان حق عمومی، برابر و حیاتی به رسمیت بشناسد، یا با نسخه‌های خاص، سفید و پرو، شکاف اجتماعی را عمیق‌تر کند. خاموشی طولانی اینترنت شاید در کوتاه‌مدت جریان اطلاعات را کند کند، اما در بلندمدت چیزی خطرناک‌تر می‌سازد: جامعه‌ای بی‌اعتماد، اقتصادی بی‌افق، نسلی عصبانی و بازاری که حتی اگر چراغ ویترینش روشن باشد، مشتری‌اش پشت دیوار مانده است

اینترنت برای خواص و خاموشی دیجیتال سهم شهروندان/ شکست پلتفرم‌های داخلی حتی با دوپینگ پرو

قطعی اینترنت در ایران دیگر یک «اختلال» نیست؛ یک وضعیت تازه حکمرانی است. بر اساس گزارش تازه نت‌بلاکس، خاموشی اینترنت ایران وارد هفته دهم و روز ۶۴ شده؛ یعنی جامعه‌ای ۹۰ میلیونی، بیش از دو ماه است که با جهان بیرون نه از مسیر عادی، بلکه از پشت دیوار، شکاف و استثنا ارتباط می‌گیرد. در همین تاریکی، طرحی به نام «اینترنت پرو» سر برآورده؛ طرحی که ظاهراً قرار است بخشی از خسارت کسب‌وکارها را کم کند، اما در عمل پرسشی تلخ‌تر ساخته است: آیا اینترنت، حق عمومی مردم است یا امتیاز قابل فروش برای گروه‌های خاص؟ در شصت‌وچهارمین روز قطعی اینترنت، مسئله دیگر فقط این نیست که صفحه‌ای باز نمی‌شود، پیامی دیر می‌رسد یا تماس تصویری قطع می‌شود. مسئله این است که یک کشور آرام‌آرام دارد به زیست تازه‌ای عادت داده می‌شود؛ زیستی که در آن اینترنت آزاد برای بخشی از جامعه ممکن است، برای بخشی دیگر ممنوع، و برای اکثریت، پرهزینه، کند، ناپایدار و تحقیرآمیز. خاموشی اینترنت وقتی از چند ساعت و چند روز عبور می‌کند، دیگر ابزار کنترل بحران نیست؛ خودش تبدیل به بحران می‌شود. گزارش‌های بین‌المللی می‌گویند ایران در یکی از شدیدترین و طولانی‌ترین خاموشی‌های اینترنتی جهان قرار گرفته است. رویترز نوشته که هم‌زمان با ورود قطعی به ماه سوم، دولت طرحی موقت به نام «Internet Pro» را برای برخی کسب‌وکارها مطرح کرده تا بخشی از فعالیت اقتصادی حفظ شود؛ اما همین گزارش هم تأکید می‌کند که اکثریت مردم همچنان با دسترسی محدود یا قطع‌شده روبه‌رو هستند. 
 

درمانی که نیست و بحرانی که ریشه دارد

در ظاهر، این طرح شاید شبیه مُسکن باشد؛ اما در واقع، نشانه یک بیماری عمیق‌تر است. وقتی اینترنت عادی برای مردم قطع می‌شود و سپس همان اینترنت در قالب نسخه ویژه، حرفه‌ای یا سفید به گروه‌هایی خاص بازمی‌گردد، معنایش این است که مشکل فنی نیست. اگر اینترنت می‌تواند برای برخی وصل باشد، پس قطع‌بودن آن برای بقیه یک تصمیم است، نه تقدیر. 
سامان اما صاحب فروشگاه آنلاین پوشاک در جنوب تهران، یکی از همان آدم‌هایی است که هزینه این تصمیم را با زندگی روزمره‌اش می‌پردازد. تا پیش از محدودیت‌ها، صفحه فروشش در شبکه‌های اجتماعی ویترین اصلی کسب‌وکارش بود. مشتری می‌دید، پیام می‌داد، سفارش می‌داد، پرداخت می‌کرد و بسته ارسال می‌شد. حالا اما زنجیره ساده فروش، در چند نقطه پاره شده؛ پیام دیر می‌رسد، صفحه باز نمی‌شود، درگاه پرداخت خطا می‌دهد، مشتری منصرف می‌شود و او می‌گوید «از وقتی اینترنت کند و محدود شده، عملاً نصف مشتری‌هایم را از دست داده‌ام. ما سرمایه بزرگ نداریم؛ همین فروش روزانه زندگی‌مان را می‌چرخاند.» 
 

پرو نمکی تازه بر زخم شهروندان 

اما تلخ‌ترین بخش روایت او نه از دست رفتن مشتری، که پیامک اینترنت پرو است. «یعنی اگر پول بدهم، اینترنت خوب می‌شود؟ پس بقیه مردم چه؟» 
این پرسش ساده، قلب ماجراست. اینترنت پرو از همین‌جا از یک طرح فنی به یک مسئله سیاسی، حقوقی و اخلاقی تبدیل می‌شود. چون به مردم می‌گوید محرومیت شما از دسترسی، قابل حل است؛ فقط باید در طبقه درست باشید، شغل درست داشته باشید، نهاد درست معرفی‌تان کند یا پول بیشتری بدهید. 

در اقتصاد دیجیتال، فروشنده بدون مشتری هیچ است. حتی اگر به بخشی از کسب‌وکارها اینترنت سفید بدهند، وقتی مخاطب پشت دیوار مانده، ویترین روشن اما خیابان خالی است. حمیدرضا احمدی، عضو انجمن تجارت الکترونیک، در گفت‌وگویی که خبرآنلاین منتشر کرده، دقیقاً به همین نقطه اشاره می‌کند: کسب‌وکارها نمی‌توانند بدون حضور آزادانه مخاطب در همان بستری که روی آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند، چرخه اقتصادی خود را حفظ کنند. او مشکل اصلی را «فقدان شفافیت» و نبود نقشه راه روشن درباره آینده اینترنت می‌داند. 

اینترنت پرو

ویترین‌های بدون مشتری

این همان «ویترین بدون مشتری» است؛ استعاره‌ای دقیق از اقتصاد دیجیتال امروز ایران. فروشنده شاید بتواند با دسترسی خاص وارد پنل فروش، پیام‌رسان یا ابزار تبلیغاتی شود، اما مشتری اگر نتواند همان مسیر را طی کند، فروش اتفاق نمی‌افتد. بازار دیجیتال با دستور اداری زنده نمی‌ماند؛ با حضور همزمان فروشنده و خریدار زنده است. اینترنت سفید برای فروشنده‌ای که مشتری‌اش در خاموشی است، مثل روشن‌کردن چراغ مغازه‌ای در شهری تخلیه‌شده است. 

مریم اما طراح گرافیک، تصویر دیگری از همین بحران می‌دهد. او نه مغازه دارد، نه انبار کالا؛ سرمایه‌اش مهارت، لپ‌تاپ و اتصال اینترنت است. در اقتصاد امروز، قطع اتصال یعنی قطع درآمد. او می‌گوید: «کار ما کاملاً وابسته به اینترنت است. باید فایل بفرستیم، پروژه بگیریم، ایمیل بزنیم، با مشتری خارجی صحبت کنیم. الان حتی ساده‌ترین کارها هم یا ممکن نیست یا با اضطراب و تأخیر انجام می‌شود.» برای او اینترنت پرو نه راه نجات، که شکل رسمی‌شده همان بازار خاکستری دورزدن محدودیت‌هاست؛ با این تفاوت که حالا تبعیض، لباس رسمی پوشیده است. 
این شرایط در حالی است که به تازگی نیز خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی از خسارت گسترده خاموشی اینترنت به کسب‌وکارهای ایران نوشته و برآورد کرده که زیان مستقیم روزانه می‌تواند به ده‌ها میلیون دلار برسد.  در این گزارش از آسیب به فروشندگان آنلاین، فریلنسرها، کسب‌وکارهای وابسته به اینستاگرام و واتس‌اپ، و حتی موج تعدیل نیرو در شرکت‌های بزرگ‌تر سخن گفته شده است. 
 

خسارت واقعی بزرگ‌تر از اعداد اقتصادی است 

اما عددها فقط بخشی از حقیقت‌اند. خسارت واقعی، فقط در دلار و تومان محاسبه نمی‌شود. وقتی اینترنت قطع می‌شود، یک دانشجو از مقاله و منبع علمی عقب می‌ماند؛ یک پرستار از دسترسی سریع به منابع آموزشی محروم می‌شود؛ یک فروشنده کوچک مشتری‌اش را از دست می‌دهد؛ یک راننده، یک مترجم، یک تولیدکننده محتوا، یک برنامه‌نویس و یک فروشگاه خانگی از بازار حذف می‌شوند. این فقط افت سرعت نیست؛ حذف آرام آدم‌ها از رقابت است. در همین نقطه است که بحث حقوقی اهمیت پیدا می‌کند. اینترنت امروز دیگر ابزار تفریحی نیست. زیرساخت آموزش، کار، تجارت، درمان، ارتباط خانوادگی، خدمات عمومی و مشارکت اجتماعی است. 

وقتی دسترسی به آن نابرابر شود، نابرابری فقط در فضای مجازی نمی‌ماند؛ به آموزش، اشتغال، درآمد و منزلت اجتماعی سرایت می‌کند. طبقه‌ای که اینترنت آزاد دارد، جلوتر می‌رود؛ طبقه‌ای که ندارد، عقب می‌ماند. این همان «فقر دیجیتال» است؛ فقری که از جیب شروع نمی‌شود، از قطع اتصال شروع می‌شود و بعد به جیب، شغل و آینده می‌رسد. 
 

طبقاتی شدن جامعه با اینترنت پرو 

اینترنت طبقاتی جامعه را به دو گروه تقسیم می‌کند و گروهی که در باند آزاد و پرسرعت حرکت می‌کند و گروهی که در باند کند، بسته و محدود گیر افتاده است. 

این تقسیم‌بندی، خطرناک‌تر از آن است که فقط با واژه «تبعیض» توصیف شود. چون در قرن بیست‌ویکم، دسترسی به اطلاعات، بخشی از قدرت اجتماعی است. کسی که به جهان وصل است، فرصت دارد؛ کسی که قطع است، فقط تماشاچی عقب‌ماندن خودش می‌شود. 
چنان چه اکنون نیز تصمیم سازمان نظام پرستاری برای نپذیرفتن اینترنت پرو از همین‌رو مهم است. این تصمیم فقط یک موضع صنفی نیست؛ نوعی اعتراض اخلاقی به عادی‌سازی تبعیض است. پرستاران هم نیاز حرفه‌ای جدی به اینترنت دارند؛ برای آموزش، ارتباطات علمی، اطلاع از دستورالعمل‌ها و ارتباطات شغلی. اما وقتی یک گروه می‌گوید «یا برای همه یا برای هیچ‌کس»، در واقع دارد منطق امتیاز را به چالش می‌کشد. این همان نقطه‌ای است که مقاومت مدنی از دل یک موضوع فنی بیرون می‌آید. 
 

اینترنت پرو

آیا بدون عدالت هم پرو یک گزینه است؟ 

در برابر این نگاه، بخشی از فعالان اقتصادی می‌گویند کسب‌وکار بدون اینترنت می‌میرد و اگر راهی برای دسترسی بهتر وجود دارد، باید از آن استفاده کرد. این حرف از منظر بقا قابل فهم است. تاجر، فروشنده، شرکت و استارتاپ نمی‌توانند منتظر عدالت کامل بمانند وقتی حقوق کارمند، اجاره دفتر و سفارش مشتری روی زمین مانده است. اما مسئله اینجاست که راه‌حل اضطراری اگر شفاف، موقت و عمومی نباشد، به سیاست دائمی تبعیض تبدیل می‌شود. اینترنت پرو اگر قرار است نسخه بحران باشد، باید تاریخ پایان، معیار دسترسی، نهاد ناظر و حق اعتراض داشته باشد؛ وگرنه فقط نام تازه‌ای برای اینترنت طبقاتی است. 

مشکل بزرگ‌تر، بی‌شفافیتی است. مردم نمی‌دانند این وضعیت تا کی ادامه دارد. کسب‌وکارها نمی‌دانند باید روی چه بستری سرمایه‌گذاری کنند. دانشجویان نمی‌دانند دسترسی علمی‌شان چه زمانی عادی می‌شود. فروشندگان نمی‌دانند مشتری فردا به اینستاگرام، تلگرام، سایت یا پلتفرم داخلی دسترسی خواهد داشت یا نه. وقتی آینده اینترنت روشن نیست، برنامه‌ریزی اقتصادی ناممکن می‌شود. اقتصاد دیجیتال بر پایه اعتماد، پیش‌بینی‌پذیری و تداوم ساخته می‌شود؛ سه چیزی که خاموشی طولانی اینترنت نابودشان می‌کند. 
 

ساده انگاری با باور به کوچ اجباری 

در چنین وضعیتی، سخن گفتن از «کوچ اجباری» به پلتفرم‌های داخلی نیز ساده‌انگارانه است. مخاطب را نمی‌شود با قطع مسیرهای دیگر، به ماندن در یک بستر وادار کرد و بعد نام آن را انتخاب گذاشت. بازار جایی شکل می‌گیرد که مردم اعتماد، آزادی و کارایی ببینند. اگر کاربر احساس کند در پلتفرم داخلی زیر اجبار مانده، حضورش نه پایدار است و نه مولد. کسب‌وکار هم جایی می‌رود که مشتری واقعی حضور دارد، نه جایی که دستور داده شده چراغش روشن بماند. 

از سوی دیگر، سقوط کیفیت واقعی اینترنت ایران در نمودارهای جهانی نشان می‌دهد مسئله فقط سرعت اسمی نیست. ممکن است در آمارها متوسط سرعت موبایل یا ثابت عددی قابل دفاع داشته باشد، اما تجربه کاربر با پایداری اتصال، پینگ، دسترسی آزاد، امکان استفاده از سرویس‌های جهانی و نبود قطعی سنجیده می‌شود. وقتی ترافیک بین‌الملل در اوج اختلال‌ها شدیداً سقوط می‌کند، دیگر سرعت اسمی چیزی را نجات نمی‌دهد. اینترنتی که گاهی سریع است اما همیشه ناامن، ناپایدار و محدود، زیرساخت توسعه نیست؛ ابزار فرسایش است. 
 

بحران اعتماد با قطعی اینترنت 

خاموشی ۶۴ روزه اینترنت، در نهایت فقط بحران ارتباطات نیست؛ بحران اعتماد است. مردم می‌بینند برخی مقام‌ها، نهادها یا گروه‌های خاص همچنان در شبکه‌های جهانی فعال‌اند، اما زندگی عادی شهروندان در انتظار اتصال مانده است. این تضاد، احساس «خودی و ناخودی دیجیتال» می‌سازد. جامعه وقتی حس کند حتی دسترسی به جهان هم طبقاتی شده، به این نتیجه می‌رسد که عدالت فقط در درآمد و مسکن و آموزش آسیب ندیده؛ در امکان دیده‌شدن، شنیده‌شدن و وصل‌بودن هم شکسته است. 
پرسش اصلی امروز این نیست که اینترنت پرو چقدر سرعت دارد یا چه کسانی مشمول آن می‌شوند. پرسش این است که چه کسی حق دارد تصمیم بگیرد مردم تا چه اندازه به جهان وصل باشند؟ اگر اینترنت حق عمومی است، چرا عمومی نیست؟ اگر ابزار امنیتی است، چرا برای برخی آزاد است؟ اگر زیرساخت اقتصادی است، چرا مشتری از فروشنده جدا شده؟ و اگر موقت است، چرا نقشه راه ندارد؟
ایران امروز با یک انتخاب روبه‌روست که یا اینترنت را به‌عنوان حق عمومی، برابر و حیاتی به رسمیت بشناسد، یا با نسخه‌های خاص، سفید و پرو، شکاف اجتماعی را عمیق‌تر کند. خاموشی طولانی اینترنت شاید در کوتاه‌مدت جریان اطلاعات را کند کند، اما در بلندمدت چیزی خطرناک‌تر می‌سازد: جامعه‌ای بی‌اعتماد، اقتصادی بی‌افق، نسلی عصبانی و بازاری که حتی اگر چراغ ویترینش روشن باشد، مشتری‌اش پشت دیوار مانده است. 
اینترنت پرو راه‌حل نیست؛ اعتراف است. اعتراف به این که اینترنت قابل وصل‌کردن است، اما برای همه وصل نمی‌شود. و همین اعتراف، از هر گزارش فنی و نمودار جهانی کوبنده‌تر است.

ارسال نظر

آخرین اخبار