آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی!
باشگاه استقلال در حالی فصل ۱۴۰۳-۱۴۰۴ را با رتبهای دور از انتظار در لیگ به پایان رساند و همزمان جام حذفی را فتح کرد، که از مدتها قبل پروژهای برای بازسازی ساختار فنی و مدیریتی خود کلید زده بود؛ پروژهای که یکی از مهمترین بخشهای آن، حضور کلارنس سیدورف بهعنوان چهرهای بینالمللی در کنار مدیریت باشگاه بود؛همکاریای که با امید آغاز شد، اما با نتیجهای متفاوت به پایان رسید.
در مقطعی که مدیران باشگاه بهدنبال تغییرات بنیادین بودند، ایده استفاده از تجربه یک نام بزرگ جهانی شکل گرفت. هدف اولیه، حضور سیدورف در جایگاه معاون ورزشی بود؛ نقشی که میتوانست در تصمیمسازیهای کلان باشگاه اثرگذار باشد. با این حال، محدودیتهای قانونی اجازه واگذاری پست رسمی مدیریتی به یک چهره خارجی را نداد و در نهایت، این اسطوره هلندی در قامت «مشاور مدیرعامل» معرفی شد؛ تصمیمی که از همان ابتدا، دامنه اختیارات او را محدودتر از آنچه تصور میشد، تعریف کرد.
ایدهای قابل دفاع در فوتبال ایران
در فضایی که چرخه مدیریت در فوتبال ایران اغلب بسته و تکراری است، ورود یک چهره با تجربه بینالمللی، اتفاقی متفاوت و قابل توجه محسوب میشود. سیدورف، نهتنها سابقهای درخشان در دوران بازیگری داشت، بلکه در سالهای اخیر بهعنوان یک چهره فعال در حوزه کسبوکار ورزشی نیز شناخته میشد.
از این منظر، تلاش برای بهرهگیری از دانش و تجربه خارجی، حرکتی مثبت بود؛ اقدامی که اگر بهدرستی اجرا میشد، میتوانست الگویی برای سایر باشگاهها و حتی ساختار کلان فوتبال کشور باشد.
فاصله میان طرح و اجرا
با وجود جذابیت ایده، آنچه در عمل رخ داد، فاصلهای محسوس با اهداف اولیه داشت. بر اساس مفاد قرارداد، سیدورف موظف بود بهصورت مستمر در تهران حضور داشته باشد و بر روند فنی تیمهای پایه تا بزرگسالان نظارت کند. اما در طول دوره همکاری، حضور او در ایران بسیار محدود بود و تعداد سفرهایش به تهران، با آنچه در قرارداد پیشبینی شده بود، همخوانی نداشت. بخشی از این مسئله به شرایط خاص کشور نسبت داده شد، اما در عین حال، نشانههایی از ضعف در برنامهریزی و استفاده ناکافی از ظرفیت این همکاری نیز دیده میشد.
هزینهای قابل توجه، بازدهی محدود
گزارشها از رقم قراردادی در حدود ۲۵۰ هزار یورو برای یک فصل حکایت داشت؛ رقمی که با در نظر گرفتن نرخ ارز در زمان امضای قرارداد، به هزینهای قابل توجه برای باشگاه تبدیل شد. با این حال، خروجی این سرمایهگذاری، چه در سطح فنی و چه در حوزه ساختاری، چندان ملموس نبود و نتوانست انتظارات اولیه را برآورده کند.
پایان یک همکاری بی سبب
در شرایطی که باشگاه برای فصل آینده با محدودیتهای مالی و سیاستهای انقباضی روبهرو شده، تصمیم به عدم تمدید قرارداد سیدورف اتخاذ شد. افزایش قابل توجه هزینهها در صورت ادامه همکاری، در کنار تجربه نهچندان موفق سال گذشته، از جمله عواملی بود که این تصمیم را منطقیتر جلوه داد.
پروژه همکاری میان استقلال و کلارنس سیدورف را میتوان نمونهای از یک ایده درست با اجرایی ناپخته دانست. نه اصل استفاده از دانش خارجی قابل نقد است، و نه ضرورت تغییر در ساختارهای سنتی فوتبال ایران؛ اما آنچه اهمیت دارد، نحوه پیادهسازی چنین ایدههایی است.
شاید مهمترین دستاورد این تجربه، نه نتایج فنی، بلکه درسی باشد برای آینده: ایدههای بزرگ، بدون اجرای دقیق، به همان اندازه که امیدوارکنندهاند، میتوانند یک فاجعه بزرگ هم باشند.