بازی فریب
در جنگ ۴۰ روزه که با ترور وحشیانه مقامات و هم زمان با قتلعام کودکان بیگناه میناب آغاز شد، پیش فرض رژیم صهیونیستی به صورت بنیادین ابطال گردید.
حمیدرضا فرتوک زاده در یادداشتی در آرمان امروز نوشت:
در جنگ ۴۰ روزه که با ترور وحشیانه مقامات و هم زمان با قتلعام کودکان بیگناه میناب آغاز شد، پیش فرض رژیم صهیونیستی به صورت بنیادین ابطال گردید.
تاکید بر ماهیت منطقهای جنگ و عبور از چارچوب تعریف شده رژیم صهیونیستی حاصل فراست و تدبیر هوشمندانه رهبری و فرمانده شهید کل نیروهای مسلح در فاصله میان تیر ماه تا اسفندماه ۱۴۰۴ بود که در آخرین بیانات ایشان در نقطه کانونی کلان راهبرد دفاع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و دستاوردهای درخشانی برای دفاع مقدس مردم ایران در برابر اردوگاه آنگلوساکسونی در پی داشت. به گونهای که میتوان گفت الگوی پاسخگویی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با چرخش به کلان راهبرد جنگ منطقهای یکی از بزرگترین غافلگیریهای تاریخ جنگهای ایالات متحده بوده است.
به جرات میتوان گفت که اتاق جنگ کاخ سفید در طول تاریخ خود هرگز با چنین میزانی از غافلگیری مواجه نشده است. جنگی که انتظار داشتند ظرف چند روز موجودیت ایران زمین را از روی نقشه منطقه غرب آسیا حذف کند، منجر به پاسخ کوبنده و خساراتی مافوق تصور به منافع و داراییهای راهبردی ایالات متحده در خلیج فارس شد.
اگر چه تلاش دستگاه دیپلماسی و هیات مذاکره کننده ایرانی در حفظ اقتدار کشورمان و خنثی کردن طرحهای فریب آمریکایی در اسلام آباد قابل تقدیر است، اما آنچه که از دیدگاه کلان راهبرد اهمیت دارد مراقبت از صورتبندی دقیق لایههای آشکار و پنهان جنگ و حفظ مزیت اصلی دفاعی کشورمان در این جنگ نابرابر و تحمیلی است.
نگرانی اصلی ما در گام بعدی این جنگ این است که دشمن با فریبکاری و اغواگری و استفاده از تکثر موجود در ساختار سیاستگذاری و تصمیمگیری کشورمان بتواند ضلع اصلی کلان راهبرد و قدرت بازدارنده جمهوری اسلامی ایران را حذف کرده و داراییهای راهبردی و منافع شرکتهای چندملیتی در خلیج فارس را از زیر آتش نیروهای مسلح ایران خارج کند.
این طرح فریب میتواند از طریق یک توافق دوجانبه میان ایران و ایالات متحده به طرف ایرانی القاء شود. حاصل این کار حتی میتواند رفع برخی از تحریمها و آزادسازی برخی از منابع مسدود شده کشورمان باشد. با این امید که پس از آن دورهای از عادیسازی مناسبات با همسایگان پیش رو باشد و در خلال آن شکلگیری گونهای خاص از مناسبات امنیتی برای تکمیل حلقههای محاصره کشورمان دنبال شود. به عنوان مثال، تقویت و تحکیم پیمانهای امنیتی میان عربستان سعودی و پاکستان و تعمیم آن به شیخ نشینهای خلیج فارس.
هدف از این مرحله که ممکن است چند ماه به طول انجامد، تکمیل حلقههای محاصره کشورمان است و زمینه را برای آغاز مرحله بعدی عملیات غافلگیرانه رژِیم صهیونیستی فراهم خواهد ساخت. هدف دیگر دشمن میتواند تخلیه تدریجی و مرحلهای انرژی مقاومت مردمی ایران و دلسرد شدن صفوف فشرده مردم در خیابانها باشد. همچنان که ایجاد پریشانی و ابهام در میان جوانمردان محور مقاومت در سراسر منطقه را میتوان جزو اهداف دیگر دشمن برشمرد.
آنچه که در این میانه روز به روز فعالتر و بدخیمتر و تهاجمیتر میشود ماشین جنگی رژیم صهیونیستی است. رژیمی که به خاطر خطای فاحش در پیش فرضهای جنگ ۴۰ روزه، حیثیت کاخ سفید را به باد داده و قاعدتا در خفا مورد نکوهش و سرزنش زرسالاران اردوگاه آتلانتیک شمالی قرار گرفته است، این بار در صدد است که لطمه حیثیتی و وجودی وارد شده به اردوگاه آتلانتیک شمالی را جبران کند و با پیادهسازی طرح فریب، دست ایران را از منافع و داراییهای راهبردی زرسالاران آتلانتیک شمالی در خلیج فارس کوتاه کند.
شواهد بسیار وجود دارد که رژیم صهیونی در صورت موفقیت در پیادهسازی این طرح فریب و مصونسازی منافع و داراییهای راهبردی زرسالاران آتلانتیک شمالی در خلیج فارس، با استفاده از همه ظرفیتهای آفندی و پدافندی موجود در منطقه، جنگ دیگری را بر علیه کشورمان آغاز خواهد کرد و ظرف مدت کوتاهی بسیاری از زیرساختها، ظرفیتها و داراییهای حیاتی کشور را هدف قرار داده و همزمان به ترور مقامات و قتلعام گروههای هدف مورد نظر خود خواهد پرداخت.