رمزگشایی از تغییر موضع کشورهای عربی نسبت به ایران
در روزهای اخیر، تحولات دیپلماتیک در خلیج فارس شاهد تغییرات قابل توجهی بوده است. عمان همواره به عنوان صدای تعادل و مخالف تنشهای نظامی در منطقه شناخته میشد و سیاست بیطرفی فعال خود را حفظ کرده بود.
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
در روزهای اخیر، تحولات دیپلماتیک در خلیج فارس شاهد تغییرات قابل توجهی بوده است. عمان همواره به عنوان صدای تعادل و مخالف تنشهای نظامی در منطقه شناخته میشد و سیاست بیطرفی فعال خود را حفظ کرده بود. اما حالا، عربستان سعودی، قطر و کویت نیز به این جمع پیوستهاند و موضعگیری قاطعی در مخالفت با هرگونه اقدام نظامی علیه ایران اتخاذ کردهاند. این همگرایی جدید، نه تنها نشاندهنده بلوغ سیاسی کشورهای عربی است، بلکه میتواند نقطه عطفی در معادلات منطقهای باشد که سالها تحت تأثیر تنشهای خارجی قرار داشت.
این تغییر موضع را میتوان از زوایای مختلفی تحلیل کرد. نخست، تجربه مستقیم خسارات اقتصادی و امنیتی ناشی از تنشهای میان ایران و آمریکا.
کشورهای خلیج فارس، به ویژه عربستان، قطر و کویت، اقتصادهایی وابسته به صادرات انرژی دارند که هرگونه درگیری نظامی میتواند به طور مستقیم بر آنها ضربه بزند. افزایش قیمت نفت، اختلال در مسیرهای کشتیرانی، و تهدید تأسیسات نفتی و گازی، درسهایی بوده که این کشورها را به این نتیجه رسانده که ادامه حمایت از سیاستهای تنشزا، بیش از هر چیز به خودشان آسیب میرساند. عمان سالها بر این نکته تأکید داشت که امنیت منطقه از طریق گفتوگو و نه جنگ تأمین میشود. حالا عربستان و شرکایش نیز به این درک رسیدهاند که هزینههای یک درگیری گسترده، بسیار فراتر از هر منفعت احتمالی خواهد بود.
شاید بتوان گفت که این کشورها از ابتدا نیز چندان علاقمند به سناریوی نظامی نبودند، اما فشارهای سیاسی و ترس از تبعات مخالفت علنی، آنها را به سکوت یا حتی همراهی ظاهری وادار کرده بود. ترس از انزوا در برابر قدرتهای غربی، نگرانی از واکنشهای داخلی یا منطقه ای، و محاسبات امنیتی، مانع بیان صریح نظراتشان میشد. اما امروز، با گذشت زمان و مشاهده واقعیتهای میدانی، این هراس جای خود را به محاسبات عقلانی داده است. آنها دیگر نمیخواهند قربانی تنشها شوند. منافع ملی، ثبات اقتصادی و امنیت شهروندان، اولویت بالاتری یافته و این کشورها ترجیح میدهند نقش میانجی یا حداقل ناظر بیطرف را ایفا کنند تا اینکه در جبههای قرار بگیرند که آتش جنگ را شعلهورتر کند.
در حال حاضر، در میان کشورهای عربی، تنها بحرین و امارات متحده عربی هستند که همچنان موضعگیریهای تند و مخالف با ایران را ادامه میدهند.
این دو کشور، به دلایل تاریخی، امنیتی و اتحادهای استراتژیک خاص خود، همچنان بر لزوم فشار حداکثری بر ایران تأکید دارند. اما سایر اعضا، از جمله عربستان که زمانی لبه تیز انتقادها بود، به جمعبندی رسیدهاند که اقدام نظامی نه تنها راهحل نیست، بلکه میتواند کل منطقه را به ویرانه تبدیل کند.
این تغییر، نشاندهنده یک اجماع عربی است که دیگر نباید اجازه داد خلیج فارس، میدان جنگ دیگران شود. کویت که همواره صدای صلحطلب داشت، قطر با سیاست خارجی فعال و میانجیگرایانهاش، و عربستان با وزن سنگین اقتصادی و سیاسیاش، همگی بر این باورند که دیپلماسی و مذاکره، تنها مسیر پایدار برای حل اختلافات است.
یکی از عوامل مهم در این تغییر موضع، احتمالاً نقش فزاینده چین است. پکن به عنوان قدرت اقتصادی رو به رشد، روابط تجاری عمیقی با تمام کشورهای خلیج فارس برقرار کرده و همواره بر لزوم ثبات منطقه برای ادامه تجارت و تأمین انرژی تأکید دارد. فشارهای دیپلماتیک چین، همراه با پیشنهادهای اقتصادی جذاب مانند سرمایهگذاری در پروژههای توسعهای و عضویت در ابتکاراتی چون کمربند و راه، میتواند محرکی برای این کشورها بوده باشد تا از سیاستهای ماجراجویانه فاصله بگیرند.
چین مخالف هرگونه بیثباتی است که جریان نفت را مختل کند و ترجیح میدهد منطقهای آرام و قابل پیشبینی داشته باشد. این نفوذ، بدون دخالت نظامی مستقیم، از طریق ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک عمل کرده و نتایج مثبتی به همراه داشته است.
این همگرایی جدید، پیامدهای مثبتی برای منطقه خواهد داشت. نخست، کاهش احتمال گسترش درگیریها و ایجاد فضایی برای گفتوگوهای مستقیم میان کشورهای خلیج فارس و ایران.
دوم، تقویت صدای جمعی عربی در مجامع بینالمللی برای حمایت از راهحلهای مسالمتآمیز. سوم، تمرکز بیشتر بر توسعه اقتصادی به جای هزینههای نظامی. البته چالشهایی نیز وجود دارد. اختلافات قدیمی، رقابتهای منطقهای و فشارهای خارجی همچنان پابرجاست. اما واقعیت این است که کشورهای عربی، به ویژه اعضای شورای همکاری خلیج فارس، در حال بازتعریف اولویتهای خود هستند. آنها دریافتهاند که امنیت واقعی، نه در اتحاد با قدرتهای دور دست برای جنگ، بلکه در همسایگی مسالمتآمیز و تعامل سازنده نهفته است.
عمان به عنوان پیشگام این رویکرد، اکنون شرکای بیشتری یافته است. عربستان سعودی با اعلام مخالفت صریح با تشدید نظامی، قطر با تلاشهای میانجیگرانه، و کویت با تأکید بر ثبات، جلوهای جدید از وحدت عربی را به نمایش گذاشتهاند. این تغییر میتواند پایهای برای یک معماری امنیتی منطقهای باشد که در آن، همه طرفها احساس امنیت کنند و نه اینکه یک طرف بر دیگری غلبه جوید. بحرین و امارات نیز شاید در آینده، با مشاهده نتایج این رویکرد، به این جمع بپیوندند، زیرا ادامه انزوا در موضع تند، ممکن است هزینههای سیاسی و اقتصادی سنگینی برایشان داشته باشد.
توصیه قطر به ونس و مخالفت کویت و عربستان با استفاده از حریم هوایی کشورشان و سایر تحولات نشان میدهد که منطقه خاورمیانه در حال گذار از دوران تنش به سمت مرحلهای جدید از محاسبات واقعبینانه است.
کشوریهایی که زمانی در برابر فشارها تسلیم میشدند، امروز با صدای بلندتر از منافع خود دفاع میکنند. مخالف اقدام نظامی علیه ایران، نه نشانه ضعف، بلکه نماد دوراندیشی است.
اگر این روند ادامه یابد، میتواند به کاهش تنشهای بلندمدت، رونق اقتصادی و امنیت پایدار منجر شود. آینده منطقه، بیش از هر زمان دیگری، به انتخابهای هوشمندانه این کشورها وابسته است و به نظر میرسد که آنها مسیر درستی را برگزیدهاند.