شبکه نمایش خانگی در ایستگاه خشونت و ناهنجاری
طی سالهای گذشته با رونق تولید مجموعه های تلویزیونی و کوچ بازیگران سرشناس به شبکه نمایش خانگی، خانوادهها بخش قابل توجهی از وقت خود را به تماشای این آثار اختصاص میدهند
روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت:
طی سالهای گذشته با رونق تولید مجموعه های تلویزیونی و کوچ بازیگران سرشناس به شبکه نمایش خانگی، خانوادهها بخش قابل توجهی از وقت خود را به تماشای این آثار اختصاص میدهند اما موضوع قابل تامل، تغییر ژانر اکثر سریالهاست به نحوی که خشونت و انتقام ،نقطه آغاز و پایان اکثر تولیدات سینمایی را به خود اختصاص میدهد و خواسته یا ناخواسته،سبب آسیب روحی و روانی به مخاطب می شود.
در این سریالها از نمایش بیرویه مصرف دخانیات و مشروبات الکلی گرفته تا مصرف مواد مخدر و انواع خشونتها از جمله قتل و دعواهای خشن، همه به بهانه جذب مخاطب در یک سریال گنجانده میشود.
برخی کارشناسان معتقدند که بروز و ظهور چنین شرایطی می تواند مخاطرات فراوانی به دنبال داشته باشد و بر ذهن و فکر مخاطب به ویژه نوجوانان ،تاثیر سوء بگذارد اما از سوی دیگر،برخی کنشگران اجتماعی هم بر این باورند که مجموعه های تلویزیونی بر آمده از برخی لایه های جامعه هستند که درگیر مشکلات و معضلات شده اند.
این که لایه هایی از جامعه بنا به هر دلیلی با انواع و اقسام معضلات اجتماعی درگیر شده اند و رفتارهای خشونت آمیز توام با زیرپاگذاشتن هنجارها به یک رویه ثابت برای آن ها تبدیل شده است، بر هیچ کس پوشیده و پنهان نیست اما سئوال اینجاست که ورود این مسائل به مجموعه های تلویزیونی چه دردی را می تواند دوا کند؛ به جز عیان کردن معضلات بدون ارائه راهکاری رفع آن ها !
هشدار نسبت به بازنمایی مصرف مواد مخدر
یک روانشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه با اشاره به نحوه بازنمایی مصرف مواد مخدر در برخی آثار تلویزیونی شبکه نمایش خانگی، نسبت به خطر عادیسازی این پدیده هشدار می دهد و بر ضرورت مدیریت هوشمند محتوای نمایشی با مشارکت نهادهای مسئول، هنرمندان و خانوادهها تأکید می کند.
دکتر مسعود نویدیمقدم به مسئولیت چندوجهی عوامل تولید اشاره می کند و می گوید: اگرچه نقش اصلی در این حوزه بر عهده نهادهای متولی، سازمانهای مرتبط، اسپانسرها و سرمایهگذاران است اما هنرمندان هم میتوانند نقش مؤثری ایفا کنند. بهعنوان نمونه، پیشنهاد میشود در کنار تولید این آثار، پویشهای فرهنگی و روانشناختی برای افزایش آگاهی عمومی طراحی و اجرا شود.
این روانشناس تاکید می کند: هنرمندان میتوانند با ارائه هشدارهای هدفمند به فیلمسازان درباره عناصر آسیبزا در آثار نمایشی، یا مشارکت فعال در کمپینهای ضد اعتیاد، گامی مؤثر بردارند. همچنین حضور در برنامههای تحلیلی، برگزاری نشستها و پنلهای گفتگو و ایفای نقش در آثاری با پیامهای آگاهسازانه، از دیگر اقدامات قابل توجه در این زمینه است.
این عضو هیأت علمی دانشگاه می گوید: پس از اکران آثار هم میتوان پیامهای زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی مرتبط با موضوع اعتیاد را مطابق با چارچوبهای ارائهشده از سوی سازمان بهداشت جهانی بهعنوان پیوست رسانهای منتشر کرد. علاوه بر این، ارائه الگوهای جایگزین مثبت در روایتها، مانند نمایش مسیر ترک موفق یا بازسازی شخصیت، در کنار نمایش کنترلشده مصرف مواد، میتواند به شکلگیری نگرش صحیح در مخاطب کمک کند.
مدیریت هوشمند آثار نمایشی
وی با اشاره به «مدیریت هوشمند آثار نمایشی»، می افزاید: این رویکرد در بسیاری از کشورهای جهان مورد توجه قرار گرفته است و هدف نهایی باید جلوگیری از عادیسازی و ترویج مصرف مواد باشد، در عین حال که «آزادی خلاقیت هنری» و «بازنمایی واقعیت اجتماعی» هم حفظ شود. هنر باید آزادانه پرواز کند، اما این پرواز نباید به تقویت آسیبهای اجتماعی بینجامد.
این کارشناس در بخش دیگری از سخنان خود با ارائه توصیههایی به خانوادهها می گوید: والدین باید بر تقویت ارتباط با فرزندان و شناخت گروه همسالان آنها تمرکز کنند. آموزش مهارتهای خودمراقبتی و الگوسازی صحیح در خانواده از اهمیت ویژهای برخوردار است.
وی همچنین هشدار می دهد: ایجاد ممنوعیت تماشای برخی صحنهها برای فرزندان در حالی که والدین آنها را تماشا میکنند، میتواند حس کنجکاوی و تمایل به تجربه را در کودکان و نوجوانان افزایش دهد. نویدیمقدم می گوید: والدین باید به ردهبندی سنی آثار توجه داشته باشند، با فرزندان خود صادقانه گفتگو و پیامهای روشن و قابلفهمی در این زمینه منتقل کنند.
مرزی باریک میان واقعیت و تأثیرگذاری
از سوی دیگر یک روانشناس بالینی در گفتگو با اطلاعات می گوید: در سالهای گذشته، گسترش تولیدات نمایش خانگی و افزایش دسترسی خانوادهها به این آثار، بحثهای تازهای را در حوزه فرهنگ و رسانه ایجاد کرده است؛ از جمله موضوع مصرف مشروبات الکلی و صحنههای خشونتآمیز. این مسآله برای والدین، کارشناسان و فعالان حوزه تربیت کودک و نوجوان تبدیل به دغدغهای جدی شده است؛ آن هم در شرایطی که سن تماشای فیلم و سریال بهواسطه گوشی هوشمند، تبلت و پلتفرمهای آنلاین، هر روز پایینتر میآید.
دکتر سیما مستفشار با اشاره به این که یکی از مهمترین نگرانیها، تأثیر سوء این تصاویر بر کودکان و نوجوانان است، می افزاید: سالها پژوهش در علوم رفتاری نشان داده که ذهن در حال رشد نوجوانان، نسبت به الگوهای تکرارشونده حساس و ممکن است رفتار یک شخصیت محبوب روی پرده، به یک «الگوی قابل قبول» تبدیل شود .
وی ادامه می دهد: به همین دلیل برخی کارشناسان معتقدند عادیسازی مصرف الکل یا نمایش مکرر خشونت ممکن است حساسیت نوجوانان را نسبت به این موضوعات کاهش دهد و در برخی موارد به رفتارهای پرخطر یا پرخاشگرانه در میان آنان دامن بزند .
سایه تنشهای اجتماعی در مجموعه های تلویزیونی
وی با بیان این که نمیتوان از نقشی که شرایط اجتماعی بر محتواهای تولیدی میگذارد غافل شویم، می افزاید: فیلمها و سریالها همیشه بازتابی از وضعیت لایه هایی از جامعهاند؛ خواه آن بخشها مطلوب ما باشند یا نه ! در جامعهای که فشار اقتصادی، درگیریهای روزمره، اختلافات خانوادگی و تنشهای اجتماعی وجود دارد، طبعاً فیلمهایی تولید می شود که این سایهها در آن دیده میشود و انتظار این که در چنین فضایی ، آثار نمایشی تصویری کاملاً آرام، خالی از تنش و بیارتباط با واقعیتهای اجتماعی ارائه دهند، انتظاری غیرطبیعی است.
این رواشناس بالینی با تأکید بر این که از این زاویه، میتوان گفت خشونت موجود در فیلمها صرفاً «تولید» نشده، بلکه «بازنمایی» شده است و بازتابی از وضعی است که در لایه ای از جامعه جریان دارد، می گوید: اگر قرار باشد رسانه صرفاً چهرهای آرمانی و بینقص از واقعیت بسازد، نقش بازتابدهندهاش را از دست میدهد و دیگر نمیتواند به عنوان آینه جامعه عمل کند.
مستفشار ادامه می دهد: در کنار همه این بحثها، تجربه شخصی بسیاری از خانوادهها هم نشان میدهد که دیدن صحنههای مصرف دخانیات یا خشونت در آثار تصویری، دیگر برای کودکان آنقدر عجیب و دور از ذهن نیست؛ البته این به آن معنا نیست که آثار نمایشی میتوانند بدون مرز و بیقید به هر نوع رفتاری بپردازند. مسئولیت اجتماعی رسانهها، بهویژه در حوزه نمایش خانگی که مخاطب آن بسیار گسترده است، ایجاب میکند حساسیت بیشتری در نحوه ارائه این محتواها وجود داشته باشد. هدف، نه سانسور و پنهانکاری است و نه نمایش بیمحابا؛ بلکه ایجاد تعادلی معقول میان حقیقت اجتماعی و تأثیر احتمالی آن بر ذهن نسل جوان.
وی ادامه می دهد: به نظر میرسد راه حل در «ممنوعیت کامل» یا «بیتفاوتی کامل» خلاصه نمیشود. از یک سو باید واقعیتهای جامعه دیده و روایت شود و از سوی دیگر، خانوادهها، مدارس و نهادهای فرهنگی باید نقش فعاتری در گفتگو با نوجوانان و توضیح صحیح این مسائل بر عهده بگیرند، همچنین رسانه هم باید بکوشد به جای بازتولید صرف خشونت، آن را در بستری آگاهانهتر و هدفمندتر روایت کند.
مستفشار با تأکید بر این که در نهایت، پرسش اصلی این است که آیا مشکل از فیلمهاست یا از جامعهای که فیلمها از بخشی از آن الهام میگیرند؟ می گوید: شاید پاسخ، ترکیبی از هر ۲ باشد؛ اما راهحل قطعی بدون توجه همزمان به هر ۲ بخش، بهدست نخواهد آمد.