خاورمیانه بر سر دوراهی جنگ و صلح و تشدید تنشها
خاورمیانه این روزها بر لبه پرتگاه جنگ حرکت میکند. هر لحظه ممکن است یک تنش کوچک، آتش درگیری گستردهای را شعلهور کند که نه تنها منطقه، بلکه اقتصاد جهانی را نیز به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
خاورمیانه این روزها بر لبه پرتگاه جنگ حرکت میکند. هر لحظه ممکن است یک تنش کوچک، آتش درگیری گستردهای را شعلهور کند که نه تنها منطقه، بلکه اقتصاد جهانی را نیز به شدت تحت تأثیر قرار دهد. تنشها در تنگه هرمز، حملات دریایی اخیر، درگیریهای نیابتی و مواضع تند، فضایی آکنده از نگرانی ایجاد کرده است. با این حال، همزمان با این تهدیدات جدی، نشانههای دیپلماتیک نیز به وضوح مشاهده میشود و هر دو طرف اصلی درگیر به نظر میرسد که از وضعیت تنشزای موجود خسته و متضرر شدهاند. در دو روز اخیر، حوادثی در خلیج فارس رخ داد که میتوانست به سرعت به درگیری مستقیم تبدیل شود. شلیک به ناوچه آمریکایی و هدف قرار گرفتن نفتکش اماراتی، نگرانیهای زیادی ایجاد کرد.
اما دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در اظهارنظری مهم اعلام کرد که این تحولات را نقض آتشبس یا آغاز جنگ جدید نمیداند.
این موضعگیری، که با احتیاط و بدون تهدید مستقیم همراه بود، به عنوان یک نشانه مثبت تفسیر میشود. تحلیلگران معتقدند ترامپ با این سخن، در واقع درِ مذاکره را باز نگه داشته و نشان داده که واشنگتن نیز به دنبال جنگ تمامعیار نیست. از سوی دیگر، تهران نیز تاکنون از واکنش شدید و علنی خودداری کرده و بر موضع دیپلماتیک خود تأکید ورزیده است. هر دو طرف از ادامه این تنشها آسیب دیدهاند. اقتصاد ایران تحت فشار شدید تحریمها، کاهش صادرات نفت و اختلال در تجارت دریایی قرار دارد. تورم، نوسان ارز و مشکلات معیشتی مردم را تحت تأثیر قرار داده است. از طرف دیگر، آمریکا و متحدانش نیز با افزایش قیمت جهانی نفت، نگرانی از اختلال در زنجیره تأمین انرژی و هزینههای نظامی بالا مواجه هستند. بازارهای جهانی نیز نسبت به هرگونه شوک جدید حساس شدهاند. این هزینههای دوجانبه، هر دو طرف را به این نتیجه رسانده که ادامه وضعیت موجود، بیش از آنکه سودآور باشد، زیانبار است. در این میان، دیپلماسی به طور جدی فعال شده است. سفر اخیر عباس عراقچی، وزیر خارجه و از چهرههای باتجربه دیپلماتیک ایران، به چین، یکی از مهمترین گامهای اخیر به شمار میرود.
پکن به عنوان قدرت اقتصادی بزرگ و دارای روابط نزدیک با هر دو طرف، میتواند نقش میانجی مؤثر ایفا کند. عراقچی در دیدارهای خود با مقامات چینی، بر لزوم کاهش تنش، احترام به حقوق ناوبری و بازگشت به مسیر مذاکره تأکید کرده است. چین نیز که منافع عظیمی در ثبات خلیج فارس و تأمین انرژی دارد، علاقهمند به کاهش تنش است و پیشنهادهایی برای میانجیگری ارائه کرده است. حالا زمزمههایی از سفر احتمالی دونالد ترامپ به چین در آینده نزدیک شنیده میشود. چنین دیداری، اگر محقق شود، میتواند گره اصلی تنشهای کنونی را باز کند. چین به عنوان شریک تجاری بزرگ هر دو کشور، میتواند فضایی خنثی برای گفتگوی غیرمستقیم یا حتی مستقیم فراهم آورد. ترامپ که همواره بر «معامله بزرگ» تأکید داشته، ممکن است در پکن به دنبال توافقی جامعتر باشد که هم نگرانیهای امنیتی آمریکا و اسرائیل را پوشش دهد و هم مطالبات ایران برای رفع بخشی از تحریمها و تضمین امنیت را در نظر بگیرد.
البته مسیر هنوز پر پیچ و خم است. پیشنهاد ۱۴ بندی ایران که از طریق پاکستان ارائه شده، همچنان روی میز است و مرحله اول آن بر پایان جنگ، خروج نیروها، رفع محاصره و آزادسازی داراییها تمرکز دارد. آمریکا نیز بر مسائل هستهای و تضمینهای امنیتی اصرار دارد. اما هر دو طرف به تدریج نشان دادهاند که حاضر به انعطاف هستند. تمرکز بر «پایان جنگ» به جای آتشبس موقت، میتواند نقطه مشترکی برای پیشبرد باشد. در سطح منطقهای نیز تلاشهایی برای کاهش تنش مشاهده میشود. میانجیگری عمان، قطر و حتی پاکستان ادامه دارد و برخی کشورهای عربی نیز به دنبال کاهش هزینههای درگیری هستند. سازمان ملل و اتحادیه اروپا نیز خواستار خویشتنداری شدهاند. با این حال، خطر اشتباه محاسباتی همچنان وجود دارد. یک حادثه دریایی دیگر یا حمله نیابتی میتواند همه چیز را به هم بریزد.
خاورمیانه امروز در نقطهای حساس قرار گرفته است. امروز فه احتمال زیاد به گفته مقامات ایرانی، به نامه جدید آمریکا جواب داده می شود. این رد و بدل کردن پیام ها نشان می دهد که جنگ برای هیچ طرفی مطلوب نیست، اما صلح نیز بدون اراده جدی و سازش به دست نخواهد آمد. سفر عراقچی به چین و احتمال سفر ترامپ، میتواند فرصتی طلایی برای دیپلماسی ایجاد کند. اگر طرفین از این پنجره استفاده کنند، منطقه میتواند از لبه پرتگاه جنگ فاصله بگیرد و به سمت ثبات حرکت کند. در غیر این صورت، هزینهای که همه طرفها بهویژه مردم منطقه خواهند پرداخت، بسیار سنگین خواهد بود. اکنون زمان انتخاب است: یا تنش بیپایان و هزینههای فزاینده، یا مذاکره و توافق بر سر منافع مشترک.