EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۵۶۱۰

همه با هم در مسیر بازسازی و زنده نگه داشتن امید

در کوچه‌ها و محله‌هایی که تا همین چند هفته پیش زندگی عادی در آن جریان داشت، حالا نشانه‌های یک تجربه جمعی سنگین دیده می‌شود؛ تجربه‌ای که در آمارها خلاصه نمی‌شود و در روایت‌های رسمی هم به‌طور کامل تمام نمی‌گردد

همه با هم در مسیر بازسازی و زنده نگه داشتن امید
آرمان امروز

آرمان امروز در گزارشی نوشت:

در کوچه‌ها و محله‌هایی که تا همین چند هفته پیش زندگی عادی در آن جریان داشت، حالا نشانه‌های یک تجربه جمعی سنگین دیده می‌شود؛ تجربه‌ای که در آمارها خلاصه نمی‌شود و در روایت‌های رسمی هم به‌طور کامل تمام نمی‌گردد. جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، اگرچه در ظاهر یک درگیری محدود و کوتاه‌مدت بود، اما در واقع به یک وضعیت اجتماعی-انسانی پیچیده تبدیل شده که اثرات آن همچنان در شهر، خانواده‌ها و ذهن مردم ادامه دارد. بر اساس داده‌های رسمی جمعیت هلال‌احمر، بیش از ۹۰ هزار واحد مسکونی در این دوره دچار آسیب شده‌اند؛ عددی که در ظاهر یک شاخص اداری است، اما در واقع به معنای جابه‌جایی گسترده خانواده‌ها، از هم‌پاشیدگی موقت نظم زندگی شهری و شکل‌گیری نوعی بی‌ثباتی در سکونت است. در کنار آن، بیش از ۱۳۰ هزار تماس برای دریافت خدمات مشاوره‌ای و حمایت‌های روانی ثبت شده که نشان می‌دهد بحران از سطح فیزیکی عبور کرده و به لایه‌های روانی و اجتماعی جامعه رسیده است.

در تهران، معاون خدمات شهری شهرداری از اسکان بیش از ۵ هزار و ۵۰۰ نفر در هتل‌های شهر خبر داده است؛ اسکان اضطراری‌ای که اگرچه با هدف حمایت فوری انجام شده، اما در عمل نوعی وضعیت تعلیق اجتماعی ایجاد کرده است؛ وضعیتی میان «خانه از دست‌رفته» و «خانه در حال بازسازی». هم‌زمان، گزارش‌های مدیریت بحران شهری از تعمیر ده‌ها هزار واحد مسکونی خبر می‌دهند؛ روندی که آغاز شده، اما هنوز فاصله زیادی با حجم خسارت‌ها دارد.

در حوزه سلامت نیز وزیر بهداشت، محمدرضا ظفرقندی، از درمان رایگان حدود ۴۰ هزار مجروح جنگ خبر داده است. او در کنار ارائه این آمار، به بعد انسانی بحران نیز اشاره کرده و گفته است بخشی از مجروحان، بیش از آسیب جسمی، درگیر اضطراب، ترس از آینده و فشار روانی بوده‌اند. این نکته نشان می‌دهد که جنگ حتی پس از پایان درگیری مستقیم، در سطح روانی جامعه ادامه دارد. در سطح نهادهای حمایتی، . سید احمد موسوی رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران در این بازدید ضمن تقدیر از تلاش‌های پزشکیان، اظهار کرد: پرونده ایثارگری ۳ هزار و ۴۶۸ شهید جنگ تحمیلی رمضان در سامانه جامع بنیاد شهید (سجایا) در حال ثبت است و بیش از ۶ هزار دیدار نیز در قالب نهضت دیدار در سراسر کشور انجام شده است.

حمایت چند لایه از خبر تا واقعیت

اما در این میان، مسئله اصلی دیگر صرفاً «میزان خسارت» نیست، بلکه «نحوه مدیریت بحران توسط مردم و مسئولان» است؛ نقطه‌ای که در آن، ساختار رسمی و جامعه در کنار هم قرار می‌گیرند و کیفیت عبور از بحران را تعیین می‌کنند. تحلیل این وضعیت نشان می‌دهد که ما با یک مدل چندلایه از مدیریت بحران روبه‌رو هستیم؛ مدلی که در آن هیچ نهاد واحدی به‌تنهایی قادر به کنترل یا ترمیم کامل آسیب‌ها نیست.

در لایه نخست، دولت قرار دارد که مسئول سیاست‌گذاری کلان، تأمین منابع مالی و طراحی بسته‌های حمایتی است. طرح‌هایی مانند ودیعه اسکان موقت و کمک‌هزینه ماهانه برای آسیب‌دیدگان در همین چارچوب تعریف می‌شود. اما چالش اصلی اینجاست که مدیریت بحران در سطح دولت، اگرچه ساختارمند است، اما گاهی با کندی اجرایی و فاصله میان تصمیم و اجرا مواجه می‌شود؛ فاصله‌ای که در بحران‌های انسانی می‌تواند به تشدید فشار بر خانواده‌ها منجر شود. در لایه دوم، شهرداری‌ها و مدیریت شهری قرار دارند؛ نهادی که مستقیماً با زندگی روزمره مردم درگیر است. بازسازی واحدهای مسکونی، اسکان اضطراری و بازگرداندن خدمات شهری در این سطح انجام می‌شود. اما نقش شهرداری تنها ساخت‌وساز نیست؛ بلکه مدیریت «بازگشت به زندگی شهری» است. یعنی احیای محله‌ها، بازسازی حس امنیت و بازگرداندن مردم به زیست عادی. اگر این لایه صرفاً به تعمیرات فیزیکی محدود شود، شهر بازسازی می‌شود اما جامعه نه.

در لایه سوم، نهادهای امدادی مانند جمعیت هلال‌احمر قرار دارند که نقش واسطه میان بحران و جامعه را ایفا می‌کنند. آمار بیش از ۱۳۰ هزار تماس مشاوره‌ای نشان می‌دهد که این نهاد عملاً به یکی از اصلی‌ترین مراکز مدیریت بحران روانی تبدیل شده است. اینجا «سلامت روان» به اندازه سلامت جسم اهمیت پیدا می‌کند و بخشی از مدیریت بحران، از درمان زخم‌های جسمی به درمان اضطراب و ترس جمعی منتقل می‌شود. در لایه چهارم، جامعه مدنی و پویش‌های مردمی قرار دارند. این بخش اگرچه کمتر رسمی است، اما در عمل یکی از مهم‌ترین بازوهای مدیریت بحران محسوب می‌شود. کمک‌های محلی، حمایت‌های معیشتی، شبکه‌های داوطلبانه و همراهی‌های اجتماعی، در لحظات اولیه بحران نقش حیاتی دارند. اما اثربخشی این لایه زمانی افزایش پیدا می‌کند که با ساختار رسمی هماهنگ باشد؛ در غیر این صورت، پراکندگی و موازی‌کاری می‌تواند کارآمدی را کاهش دهد.

مدیریت بحران، مردم و مسئولان

در کنار این ساختارها، آنچه اهمیت اساسی دارد، مفهوم «مدیریت بحران مردم و مسئولان» است؛ مفهومی که نشان می‌دهد عبور از بحران، نه صرفاً یک وظیفه دولتی، بلکه یک فرآیند مشترک اجتماعی است. در این مدل، مردم فقط دریافت‌کننده خدمات نیستند، بلکه خود بخشی از فرآیند ترمیم‌اند؛ از مراقبت از یکدیگر گرفته تا مشارکت در بازسازی محله‌ها و حمایت‌های غیررسمی. در مقابل، مسئولان نیز تنها تصمیم‌گیرنده نیستند، بلکه باید نقش تسهیل‌گر این هم‌افزایی را ایفا کنند. هرجا این همکاری شکل گرفته، سرعت بازگشت به شرایط عادی بیشتر بوده و هرجا این پیوند ضعیف شده، بحران طولانی‌تر و پیچیده‌تر شده است. در واقع، تجربه دو جنگ امسال نشان می‌دهد که مدیریت بحران در جامعه امروز، دیگر یک فرآیند صرفاً اداری یا نظامی نیست، بلکه یک همکاری پیچیده میان دولت، نهادهای شهری، سازمان‌های امدادی و مردم است. اگر این هماهنگی شکل بگیرد، بحران قابل مهار است؛ اما اگر هر بخش جدا عمل کند، نتیجه آن نه حل بحران، بلکه تبدیل آن به یک وضعیت مزمن اجتماعی خواهد بود. در نهایت، آنچه امروز در شهر دیده می‌شود، فقط بازسازی ساختمان‌ها نیست، بلکه تلاش برای بازسازی یک رابطه است؛ رابطه میان مردم و دولت، میان شهر و ساکنانش، و میان تجربه بحران و امکان بازگشت به زندگی عادی.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار