EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۸۱۲۶

جنگ رمضان و پیامد‌های آن

بی‌تردید جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران یکی از تحولات بسیار مهمی است که در جهان معاصر روی می‌دهد و پیامدها و آثار آن تا مدت‌ها روندهای عمده و راهبردی را با تغییرات عمیق و گسترده‌ای همراه می‌کند.

جنگ رمضان و پیامد‌های آن
شرق

سیدحسین موسوی-رئیس مرکز پژوهش‌های علمی  و مطالعات استراتژیک خاورمیانه در یادداشتی در روزنامه شرق نوشت:

  بی‌تردید جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران یکی از تحولات بسیار مهمی است که در جهان معاصر روی می‌دهد و پیامدها و آثار آن تا مدت‌ها روندهای عمده و راهبردی را با تغییرات عمیق و گسترده‌ای همراه می‌کند. اگرچه این جنگ با هدف راهبردی رسیدن به صلح (بخوانید تسلیم) با ضربه سنگین، کوتاه‌مدت و برق‌آسا و خشن آغاز شد، اما پیش‌تر ایران هشدار داده بود که ممکن است شروع این جنگ با شما باشد، اما پایان آن دیگر به دست شما نخواهد بود. البته چنین نشد و جنگ از آنچه آمریکا، اسرائیل و بسیاری از کشورهایی که به آنان چنین وعده‌ای داده شده بود، فراتر رفت و برخلاف پیش‌بینی‌ها اهداف استراتژیک «ایجاد صلح از طریق اقدام انفجاری و پرقدرت» حاصل نشد. در مقابل، ایران با تاب‌آوری نظامی و ملی و وحدت و انسجام مردمی و نیز کارنامه بسیار قابل قبول دولت و نظام حکمرانی، توانمندی‌های بالقوه و پنهان خود را آشکار کرد و در مقام یک قدرت نوظهور در عرصه بین‌المللی تثبیت شد. به نظر می‌رسد پایداری ایران در این جنگ بسیاری از معادلات قدرت و توازن‌ها را در سطح بین‌المللی و منطقه‌ای دستخوش تغییر خواهد کرد که در ادامه به بخشی از آنها اشاره می‌کنیم.

1- آمریکا و اسرائیل به‌عنوان دو قدرت بین‌المللی و منطقه‌ای و با اعتمادبه‌نفس بسیار و بدون آنکه نیاز به ایجاد یک ائتلاف بین‌المللی و منطقه‌ای را احساس کنند، آغازگر جنگی شدند که روی پیروزی قاطع و سریع در آن شرط بسته بودند، اما تمهیدات و تدارکاتی که ایران برای احتمال چنین جنگی دیده بود و حق بزرگی که درایت و حکمت رهبر شهیدمان در این تدبیراندیشی بر کشورمان داشت، دشمن را در هدف‌گذاری، راهبرد و حتی تاکتیک شکست داد. کشورهای منطقه اعم از کنشگران فعالی نظیر ترکیه، مصر و عربستان و کنشگران درگیری نظیر قطر و امارات که از تحولات این جنگ یادداشت برمی‌داشتند، به‌تدریج دریافتند که ایران بسیار فراتر از آن چیزی است که گمان می‌بردند و آمریکا و اسرائیل نیز با سردرگمی‌هایی که از خود نشان دادند، با محدودیت‌های جدی راهبردی روبه‌رو هستند. تردید در توانایی‌های آمریکا در مدیریت جنگ، به نوعی بی‌اعتمادی پنهان و آشکار انجامیده است که شاید دیگر آمریکا آن متحد قابل اعتماد برای سپردن امنیت خود به آن کشور نباشد. چنین ذهنیتی بر نگرانی‌های امنیتی و نظامی کشورهای غرب آسیا افزوده است و بی‌دلیل نیست که ترکیه درصدد برآمده است که زرادخانه تسلیحاتی خود را به میلیون‌ها پهپاد و موشک تجهیز کند یا عربستان با کمک اوکراین با تولید پهپاد در راهبرد نظامی و امنیتی خود تجدیدنظر کند. به نظر می‌رسد این بازگشت به خود که ناشی از اعتماد بیش از حد به آمریکا بوده است، گسترش بیشتری بیابد. برای مثال امارات متحده عربی نیز با تجربه‌ای که از این جنگ پیدا کرد، اکنون درصدد ایجاد یک گنبد آهنین مستقل از سایر کشورهای همکاری خلیج فارس است و با انتقادهای مکرر، نارضایتی خود را از این شورا و به‌ویژه عربستان بروز داده است. امارات همچنین به‌عنوان یکی از صادرکنندگان مطرح نفت خام به‌تازگی اعلام کرد از اوپک و اوپک‌پلاس هم خارج می‌شود. این تصمیم قاعدتا سلطه عربستان را در اوپک تضعیف می‌کند و رقابت جدیدی را میان تولید‌کنندگان نفت به‌ویژه در نبود پایبندی به سقف تولید توافقی نفت افزایش می‌دهد. همچنین نگرانی‌ها به خاطر شیوه برخورد اسرائیل با مسائل مختلف منطقه و یک‌جانبه‌گرایی آن رژیم در تنش‌آفرینی و ایجاد زمین سوخته در کشورهای عربی افزایش یافته است. در‌عین‌حال افزون بر گرایش این کشورها برای اتکای بیشتر به منابع داخلی، به سوی همکاری‌های بیشتر منطقه‌ای روی می‌آورند، اگرچه نمی‌توان بر این فرایند ائتلاف نام گذاشت ولی در هر حال این اقدامات نیز افزایش یافته است. می‌توان گفت نشست‌های متعدد ترکیه، عربستان، مصر و پاکستان در سطوح مختلف سیاسی و امنیتی گواه این نگرانی‌هاست. در مجموع به نظر می‌رسد فرصت مناسبی برای تحقق همکار‌ی‌های منطقه‌ای در غرب آسیا فراهم شده است، به نحوی که در کنار بی‌اعتمادی موجود درباره راهبردهای آمریکا و نفرت فزاینده از اسرائیل، ایران با اعتمادسازی و تأکید بر هم‌سرنوشتی و امنیت همه‌جانبه منطقه‌ای دست آمریکا و اسرائیل را از غرب آسیا کوتاه کند.

2- پیامدهای این جنگ می‌تواند خط پایانی بر پیمان ابراهیم (Abraham Accords) هم باشد، زیرا به نظر می‌رسد اینکه جنگ عربستان را قبلا در عادی‌سازی با رژیم اسرائیل دچار تردید کرده بود، اکنون به این نتیجه رسانده باشد که با اسرائیل نمی‌توان به صلح و ثبات دست یافت. آمریکا و اسرائیل در پی سلطه مطلق و تسلیم کشورهای غرب آسیا هستند و در طرح‌هایی که برای شکوفایی اقتصادی و سیاسی منطقه‌ای می‌دهند، حسن‌نیت ندارند. تبلیغاتی که از سوی ترامپ برای بازاریابی چنین توافقی میان اعراب و اسرائیل انجام شد، در عمل نشان داد که در این توافق خواست کشورهای عربی ‌اساسا نادیده گرفته می‌شود و زمامداران اسرائیل آمادگی برای چشم‌پوشی از طرح‌های امنیتی را ندارند و آنان همچنان به دنبال اسرائیل بزرگ هستند.

3- بازی کریدورهای اقتصادی شرق و غرب نیز دستخوش تحول شده است. راه توسعه هند‌-اسرائیل که از طریق امارات و عربستان می‌گذشت، با خروج عربستان از طرح و متوقف‌کردن پروژه‌های زیرساختی از دور خارج شده است. راه توسعه عراق نیز که بندر فاو را به بنادر ترکیه و سوریه متصل می‌کند، به دلیل انسداد تنگه هرمز و احتمالا رژیم جدید دریایی که از سوی ایران وضع خواهد شد، بلاتکلیف است. در عوض کریدورهای جدیدی در حال گشایش است، به این معنی که پاکستان با ارائه شش مسیر زمینی و ترکیه با تقویت گذرراه‌های زمینی با ایران، مسیرهای جایگزینی را برای شکستن محاصره دریایی آمریکا ایجاد کرده‌اند. در‌عین‌حال در صورت تداوم محاصره دریایی ایران، چین نیز احتمالا با ایجاد گذرراه «یک کمربند-یک جاده» ‌بار دیگر به عبور این کریدور از ایران بیندیشد، همچنان که هند نیز ممکن است توسعه کریدور جنوب به شمال را تسریع کند.

4- جریان انتقال نفت و گاز و دیگر فراورده‌های مرتبط با انرژی‌های فسیلی نیز با چالش‌های بسیار بزرگی روبه‌رو شده است، به این معنا که تنگه هرمز علاوه بر انرژی، دریچه‌ای حیاتی برای امنیت کشاورزی جهان نیز هست و بخش بزرگی از صادرات اوره که از پرکاربردترین کودهای شیمیایی جهان است، از این تنگه عبور می‌کند؛ به نحوی که بیش از نیمی از تولید غذایی جهان به این کودها متکی است. زنجیره نظام امنیت غذایی جهان به موادی نظیر اوره و آمونیاک اتکا دارد. پیامدهای انسداد تنگه هرمز از یک سو و محاصره دریایی آمریکا از سوی دیگر می‌تواند تا مدت‌ها بر اقتصاد بین‌الملل اثر‌گذار باشد که تعطیلی کارخانه‌ها در آسیا، پروازها در اروپا و سهمیه‌بندی بنزین در جهان تنها بخش کوچکی از پیامدهای آن جنگ است. ساختارهای مالی جهان نیز در معرض آسیب جدی قرار دارد که در حد خود به بی‌ثباتی و افزایش بحران‌های اقتصادی و زیست‌محیطی و حتی ناآرامی‌های سیاسی و شورش‌های اجتماعی و نارضایتی‌ها دامن خواهد زد.

5- به نظر می‌رسد روسیه، چین و قدرت‌های اروپایی نیز در حال تجدیدنظر در سیاست‌های دفاعی، امنیتی و اقتصادی خود هستند و احتمالا توازن قدرت در جهان در یک آینده میان‌مدت باز‌تعریف می‌شود. این تحولات به هر شکلی که پیش برود، به تضعیف آمریکا و کاهش هژمونی این کشور خواهد انجامید. ابرقدرتی که از توانایی لازم برای پیروزی بر یک قدرت متوسط منطقه‌ای برخوردار نبود، چگونه می‌تواند در مقابل رقبای بزرگ خود به پیروزی‌های قاطع دست یابد. محدودیت‌های آمریکا برای این کشورها که از ابزارهای شناختی و فناوری‌های اطلاعاتی برخوردارند، طبیعتا در مقایسه با دیگران آشکارتر خواهد بود.

6- جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران نمایشی از جنگ فناوری‌های پیشرفته و گران‌قیمت، توانایی‌های جنگ سایبری و بهره‌گیری از هوش مصنوعی در برابر یک جنگ نامتقارن بود که در آن کشوری که مورد حمله قرار گرفت، افزون بر توانایی در بهره‌گیری از جنگ سایبری و هوش مصنوعی، از موقعیت ژئوپلیتیک و نیز قدرت مقاومت منطقه‌ای برخوردار بود. به نظر می‌رسد پیامد این جنگ، به باز‌تعریف جنگ و گذار از جنگ‌های کلاسیک به جنگ مدرن خواهد انجامید، به نحوی که هم‌اکنون نیز کشورهای فعال منطقه بر آفند و افزایش قدرت تهاجمی خود به ابزارهای ارزان‌قیمت نظیر پهپادها روی آورده‌اند.

7- پیامد دیگر این جنگ در حوزه خود بیانگر روایت‌هاست. با آنکه رسانه‌های جهان برای روایت‌سازی عموما در اختیار غرب و به‌ویژه آمریکا و اسرائیل قرار دارد، اما هدایت افکار عمومی به دست آنان نبود و تلاش ترامپ برای تولید توییت و فریب‌کاری رسانه‌ای به‌سرعت تأثیر خود را از دست داد، به نحوی که جایگزین آن روایت‌های ایران بود که فراگیر می‌شد. ورود ویدئوهای تولیدشده ایرانی با استفاده از هوش مصنوعی به سبک لگو و با استفاده از هنر طنز، فرهنگ عامه و روایت‌های ساده به گزارش تلویزیون‌های الجزیره و سی‌ان‌ان به‌سرعت در شبکه‌های اجتماعی فراگیر شد و میلیون‌ها نفر از این کلیپ‌ها بازدید کردند. به نظر می‌رسد در پی این جنگ، نقش رسانه‌های اجتماعی در روایت‌سازی‌ها می‌تواند جدی‌تر در نظر گرفته شود.

8- جنگ رمضان همچنین چهره دیگری از قدرت بی‌پایان مقاومت مردمی ارائه کرد. در سطح منطقه‌ای اغلب سناریوهای غربی فرض را بر ناتوانی ایران در بهره‌گیری از مقاومت قرار داده بودند، حضورنداشتن حماس در غزه، شرایط حزب‌الله پس از شهادت رهبرانش و ادغام حشد‌الشعبی در ساختار حکومتی عراق و نیز دوری یمن از صحنه جنگ این گمان را تقویت کرده بود که ایران نمی‌تواند از عنصر مقاومت به‌خوبی بهره بگیرد ولی تجربه نشان داد که جریان‌های مردمی با ریشه‌های تاریخی، دینی، مذهبی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی پایدارتر از آن هستند که سناریو‌پردازان غرب ارزیابی می‌کنند. نیروهای مقاومت ققنوس‌وار بار دیگر می‌توانند از میان خرابه‌ها و خاکستر‌ها ظهور کنند و شگفتی‌ساز شوند. همچنین خیزش مردم در ایران نیز در محاسبه آنان نیامده بود. تجربه این جنگ نشان داده که حضور مردم می‌تواند باطل‌السحر هرگونه اقدام خصمانه باشد. انسجام داخلی و وحدت ملی در هر کشوری می‌تواند تهدیدات خارجی را به حداقل آن کاهش دهد. باید منتظر آینده ماند تا جهان شگفتی‌های جنگ رمضان را تجربه کند.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار