تخریب آثار باستانی در حکم جنایت جنگی/ نسل کشی فرهنگی با تخریب میراث تاریخی
تحریریه آوش/ تخریب بناهای تاریخی و میراثفرهنگی ایران در حملات اخیر، چه مستقیم و چه غیرمستقیم نقض صریح کنوانسیونهای لاهه و اساسنامه رم است و این اقدامات باید در سطح بینالملل پیگیری قضائی و کیفری شوند و هر دو کشور حمله کننده به ایران باید در برابر خسارات وارده به این گنجینههای ملی پاسخگو باشند؛ چرا که از دیدگاه حقوقی، این تخریب میتواند بهعنوان «نسلکشی فرهنگی» نیز تعریف شود
میراث فرهنگی و تاریخی تنها نمادی از گذشته نیست، بلکه سرمایهای جهانی و حق مشترکی برای تمام بشریت است. چنان که در حقوق بینالملل بشردوستانه، حفاظت از این اموال در زمان جنگ، نه یک توصیه اخلاقی، بلکه یک تکلیف الزامآور حقوقی است.
حال اما با ادامه درگیریهای نظامی در هفتههای اخیر، گزارشها از افزایش آسیب به آثار تاریخی و فرهنگی ایران حکایت دارد؛ بناهایی که برخی از آنها قرنها از حوادث طبیعی و بحرانهای مختلف به سلامت عبور کرده بودند اما اکنون در معرض موج انفجارها و خسارتهای ناشی از جنگ قرار گرفتهاند.
کما این که تازهترین آمارها افشا کرده که تنها در تهران دستکم ۲۴ بنای تاریخی دچار آسیب شدهاند و در شهرهای دیگر نیز آثار شاخصی با خسارت مواجه شدهاند.
حملات هوایی اخیر آمریکاییها با همراهی اسرائیل علیه نقاطی از ایران، از جمله تهران و اصفهان که منجر به آسیب دیدن گنجینههای بیبدیلی مانند کاخ چهلستون، رکیبخانه، مسجدجامع عباسی در اصفهان و کاخ گلستان در تهران شده است، سؤالات حقوقی پیچیدهای درباره مسئولیت کیفری و مدنی دولت متجاوز و فرماندهان نظامی آن ایجاد میکند.
تحلیل این رویدادها براساس کنوانسیون لاهه ۱۹۵۴، اساسنامه رم و دادگاه کیفری بینالمللی و قواعد عرفی بینالمللی، نشاندهنده نقض جدی قوانین جنگ است.
آماری از بناهای آسیبدیده در تهران
در روزهای اخیر احمد علوی، رئیس کمیته گردشگری و میراث فرهنگی شورای اسلامی شهر تهران، خبر داد که آمار بناهای تاریخی آسیبدیده در پایتخت به ۲۴ مورد رسیده و بر اساس گزارشهای منتشر شده، تعدادی از مهمترین مجموعههای تاریخی تهران در جریان حملات اخیر دچار خسارت شدهاند.
از جمله این بناها نیز کاخ گلستان، مجموعه سعدآباد، کاخ مرمر، کاخ سلطنتآباد، فرحآباد و عشرتآباد هستند که برخی از آنها حتی آسیبهای جدی دیدهاند. همچنین چندین موزه و مجموعه تاریخی دیگر از جمله باغموزه قصر، ارگ تاریخی تهران، موزه هفتچنار، موزه هوا و فضا، موزه صنعت برق و موزه تاریخ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز بر اثر موج انفجار و موشکباران خسارتها و آسیبهای جدی دیده اند.

آسیب از خانه پرفسور عدل تا عمارت نظامیه بهارستان
اما در میان بناهای آسیبدیده، نام خانه تاریخی پروفسور عدل (پژوهشکده هنر) و عمارت نظامیه در بهارستان نیز اکنون قرار گرفته و هم چنین گزارشهایی از آسیب بخشهایی از برج آزادی از جمله گالری این مجموعه حکایت دارد. این نیز در حالی است که برخی از بخشهای فرودگاه مهرآباد و قسمتهایی از استادیوم آزادی که ارزش تاریخی و معماری دارند نیز خسارت دیدهاند.
از سوی دیگر در بافت تاریخی تهران نیز خسارتهایی ثبت شده است؛ از جمله مسجد تاریخی چالحصار (اردبیلیها) در محله سنگلج که قدمت آن به حدود سال ۱۳۲۰ بازمیگردد. ساختمان دادگستری، ساختمان مجلس سنای قدیم (کاخ سنا) و خانه تاریخی وثوقالدوله نیز از دیگر بناهایی هستند که در این حملات آسیب دیدهاند.
آسیب به میراث جهانی و تاریخی در شهرهای دیگر
اما تاسف بار این است که خسارتها محدود به تهران نیست و از اصفهان نیز گزارش شده که آسیبهایی به برخی از مهمترین آثار تاریخی کشور وارد شده و از جمله این موارد میدان نقشجهان که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده، بر اثر موج انفجار ناشی از حملات در نزدیکی این محدوده با آسیبهایی مواجه شده است.
هم چنین به گفته مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان، ارتعاشات شدید باعث ریزش تعدادی از کاشیهای ایوانهای مسجد جامع عباسی شده است.
این مسجد که بخشی از مجموعه تاریخی نقشجهان محسوب میشود، با مصالح سنتی چندصدساله ساخته شده و در برابر ارتعاشات شدید بسیار آسیبپذیر است و در جریان حمله به محدوده استانداری اصفهان، کاخ چهلستون، عمارت رکیبخانه، تالار تیموری و تالار اشرف دچار آسیب شدهاند و شیشههای کاخ عالیقاپو نیز شکسته است.
در خرمآباد نیز حمله موشکی به محدودهای نزدیک به قلعه فلکالافلاک موجب تخریب کامل ساختمان اداره کل میراث فرهنگی لرستان و آسیب به چند بنای تاریخی و موزه در این مجموعه شده است. گزارشها از زخمی شدن چند نفر از کارکنان حفاظت میراث فرهنگی در این حادثه خبر میدهد. در این مجموعه، موزه باستانشناسی، موزه مردمشناسی، ساختمان سربازخانه، باشگاه افسران و بنای تاریخی آخوندی از جمله بخشهای آسیبدیده هستند.
دستان بسته «سپر آبی» در حفاظت از میراث فرهنگی ایران
در این میان اما نکته مهم دیگر این است که تقریبا تمامی این بناهای آسیب دیده تحت پوشش نشان بینالمللی «سپر آبی» (Blue Shield) قرار داشته اند؛ نشانی که در حقوق بینالملل بهعنوان علامت حفاظت از اموال فرهنگی در زمان جنگ شناخته میشود و گاه از آن به عنوان «صلیب سرخ میراث فرهنگی» یاد میشود.
اما با این حال، تجربه جنگهای اخیر در نقاط مختلف جهان نشان داده که این نمادها در بسیاری از موارد نتوانستهاند مانع تخریب آثار تاریخی شوند.
بر اساس کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه درباره حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه، طرفهای درگیر موظفاند از حمله به بناهای فرهنگی، مذهبی و تاریخی که کاربرد نظامی ندارند خودداری کنند. همچنین طبق اساسنامه رم دیوان کیفری بینالمللی، حمله عمدی به چنین بناهایی میتواند مصداق جنایت جنگی باشد.

پیامدهای حقوقی حمله و تخریب بناها و میراث تاریخی در جنگها
در چارچوب حقوق بینالملل، اموال فرهنگی دارای وضعیت ویژهای هستند. طبق کنوانسیون لاهه ۱۹۵۴ و پروتکل دوم ۱۹۹۹، هرگونه حمله مستقیم به این اماکن، مگر در شرایطی که به «مزیت نظامی قطعی» تبدیل شود، ممنوع است.
اما چالش اصلی تمایز میان حمله مستقیم و تخریب ناشی از موج انفجار (آسیب غیرمستقیم) است. از دیدگاه حقوقی، آیا تخریب آثار باستانی بهدلیل موج انفجار حمله به یک هدف نظامی نزدیک به بناهای تاریخی، به همان اندازه حمله مستقیم مسئولیت کیفری دارد؟ پاسخ حقوقی در کلمه کلیدی «تنبیهپذیری» و «اصل تناسب» نهفته است.
وقتی کشور متجاوز به اهدافی نزدیک به یک میراثفرهنگی حمله میکند و موج انفجار باعث تخریب آن میراث میشود، این عمل لزوماً بهشکل مستقیم هدف قرار دادن بنا نیست، اما میتواند مصداق نقض اصل احتیاط و اصل تناسب باشد.
قوانینی که به تخریب آثار تاریخی میپردازد
مطابق ماده ۵۱ و ۵۷ پروتکل اول الحاقی به کنوانسیونهای ژنو، دولت متجاوز موظف است تمام اقدامات عملی ممکن را انجام دهد تا از آسیب به اموال غیرنظامی مانند میراثفرهنگی جلوگیری کند.
حملهای که منجر به خسارت گسترده، تصادفی و یا غیرمستقیم به اموال فرهنگی شود، اگر در قیاس با حملات نظامی شهری بیشازحد و نامتناسب باشد، در زمره جنایات جنگی طبقهبندی میشود.
بنابراین، رژیم اسرائیل و آمریکا با وجود آن که می دانستند حمله به اهدافی در نزدیکی بناهای تاریخی منجر به تخریب آنها میشود، اقدام به حمله کردهاند و بنابراین مسئولیت کیفری برای آنها برقرار است.
در این حالت، استناد به «تخریب غیرمستقیم» و یا «موج انفجار» بهعنوان دفاعیه قانونی، در دادگاههای بینالمللی پذیرفته نخواهد شد؛ زیرا تقصیر درعدم رعایت اصل احتیاط و تناسب محقق شده و مسئولیت مدنی دولت رژیم صهیونیستی در کانون توجه قرار میگیرد.
براساس کنوانسیون مسئولیت دولتها، کشور متجاوز موظف است به کشور آسیبدیده خسارت کامل بپردازد. تخریب بناهای تاریخی خساراتی فراتر از ارزش مادی دارد؛ چراکه به هویت ملی و تمدنی لطمه وارد میکند. ایران میتواند از طریق دادگاههای بینالمللی علیه متجاوزان و فرماندهان اجرایی آن اعلام جرم و شکایت کند و براساس حقوق بین الملل معاصر، مرز باریک میان حمله مستقیم و آسیب غیرمستقیم، هیچگونه مصونیتی برای دولت متجاوز ایجاد نمیکند.
تخریب بناهای تاریخی و میراثفرهنگی ایران در حملات اخیر، چه مستقیم و چه غیرمستقیم نقض صریح کنوانسیونهای لاهه و اساسنامه رم است و این اقدامات باید در سطح بینالملل پیگیری قضائی و کیفری شوند و هر دو کشور حمله کننده به ایران باید در برابر خسارات وارده به این گنجینههای ملی پاسخگو باشند؛ چرا که از دیدگاه حقوقی، این تخریب میتواند بهعنوان «نسلکشی فرهنگی» نیز تعریف شود.

تجربههای جهانی پیگیری تخریب آثار باستانی در جهان
هم چنین براساس کنوانسیون پیشگیری از جرم نسلکشی و مجازات آن (۱۹۴۸)، هر اقدامی که هدف آن ازبینبردن بخشی از هویت فرهنگی یک ملت باشد، مصداق نسلکشی است.
این تعریف شامل تخریب آثار تاریخی، متون مقدس و نمادهای فرهنگی میشود و جامعه جهانی باید از طریق سازمانهای بینالمللی مانند سازمان ملل، یونسکو و دادگاههای کیفری بینالمللی، علیه این جنایات اقدام کند.
تخریب آثار باستانی تخریبی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت؛ زیرا این عمل، حمله به هویت و تمدن انسانی است. البته که تخریب میراث فرهنگی در جنگهای دیگر نیز سابقه داشته است؛ از نابودی آثار باستانی در پالمیرا و موصل گرفته تا تخریب بناهای تاریخی در افغانستان و مالی.
اما یکی از مهمترین نمونههای حقوقی در این زمینه، پرونده «احمد الفقی المهدی» در سال ۲۰۱۶ بود که توسط دیوان کیفری بینالمللی به دلیل تخریب بناهای تاریخی در شهر تمبوکتو به جرم جنایت جنگی محکوم شد. این حکم برای نخستین بار نشان داد که جامعه جهانی تخریب میراث فرهنگی را میتواند بهطور مستقل در قالب جرم جنگی پیگیری کند.
ضرورت اقدامات فوری حفاظتی
اما در چنین شرایطی کارشناسان میراث فرهنگی همواره تأکید میکنند که حفاظت از آثار تاریخی نیازمند اقدامات فوری و تخصصی است. از جمله این اقدامات نیز مستندسازی دقیق خسارتها، پایش پایداری سازهها، انتقال اشیای منقول به مکانهای امن و همکاری با نهادهای بینالمللی از جمله اقداماتی است که میتواند از گسترش خسارتها جلوگیری کند.
میراث فرهنگی ایران تنها متعلق به یک کشور نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و تمدنی جهان محسوب میشود. آسیب دیدن این آثار نه تنها ضربهای به هویت تاریخی یک ملت است، بلکه بخشی از میراث مشترک بشریت را نیز در معرض نابودی قرار میدهد؛ میراثی که در بسیاری موارد، بازسازی آن حتی با پیشرفتهترین فناوریها نیز ممکن نخواهد بود.