دیوارهای تاریخ ایران زیر سپر آبی/ وقتی جنگ به قلب تاریخ می زند
تحریریه آوش/ با این حال اهمیت سپر آبی تنها در یک علامت خلاصه نمیشود. این نشان در واقع یادآور یک اصل مهم در حقوق بینالملل است: اینکه میراث فرهنگی صرفاً متعلق به یک ملت یا یک دولت نیست. بناهایی مانند میدان نقش جهان، کاخ گلستان یا مجموعه شیخ صفیالدین اردبیلی تنها بخشی از تاریخ ایران نیستند، بلکه قطعهای از حافظه تمدنی بشر به شمار میروند
در روزهایی که صدای انفجار و خبر درگیریهای نظامی بار دیگر به بخشی از واقعیت منطقه تبدیل شده است، بر دیوار برخی از مهمترین بناهای تاریخی ایران نشانی تازه ظاهر شده؛ سپری آبیرنگ که شاید در نگاه نخست تنها یک علامت ساده به نظر برسد، اما در واقع پیامی جهانی در خود دارد. این نشان که در چارچوب حقوق بینالملل بر بناهای تاریخی، موزهها و آرشیوها نصب میشود، به نیروهای نظامی یادآوری میکند که پشت این دیوارها نه یک هدف نظامی، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی بشریت قرار دارد.
در جهانی که جنگها بارها نشان دادهاند میتوانند تاریخ و هویت ملتها را نیز نابود کنند، «سپر آبی» تلاشی است برای حفاظت از میراثی که تنها متعلق به یک کشور نیست، بلکه بخشی از حافظه مشترک انسانهاست. اکنون نیز گزارشهایی نیز از آسیب دیدن برخی بناهای تاریخی در شهرهایی مانند تهران و اصفهان منتشر شده؛ موضوعی که بار دیگر اهمیت حفاظت از میراث فرهنگی در زمان درگیریهای نظامی را یادآوری میکند. اما «سپر آبی» دقیقاً چیست، از کجا آمده و در چه جنگهایی در جهان مورد استفاده قرار گرفته است؟
ریشههای سپر آبی در ویرانیهای جنگ جهانی
ایده حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ پس از تجربههای تلخ جنگ جهانی دوم شکل گرفت؛ جنگی که در آن هزاران اثر تاریخی در اروپا و آسیا نابود شدند. بمباران شهرهای تاریخی، تخریب موزهها و نابودی کتابخانهها نشان داد که جنگها نهتنها جان انسانها بلکه حافظه تاریخی ملتها را نیز هدف قرار میدهند.
در واکنش به این ویرانیها، جامعه جهانی در سال ۱۹۵۴ کنوانسیونی را در شهر لاهه تصویب کرد که به طور اختصاصی به حفاظت از میراث فرهنگی در زمان درگیریهای نظامی میپرداخت. این معاهده که به نام کنوانسیون لاهه برای حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمه مسلحانه شناخته میشود، نخستین سند بینالمللی در این حوزه بود.
در چارچوب این کنوانسیون، نمادی به شکل سپری آبیرنگ با حاشیه سفید طراحی شد تا بر بناهای فرهنگی و تاریخی نصب شود. این علامت به نیروهای نظامی و طرفهای درگیر در جنگ اعلام میکند که مکان مورد نظر دارای ارزش فرهنگی است و نباید هدف حمله قرار گیرد.
به همین دلیل در ادبیات حقوق بینالملل از این نشان به عنوان «صلیب سرخ حوزه فرهنگ» یاد میشود؛ همانگونه که کمیته بینالمللی صلیب سرخ برای حفاظت از جان انسانها در جنگ فعالیت میکند، سپر آبی نیز برای حفاظت از میراث فرهنگی طراحی شده است.

شکلگیری شبکه جهانی سپر آبی
اگرچه نماد سپر آبی در کنوانسیون لاهه تعریف شده بود، اما ساختار سازمانی آن چند دهه بعد شکل گرفت. در سال ۱۹۹۶ مجموعهای از نهادهای بینالمللی حوزه میراث فرهنگی ائتلافی را برای حفاظت از آثار فرهنگی در شرایط بحران تشکیل دادند.
در میان این نهادها سازمانهایی مانند شورای بینالمللی موزهها، شورای بینالمللی بناها و محوطهها و فدراسیون بینالمللی انجمنهای کتابداری حضور داشتند. این ائتلاف بعدها به شبکه جهانی سپر آبی تبدیل شد که امروز با عنوان کمیته بینالمللی سپر آبی شناخته میشود.
این شبکه در بحرانهای مختلف از جمله جنگها، بلایای طبیعی و حتی حملات تروریستی تلاش میکند از آثار فرهنگی محافظت کند و به دولتها درباره نحوه حفاظت از این آثار مشاوره دهد.
میراث فرهنگی در خط مقدم جنگها
امروز کنوانسیون لاهه برای حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمه مسلحانه یکی از مهمترین اسناد حقوق بینالملل فرهنگی به شمار میرود. این کنوانسیون که در سال ۱۹۵۴ تصویب شد، اکنون بیش از ۱۳۰ کشور جهان را در بر میگیرد و بسیاری از دولتها متعهد شدهاند در زمان جنگ از تخریب آثار فرهنگی جلوگیری کنند. در چارچوب این کنوانسیون، کشورها موظفاند فهرست مهمترین آثار فرهنگی خود را تهیه کرده و در صورت لزوم با استفاده از نشان سپر آبی آنها را علامتگذاری کنند.
در کنار این معاهده، شبکه جهانی سپر آبی نیز به عنوان یک سازمان بینالمللی غیردولتی شکل گرفته است که در دهههای اخیر به یکی از مهمترین نهادهای فعال در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی در بحرانها تبدیل شده است. این شبکه که با همکاری سازمانهایی مانند شورای بینالمللی موزهها، شورای بینالمللی بناها و محوطهها و فدراسیون بینالمللی انجمنهای کتابداری فعالیت میکند، در دهها کشور جهان کمیتههای ملی ایجاد کرده و در جنگها، بلایای طبیعی و بحرانهای انسانی به دولتها و نهادهای فرهنگی مشاوره میدهد.
بر اساس گزارشهای این شبکه، هزاران بنای تاریخی، موزه، کتابخانه و آرشیو در نقاط مختلف جهان با نشان سپر آبی علامتگذاری شدهاند. از شهرهای تاریخی اروپا گرفته تا موزههای خاورمیانه و آرشیوهای ملی در آسیا، این نشان به تدریج به یکی از شناختهشدهترین نمادهای حفاظت از میراث فرهنگی تبدیل شده است. با این حال تجربه جنگهای معاصر نشان داده که هرچند این علامت میتواند نقش بازدارنده و حقوقی مهمی داشته باشد، اما در شرایط جنگی شدید همواره خطر آسیب دیدن آثار تاریخی وجود دارد.

استفاده از سپر آبی در جنگهای معاصر
در دهههای اخیر با افزایش درگیریهای نظامی در نقاط مختلف جهان، استفاده از نشان سپر آبی نیز بیشتر شده است. یکی از نمونههای مهم آن در جریان جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ بود. در آن زمان بر روی ساختمان موزه ملی عراق نشان سپر آبی نصب شد تا این مجموعه به عنوان یک مکان فرهنگی حفاظت شده شناخته شود.
با وجود این اقدامات، در جریان ناآرامیهای پس از سقوط بغداد، بخشی از آثار این موزه غارت شد و همین موضوع بار دیگر توجه جامعه جهانی را به ضرورت حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ جلب کرد.
نمونه دیگری از استفاده گسترده از سپر آبی در سالهای اخیر به جنگ میان اوکراین و روسیه بازمیگردد. پس از آغاز حملات نظامی، مقامات فرهنگی اوکراین اقدام به نصب این نشان بر روی ساختمانهای تاریخی، موزهها و آرشیوهای دولتی کردند تا این بناها در نقشههای نظامی به عنوان مناطق حفاظت شده ثبت شوند. در اروپا نیز کشورهایی مانند آلمان، اتریش و بلژیک برنامههایی برای علامتگذاری آثار تاریخی مهم با سپر آبی اجرا کردهاند تا در صورت بروز بحرانهای نظامی از این بناها محافظت شود.
وقتی جنگ به مرزهای تاریخ نزدیک شد؛ وضعیت سپر آبی در جنگ ایران و عراق
در زمان جنگ ایران و عراق که از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ ادامه داشت، استفاده از سازوکار رسمی سپر آبی در ایران به شکل گسترده ثبت نشده است. در آن زمان اگرچه کنوانسیون لاهه وجود داشت، اما سازوکارهای اجرایی آن در بسیاری از کشورها هنوز به شکل گسترده عملیاتی نشده بود و شبکه بینالمللی سپر آبی نیز هنوز شکل نگرفته بود. به همین دلیل در ایران استفاده رسمی از نشان سپر آبی بر بناهای تاریخی ثبت نشده است، اما اقداماتی برای محافظت از آثار فرهنگی انجام شد.
یکی از مهمترین این اقدامات انتقال برخی آثار ارزشمند موزهای به مخازن امن بود. در سالهای نخست جنگ، مسئولان فرهنگی کشور تصمیم گرفتند بخشی از آثار مهم موزهها را که در معرض خطر احتمالی قرار داشتند به مکانهای امن منتقل کنند. در موزه ایران باستان و برخی دیگر از موزههای مهم کشور، تدابیری برای حفاظت از آثار ارزشمند اتخاذ شد و بخشی از اشیای تاریخی به مخازن محافظتشده منتقل شد تا در صورت بروز حملات هوایی یا آسیبهای ناشی از جنگ، خطر نابودی آنها کاهش یابد.
در شهرهای تاریخی نیز اقدامات احتیاطی مختلفی انجام شد. در شهرهایی مانند شیراز، اصفهان و یزد تلاش شد از استقرار تجهیزات نظامی در نزدیکی بناهای تاریخی جلوگیری شود تا این آثار به اهداف بالقوه نظامی تبدیل نشوند. در برخی موزهها نیز پنجرهها و فضاهای حساس با سازههای حفاظتی پوشانده شد و برنامههایی برای حفاظت اضطراری از آثار تاریخی در نظر گرفته شد.
با وجود این تدابیر، جنگ هشتساله بیتأثیر بر میراث فرهنگی ایران نبود. در مناطق غربی و جنوبی کشور که در خط مقدم درگیریها قرار داشتند، برخی محوطههای تاریخی و بناهای قدیمی آسیب دیدند. در استان خوزستان، که بخش بزرگی از آن درگیر جنگ بود، آثار تاریخی متعددی در معرض خطر قرار گرفتند و برخی از آنها دچار خسارت شدند. همچنین نگرانیهایی درباره امنیت محوطههای تاریخی مهمی مانند تخت جمشید و پاسارگاد مطرح بود، هرچند این محوطهها در نهایت از آسیب جدی در امان ماندند.
در برخی شهرهای تاریخی مانند شیراز و اصفهان تدابیری برای حفاظت از موزهها اتخاذ شد و برخی آثار ارزشمند به مخازن امن منتقل شدند. همچنین تلاش شد از استقرار تجهیزات نظامی در نزدیکی بناهای تاریخی جلوگیری شود تا این آثار به اهداف بالقوه نظامی تبدیل نشوند. کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند تجربه جنگ هشتساله یکی از عواملی بود که بعدها توجه ایران به اجرای کامل کنوانسیون لاهه و استفاده از سازوکارهایی مانند سپر آبی را افزایش داد.
تجربه آن سالها باعث شد توجه به حفاظت از میراث فرهنگی در شرایط بحران در ایران جدیتر شود. بسیاری از کارشناسان معتقدند تجربه جنگ هشتساله نشان داد که درگیریهای نظامی میتوانند علاوه بر زیرساختهای شهری، میراث تاریخی کشورها را نیز تهدید کنند. همین تجربه بعدها زمینه توجه بیشتر ایران به اجرای مفاد کنوانسیون لاهه و استفاده از سازوکارهایی مانند سپر آبی را فراهم کرد؛ سازوکاری که امروز در بسیاری از بناهای تاریخی کشور در حال اجراست.

نصب سپر آبی در بناهای تاریخی ایران
در پی تحولات اخیر، وزارت میراث فرهنگی ایران اجرای طرح نصب سپر آبی در بناهای تاریخی کشور را آغاز کرده است. در استان همدان این نشان در بناهایی مانند آرامگاه بوعلی سینا، آرامگاه باباطاهر و گنبد علویان نصب شده است.
در استان اردبیل نیز مجموعه تاریخی مجموعه شیخ صفیالدین اردبیلی با این نشان علامتگذاری شده است.
در اصفهان که بیش از ۲۲ هزار اثر تاریخی شناسایی شده دارد، عملیات نصب سپر آبی در بناهای شاخصی مانند میدان نقش جهان، مسجد جامع اصفهان و کاخ چهلستون آغاز شده است. این در حالی است که همین امروز استانداری اصفهان، یعنی دقیقا پشت میدان نقش جهان هدف موشکهای اسرائیل قرار گرفت. تا این لحظه خبری از خسارتهای احتمالی وارد شده به این مکان تاریخی گزارش نشده است اما بدون شک سپر آبی نتوتنسته تضمینی برای حفظ آثار تاریخی باشد.
این سپر در شهرهای دیگر هم در حال نصب است. خبرها حکایت از نصب آن در شیراز، کرمانشاه، کردستان و شهرهای دیگر ایران دارد. با این حال هیچکس نمیتواند تضمین کند که این آثار سالم و بدون آسیب باقی بمانند.
گزارشهایی از آسیب به بناهای تاریخی
همزمان با اجرای این اقدامات حفاظتی، برخی گزارشها از آسیب دیدن تعدادی از بناهای تاریخی در جریان موج حملات اخیر منتشر شده است. در شهر اصفهان گفته میشود بخشی از کاشیهای مسجد امام اصفهان در اثر موج انفجار آسیب دیده است.
در تهران نیز برخی کارشناسان از خسارتهایی در مجموعه تاریخی کاخ گلستان خبر دادهاند؛ مجموعهای که یکی از مهمترین آثار تاریخی پایتخت به شمار میرود.
کارشناسان معتقدند حتی زمانی که بناهای تاریخی مستقیما هدف حمله قرار نمیگیرند، موج انفجار و لرزشهای ناشی از آن میتواند به سازههای قدیمی آسیب وارد کند.
سپر آبی؛ پیام حقوقی و فرهنگی به جهان
نصب سپر آبی تنها یک اقدام نمادین نیست. این نشان در واقع اعلام رسمی یک مکان به عنوان دارایی فرهنگی حفاظت شده در چارچوب حقوق بینالملل است. بر اساس مفاد کنوانسیون لاهه، تخریب عمدی چنین مکانهایی میتواند به عنوان جنایت جنگی تلقی شود و امکان پیگیری آن در دادگاههای بینالمللی وجود دارد. از این منظر، نصب سپر آبی بر بناهای تاریخی ایران علاوه بر جنبه حفاظتی، حامل پیامی سیاسی و فرهنگی نیز هست؛ پیامی که تاکید میکند میراث فرهنگی نه تنها متعلق به یک کشور بلکه بخشی از تاریخ مشترک بشریت است و باید در برابر آسیبهای جنگی محافظت شود.
با وجود همه این اقدامات، تجربه جنگهای گذشته نشان داده که هیچ نشانی—even نشانی به شناختهشدگی سپر آبی—نمیتواند به طور کامل آثار تاریخی را از خطر جنگ دور نگه دارد. بناهای تاریخی، موزهها و آرشیوها اغلب در دل شهرها قرار دارند؛ همان شهرهایی که در زمان درگیریهای نظامی بیش از هر چیز در معرض آسیب قرار میگیرند. موج انفجار، لرزش زمین و حتی تغییرات ناگهانی در محیط شهری میتواند سازههایی را که قرنها دوام آوردهاند در چند لحظه با خطر روبهرو کند.
با این حال اهمیت سپر آبی تنها در یک علامت خلاصه نمیشود. این نشان در واقع یادآور یک اصل مهم در حقوق بینالملل است: اینکه میراث فرهنگی صرفاً متعلق به یک ملت یا یک دولت نیست. بناهایی مانند میدان نقش جهان، کاخ گلستان یا مجموعه شیخ صفیالدین اردبیلی تنها بخشی از تاریخ ایران نیستند، بلکه قطعهای از حافظه تمدنی بشر به شمار میروند.
به همین دلیل نصب سپر آبی بر دیوار بناهای تاریخی را میتوان بیش از آن که یک اقدام نمادین دانست، نوعی اعلام رسمی به جهان تلقی کرد؛ پیامی که میگوید حتی در میان سایه جنگ نیز باید برای حفظ تاریخ، فرهنگ و هویت مشترک انسانها تلاش کرد. چرا که اگر جنگها بتوانند حافظه تاریخی ملتها را نابود کنند، چیزی از گذشته برای ساختن آینده باقی نخواهد ماند.