EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۹۲۵۲
بررسی تخریب میراث تاریخی در جنگ‌ها با موج فشار و لرزش شهرها

تاریخ در شعاع انفجار از کاخ گلستان تا قلعه فلک الافلاک/ خطر پنهان حملات جنگ برای بناهای چندصدساله ایران

تحریریه آوش/ جنگ‌ها می‌توانند شهرها را ویران کنند، اما زمانی که بناهای تاریخی آسیب می‌بینند، چیزی فراتر از یک ساختمان از میان می‌رود. در چنین لحظاتی، بخشی از حافظه تاریخی یک ملت نیز زخمی می‌شود. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از اسناد بین‌المللی، حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ نه تنها یک مسئولیت ملی بلکه وظیفه‌ای جهانی تلقی می‌شود

تاریخ در شعاع انفجار از کاخ گلستان تا قلعه فلک الافلاک/ خطر پنهان حملات جنگ برای بناهای چندصدساله ایران

جنگ‌ها تنها شهرها و زیرساخت‌ها را هدف نمی‌گیرند؛ گاه آن چه در میان دود و انفجار آسیب می‌بیند، حافظه تاریخی یک ملت است. بناهایی که قرن‌ها ایستاده‌اند و از دل سلسله‌ها، انقلاب‌ها و تغییرات سیاسی عبور کرده‌اند، ناگهان در برابر چیزی قرار می‌گیرند که برای آن ساخته نشده‌اند: موج انفجار.  در روزهایی که تنش‌های نظامی بار دیگر سایه خود را بر برخی شهرهای ایران انداخته، گزارش‌هایی از آسیب دیدن تعدادی از مهم‌ترین آثار تاریخی کشور منتشر شد؛ بناهایی که هر یک بخشی از تاریخ معماری، هنر و هویت فرهنگی ایران را در خود جای داده‌اند. 

آسیب اول به کاخ تاریخی گلستان

در تهران، نخستین نگرانی‌ها متوجه کاخ گلستان شد؛ مجموعه‌ای تاریخی در قلب پایتخت که از دوره صفویه شکل گرفت و در دوره قاجار به مرکز قدرت سیاسی ایران تبدیل شد. 
کاخ گلستان نه تنها یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های تاریخی کشور است بلکه به دلیل معماری منحصر به فرد، تالارهای آینه‌کاری و مجموعه‌ای از آثار هنری، در فهرست میراث جهانی یونسکو نیز ثبت شده است. 

در جریان موج حملات اخیر، گزارش‌هایی از لرزش شدید در بافت مرکزی تهران منتشر شد؛ لرزش‌هایی که در برخی ساختمان‌های تاریخی منطقه بازار و اطراف مجموعه گلستان نیز احساس شد. 
کارشناسان میراث فرهنگی که پس از این رخدادها از مجموعه بازدید کردند، از احتمال ایجاد ترک‌های جزئی در برخی دیوارها و بخش‌هایی از سازه‌های قدیمی خبر دادند. همچنین نگرانی‌هایی درباره تزئینات حساس بنا مانند آینه‌کاری‌های ظریف، گچ‌بری‌های تاریخی و شیشه‌های رنگی مطرح شد. چنین تزئیناتی که بسیاری از آن‌ها بیش از یک قرن قدمت دارند، در برابر ارتعاش و فشار هوا بسیار آسیب‌پذیرند و حتی لرزش‌های کوتاه‌مدت نیز می‌تواند باعث جدا شدن قطعات یا ایجاد ترک‌های نامرئی در آن‌ها شود. 

کاخ گلستان

حمله موج دوم بر اصفهان از چهلستون تا نقش جهان

در اصفهان، شهری که در حافظه تاریخی ایران به عنوان «نصف جهان» شناخته می‌شود، نگرانی‌ها ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد. این شهر مجموعه‌ای از مهم‌ترین آثار معماری دوره صفوی را در خود جای داده و بسیاری از آن‌ها در فهرست میراث جهانی ثبت شده‌اند. در میان این آثار، کاخ چهلستون یکی از حساس‌ترین بناها به شمار می‌رود. این کاخ که در قرن هفدهم میلادی ساخته شد، به دلیل تالار ستون‌دار چوبی، نقاشی‌های دیواری تاریخی و باغ وسیع پیرامون آن از شاهکارهای معماری صفوی محسوب می‌شود. 

گزارش‌هایی که از اصفهان منتشر شد، از لرزش قابل توجه در محدوده تاریخی شهر خبر می‌داد. در بازدیدهای اولیه کارشناسان، گفته شد که بخشی از کاشی‌های تاریخی در برخی قسمت‌ها آسیب دیده و احتمال ایجاد ترک‌های جزئی در عناصر معماری وجود دارد. اما آنچه بیش از همه نگرانی ایجاد کرده، وضعیت نقاشی‌های دیواری چهلستون است؛ نقاشی‌هایی که صحنه‌هایی از تاریخ صفوی، از جمله نبردها و مراسم درباری، را روایت می‌کنند. این آثار هنری به دلیل قدمت و ساختار ظریف خود در برابر تغییرات ناگهانی فشار هوا و ارتعاش بسیار آسیب‌پذیرند. 

حمله به چهلستون اصفهان

در همان محدوده تاریخی اصفهان، کاخ عالی‌قاپو نیز در مرکز توجه قرار گرفت. این کاخ که در ضلع غربی میدان نقش جهان قرار دارد، یکی از مهم‌ترین نمادهای معماری صفوی است. تالار موسیقی این بنا با گچ‌بری‌های آکوستیک و طراحی پیچیده خود از شاهکارهای معماری ایران به شمار می‌رود. گزارش‌های اولیه حاکی از آن بود که لرزش‌های ناشی از انفجار در فاصله‌ای نه چندان دور باعث نگرانی درباره وضعیت سازه‌ای برخی بخش‌های این بنا شده است. کارشناسان تأکید کردند که ساختمان‌هایی مانند عالی‌قاپو به دلیل استفاده از مصالح سنتی و ساختار چند طبقه تاریخی، در برابر ارتعاش‌های شدید شهری بسیار حساس هستند و هرگونه تغییر در تعادل سازه‌ای می‌تواند در درازمدت به فرسایش یا ترک در دیوارها منجر شود. 

زخم بر پیکر قلعه بازماند از دوران ساسانیان

در غرب ایران نیز گزارش‌هایی درباره آسیب دیدن قلعه تاریخی فلک‌الافلاک در خرم‌آباد منتشر شد؛ بنایی که بر فراز تپه‌ای مشرف به شهر قرار گرفته و قدمت آن به دوره ساسانی بازمی‌گردد. این قلعه که از مهم‌ترین نمادهای تاریخی لرستان محسوب می‌شود، طی قرن‌ها کاربری‌های مختلفی از جمله دژ نظامی، خزانه و زندان داشته است. با وجود استحکام قابل توجه دیوارهای سنگی قلعه، کارشناسان میراث فرهنگی هشدار داده‌اند که حتی چنین بناهای مقاومی نیز در برابر لرزش‌های شدید ناشی از انفجارهای دوردست مصون نیستند. 

بازدیدهای اولیه در فلک‌الافلاک نشان داد که برخی بخش‌های قدیمی دیوارها و فضاهای داخلی ممکن است دچار ترک‌های ریز شده باشند؛ ترک‌هایی که شاید در نگاه نخست چندان قابل توجه نباشند، اما در بلندمدت می‌توانند به مشکلات سازه‌ای جدی تبدیل شوند. 

چگونه موج انفجار، جان آثار تاریخی را می‌گیرد؟ 

به گفته متخصصان مرمت، بناهای تاریخی اغلب مانند یک سیستم زنده عمل می‌کنند؛ یعنی کوچک‌ترین تغییر در تعادل سازه‌ای می‌تواند به مرور زمان بر سایر بخش‌های بنا نیز تأثیر بگذارد. 
مجموع این گزارش‌ها نشان می‌دهد که در شرایط جنگی، حتی زمانی که یک بنای تاریخی مستقیماً هدف حمله قرار نمی‌گیرد، باز هم در معرض خطر قرار دارد. شهرهایی که قرن‌ها به عنوان مراکز تمدن و فرهنگ شکل گرفته‌اند، امروز شبکه‌ای پیچیده از آثار تاریخی را در دل خود جای داده‌اند؛ بناهایی که در برابر پدیده‌ای مانند موج انفجار، که اساساً در زمان ساخت آن‌ها قابل تصور نبوده، بسیار آسیب‌پذیرند. 

در روزهای پس از این حملات، کارشناسان میراث فرهنگی بارها تأکید کرده‌اند که ارزیابی دقیق میزان خسارت به چنین بناهایی نیازمند بررسی‌های فنی طولانی‌مدت است. بسیاری از آسیب‌ها در نگاه نخست دیده نمی‌شوند و تنها پس از گذشت زمان، زمانی که ترک‌ها گسترش پیدا می‌کنند یا تزئینات از جای خود جدا می‌شوند، مشخص می‌شود که یک لرزش کوتاه‌مدت چه تأثیری بر سازه‌ای چند صدساله گذاشته است. 

اما پرسش اصلی اینجاست که چگونه ممکن است یک انفجار در فاصله‌ای نه چندان نزدیک، بدون اصابت مستقیم، به بناهای تاریخی آسیب بزند؛ بناهایی که قرن‌ها در برابر زلزله، فرسایش و تغییرات محیطی دوام آورده‌اند؟ 
پاسخ این پرسش را باید در ماهیت خود انفجار جست‌وجو کرد؛ پدیده‌ای که تنها یک نقطه را تخریب نمی‌کند، بلکه موجی از انرژی را در فضا منتشر می‌کند. موجی که می‌تواند صدها متر یا حتی چند کیلومتر دورتر، به سازه‌هایی برسد که برای تحمل چنین فشاری طراحی نشده‌اند.
ادامه این داستان را باید در علم فیزیک انفجار و ساختار معماری بناهای تاریخی جست‌وجو کرد؛ جایی که روشن می‌شود چرا جنگ‌ها، حتی زمانی که به طور مستقیم به یک اثر تاریخی شلیک نمی‌کنند، باز هم می‌توانند تاریخ را زخمی کنند. 

قلعه فلک الافلاک

وقتی موج انفجار به دیوارهای تاریخ می‌رسد

برای درک این که چگونه یک انفجار می‌تواند به بنایی تاریخی آسیب برساند، لازم است نخست ماهیت خود انفجار را بشناسیم. 
برخلاف تصور عمومی، انفجار تنها به محل برخورد یا نقطه هدف محدود نمی‌شود. در لحظه وقوع انفجار، مقدار بسیار بزرگی از انرژی در مدت زمانی بسیار کوتاه آزاد می‌شود و موجی از فشار هوا با سرعتی بسیار بالا در محیط اطراف گسترش می‌یابد. این موج که در علوم نظامی و مهندسی «موج انفجار» نامیده می‌شود، می‌تواند در فاصله‌ای قابل توجه از محل انفجار نیز اثرگذار باشد. 

در شهرهایی که دارای بافت تاریخی هستند، این پدیده اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. بناهای تاریخی معمولاً با مصالح سنتی مانند آجر، ملات آهکی، چوب و گچ ساخته شده‌اند؛ مصالحی که برای شرایط محیطی طبیعی طراحی شده‌اند، نه برای فشار ناگهانی ناشی از انفجار. در چنین شرایطی حتی اگر یک بنای تاریخی مستقیماً هدف حمله قرار نگیرد، موج فشار ناشی از انفجار می‌تواند به بخش‌های مختلف آن آسیب برساند. 

نخستین تأثیر موج انفجار معمولاً بر عناصر ظریف معماری دیده می‌شود. شیشه‌های رنگی، کاشی‌های تزئینی، گچ‌بری‌ها و آینه‌کاری‌ها از جمله بخش‌هایی هستند که در برابر تغییر ناگهانی فشار هوا بسیار حساس‌اند. در بناهایی مانند کاخ گلستان یا چهلستون که بخش قابل توجهی از زیبایی آن‌ها به همین تزئینات وابسته است، حتی یک لرزش کوتاه‌مدت می‌تواند باعث جدا شدن قطعات کوچک، ترک خوردن سطوح یا تغییر در تعادل تزئینات شود. 

اما آسیب‌ها همیشه بلافاصله قابل مشاهده نیستند. یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای موج انفجار، ایجاد ترک‌های بسیار ریز در سازه‌های تاریخی است؛ ترک‌هایی که ممکن است در نگاه نخست دیده نشوند اما به مرور زمان گسترش پیدا کنند. در معماری سنتی ایران، بسیاری از بناها بر اساس تعادل میان دیوارهای باربر و قوس‌های معماری ساخته شده‌اند. هرگونه تغییر در این تعادل می‌تواند در درازمدت به ضعف سازه‌ای منجر شود. 

ارتعاشی که در سنگ و آجر می‌پیچد

در کنار موج فشار، عامل دیگری نیز در آسیب به آثار تاریخی نقش دارد: ارتعاش زمین. انفجارهای بزرگ می‌توانند ارتعاشی شبیه به لرزش‌های کوچک زلزله ایجاد کنند. این ارتعاش از طریق زمین و سازه‌های شهری منتقل می‌شود و به بناهای اطراف می‌رسد. 

در ساختمان‌های مدرن که با بتن مسلح و سازه‌های مقاوم طراحی شده‌اند، چنین لرزش‌هایی معمولاً تأثیر جدی ایجاد نمی‌کند. اما در بناهای تاریخی که گاه چند صد سال قدمت دارند، وضعیت متفاوت است. بسیاری از این بناها فاقد سیستم‌های مقاوم در برابر لرزه هستند و حتی ارتعاش‌های نسبتاً خفیف نیز می‌تواند باعث ایجاد ترک در دیوارها یا طاق‌ها شود. 

مورد بناهایی مانند عالی‌قاپو، این مسئله اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. این کاخ چند طبقه که بر پایه سازه‌های تاریخی و مصالح سنتی ساخته شده، در برابر تغییرات ناگهانی در تعادل سازه‌ای حساس است. تالار موسیقی این کاخ که با گچ‌بری‌های پیچیده و طراحی آکوستیک خاص ساخته شده، از جمله فضاهایی است که در برابر لرزش‌های شدید بسیار آسیب‌پذیر محسوب می‌شود. 

در چهلستون نیز وضعیت مشابه‌ای وجود دارد. تالار ستون‌دار این کاخ با ستون‌های چوبی بلند و سقف‌های تزئینی ساخته شده و نقاشی‌های دیواری آن روی لایه‌های گچ و رنگ طبیعی قرار دارند. هرگونه لرزش شدید می‌تواند باعث ایجاد ترک‌های ریز در این لایه‌ها شود؛ ترک‌هایی که گاه تنها پس از گذشت زمان قابل تشخیص هستند. 

چرا بناهای تاریخی آسیب‌پذیرترند؟ 

یکی از دلایل اصلی آسیب‌پذیری آثار تاریخی، ساختار معماری آن‌هاست. بسیاری از بناهای تاریخی ایران در دوره‌هایی ساخته شده‌اند که مفهوم مهندسی سازه به شکل امروزی وجود نداشت. معماران آن دوران با تجربه و دانش سنتی خود بناهایی خلق کردند که در برابر شرایط طبیعی مانند گرما، سرما و حتی زلزله تا حدی مقاوم بودند، اما پدیده‌ای مانند موج انفجار در زمان ساخت آن‌ها قابل تصور نبود. 
از سوی دیگر، گذشت زمان نیز بر استحکام این بناها تأثیر گذاشته است. مصالحی که چند قرن قدمت دارند، به طور طبیعی بخشی از مقاومت اولیه خود را از دست می‌دهند. بنابراین سازه‌ای که در قرن هفدهم یا هجدهم ساخته شده، ممکن است در برابر فشارهای ناگهانی بسیار حساس‌تر از یک ساختمان مدرن باشد. 

تزئینات معماری نیز عامل دیگری است که آسیب‌پذیری بناهای تاریخی را افزایش می‌دهد. در معماری ایرانی، زیبایی بنا اغلب در جزئیات ظریف آن نهفته است: کاشی‌کاری‌های چندلایه، آینه‌کاری‌های پیچیده، نقاشی‌های دیواری و گچ‌بری‌های هنرمندانه. این عناصر معمولاً به لایه‌های سطحی سازه متصل هستند و در برابر فشار و ارتعاش آسیب‌پذیرند. 

تجربه‌ای که جهان بارها دیده است

آسیب دیدن آثار تاریخی در اثر موج انفجار پدیده‌ای تازه نیست. در جنگ‌های معاصر نمونه‌های متعددی از این مسئله دیده شده است. در جریان جنگ سوریه، بسیاری از بناهای تاریخی شهر حلب نه تنها در اثر اصابت مستقیم گلوله‌ها بلکه بر اثر موج انفجار و لرزش‌های ناشی از آن آسیب دیدند. در اوکراین نیز گزارش‌هایی از ترک خوردن بناهای تاریخی در شهرهای نزدیک به خطوط درگیری منتشر شده است. 

حتی در مواردی که بناهای تاریخی مستقیماً هدف حمله قرار نگرفته‌اند، فشار ناشی از انفجارهای بزرگ باعث آسیب به شیشه‌ها، کاشی‌ها و تزئینات شده است. کارشناسان میراث فرهنگی در چنین شرایطی معمولاً از اصطلاح «آسیب ثانویه جنگ» استفاده می‌کنند؛ آسیبی که نه در اثر برخورد مستقیم سلاح بلکه در نتیجه پیامدهای فیزیکی انفجار ایجاد می‌شود. 

حمله به چهلستون اصفهان

زخمی که گاه دیر دیده می‌شود

یکی از دشوارترین جنبه‌های حفاظت از آثار تاریخی در شرایط جنگی این است که بسیاری از آسیب‌ها بلافاصله قابل مشاهده نیستند. ممکن است یک بنا در ظاهر سالم به نظر برسد، اما ترک‌های ریز در ساختار آن به مرور زمان گسترش پیدا کنند. گاهی ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول می‌کشد تا پیامدهای واقعی یک لرزش یا موج انفجار مشخص شود. 
به همین دلیل پس از هر حادثه‌ای که باعث لرزش شدید در نزدیکی بناهای تاریخی می‌شود، کارشناسان مرمت معمولاً مجموعه‌ای از بررسی‌های فنی انجام می‌دهند. این بررسی‌ها شامل مطالعه ترک‌ها، بررسی تغییرات در تعادل سازه‌ای و ارزیابی وضعیت تزئینات معماری است. 

در مورد بناهایی مانند کاخ گلستان، عالی‌قاپو، چهلستون و فلک‌الافلاک نیز چنین بررسی‌هایی اهمیت ویژه‌ای دارد. این بناها تنها ساختمان‌هایی قدیمی نیستند؛ هر یک بخشی از حافظه تاریخی ایران را در خود جای داده‌اند. از تالارهای آینه‌کاری قاجاری در تهران تا نقاشی‌های دیواری صفوی در اصفهان و دیوارهای سنگی قلعه‌ای ساسانی در خرم‌آباد، هر یک روایتگر دوره‌ای از تاریخ این سرزمین‌اند. 

وقتی تاریخ در برابر جنگ می‌ایستد

در نهایت شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که چرا حفاظت از این بناها اهمیت دارد. پاسخ را باید در نقش میراث فرهنگی در شکل دادن به هویت جمعی یک جامعه جست‌وجو کرد. آثار تاریخی تنها یادگارهای معماری نیستند؛ آن‌ها حافظه شهرها و ملت‌ها هستند. هر کاشی، هر ستون و هر نقاشی دیواری بخشی از داستانی را روایت می‌کند که نسل‌های مختلف در شکل‌گیری آن نقش داشته‌اند. 
جنگ‌ها می‌توانند شهرها را ویران کنند، اما زمانی که بناهای تاریخی آسیب می‌بینند، چیزی فراتر از یک ساختمان از میان می‌رود. در چنین لحظاتی، بخشی از حافظه تاریخی یک ملت نیز زخمی می‌شود. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از اسناد بین‌المللی، حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ نه تنها یک مسئولیت ملی بلکه وظیفه‌ای جهانی تلقی می‌شود.
زیرا اگر جنگ‌ها بتوانند تاریخ را نابود کنند، آنچه باقی می‌ماند تنها شهری بازسازی‌شده است؛ شهری که دیگر داستان گذشته خود را برای آینده روایت نخواهد کرد.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار