داربی را از تهران بگیرید، فوتبالش را پس میدهد!
سالهاست هر وقت اسم داربی میآید، قبل از فوتبال درباره حاشیهها حرف میزنیم. از بلیت و ترافیک گرفته تا درگیری روی سکوها و کیفیت چمن. انگار خود بازی همیشه قربانی چیزهای دیگری بوده است. اما داربی اصفهان یک حقیقت قدیمی را دوباره یادآوری کرد؛ فوتبال وقتی فرصت نفس کشیدن پیدا کند، خودش بلد است تماشایی باشد.
جالب است؛ برای جذاب شدن مهمترین مسابقه فوتبال ایران، اتفاق عجیب و غریبی رخ نداد. نه قانون جدیدی آمد، نه VAR معجزه کرد و نه ستارهای از آسمان افتاد وسط نقش جهان. فقط چند چیز سر جای خودش قرار گرفت.
اول زمین بود. همان چیزی که در فوتبال حرفهای باید بدیهی باشد اما در ایران تبدیل به آرزو شده است. بازیکنانی که بلد بودند فوتبال بازی کنند، این بار مجبور نبودند با هر پاس نگران پریدن توپ یا دستاندازهای چمن باشند. نتیجه؟ بازی روی زمین ماند و فوتبال هم دیده شد.
بعد نوبت هوا بود. انگار کسی بالاخره قبول کرده بود فوتبالکار هم انسان است و لازم نیست در گرمایی بازی کند که آسفالت را آب میکند. بازی شبانه شد و بازیکنان به جای جنگیدن با دمای هوا، با حریف جنگیدند.
روی نیمکتها هم خبرهایی بود. این بار کسی برای نباختن به زمین نیامده بود. استقلال و پرسپولیس هر دو دنبال گل بودند. دنبال ضربه زدن. دنبال بردن. شاید نتیجه مساوی شد اما از آن مساویهایی بود که تماشاگر بعد از سوت پایان حس نمیکرد دو ساعت از عمرش هدر رفته است.
و بعد میرسیم به مهمترین شخصیت این داستان؛ تماشاگر.
فوتبال بدون تماشاگر چیزی شبیه کنسرت بدون صداست. برگزار میشود، اما روح ندارد. نقش جهان نشان داد هنوز هم مهمترین دارایی فوتبال ایران روی سکوها نشسته است. همان مردمی که وقتی اجازه پیدا میکنند فوتبال را زندگی کنند، به بازی جان میدهند.
شاید عجیب باشد اما داربی امسال یک درس ساده داشت؛ فوتبال ایران بیشتر از آنکه به جلسه و بخشنامه و شعار نیاز داشته باشد، به بدیهیات نیاز دارد. زمین خوب، زمان مناسب، تماشاگر و دو تیمی که برای بردن بازی کنند.
اینها فرمول پیچیدهای نیست. راز پنهانی هم ندارد. فقط سالهاست آنقدر از شرایط طبیعی فوتبال دور شدهایم که وقتی یک مسابقه معمولی، در شرایط معمولی برگزار میشود، همه با تعجب میگویند: «عجب داربی قشنگی شد!»
شاید سؤال اصلی این نباشد که چرا این داربی زیبا بود؛ سؤال این است که چرا بقیه داربیها اینطوری نبودند؟