EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۹۴۵۰

راهی از میدان به مذاکرات

«نبرد یا مذاکره»در بدو امر شاید به نظر برسد که این دو واژگان، دو امر متضاد با فرسنگ‌ها فاصله از یکدیگر هستند. اما وقتی به تاریخ جنگ‌ها، گفت‌وگوها و مذاکرات نظر کرده و ابعاد گوناگون آن را بررسی می‌کنیم، تفاوت چندانی در این واژگان مشاهده نمی‌شود.

راهی از میدان به مذاکرات
اعتماد

روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت:

«نبرد یا مذاکره»در بدو امر شاید به نظر برسد که این دو واژگان، دو امر متضاد با فرسنگ‌ها فاصله از یکدیگر هستند. اما وقتی به تاریخ جنگ‌ها، گفت‌وگوها و مذاکرات نظر کرده و ابعاد گوناگون آن را بررسی می‌کنیم، تفاوت چندانی در این واژگان مشاهده نمی‌شود. اغلب نبردهای بزرگ تاریخ از طریق مذاکره به پایان رسیده‌اند و بسیاری از مذاکرات زمینه‌ساز پایان دادن به جنگ‌ها شده‌اند. اساسا جنگ و مذاکره دو روی سکه تلاش کشورها و ساختارهای سیاسی برای کسب امتیاز و تداوم حیات است. برای برخی افراد و جریانات در کشورمان این دو واژگان به اندازه‌ای از هم دورند که استفاده از یکی باید به قیمت بی‌توجهی به دیگری تمام شود.« اعتماد» برای بررسی این تقارب و تنازع باب گفت‌وگو را با محمدصادق جوادی‌حصار، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و هادی حق‌شناس، استاندار گیلان و تحلیلگر مسائل راهبردی باز کرده تا پاسخی برای این پرسش بیابد که مگر غیر از این است که مذاکرات ادامه منطقی نبرد و تنازع است و در نقطه مقابل، وقوع جنگ‌ها به دلیل ناتوانی کشورها از تداوم گفت‌وگوها است که رخ می‌دهند؟این دو تحلیلگر با اشاره به روند جاری گفت‌وگوهای ایران و امریکا معتقدند مذاکره و میدان تقابل مکمل یکدیگرند و مخالفت با اصل مذاکره نباید به معنای نادیده گرفتن یکی از ابزارهای شناخته‌ شده حل منازعات در عرصه بین‌المللی باشد.

محمد صادق جوادی حصار: مذاکره یکی از راه‌های پذیرفته‌شده برای حل تخاصمات است

محمدصادق جوادی‌حصار در گفت‌وگو با «اعتماد» درباره روند مذاکرات و فضای سیاسی داخلی پیرامون آن اظهار می‌کند: «همین امروز که من و شما با هم گفت‌وگو می‌کنیم، مذاکرات در جریان است. ایران پاسخ امریکا را داده و امریکا نیز پاسخ دیگری به ایران داده است و در مجموع گفت‌وگوها همچنان ادامه دارد. در کنار این روند، در فضای داخلی نیز برخی طیف‌ها و گروه‌ها با اصل مذاکره مخالفت دارند و معتقدند ایران باید رویکرد تقابلی در پیش بگیرد. برای تحلیل این فضا باید ابتدا خود را جای مسوولان اصلی تصمیم‌گیر قرار دهیم؛ یعنی کسانی که در نهایت مسوولیت اداره کشور و تصمیم‌گیری در چنین موضوعاتی را بر عهده دارند. شرط نخست برای مواجهه با چنین موضوعاتی این است که افراد پیش از نقد و قضاوت، خود را جای مسوولان اصلی بگذارند. اگر ما با در نظر گرفتن همه شرایط و پیچیدگی‌های موجود، خود را در موقعیت تصمیم‌گیرندگان قرار دهیم، آن‌گاه بهتر می‌توانیم درباره اینکه چه کاری باید انجام شود یا نشود اظهارنظر کنیم.» جوادی‌حصار ادامه می‌دهد: «در متون دینی ما نیز بر چنین نگاهی تأکید شده است. از جمله در فرمایشات امام علی(ع) خطاب به امام حسن(ع) و امام حسین(ع) آمده است که باید در برابر ظلم ایستاد و یاری‌گر مظلوم بود. همچنین در جای دیگری می‌فرمایند که انسان باید خود را میزان قرار دهد؛ یعنی آنچه را برای خود می‌پسندد برای دیگران نیز بپسندد. این نگاه می‌تواند در تحلیل مسائل سیاسی و تصمیم‌های مهم نیز راهگشا باشد. اگر کسی خود را جای تصمیم‌گیر اصلی، چه در جایگاه رهبری و چه در جایگاه فرماندهان نظامی یا مدیران ارشد کشور بگذارد، آن‌گاه متوجه می‌شود که تصمیم‌گیری در چنین شرایطی چقدر پیچیده و چندوجهی است و نمی‌توان آن را با نگاه ساده و یک‌بعدی تحلیل کرد.» این فعال سیاسی اصلاح‌طلب با بیان اینکه مذاکره بخشی از فرآیند حل اختلافات است، تصریح می‌کند: «من بارها گفته‌ام که گفت‌وگو و مذاکره در واقع شکل دیگری از مواجهه و حتی مبارزه است. اینها مکمل یکدیگرند. اگر همه مسائل فقط در میدان جنگ حل می‌شد، اساسا مذاکره معنا پیدا نمی‌کرد. مذاکره یکی از راه‌های تعریف‌شده و پذیرفته‌شده در نظام بین‌الملل برای حل تخاصمات و درگیری‌هاست. وقتی دو کشور یا دو طرف با یکدیگر اختلاف و دشمنی دارند، یکی از مسیرهایی که می‌توانند از طریق آن به نتیجه برسند، گفت‌وگو و مذاکره است. البته برخی از منتقدان معتقدند که در شرایط فعلی، مذاکره فایده‌ای ندارد و حتی ممکن است هزینه‌هایی نیز به همراه داشته باشد. اگر چنین نظری دارند، باید به‌طور دقیق توضیح دهند که چرا فکر می‌کنند مذاکره نکردن منفعت بیشتری برای کشور دارد. واقعیت این است که در شرایط کنونی کشور، هیچ‌ یک از مسوولان قصد عبور از منافع ملی و امنیت کشور را ندارند. همه کسانی که در جایگاه تصمیم‌گیری قرار دارند، به‌خوبی می‌دانند که امنیت و منافع ملی مهم‌ترین خط قرمزهاست.» جوادی حصار در واکنش به برخی تندروی‌ها درباره اصل مذاکره می‌گوید:« نباید اینگونه تصور شود که اگر کسی طرفدار مذاکره است، بیشتر از دیگران می‌فهمد و اگر کسی مخالف مذاکره است، درک درستی از شرایط ندارد؛ یا برعکس، اگر کسی مخالف مذاکره باشد خود را آگاه‌تر بداند و طرفداران مذاکره را ناآگاه تلقی کند. این نوع نگاه‌ها بیشتر شبیه رجزخوانی‌های سیاسی است و کمکی به حل مسائل نمی‌کند. وقتی پای احقاق حقوق ملت و دفاع از منافع کشور به میان می‌آید، همه این جریان‌ها باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند، زیرا هیچ‌کدام به‌تنهایی نمی‌توانند پاسخگوی همه مسائل باشند. نه میدان نبرد به‌تنهایی می‌تواند همه مشکلات را حل کند و نه مذاکره به‌تنهایی. اینها در بسیاری از موارد مکمل یکدیگرند و در کنار هم معنا پیدا می‌کنند. در نهایت، تقریبا همه جنگ‌ها در جهان روزی با صلح به پایان می‌رسند. حتی پس از سخت‌ترین درگیری‌ها نیز طرفین ناچار می‌شوند پشت میز مذاکره بنشینند و درباره مسائل مختلف به گفت‌وگو بپردازند.» او ادامه می‌دهد: «در چنین مذاکراتی موضوعاتی مانند بازگشت سرزمین‌ها، تبادل اسرا، بازگرداندن امکانات یا تعیین مرزها مطرح می‌شود و طرف‌ها تلاش می‌کنند از طریق گفت‌وگو به نقطه‌ای از تفاهم برسند. این نشان می‌دهد که مذاکره در بسیاری از مواقع بخش اجتناب‌ناپذیر پایان یک منازعه است. به همین دلیل، من معتقدم حتی کسانی که امروز مخالف مذاکره هستند نیز احتمالا با نیت خیر چنین موضعی را اتخاذ کرده‌اند، اما باید توجه داشت که هیچ فرد یا گروهی به تنهایی صاحب همه حقیقت نیست. همه‌چیز را همگان می‌دانند و هیچ‌کس عقل کل نیست. اداره کشور و حل مسائل پیچیده نیازمند همفکری و استفاده از دیدگاه‌های مختلف است.» جوادی‌حصار در پایان تأکید می‌کند:« در شرایط فعلی منطقی‌ترین کار این است که اجازه دهیم دستگاه‌های مسوول و مدیران عالی کشور، از جمله نهادهای امنیتی و نظامی، دولت و دیگر مسوولان مرتبط با این حوزه، بر اساس مصلحت کشور تصمیم‌گیری کنند و مسیر مناسب را پیش ببرند. امیدوارم همه این اقدامات در نهایت به شکلی پیش برود که هم عزت کشور حفظ شود و هم منافع ملی تأمین گردد.»

هادی حق‌شناس: مذاکره راهی برای عبور از تحریم‌ها و حرکت به سمت توسعه است

 اما برای بررسی ابعاد مختلف این بحث، لازم است موضوع از زاویه دید اجرایی یک چهره اجرایی که سابقه بلندبالایی در حوزه‌های تقنینی و اقتصادی نیز دارد، دیده شود. هادی حق‌شناس استاندار گیلان واجد یک چنین ویژگی‌هایی است. حق‌شناس با تأکید بر اهمیت مذاکرات ایران و امریکا برای آینده اقتصادی کشور می‌گوید: «توسعه و رشد اقتصادی بدون کاهش فشار تحریم‌ها دشوار است و یکی از مسیرهای عبور از این وضعیت، مذاکره است. او با اشاره به تجربه‌های تاریخی و بی‌اعتمادی میان دو کشور تأکید کرد اگر نشانه‌هایی از پایبندی امریکا به تعهدات شکل بگیرد، مذاکره می‌تواند راه‌حلی بهتر از تداوم تنش و درگیری باشد.» استاندار گیلان در گفت‌وگو با «اعتماد» درباره اهمیت مذاکرات میان ایران و امریکا اظهار می‌کند: «پرسش اصلی این است که چرا مذاکرات برای توسعه کشور اهمیت دارد و چرا باید از طریق گفت‌وگو تلاش کنیم تحریم‌ها را پشت سر بگذاریم و به سمت رشد اقتصادی حرکت کنیم. در یک اصل کلی نباید تردید داشت که پایان تقریبا همه جنگ‌ها و درگیری‌ها در نهایت به مذاکره ختم می‌شود. در واقع در تاریخ معاصر کمتر جنگی را می‌توان یافت که بدون مذاکره درباره ابعاد و پیامدهای آن به پایان رسیده باشد. اصولا در بسیاری از جنگ‌ها اینگونه نیست که یکی از طرفین به نابودی کامل برسد. در اغلب موارد، جنگ‌ها زمانی پایان می‌یابند که طرف‌ها به این نتیجه برسند که ادامه درگیری هزینه‌های بیشتری به همراه دارد و باید از طریق مذاکره راهی برای پایان دادن به تنش پیدا کنند.» حق‌شناس در پاسخ به این پرسش که آیا دامنه گفت‌وگو برای ترک تخاصم می‌تواند ایران و امریکا را نیز شامل شود که یک دیوار بلند بی‌اعتمادی میان آنها قرار دارد؟ می‌گوید: «در مورد اختلافات میان ایران و امریکا نیز چنین وضعیتی قابل تصور است. این تصور که در این منازعه یکی از طرفین به‌طور کامل نابود شود، دست‌کم در کوتاه‌مدت فرضی منطقی به نظر نمی‌رسد. ممکن است در چنین کشمکش‌هایی یک طرف با مشکلات بیشتری مواجه شود، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر سیاسی، اما نابودی کامل یک طرف سناریویی نیست که بتوان آن را واقع‌بینانه دانست. اگر این پیش‌فرض را بپذیریم که در نهایت چنین منازعاتی با گفت‌وگو به پایان می‌رسد، آن‌گاه طبیعی است که مذاکرات به عنوان یکی از مسیرهای حل اختلاف مورد توجه قرار گیرد.» استاندار گیلان با اشاره به سابقه تاریخی روابط ایران و امریکا تصریح می‌کند:«البته باید توجه داشت که روابط دو کشور با یک دیوار بلند بی‌اعتمادی مواجه است. این بی‌اعتمادی تنها مربوط به یک یا دو سال گذشته نیست، بلکه ریشه‌های تاریخی عمیقی دارد. یکی از نقاط مهم در شکل‌گیری این بی‌اعتمادی به کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ بازمی‌گردد؛ زمانی که به گفته بسیاری از منابع و حتی برخی مقامات امریکایی، ایالات متحده در آن رویداد نقش داشته و این مساله به سقوط دولت منتخب دکتر محمد مصدق انجامید. این سابقه تاریخی باعث شده است که در روابط میان دو کشور همواره نوعی تردید و بی‌اعتمادی وجود داشته باشد و همین مساله مذاکرات را پیچیده‌تر کرده است. در سال‌های اخیر نیز برخی تحولات این بی‌اعتمادی را تشدید کرده است. برای مثال در مقاطعی که گفت‌وگوهایی در جریان بوده، اتفاقاتی رخ داده که این تصور را تقویت کرده است که طرف امریکایی به میز مذاکره پایبند نیست.» او ادامه می‌دهد: «به همین دلیل است که در بسیاری از دوره‌ها برای پیشبرد مذاکرات، از میانجی‌ها استفاده شده است. حضور کشورهای واسطه در واقع تلاشی برای کاهش سطح بی‌اعتمادی میان دو طرف بوده است. در سال‌های گذشته کشورهای مختلفی در این زمینه نقش میانجی یا تسهیل‌کننده را ایفا کرده‌اند. برای مثال عمان در مقاطعی میزبان گفت‌وگوهای غیرمستقیم بوده و کشورهایی مانند قطر یا ترکیه نیز در برخی مراحل تلاش کرده‌اند به پیشبرد مذاکرات کمک کنند. حتی در جریان مذاکرات مربوط به توافق هسته‌ای نیز کشورهای مختلفی در روند گفت‌وگوها نقش داشتند و در برخی مراحل از کشورهایی مانند برزیل، قزاقستان و دیگر کشورها به عنوان محل یا بستر مذاکرات استفاده شد. در برخی مقاطع نیز کشورهایی مانند پاکستان تلاش کردند به عنوان طرف مورد اعتماد دو طرف، زمینه‌ای برای کاهش تنش‌ها فراهم کنند. در مجموع آنچه امروز مشاهده می‌شود این است که ایران نسبت به پایبندی امریکا به تعهدات خود در مذاکرات گذشته تردیدهایی دارد و همین مساله باعث شده است که روند گفت‌وگوها با احتیاط بیشتری دنبال شود.» حق‌شناس تأکید می‌کند: «با این حال اصل مذاکره هیچگاه موضوعی نبوده که ایران به‌طور کامل از آن فاصله بگیرد. در واقع در دوره‌های مختلف نشان داده شده که ایران از اصل گفت‌وگو برای حل اختلافات استقبال می‌کند. آنچه در عمل باعث افزایش شکاف‌ها شده، این تصور است که امریکا در برخی مقاطع به تعهدات خود در مذاکرات پایبند نبوده یا مسیر گفت‌وگوها را دچار اختلال کرده است. اگر بخواهیم به ساده‌ترین شکل این موضوع را بیان کنیم، مشکل اصلی در بی‌اعتمادی‌ای است که در طول سال‌ها شکل گرفته و مانع از پیشرفت سریع مذاکرات شده است. اگر شرایطی فراهم شود که این بی‌اعتمادی تا حدی کاهش پیدا کند، طبیعتا مسیر گفت‌وگو نیز هموارتر خواهد شد. همانطور که عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان نیز اشاره کرده، اگر این احتمال تقویت شود که طرف مقابل به میز مذاکره پایبند می‌ماند و مانند برخی مقاطع گذشته از آن عدول نمی‌کند، مذاکره می‌تواند به راه‌حلی موثر تبدیل شود. در چنین شرایطی گفت‌وگو می‌تواند جایگزینی مناسب‌تر نسبت به ادامه تنش، درگیری یا تشدید تحریم‌ها باشد.» حق‌شناس در پایان می‌گوید: «اگر مذاکرات با رویکردی واقع‌بینانه و همراه با تضمین‌هایی برای پایبندی طرفین دنبال شود، می‌تواند زمینه‌ای برای کاهش تنش‌ها و حرکت به سمت شرایطی فراهم کند که در آن توسعه اقتصادی و رشد کشور نیز امکان‌پذیرتر شود.»

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار