EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۹۴۵۱

چرا رسانه‌ای برای شنیدن صدای جوانان نداریم

الغ بر 20‌میلیون جوان ایرانی در این کشور زندگی می‌کنند که در حدود یک چهارم جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند.اما پتانسیل به این بزرگی یک کانال تلویزیونی مستقل برای خود ندارند تا با حضور در آن، حرف‌های خود را بزنند و احساس غرور و شخصیت کنند.

چرا رسانه‌ای برای شنیدن صدای جوانان نداریم
اعتماد

شاهپور محمدی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت:

بالغ بر 20‌میلیون جوان ایرانی در این کشور زندگی می‌کنند که در حدود یک چهارم جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند.اما پتانسیل به این بزرگی یک کانال تلویزیونی مستقل برای خود ندارند تا با حضور در آن، حرف‌های خود را بزنند و احساس غرور و شخصیت کنند. آیا زمان آن نیست از 50 کانال تلویزیون نهاد رسانه، یکی از آنها را برای طیف به این بزرگی اختصاص دهیم تا همه گرایش‌ها و سلایق فکری، مکانی برای حرف‌های خود داشته باشند؟  آیا این خواسته و انتظار بزرگی از نهادهای مسوول است ؟ جوان ایرانی نمی‌داند کجا و از چه تریبون رسمی باید مسائل و مشکلات خود را مطرح کند.  اینکه شبکه‌های مختلف تلویزیونی هر از گاهی سراغ جوانان کشور رفته و از آنها در مورد مسائل جاری کشور سوال و جواب کند، قطعا مفید است، اما هم کافی نیست و هم اینکه بحث ما صرف دیده شدن و اظهارنظر هرازگاهی و محدود آنها در این رسانه نیست.  بحث بر سر یک جمعیت کثیری است که هزاران دغدغه و گرفتاری و حرف‌های ناگفته دارند و معلوم نیست در کجا و پشت چه تریبونی باید گفته شوند.  مشکل جوان باید گفته و مطرح شود.  این جوان مشکل ازدواج دارد. مشکلات اقتصادی و تهیه مسکن دارد. سن او در حال بالارفتن است و نیازمند آن است تا هرچه سریع‌تر سر و سامان بگیرد.  اما چه کسانی و کدامین ارگان رسمی دولتی باید حرف‌های او را به‌طور مداوم بشنوند تا بتوانند برای او چاره‌جویی کنند؟ محل این حرف‌ها کجاست؟  اگر جوان ایرانی متعلق به این سرزمین است، باید احساس کند محلی برای ابراز وجود دارد. از طرفی اگر جوان را خودی فرض نکنیم و سراغ او نرویم و با او به گفت‌وگو نپردازیم، طبیعتا غیر خودی‌ها و رسانه‌های بیگانه به سراغش رفته و آنها را با انواع و اقسام روش‌های جذاب رسانه‌ای و تبلیغاتی از طریق پیام‌رسان‌های مختلف، به سمت خود جذب خواهند نمود که تبعات و هزینه‌های بعدی آن برای کشور، کم نخواهد بود .  جوان ایرانی در حوزه رسانه ملی سهمی دارد و این نهاد رسانه‌ای باید به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کند که همه جوانان، با هر ظاهر و لباسی و با هر نوع نگرشی در آن دیده شوند. 

رسانه باید به این باوربرسد که همه این افراد، با هر نوع سلیقه‌ای، فرزندان همین سرزمین‌اند.  آنها نباید در کشور خود احساس غریبی، بلاتکلیفی و سرگردانی کنند.  این جوان باید دیده شود. باید بتواند حرف بزند. مشکلاتش را بگوید. با دیدن خود از تریبون‌های رسمی کشور احساس غرور کند.  یک سازوکار گفتمان‌سازی وسیع و فراگیر از طریق رسانه ملی برای این طیف عظیم فکری باید در جامعه رسانه کشور نهادینه شود. بعضا در رسانه‌های اجتماعی دیده می‌شود که برخی از نهادها از جذب این جوانان به مراکز غیرقانونی دیگر کشورها خبر می‌دهند، اما اشاره نمی‌کنند که چرا چنین اتفاقاتی می‌افتد!!.  به کم‌کاری نهادهای مسوول و دلایل آن اشاره نمی‌کنند.  یا صرف دادن آمار از آسیب‌ها و گرفتاری‌ها و معضلات اجتماعی مربوط به جوانان کشور که هنر نیست، هنر در جذب آنهاست. هنر در ایجاد میدان فعالیت برای شنیدن صدای آنهاست. حواس‌مان باشد که اگر ما نتوانیم بستر فرهنگی برای حضور آنها در جامعه، که مهم‌ترین بخش آن امکان دیده شدن در فضاهای رسانه‌ای رسمی در کشور است، مهیا کنیم، سرویس‌های بیگانه بیکار ننشسته و به‌دنبال اهداف تخریبی خود، از طریق همین جوانان خواهند بود. آنها به‌دنبال فرصتی برای چنین لابی‌هایی هستند تا روی مغز و ذهن و جیب و لباس جوانان کشورمان کار کنند. آنها چهل سال است به دنبال چنین فرصت‌هایی می‌گردند. و چه فرصتی بهتر از کار فرهنگی...!!  که به‌راحتی بتوانند روی فرهنگ این جوان با انواع و اقسام روش‌ها کار کنند.  وقتی ببینند ما کاری برای جوانان کشورمان انجام نمی‌دهیم و آنها را به امان خدا رهایشان کرده‌ایم، همین کم کاری ما بهترین فرصت را برای فعالیت‌های آنها فراهم خواهد ساخت. پس چه بهتر که از هم‌اکنون به فکر سرمایه‌های انسانی این کشور باشیم

 

ارسال نظر

آخرین اخبار