ادبیات حذف؛ تهدیدی تخریبیتر از تهدید دشمن
در وضعیتی که کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند همبستگی، انسجام و استفاده از تمام ظرفیتهای موجود است، ادبیات سیاسی باید به سمت «جذب» حرکت کند، نه حذف. امروز جامعه در شرایطی قرار دارد که همه نیروها، نگاهها، انرژیها و پتانسیلها باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند تا امکان تقویت توان ملی فراهم شود.
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
در وضعیتی که کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند همبستگی، انسجام و استفاده از تمام ظرفیتهای موجود است، ادبیات سیاسی باید به سمت «جذب» حرکت کند، نه حذف. امروز جامعه در شرایطی قرار دارد که همه نیروها، نگاهها، انرژیها و پتانسیلها باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند تا امکان تقویت توان ملی فراهم شود.
هرگونه تخریب، تهدید و حذف، میدانی را که میتواند محل حضور و مشارکت همه جریانها و نیروها باشد، تضعیف میکند. در چنین شرایطی، پرهیز از ادبیات حذف یک ضرورت است؛ چراکه آثار سوء و پیامدهای تخریبی آن حتی میتواند بیش از فشارها و تهدیدهای دشمن باشد.
تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که مهمترین عامل در کاهش آسیبپذیری جوامع در برابر تهدیدهای خارجی، حفظ انسجام و همبستگی داخلی است. در شرایطی که جامعه از وحدت برخوردار باشد، امکان نفوذ، اثرگذاری روانی و ایجاد بیثباتی از سوی دشمنان به شکل محسوسی کاهش پیدا میکند. بر همین اساس، کارشناسان علوم سیاسی و اجتماعی معتقدند که سرمایه اجتماعی و انسجام ملی، بخشی از قدرت نرم کشورها به شمار میرود و حتی میتواند از برخی مؤلفههای سختافزاری قدرت نیز اثرگذارتر باشد.
در ادبیات سیاسی و جامعهشناسی، وحدت اجتماعی به معنای وجود اعتماد، همدلی و احساس تعلق مشترک میان گروههای مختلف جامعه تعریف میشود. هرچه این پیوندها تقویت شوند، جامعه در برابر بحرانها، فشارهای خارجی و جنگ روانی مقاومتر خواهد شد. در مقابل، شکافهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی میتوانند زمینه را برای افزایش تنش، ناامیدی عمومی و نفوذ جریانهای مخرب فراهم کنند.
مطالعات مرتبط با امنیت ملی نیز نشان میدهد کشورهایی که در زمان بحران توانستهاند انسجام داخلی خود را حفظ کنند، در برابر فشارهای خارجی موفقتر عمل کردهاند. زیرا دشمنان معمولاً زمانی قادر به اثرگذاری هستند که بتوانند اختلافات داخلی را تشدید کرده و اعتماد عمومی را تضعیف کنند. در چنین شرایطی، جنگ رسانهای، عملیات روانی و دوقطبیسازی اجتماعی به ابزارهایی برای افزایش فشار بر جامعه تبدیل میشود. از سوی دیگر، جامعهای که از همبستگی بیشتری برخوردار باشد، ظرفیت بالاتری برای حل مشکلات داخلی خواهد داشت. مشارکت عمومی، افزایش اعتماد میان مردم و حاکمیت، و استفاده از همه ظرفیتهای انسانی و فکری، امکان عبور از بحرانها را آسانتر میکند. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که تقویت گفتوگو، کاهش ادبیات تخریبی و پرهیز از حذف گروههای مختلف، از مهمترین الزامات حفظ انسجام ملی است. بررسیهای علمی همچنین نشان میدهد که ادبیات مبتنی بر حذف و طرد، میتواند احساس بیاعتمادی و فاصله اجتماعی را افزایش دهد. این روند نهتنها سرمایه اجتماعی را تضعیف میکند، بلکه موجب کاهش مشارکت عمومی و کاهش احساس تعلق جمعی نیز میشود. در چنین فضایی، دشمنان خارجی فرصت بیشتری برای بهرهبرداری از شکافهای داخلی پیدا میکنند.
در شرایط کنونی، بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که تقویت وحدت ملی، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد. حرکت به سمت ادبیات جذب، استفاده از همه ظرفیتهای اجتماعی و سیاسی، و ایجاد فضایی برای مشارکت گستردهتر، میتواند به افزایش تابآوری جامعه کمک کند. در مقابل، گسترش اختلافات و تشدید فضای حذف، زمینه را برای تضعیف انسجام داخلی و افزایش آسیبپذیری کشور فراهم خواهد کرد. بر همین اساس، حفظ وحدت و همبستگی اجتماعی تنها یک توصیه سیاسی نیست، بلکه بخشی از الزامات امنیت ملی و توسعه پایدار کشور محسوب میشود؛ موضوعی که میتواند توان جامعه را در برابر فشارها و تهدیدهای بیرونی به شکل قابل توجهی افزایش دهد.
اگر وحدت و همبستگی در جامعه حفظ شود، دشمن امکان اثرگذاری جدی نخواهد داشت، اما زمانی که نیروها به دلایل مختلف و بر اساس ذهنیتهای گوناگون از میدان عمل کنار گذاشته شوند، زمینه بروز مشکلات و تضعیف انسجام ملی فراهم خواهد شد. از همین رو، حرکت به سمت ادبیات جذب و دوری از ادبیات حذف، ضرورتی اساسی برای حفظ قدرت و انسجام جامعه به شمار میرود. سید وحید غلامزاده، استاد دانشگاه و کارشناس سیاسی، در گفتوگو با روزنامه *آرمان امروز* با تاکید بر ضرورت پرهیز از ادبیات حذف در فضای سیاسی و اجتماعی کشور، اظهار کرد: در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تقویت انسجام داخلی و استفاده از همه ظرفیتهای اجتماعی، سیاسی و فکری کشور هستیم.
هرگونه ادبیات مبتنی بر حذف، طرد و کنار گذاشتن افراد و جریانها، میتواند به تضعیف سرمایه اجتماعی و کاهش همبستگی ملی منجر شود.
وی افزود: تجربه بسیاری از جوامع نشان داده است که کشورها زمانی میتوانند مسیر توسعه و پیشرفت را با ثبات بیشتری طی کنند که امکان مشارکت گسترده برای گروهها و سلایق مختلف فراهم باشد. در مقابل، محدود شدن دایره مشارکت و غلبه نگاههای حذفی، زمینه افزایش شکافهای اجتماعی و سیاسی را فراهم میکند و در نهایت بر منافع ملی اثر منفی خواهد گذاشت.
این استاد دانشگاه با اشاره به اهمیت وحدت اجتماعی در شرایط حساس، تصریح کرد: دشمنان هر کشوری معمولاً از شکافهای داخلی برای افزایش فشار و اثرگذاری استفاده میکنند. زمانی که جامعه دچار چنددستگی و تقابلهای فرسایشی شود، امکان بهرهبرداری بیرونی نیز افزایش پیدا میکند. به همین دلیل، حفظ انسجام داخلی صرفاً یک مسئله سیاسی نیست، بلکه بخشی از الزامات امنیت ملی و توسعه پایدار کشور محسوب میشود.
غلامزاده ادامه داد: ادبیات جذب میتواند زمینه گفتوگو، همدلی و مشارکت بیشتر را فراهم کند. در چنین فضایی، ظرفیتهای انسانی و فکری کشور به جای قرار گرفتن در برابر یکدیگر، در مسیر حل مسائل و مشکلات قرار میگیرند. توسعه زمانی محقق میشود که همه نیروهای موثر جامعه احساس کنند در ساخت آینده کشور نقش دارند و صدای آنان شنیده میشود.
وی با تاکید بر اینکه منافع ملی باید فراتر از اختلافات جناحی و سیاسی تعریف شود، خاطرنشان کرد: هر میزان که فضای سیاسی به سمت تخریب، برچسبزنی و حذف حرکت کند، اعتماد عمومی آسیب خواهد دید. کاهش اعتماد عمومی نیز به طور مستقیم بر میزان مشارکت اجتماعی و سرمایه اجتماعی کشور تاثیر میگذارد؛ موضوعی که میتواند روند تصمیمگیری و اجرای سیاستهای کلان را با دشواری مواجه کند.
این کارشناس سیاسی بیان کرد: جامعه امروز نیازمند آرامش، گفتوگو و همگرایی است. در چنین شرایطی، رسانهها، نخبگان و جریانهای سیاسی باید از هرگونه ادبیات تنشزا و حذفمحور پرهیز کنند و به سمت تقویت نقاط مشترک حرکت کنند. بدون انسجام داخلی، دستیابی به توسعه اقتصادی، ثبات سیاسی و حفظ منافع ملی با دشواری بیشتری همراه خواهد شد.
غلامزاده در پایان تاکید کرد: کشور برای عبور از چالشها نیازمند استفاده از همه ظرفیتها و توانمندیهاست. هرگونه حذف و محدودسازی نیروهای اجتماعی و سیاسی، به معنای از دست دادن بخشی از توان ملی است. از همین رو، حرکت به سمت ادبیات جذب و تقویت همبستگی اجتماعی، ضرورتی انکارناپذیر برای آینده کشور به شمار میرود.