EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۸۶۶۸

زنان ایرانی؛ بازیگر اصلی دیپلماسی اجتماعی

تحولات اجتماعی سال‌های اخیر نشان داده است که نقش زنان در جامعه ایران دیگر صرفاً در قالب مشارکت‌های محدود یا حضور نمادین قابل توضیح نیست

زنان ایرانی؛ بازیگر اصلی دیپلماسی اجتماعی
آرمان امروز

آرمان امروز در گزارشی نوشت:

تحولات اجتماعی سال‌های اخیر نشان داده است که نقش زنان در جامعه ایران دیگر صرفاً در قالب مشارکت‌های محدود یا حضور نمادین قابل توضیح نیست، و این وضعیت در دوران پسا جنگ نیز پررنگ شده. زنان امروزه و در دوران جنگ نه‌فقط بخشی از نیروی فعال اجتماعی، بلکه یکی از عناصر مؤثر در بازسازی روابط انسانی، تقویت همبستگی اجتماعی و ایجاد تعادل روانی در جامعه به شمار می‌روند. در بسیاری از جوامعی که دوره‌های بحران، جنگ یا تنش‌های اجتماعی را پشت سر گذاشته‌اند، زنان توانسته‌اند نقشی فراتر از چارچوب‌های سنتی ایفا کنند؛ نقشی که گاه حتی از ساختارهای رسمی نیز اثرگذارتر بوده است.

تجربه سال‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و دو جنگ سال گذشته، نشان داده که زنان در بزنگاه‌های اجتماعی، به‌ویژه در حوزه‌های غیررسمی، نقش مهمی در حفظ انسجام اجتماعی دارند و به یاری مردان جامعه می آیند. شاید نقش آنها مانند مردان ملموس و دیده نشود، اما آنها هستند که نیمی از باران سنگین این شرایط را بر دوش می کشند و همپای مردان در جامعه حضور دارند. این نقش شاید همیشه در آمارهای رسمی یا ساختارهای مدیریتی دیده نشده باشد، اما در لایه‌های عمیق زندگی اجتماعی قابل مشاهده است؛ از حفظ پیوندهای خانوادگی گرفته تا ایجاد شبکه‌های حمایتی و انتقال امید و تاب‌آوری به نسل‌های بعد. در این شرایط سوال اینجاست که چگونه از ظرفیت حضور زنان در جامعه بهره بیشتر و ملموس تر برای بازسازی اجتماعی و توسعه استفاده کرد؟

از تجربه میدان تا دیپلماسی اجتماعی

دکتر طاهره رستمی، جامعه‌شناس و عضو کارگروه راهبردی زنان و خانواده جهاددانشگاهی، در گفت وگو با ایسنا، معتقد است یکی از مهم‌ترین تغییرات سال‌های اخیر، عبور زنان از نقش‌های صرفاً سنتی و ورود فعالانه‌تر آنان به عرصه عمومی است. او با اشاره به تجربه‌های میدانی خود از حضور شبانه در فضای شهری می‌گوید زنان در بسیاری از موقعیت‌ها توانسته‌اند به ایجاد تعادل، آرامش و گفت‌وگو میان گروه‌های مختلف اجتماعی کمک کنند.

به گفته این جامعه‌شناس، زنان تنها به‌عنوان افرادی حاضر در جامعه دیده نمی‌شوند، بلکه بخشی از فرهنگ ارتباطی خانواده را نیز وارد عرصه عمومی می‌کنند؛ فرهنگی که بر مسئولیت‌پذیری، توجه به دیگری و حفظ روابط انسانی استوار است. رستمی معتقد است همین ویژگی می‌تواند در افزایش اعتماد اجتماعی و کاهش فاصله‌های انسانی نقش مهمی ایفا کند. او همچنین با اشاره به تجربه‌های دوران جنگ تأکید می‌کند که زنان در آن دوره نیز تنها نقش پشتیبان نداشتند، بلکه در حفظ روحیه جمعی، انتقال امید و تقویت انسجام اجتماعی مؤثر بودند. از نگاه او، امروز نیز بخشی از همان ظرفیت اجتماعی در شکل تازه‌ای از حضور زنان قابل مشاهده است؛ حضوری که می‌تواند در کاهش تنش‌های اجتماعی و شکل‌گیری گفت‌وگو میان گروه‌های مختلف جامعه نقش داشته باشد.

تغییر ماهیت حضور زنان

اما مسئله حضور زنان در جامعه را نمی‌توان تنها از منظر نقش‌های عاطفی یا ارتباطی تحلیل کرد. آنچه امروز اهمیت دارد، تغییر ماهیت حضور زنان در ساختار اجتماعی است. زنان دیگر صرفاً مصرف‌کننده سیاست‌ها یا پیرو روندهای اجتماعی نیستند، بلکه به تدریج به تولیدکننده معنا، فرهنگ و حتی الگوهای جدید زیست اجتماعی تبدیل شده‌اند. این تغییر، پیامدهای مهمی برای آینده جامعه دارد. یکی از مهم‌ترین این پیامدها، تغییر در مفهوم قدرت اجتماعی است. در گذشته، قدرت بیشتر در ساختارهای رسمی، اقتصادی یا سیاسی تعریف می‌شد، اما در جهان امروز بخش مهمی از قدرت در توانایی ایجاد ارتباط، مدیریت گفت‌وگو و شکل‌دهی به افکار عمومی نهفته است؛ حوزه‌ای که زنان در آن نقش پررنگی پیدا کرده‌اند. شبکه‌های اجتماعی، فعالیت‌های فرهنگی، کمپین‌های اجتماعی و حتی شکل جدید روابط شهری نشان می‌دهد زنان توانسته‌اند در بسیاری از موارد به بازیگران مؤثر عرصه عمومی تبدیل شوند.

از سوی دیگر، حضور اجتماعی زنان می‌تواند به بازسازی سرمایه اجتماعی کمک کند؛ مفهومی که بسیاری از جامعه‌شناسان آن را یکی از مهم‌ترین نیازهای جوامع معاصر می‌دانند. سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد، همکاری و احساس تعلق میان افراد جامعه. در شرایطی که فشارهای اقتصادی، شکاف‌های نسلی و سرعت تحولات فرهنگی باعث کاهش ارتباطات انسانی شده، زنان می‌توانند در بازتولید این سرمایه نقش کلیدی داشته باشند. تجربه نشان داده در بسیاری از محله‌ها، فعالیت‌های داوطلبانه، خیریه‌ها، گروه‌های آموزشی و شبکه‌های حمایتی، بیشتر بر محور حضور زنان شکل گرفته است. نقش زنان در تغییر کیفیت فضای عمومی است. حضور زنان در فضاهای شهری معمولاً فقط به معنای افزایش جمعیت در خیابان‌ها نیست، بلکه نوعی تغییر در رفتار اجتماعی و الگوی تعاملات را نیز به همراه دارد. در بسیاری از شهرهای جهان، افزایش حضور زنان در فضاهای عمومی با کاهش خشونت شهری، تقویت حس امنیت و افزایش تعاملات مدنی همراه بوده است. این مسئله در ایران نیز تا حد زیادی قابل مشاهده است؛ به‌ویژه در فضاهایی که حضور خانواده‌ها و زنان پررنگ‌تر است، نوعی تعادل رفتاری و آرامش اجتماعی بیشتر دیده می‌شود.

در عین حال، مسئله حضور زنان فقط به حوزه اجتماعی محدود نمی‌شود و ابعاد اقتصادی آن نیز اهمیت زیادی دارد. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند توسعه پایدار بدون مشارکت فعال زنان ممکن نیست. زنان امروز بخش مهمی از نیروی متخصص، تحصیل‌کرده و خلاق جامعه را تشکیل می‌دهند و حذف یا محدود شدن این ظرفیت، به معنای از دست رفتن بخشی از توان توسعه کشور است. تجربه کشورهای مختلف نیز نشان داده هرجا فرصت بیشتری برای حضور مؤثر زنان فراهم شده، شاخص‌های توسعه انسانی و کیفیت زندگی نیز بهبود یافته است. با این حال، چالش اصلی همچنان نگاه دوگانه بخشی از جامعه به نقش زنان است. در بخشی از جامعه، هنوز حضور زنان در عرصه عمومی با نگاه‌های سنتی و محدودکننده مواجه می‌شود و در مقابل، بخشی دیگر تلاش می‌کند این حضور را صرفاً در قالب رقابت اقتصادی یا برابری آماری تعریف کند. شاید مسئله اصلی نه حذف نقش‌های سنتی و نه تقلید کامل از الگوهای غربی، بلکه رسیدن به تعادلی تازه باشد؛ تعادلی که در آن زنان بتوانند بدون حذف هویت فردی و خانوادگی خود، در ساخت آینده اجتماعی نیز نقش فعال داشته باشند. جامعه آینده، بیش از هر زمان دیگری به مهارت‌های ارتباطی، توان گفت‌وگو، انعطاف اجتماعی و مدیریت بحران نیاز دارد؛ ویژگی‌هایی که زنان در بسیاری از موقعیت‌ها توانسته‌اند آن را به نمایش بگذارند. به همین دلیل، مسئله حضور زنان دیگر صرفاً موضوعی مرتبط با حقوق فردی یا عدالت جنسیتی نیست، بلکه بخشی از مسیر توسعه اجتماعی و حتی امنیت روانی جامعه محسوب می‌شود. شاید مهم‌ترین تحول امروز این باشد که زنان دیگر تنها «موضوع» تحولات اجتماعی نیستند، بلکه خود به یکی از نیروهای شکل‌دهنده این تحولات تبدیل شده‌اند؛ نیرویی که می‌تواند میان تجربه خانواده، نیازهای جامعه و آینده نسل‌های بعد پیوند برقرار کند. در دورانی که بسیاری از جوامع با بحران تنهایی، کاهش اعتماد اجتماعی و فرسایش روابط انسانی روبه‌رو هستند، این ظرفیت می‌تواند یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های اجتماعی برای آینده ایران باشد.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار