خداحافظی با درس!
مدارس آنلاین، کیفیت آموزش را کاهش و فشار روی خانوادهها را افزایش دادهاند
روزنامه اطلاعات در گزارشی نوشت:
«یک چشمشان به تلویزیون است و یک چشمشان به تبلت و گوشیهایشان. صدای معلمانشان را اصلا نمیشنوند. در این بین نق میزنند که خسته شدهاند. با هیچ ترفندی نمیتوان آنها را بر سرکلاس نشاند.» اینها درددلهای مادری با سه فرزند است که همه آنها به مدرسه میروند و حالا با سه کودک با کلاسهای آنلاین دست به گریبان است.
تجربه مدارس آنلاین در سالهای اخیر، بهجای آنکه راهحلی برای تداوم آموزش باشد، به مسألهای پیچیده و چندلایه تبدیل شده است؛ از عدم دسترسی به اینترنت پایدار گرفته تا وضعیت بسترهایی که کلاس آنلاین در آن برگزار میشوند. روند آموزشی در ظاهر با برگزاری کلاسها در خانه ادامه پیدا میکند اما در واقع، با افت کیفیت یادگیری، کاهش تعاملات اجتماعی و بروز چالشهای روانی و خانوادگی همراه است و آثار آن بهمرور در روند رشد آموزشی دانشآموزان آشکار میشود.
دخترم شاد نیست
مریم شهابی، کارشناس آموزش و مادر یک کودک دبستانی به «اطلاعات» میگوید: کاهش تمرکز فرزندم در حین آموزش مجازی، اولین مسألهای است که با آن روبهرو شدهام. وقتی کلاس در خانه برگزار میشود، همه چیز حواس او را پرت میکند؛ از تلویزیون گرفته تا اسباببازیها و حتی رفتوآمد اعضای خانواده. دیگر آن نظم و انضباط فضای مدرسه وجود ندارد و نشستن پای کلاس برایش سخت است. از طرفی، یادگیریاش سطحیتر شده. خیلی اوقات فقط حضور دارد، اما واقعا درگیر درس نیست. اگر چیزی را متوجه نشود، کمتر سؤال میپرسد. در فضای مجازی خجالت میکشد یا اصلا فرصت تعامل مثل کلاس حضوری فراهم نیست. من هم بهعنوان مادر، همیشه نمیتوانم جای معلم را پر کنم.
او ادامه میدهد: یکی دیگر از مشکلات، کمتحرکی و خستگی جسمی است. ساعتهای طولانی نشستن پای گوشی یا تبلت باعث شده هم تحرکش کم شود و هم از نظر جسمی زود خسته شود. حتی گاهی از درد چشم یا بیحوصلگی شکایت میکند.
شهابی میگوید: اما چیزی که بیشتر از همه نگرانم میکند، آسیبهای روحی و اجتماعی است. فرزند من دیگر مثل قبل شاد نیست، دلتنگ دوستانش است و امکان بازیهای گروهی را از دست داده و شور و نشاط مدرسه را ندارد.
این مادر میافزاید: فرزندم اکنون ارتباطش با همسالانش خیلی محدود شده و این موضوع روی روحیهاش تأثیر گذاشته است. از نظر خانوادگی هم شرایط ساده نیست. خانهای که باید محل آرامش باشد، حالا تبدیل به کلاس درس شده و این موضوع روی همه ما فشار ایجاد کرده است. گاهی تنش بالا میگیرد، چون من باید هم به کارهای خانه برسم و هم به درس او رسیدگی کنم.
نشانههای ناکارآمدی
ابراهیم سحرخیز، کارشناس آموزش و معاون سابق وزارت آموزش و پرورش درباره وضعیت آموزش به «اطلاعات» میگوید: تنزل کیفیت آموزشی در دوره آنلاین شدن کلاسها به شدت مشهود است. پیش از شیوع کرونا هم نظام آموزشی کشور در شرایط مطلوبی نبود و شواهد این ادعا را میتوان در نتایج آزمونهای بینالمللی مشاهده کرد؛ آزمونهایی که در آنها میزان یادگیری دانشآموزان در مهارتهای پایه مانند خواندن، نوشتن، ریاضیات و علوم ارزیابی میشود.
به گفته او، در این ارزیابیها که با حضور دهها کشور توسعهیافته و منطقهای در حال برگزاری است، ایران در میان رتبههای پایین قرار دارد. حدود ۴۴ درصد از دانشآموزان دوره ابتدایی با «فقر یادگیری» مواجهند؛ به این معنا که بخش قابلتوجهی از آنها در مهارتهای پایه دچار ضعف جدی هستند.
سحرخیز توضیح میدهد: در همان شرایط عادی نیز نظام آموزشی با تراکم بالای کلاسها، کمبود معلم متخصص و ضعف در زیرساختهای آموزشی مواجه بود و این مسائل بهمرور زمان، کیفیت یادگیری را کاهش داده است. مشکلات ساختاری باعث شده دانشآموزان حتی در بهترین حالت هم از استانداردهای جهانی فاصله داشته باشند.
شکاف طبقاتی در آموزش
سحرخیز در ادامه توضیح میدهد: با شیوع کرونا، این وضعیت نامطلوب بیش از پیش تشدید شده و تعطیلی مدارس و آموزشهای غیرحضوری، بهویژه برای دانشآموزان مناطق محروم، آسیبهای جدی به همراه داشته است.
او میگوید: شکاف طبقاتی در آموزش عمیقتر شده است؛ بهطوریکه برخی خانوادهها با استفاده از معلم خصوصی، پلتفرمهای آموزشی و ابزارهای کمکدرسی در حال جبران عقبماندگیهای درسی فرزندانشان هستند، در حالی که میلیونها دانشآموز بهویژه در مناطق روستایی، از چنین امکاناتی محرومند. هرچه فاصله از شهرهای بزرگ بیشتر میشود، این نابرابریها نیز افزایش مییابد.
این کارشناس آموزش تشریح میکند: پس از رواج آموزش آنلاین، بسیاری از دانشآموزان عملا از چرخه آموزش خارج شدند و دسترسی نداشتن به اینترنت یا ابزارهای هوشمند، آنها را از حداقل آموزش نیز محروم کرده است. این اتفاق، شکاف یادگیری را به شکل بیسابقهای افزایش خواهد داد.
فرصتی با چالشهای جدی
معاون سابق وزارت آموزش و پرورش میگوید: آموزش مجازی نیز نتوانسته بهطور کامل پاسخگوی نیازهای دانشآموزان باشد. برخی پلتفرمهای آموزشی بدون نظارت کافی و با رویکرد تجاری در حال فعالیتند و انسجام لازم در این حوزه وجود ندارد.
سحرخیز توضیح میدهد: دسترسی به اینترنت، امکانات دیجیتال و شرایط مناسب در خانه برای همه دانشآموزان فراهم نیست و همین موضوع به نابرابریهای جدید دامن زده است. بسیاری از دانشآموزان در فضای مجازی احساس راحتی برای طرح سؤال ندارند و تعامل مؤثر میان معلم و دانشآموزان بهدرستی شکل نمیگیرد.
او تأکید میکند: آموزش مجازی علاوه بر ضعف در تعامل، امکان نظارت مؤثر بر یادگیری دانشآموزان را نیز کاهش داده و در بسیاری از موارد، خانوادهها ناچار شدهاند نقش معلم را ایفا کنند؛ نقشی که برای آن آمادگی لازم را ندارند.
آسیبهای عاطفی و اجتماعی
مدرسه صرفا محل آموزش درسی نیست، بلکه محیطی برای رشد اجتماعی، عاطفی و اخلاقی دانشآموزان نیز محسوب میشود. تعاملات روزمره، بازیها، ارتباط با همسالان و حتی مسیر رفتوآمد به مدرسه، بخشی از فرآیند تربیتی دانشآموزان است. سحرخیز با بیان این موضوع میگوید: با حذف این فضا، بخش مهمی از رشد اجتماعی دانشآموزان آسیب دیده است. برخی از آنها به دلیل طولانی شدن تعطیلات، از تحصیل فاصله گرفته و حتی وارد بازار کار شدهاند.
این کارشناس میافزاید: بسیاری از دانشآموزان در شرایطی زندگی میکنند که فضای آرام برای تمرکز ندارند؛ مشکلات اقتصادی، تنشهای خانوادگی و نبود امکانات مناسب، تمرکز آنها را مختل کرده است. در بسیاری از خانهها، دانشآموز ناچار است همزمان با درس خواندن، با شلوغی محیط، رفتوآمد اعضای خانواده و حتی دغدغههای معیشتی روبهرو شود؛ شرایطی که عملا ذهن او را درگیر میکند و اجازه تمرکز عمیق را از او میگیرد.
سحرخیز تأکید میکند: در چنین شرایطی، حتی اگر آموزش مجازی در دسترس باشد، کیفیت یادگیری بهشدت تحتتأثیر قرار میگیرد. نبود آرامش روانی، فشارهای اقتصادی و کمبود امکانات آموزشی باعث میشود فرآیند یادگیری به تجربهای ناپایدار و پراسترس تبدیل شود و بسیاری از دانشآموزان نتوانند از ظرفیت واقعی آموزش بهرهمند شوند.
ضعف در نظارت و ارزشیابی
نبود برنامهریزی مشخص، بهویژه برای دانشآموزان پایه دوازدهم، موجب افزایش استرس شده است. همچنین نامشخص بودن زمان امتحانات و کنکور، دانشآموزان را در وضعیت بلاتکلیفی قرار داده و فشار روانی آنها را چند برابر کرده است.
سحرخیز تشریح میکند: رقابت پنهان میان دانشآموزان نیز به این اضطراب دامن زده، زیرا بسیاری از آنها از وضعیت آموزشی سایر رقبا بیاطلاع هستند.
این کارشناس آموزش توضیح میدهد: برگزاری آسانگیرانه و ارفاقی امتحانات میتواند به افت کیفیت آموزش منجر شود. ارزشیابی باید واقعی و دقیق باشد و استانداردهای آموزشی نباید به بهانه شرایط بحرانی، کاهش یابند.
این رویکرد میتواند در آینده، یک آسیب جدی برای نظام آموزشی به وجود بیاورد. همزمانی بحرانها از جمله جنگ، مشکلات اقتصادی، بیکاری و مسائل اجتماعی، فشار مضاعفی بر نظام آموزشی وارد کرده است.
یک آسیب جدی برای جامعه
سحرخیز هشدار میدهد که در صورت عدم مدیریت صحیح این شرایط، بیشترین آسیب متوجه دانشآموزان و در نهایت آینده کشور خواهد بود. ادامه این روند میتواند نسلی را شکل دهد که با ضعفهای جدی در مهارتهای پایه، کاهش اعتماد به نفس، آسیبهای اجتماعی و ناتوانی در رقابت علمی و حرفهای مواجه است. اگر شکافهای آموزشی و افت کیفیت یادگیری جبران نشود، نسل آینده با نابرابری عمیقتر، فرصتهای محدودتر و آمادگی کمتر برای ورود به جامعه و بازار کار روبهرو خواهد شد.
او تشریح میکند: آینده کشور به کیفیت آموزش امروز گره خورده و هرگونه سهلانگاری در این حوزه، مستقیما بر سرمایههای انسانی اثر میگذارد. نسلی که قرار است بار توسعه را به دوش بکشد، در صورت تداوم این وضعیت، با چالشهای جدی در یادگیری، مهارتآموزی و حتی تعاملات اجتماعی مواجه خواهد بود.
حرف آخر
آنچه امروز در آموزش آنلاین دیده میشود، فقط یک مشکل آموزشی نیست؛ نشانه تغییر تدریجی سبک زندگی خانوادهها و رابطه کودکان با یادگیری است. دانشآموزی که مدرسه را تنها در قاب یک صفحه نمایش تجربه میکند، بهمرور آموزش را نه بهعنوان یک تجربه جمعی و انگیزهبخش، بلکه بهعنوان فعالیتی فرسایشی و اجباری میشناسد. خطر اصلی اینجاست که اگر این روند ادامه پیدا کند، بیحوصلگی مزمن نسبت به یادگیری رخ خواهد داد.در چنین شرایطی، راهحل صرفا بازگشت به مدرسه حضوری یا افزایش ساعت کلاسها نیست. نظام آموزشی باید بپذیرد که شیوه آموزش کودکان تغییر کرده و دیگر نمیتوان با همان الگوی قدیمی، چه در کلاس واقعی و چه در فضای مجازی، دانشآموز را درگیر یادگیری نگه داشت. یکی از مهمترین اصلاحات، کاهش حجم آموزش و حرکت به سمت کیفیت یادگیری است.
باید پذیرفت آموزش موفق فقط با فناوری شکل نمیگیرد. هیچ پلتفرم و اینترنت پرسرعتی نمیتواند جای حس تعلق، ارتباط انسانی، رقابت سالم، دوستی و انگیزهای را بگیرد که در فضای واقعی مدرسه شکل میگیرد. اگر میخواهیم آموزش آینده کارآمدتر باشد، باید تکنولوژی در خدمت انسانیتر شدن آموزش قرار بگیرد.