EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۳۳۵۴
گزارش روز

گریز از بن‌بست/ موج نوین مهاجرت در تلاقی جنگ و خاموشی شبکه

تحریریه آوش/ این بار نه تنها هراس از ویرانی‌های فیزیکی جنگ، بلکه انسداد رگ‌های حیاتی ارتباطات یعنی اینترنت، جبهه جدیدی را گشوده که نتیجه آن خروج اجباری سرمایه‌های انسانی است. مهاجرت در ایران دیگر یک انتخاب برای بهبود سبک زندگی نیست، بلکه به یک استراتژی بقا برای کسب‌وکارهایی بدل شده که در میانه‌ میدان نبرد سخت و نبرد فرکانس‌ها، تکیه‌گاه خود را از دست داده‌اند.

گریز از بن‌بست/ موج نوین مهاجرت در تلاقی جنگ و خاموشی شبکه

در حالی که صدای آژیرهای خطر و غرش موشک‌ها پس از هفته‌ها تنش بی‌سابقه در منطقه، زیر سایه یک آتش‌بس دو هفته‌ای آرام گرفته است، اما در بطن جامعه و در لایه‌های زیرین اقتصاد دیجیتال ایران، غوغایی خاموش برپاست. این بار نه تنها هراس از ویرانی‌های فیزیکی جنگ، بلکه انسداد رگ‌های حیاتی ارتباطات یعنی اینترنت، جبهه جدیدی را گشوده که نتیجه آن خروج اجباری سرمایه‌های انسانی است. مهاجرت در ایران دیگر یک انتخاب برای بهبود سبک زندگی نیست، بلکه به یک استراتژی بقا برای کسب‌وکارهایی بدل شده که در میانه‌ میدان نبرد سخت و نبرد فرکانس‌ها، تکیه‌گاه خود را از دست داده‌اند. ترکیب مخرب ناامنی نظامی و ناپایداری دیجیتال، اکنون موتور محرک موجی است که پیش‌بینی می‌شود ابعاد آن تمام رکوردهای دهه‌های گذشته را جابه‌جا کند.

وقتی امنیت و اتصال همزمان فرو می‌ریزند

مهاجرت در ذهنیت جمعی ایرانیان همواره با محرک‌های اقتصادی یا سیاسی گره خورده بود، اما تجربه ماه‌های اخیر فاکتور جدیدی را وارد معادلات کرده است؛ «بی‌ثباتی مرکب». جنگ ایران و اسرائیل، در کنار مداخلات قدرت‌های فرامرزی، تنها تهدیدی برای تمامیت ارضی نبود، بلکه بهانه‌ای برای گسترش محدودیت‌های اینترنتی شد که پیش از این در دی‌ماه ۱۴۰۴ و جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات سال‌های اخیر تجربه شده بود. برای یک کارآفرین حوزه فناوری یا یک فریلنسر که با بازارهای جهانی در ارتباط است، قطعی اینترنت تفاوت چندانی با بمباران دفتر کارش ندارد؛ هر دو منجر به توقف تولید و از دست رفتن اعتبار شغلی و کسب‌وکار می‌شوند.

در این فضا، مهاجرت به عنوان یک واکنش طبیعی ظهور می‌کند. زمانی که زیرساخت‌های ارتباطی به ابزاری برای مدیریت بحران تبدیل می‌شوند و پایداری شبکه فدای ملاحظات امنیتی می‌شود، اکوسیستم استارتاپی کشور احساس خفگی می‌کند. این احساس خفگی در روزهای اخیر که اینترنت در فواصل مختلف به طور کامل قطع یا دچار اختلال شدید شد، به اوج خود رسید. کسب‌وکارهایی که با خون‌دل در سال‌های تحریم سرپا مانده بودند، حالا با حقیقتی تلخ روبه‌رو هستند. در جغرافیایی که نه آسمانش از موشک در امان است و نه سیم‌های فیبر نوری‌اش از فیلترینگ و قطعی، جایی برای توسعه باقی نمی‌ماند.

قطعی اینترنت.

مروری بر آمارهای تکان‌دهنده و میراث سالی که گذشت

نگاهی به داده‌های سال گذشته نشان می‌دهد که پیش از وقوع این درگیری‌های نظامی نیز، موتور مهاجرت با دور تند در حال چرخش بود. طبق آمارهای غیررسمی، سال‌های اخیر از سیاه‌ترین سال‌ها از نظر خروج نیروهای متخصص بوده است. برآوردها حاکی از آن است که در سال میلادی گذشته، نرخ مهاجرت تجمعی نخبگان و نیروهای کارآمد با رشدی بیش از ۳۰ درصد نسبت به سال قبل مواجه شده است. بخش بزرگی از این جمعیت را کادر درمان، مهندسان نرم‌افزار و متخصصان حوزه‌های مالی تشکیل می‌دادند.

اما نکته حائز اهمیت در آمارهای سال گذشته، تغییر الگوی مهاجرت از مهاجرت فردی به مهاجرت شرکتی است. بسیاری از تیم‌های استارتاپی به صورت تیمی و کامل، دفاتر خود را به کشورهایی نظیر امارات، ترکیه یا ارمنستان منتقل کردند تا صرفا از موهبت اینترنت آزاد و امنیت سرمایه‌گذاری بهره‌مند شوند. این آمارها نشان‌دهنده یک زلزله خاموش در ساختار نیروی انسانی کشور است که حالا با اضافه شدن فاکتور جنگ، ابعادی فاجعه‌بار به خود می‌گیرد. کسانی که تا سال گذشته به امید بهبود شرایط مانده بودند، حالا با تجربه قطع مکرر اینترنت در جنگ اخیر و رکورد قطعی اینترنت، آخرین ریسمان‌های اتصال خود به وطن را پاره شده می‌بینند.

ستون فقراتی که زیر فشار جنگ شکست

در تحلیل موج نوین مهاجرت، باید به نقش کلیدی اینترنت به عنوان یک حق شهروندی و ابزار تولید نگریست. در دوران جنگ دوازده‌ روزه و حوادث متعاقب آن، قطع دسترسی به شبکه جهانی تنها یک ناراحتی ساده برای کاربران خانگی نبود، بلکه به معنای سقوط آزاد درآمدهای ارزی و داخلی هزاران شرکت فعال در فضای مجازی بود. وقتی یک متخصص حوزه آی‌تی برای سه روز متوالی امکان دسترسی به سرورهای خود یا پاسخگویی به مشتری خارجی را ندارد، برند شخصی و شرکتی او در سطح جهانی نابود می‌شود.

این عدم قطعیت، مهاجرت را از یک اقدام بلندمدت به یک فرار اضطراری تبدیل کرده است. در روزهای اخیر، ترافیک وب‌سایت‌های مهاجرتی و دفاتر حقوقی فعال در این حوزه به شدت افزایش یافته است. جست‌وجوی کلمات کلیدی مرتبط با ویزاهای کاری و اقامت در کشورهای همسایه، همبستگی معناداری با روزهای قطعی اینترنت و اوج‌گیری تنش‌های نظامی نشان می‌دهد. برای نسل زد و متخصصان هزاره جدید، اینترنت اکسیژن است و دریغ کردن این اکسیژن به بهانه جنگ، عملا به معنای صدور حکم تبعید خودخواسته برای این نسل تلقی می‌شود.

سونامی مهاجرت در دوران پسا آتش‌بس

با نگاهی به وضعیت فعلی، می‌توان پیش‌بینی کرد که در ماه‌های پیش رو، ایران با یکی از بزرگترین موج‌های مهاجرت نخبگان در تاریخ معاصر خود مواجه شود. آتش‌بس فعلی اگرچه صدای توپ‌ها را خاموش کرده، اما نتوانسته است اعتماد سلب شده به پایداری زیرساخت‌ها را بازگرداند. بسیاری از متخصصان اکنون در حال جمع‌آوری مدارک و نقد کردن دارایی‌های خود هستند تا پیش از آنکه دوباره درهای ارتباطی یا مرزهای فیزیکی بسته شوند، کشور را ترک کنند.

پیش‌بینی می‌شود مقصد این موج جدید، دیگر تنها کشورهای توسعه‌یافته غربی نباشد. کشورهای حاشیه خلیج فارس به‌دلیل ثبات سیاسی و سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌های دیجیتال، به‌شدت برای جذب استارتاپ‌های ایرانی آغوش گشوده‌اند. این یعنی نه تنها مغزها، بلکه سرمایه‌های مادی و معنوی که می‌توانستند آینده اقتصاد غیرنفتی ایران را بسازند، به‌زودی در خدمت توسعه رقبای منطقه‌ای قرار خواهند گرفت. اگر تدبیری فوری برای تضمین امنیت شبکه‌ای و ثبات سیاسی اندیشیده نشود، هر روز بیشتر افرادی را می‌بینیم که زندگی خود را بار هواپیما می‌کنند و از کشور خارج می‌شوند.

مهاجرت2.

چرا بازگشت سخت‌تر از همیشه است؟

آنچه این دوره از مهاجرت را از دوره‌های قبل متمایز می‌کند، عنصر ناامیدی از اصلاح ساختارها است. در سال‌های گذشته، امید به گشایش‌های اقتصادی یا تغییر در سیاست‌های فیلترینگ، بسیاری را در مرز تصمیم‌گیری نگه می‌داشت. اما تکرار الگوی قطعی اینترنت در هر بحران کوچک و بزرگ، این پیام را به جامعه نخبگان مخابره کرده که ابزارهای مدرن زندگی آن‌ها، همواره اولین قربانیان تصمیمات کلان خواهند بود. جنگ اخیر ثابت کرد که حتی در صورت صلح پایدار، ذهنیت حاکم بر مدیریت فضای مجازی تغییر نکرده است.

در نهایت، گزارش‌ها و مشاهدات نشان می‌دهند که جامعه مدنی و اقتصادی ایران در حال تجربه یک فشار دوگانه است. از یک سو تهدید سخت‌افزاری جنگ و از سوی دیگر تخریب نرم‌افزاری کسب‌وکارها از طریق قطع ارتباطات. نتیجه این فشار، فرسایش شدید سرمایه اجتماعی است که جبران آن دهه‌ها زمان می‌برد. مهاجرت‌های آتی، دیگر نه از سر خوش‌گذرانی و نه صرفا برای تحصیل، بلکه فراری جمعی از جغرافیایی است که در آن پیش‌بینی فردا، دشوارترین کار ممکن شده است. اگر آتش‌بس فعلی به یک صلح پایدار و بازگشت اینترنت بدون قید و شرط منجر نشود، باید خود را برای تماشای صندلی‌های خالی در شرکت‌های دانش‌بنیان و خیابان‌های ساکتی آماده کنیم که نخبگانش را به خاک‌های بیگانه سپرده است.

ارسال نظر

آخرین اخبار