حمله به بیمارستانها و کادر درمان مشمول کدام موارد نقض حقوق جنگ هستند؟
تحریریه آوش/ گزارشهای تکان دهنده از هدف قرار گرفتن قلب تپنده نظام سلامت ایران، حکایت از تراژدی عمیقی دارد که در آن نه تنها ساختمانها، بلکه اصول بنیادین حقوق بینالملل هم زیر آوارهای ناشی از موشکباران و حملات هوایی دفن میشوند.
در میان نبردها و تقابلهای نظامی، همواره خطوط قرمزی وجود داشتهاند که تمدن بشری برای حفظ بقای اخلاقی خود به آنها تکیه کرده است. اما امروز، در میانه تنشهای بیسابقه میان ایران و آمریکا و اسرائیل، شاهد فروریختن سهمگین این مرزهای اخلاقی و حقوقی هستیم.
گزارشهای تکان دهنده از هدف قرار گرفتن قلب تپنده نظام سلامت ایران، حکایت از تراژدی عمیقی دارد که در آن نه تنها ساختمانها، بلکه اصول بنیادین حقوق بینالملل هم زیر آوارهای ناشی از موشکباران و حملات هوایی دفن میشوند. وقتی صدای آژیر آمبولانس با صدای انفجار در هم میآمیزد و سپیدپوشان کادر درمان در میان خون و آتش به خاک میافتند، دیگر سخن تنها از یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه سخن از حمله به کیان انسانیت و حق حیات است که در مراکز درمانی تجلی میکند.

ویرانی در تالارهای شفا و نقض آشکار حریم سلامت
آمارهای رسمی ارائه شده توسط مقامات وزارت بهداشت و سازمان هلال احمر، ابعاد فاجعهباری از تخریب زیرساختهای حیاتی ایران را ترسیم میکنند. بر اساس اظهارات صریح معاون فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت، دایره حملات به کشور چنان گسترده بوده که بیش از ۳۶۰ مرکز درمانی، بهداشتی، آموزشی و زیرساختهای حیاتی دارویی هدف قرار گرفتهاند. این حجم از تخریب در مراکز درمانی، فراتر از حوادث جانبی جنگ به نظر میرسد و نشاندهنده یک استراتژی هدفمند برای فلج کردن سیستم امدادرسانی و درمان در ایران است. حملاتی که شهرهای بزرگ و کوچک را در برگرفته و مراکز درمانی را که بر اساس تمام معاهدات بینالمللی باید امنترین نقاط هر کشور باشند، به کانونهای خطر و اضطراب تبدیل کرده است.
در این میان، تهران به عنوان قطب درمانی کشور و شهرهای مرزی و استراتژیک در استانهای خوزستان، ایلام، کرمانشاه و اصفهان بیشترین آسیب را از حملات هوایی متحمل شدهاند. بیمارستانهای بزرگی که نه تنها محل مداوای بیماران عادی، بلکه خط مقدم درمان مجروحان جنگی بودند، اکنون خود به صف طولانی بازسازی پیوستهاند. از میان این مراکز، بیمارستانهای تخصصی در کلانشهرها که دارای ظرفیتهای استراتژیک دارویی و تحقیقاتی بودند، به صورت ویژه هدف قرار گرفتهاند تا زنجیره تامین دارو و خدمات تخصصی در کشور با اختلال جدی مواجه شود. این اقدامات، طبق گفتههای مقامات مسئول، اوج تنزل اخلاقی مهاجمان را نشان میدهد که میدان جنگ را به فضاهایی کشاندهاند که کودکان، زنان و سالخوردگان بیدفاع در آنجا به دنبال درمان هستند.
سرنوشت سرخ کادر درمان
بهای سنگینی که جامعه پزشکی ایران در این نبرد نابرابر پرداخته است، تنها به اعداد و ارقام محدود نمیشود؛ بلکه سخن از جانهایی است که در راه سوگند پزشکی و خدمت به خلق فدا شدهاند. گزارشها حاکی از آن است که تاکنون بیش از ۲۴ نفر از اعضای کادر درمان شامل پزشکان، پرستاران و نیروهای خدماتی در حین انجام وظیفه به شهادت رسیدهاند. همچنین ۱۱۶ نفر دیگر از این فداکاران با جراحات شدید مواجه شدهاند که بسیاری از آنان در حین عملهای جراحی یا امدادرسانی در بخشهای اورژانس مورد اصابت ترکشها و موج انفجار قرار گرفتهاند. این آمارهای تکاندهنده نشان دهنده آن است که کادر درمان نه تنها زیر سایه تهدید، بلکه مستقیما در نوک پیکان حملات قرار دارند.
تخریب تجهیزات لجستیکی درمان هم بخش دیگری از این سناریوی سیاه است. از رده خارج شدن ۴۶ دستگاه آمبولانس که وظیفه انتقال حیاتی مجروحان را بر عهده داشتند، به معنای قطع شدن رگهای امدادی در بسیاری از مناطق جنگزده است. آمبولانسهایی که با علائم مشخص بینالمللی حرکت میکردند اما هدف حملات مستقیم قرار گرفتند تا امکان دسترسی به مراقبتهای فوری پزشکی از هزاران نفر سلب شود. این وضعیت در کنار آسیب به ۲۰ پایگاه امداد و نجات هلال احمر و شهادت ۴ تن از امدادگران این سازمان، نشان میدهد که نیروهای داوطلب و امدادگر هم از گزند این حملات در امان نماندهاند و ۱۸ تن از آنان نیز با جراحات مختلف دست و پنجه نرم میکنند.
زیرساختهای آموزشی در آتش
یکی از جنبههای بسیار نگرانکننده این حملات، هدف قرار دادن مراکز دانشجویی و آموزشی علوم پزشکی است. معاون وزیر بهداشت از آسیب جدی به ۱۰ خوابگاه دانشجویی خبر داده است که در دو مورد، شدت خسارات به حدی بوده که امکان اسکان دانشجویان به طور کامل از بین رفته و ساختمانها نیازمند بازسازی کلی هستند. این در حالی است که در ایام جنگ و حتی در تعطیلات نوروز، حدود ۲۰ درصد از ظرفیت خوابگاهها فعال بوده و دانشجویان بالینی، کارورزان و دستیاران تخصصی برای خدمت به مردم در بیمارستانها و خوابگاههای خود حضور داشتند. حمله به این مراکز، نه تنها امنیت روانی نخبگان کشور را هدف قرار داده، بلکه تلاش برای متوقف کردن روند تربیت کادر درمان آینده ایران است.
علاوه بر خوابگاهها، ۷۶۳ مرکز آموزشی و مدرسه نیز در سراسر کشور دچار آسیب شدهاند که نشاندهنده گستردگی حملات به بافتهای غیرنظامی و آموزشی است. سخنگوی هلال احمر نیز با تایید این ابعاد وسیع، به تخریب ۳۲۶ واحد درمانی و ۴۹ مرکز درمانی دارویی به صورت ویژه اشاره کرده است. این آمارها در کنار تخریب بیش از ۹۸ هزار واحد تجاری، تصویری را ارائه میدهند که در آن زیرساختهای زندگی روزمره و سلامت عمومی به طور سیستماتیک هدف قرار میگیرند. این حجم از تخریب در مراکز آموزشی و تحقیقاتی، طبق بیانیههای جامعه پزشکی، اقدامی علیه کل بشریت و علوم پزشکی است که وظیفهای جز حفظ جان انسانها ندارد.

مصونیت بیمارستانها در حقوق بینالملل و کنوانسیون ژنو
از منظر حقوق بینالملل، بیمارستانها و مراکز درمانی از مصونیت مطلق برخوردارند. بر اساس کنوانسیونهای چهارگانه ژنو و پروتکلهای الحاقی آن، هرگونه حمله عمدی به مراکز درمانی، آمبولانسها و کادر درمان که دارای علائم مشخصه مانند هلال احمر یا صلیب سرخ هستند، به عنوان جنایت جنگی شناخته میشود. ماده ۱۸ کنوانسیون چهارم ژنو به صراحت تاکید میکند که بیمارستانهای غیرنظامی که برای مراقبت از مجروحان، بیماران، معلولان و زنان باردار تشکیل شدهاند، در هیچ شرایطی نباید مورد حمله قرار گیرند و باید در هر زمان توسط طرفین درگیر محترم شمرده و محافظت شوند.
اقداماتی که در جریان حملات اخیر آمریکا و اسرائیل علیه زیرساختهای سلامت ایران رخ داده است، نقض آشکار اصل «تفکیک» در حقوق بینالملل بشردوستانه است. این اصل طرفین درگیر را ملزم میکند که همواره بین غیرنظامیان و نظامیان و همچنین بین اهداف غیرنظامی و نظامی تفکیک قائل شوند. حمله به ۳۶۰ مرکز درمانی و بهداشتی و هدف قرار دادن خوابگاههای دانشجویی، به هیچ عنوان با ضرورتهای نظامی قابل توجیه نیست و مصداق بارز جنایت علیه بشریت محسوب میشود.
حقوق بینالملل تاکید دارد که حتی اگر از یک مرکز درمانی برای مقاصد نظامی استفاده شود، که در مورد بیمارستانهای ایران هرگز چنین ادعایی اثبات نشده است، مهاجم باید قبل از حمله هشدار داده و زمان کافی برای تخلیه فراهم کند؛ امری که در حملات اخیر به طور کامل نادیده گرفته شده است.
انحطاط اخلاقی و ضرورت پاسخگویی جهانی
کشاندن میدان نبرد به بخشهای مراقبتهای ویژه، اتاقهای عمل و خوابگاههای دانشجویی، نشاندهنده نوعی از جنگ افروزی است که در آن هیچ حد و مرز اخلاقی به رسمیت شناخته نمیشود. همانطور که مقامات وزارت بهداشت تاکید کردهاند، مراکز درمانی خط قرمز انسانیت هستند. وقتی این خط قرمز شکسته میشود، در واقع کل قراردادهای اجتماعی و اخلاقی جامعه جهانی زیر سوال میرود. سکوت مجامع بینالمللی در برابر شهادت ۲۸ نفر از کادر درمان و امدادگر و مجروحیت دهها نفر دیگر، چراغ سبزی برای ادامه این رفتارهای غیرانسانی تلقی میشود.
جامعه پزشکی ایران تاکید دارند که بیمارستان نه یک هدف نظامی، بلکه پناهگاه بیپناهان است. تخریب زیرساختهای دارویی و درمانی در شرایطی که مردم بیشترین نیاز را به خدمات سلامت دارند، تلاشی برای فروپاشی اجتماعی است. با این حال، حضور ایثارگرانه دانشجویان و دستیاران تخصصی در کنار کادر درمان باسابقه در ایام بحران، نشان از زنده بودن روح مقاومت و خدمت در جامعه پزشکی کشور دارد. بازسازی این ۳۶۰ مرکز و احیای توان از دست رفته نظام سلامت، نیازمند یک عزم ملی و البته پیگیریهای حقوقی در سطح بینالمللی است تا عاملان این جنایات در پیشگاه عدالت پاسخگو باشند.