زیست معلولان در سنگر نابرابر جنگ/ چالشهای توانیابان در میان میدان
تحریریه آوش/ افراد دارای معلولیت، اعم از نابینایان و معلولان جسمی و حرکتی، در شرایط جنگی فعلی با چالشهایی دست و پنجه نرم میکنند که برای یک شهروند فاقد معلولیت حتی قابل تصور نیست. برای این گروه، فاصله میان شنیدن صدای آژیر تا رسیدن به نقطه امن، نه یک مسیر کوتاه، که ماراتنی نابرابر با زمان و موانع فیزیکی است.
در میانه تنشهای نظامی و بمبارانهایی که این روزها فضای کشور را ملتهب کرده است، نگاهها غالبا به سمت آمار خسارات اقتصادی معطوف میشود، اما در این میان، گروهی از شهروندان با بحرانی بهمراتب عمیقتر روبهرو هستند. افراد دارای معلولیت، اعم از نابینایان و معلولان جسمی و حرکتی، در شرایط جنگی فعلی با چالشهایی دست و پنجه نرم میکنند که برای یک شهروند فاقد معلولیت حتی قابل تصور نیست. برای این گروه، فاصله میان شنیدن صدای آژیر تا رسیدن به نقطه امن، نه یک مسیر کوتاه، که ماراتنی نابرابر با زمان و موانع فیزیکی است. طبق اظهارات مقامات حمایتی، از جمله مشاور امور نابینایان رئیس سازمان بهزیستی کشور، معلولان بیش از سایر اقشار جامعه از تبعات مستقیم و غیرمستقیم جنگ آسیب میبینند و این آسیبها تنها به ترس از انفجار محدود نمیشود.
شکاف در واکنش سریع و وابستگی به امداد بیرونی نخستین اصل بقا در زمان حملات هوایی، سرعت عمل در جابجایی است.
سهیل معینی، مدیرعامل شبکه تشکلهای نابینایان کشور، معتقد است که محدودیت بینایی به طور مستقیم بر توان واکنش سریع در مقابل حوادث ناشی از جنگ تاثیر میگذارد. در لحظات بحرانی که ثانیهها تعیینکننده هستند، یک فرد نابینا برای یافتن مسیر خروجی، عبور از موانع احتمالی ناشی از لرزش یا تخریب و رسیدن به پناهگاه، به حضور مستمر یک فرد بینا نیاز دارد. این وابستگی در شرایطی که تمام جامعه در تنش و اضطراب به سر میبرد، دو چندان میشود؛ چرا که حتی افرادی که در شرایط عادی به این خانوادهها یاری میرسانند، خود درگیر وضعیت اضطراری خویش هستند. وضعیت برای زوجهای نابینایی که مسئولیت فرزندان خود را نیز بر عهده دارند، به مراتب دشوارتر است و امکان مانور آنها برای مقابله با آسیبهای فیزیکی جنگ به شدت کاهش مییابد.
بنبست معماری و فقر اقتصادی در مناطق جنگی
چالش جدی دیگر به معلولان حرکتی برمیگردد که با سد محکم پلهها و پناهگاههای غیرقابل دسترس روبهرو هستند. بسیاری از پناهگاههای شهری یا زیرزمین ساختمانهای قدیمی فاقد رمپ یا آسانسورهای استاندارد هستند که در زمان قطع برق یا شرایط اضطراری عملا برای معلولان حرکتی غیرقابل استفاده میشوند. از سوی دیگر، عامل اقتصاد نقش پررنگی در امنیت این افراد ایفا میکند. در حالی که بسیاری از شهروندان تلاش میکنند به مناطق امنتر مهاجرت کنند، بخش بزرگی از خانوادههای دارای عضو معلول به دلیل هزینههای گزاف اجارهبها و عدم توان مالی برای جابهجایی، مجبور به ماندن در مناطق پرخطر هستند. حتی در صورت جابهجایی، یافتن منزلی که برای معلول حرکتی مناسبسازی شده باشد و امکاناتی نظیر سرویس بهداشتی فرنگی یا ورودی همسطح داشته باشد، در شرایط بحرانی جنگی نزدیک به محال است.

ترومای صوتی و آسیبهای عصبی پایدار
جنگ تنها در تخریب بتن و آهن خلاصه نمیشود. آثار بیولوژیکی و روانی انفجارها بر بدن معلولان به شدت مخرب است. گزارشهای میدانی حاکی از آن است که بسیاری از افراد دارای معلولیت جسمی بر اثر موج انفجارها یا صدای مهیب بمبارانهای نیمهشب، دچار اسپاسمهای شدید عضلانی و شوکهای عصبی میشوند. این فشار عصبی در افرادی که پیشزمینه بیماریهای خاص یا معلولیتهای اعصاب و روان دارند، میتواند به ضایعات جبرانناپذیری منجر شود. استرس مداوم ناشی از عدم توانایی در فرار بهموقع، این گروه را در وضعیت گوش به زنگی دائمی قرار میدهد که فرسودگی جسمی و روانی آنها را تسریع میکند.
قطع شریانهای دیجیتال و فروپاشی اشتغال نوین
در سالهای اخیر، اینترنت برای جامعه معلولان، بهویژه نابینایان، به مثابه ابزاری برای استقلال و اشتغال درآمده بود. فناوریهای کمکی به این افراد اجازه میداد تا در بخشهایی نظیر پشتیبانی آنلاین، مراکز تماس و فروشگاههای مجازی فعالیت کنند. اما با بروز شرایط جنگی و اختلال در شبکههای ارتباطی و اینترنت، بسیاری از این فرصتهای شغلی از بین رفته است. از دست رفتن شغل برای فردی که گزینههای استخدامی محدودی دارد، یک ناکامی بزرگ و عامل تشدید فقر در دوران جنگ محسوب میشود.
علاوه بر اشتغال، دسترسی به آموزش نیز برای دانشآموزان و دانشجویان نابینا دچار اختلال شده است. عدم دسترسپذیری بسیاری از اپلیکیشنهای آموزشی نظیر برنامه شاد برای نرمافزارهای صفحهخوان، باعث شده است که با غیرحضوری شدن کلاسها در ایام جنگ، این دانشآموزان عملا از چرخه تحصیل باز بمانند.
بحران تامین ملزومات بهداشتی در بازار سیاه
در نهایت، موضوع تامین لوازم مصرفی بهداشتی و اقلام توانبخشی به یک چالش حیاتی تبدیل شده است. در شرایط جنگی، نهتنها تولید و توزیع این اقلام با اخلال مواجه میشود، بلکه قیمت آنها در بازار سیاه به شدت افزایش مییابد. معلولانی که نیازمند لوازم خاص بهداشتی یا قطعات یدکی برای تجهیزات حرکتی خود هستند، در زمان بمبارانها و محدودیتهای تردد، برای تهیه این اقلام با بنبست مواجه میشوند. انتظار میرود دولت و نهادهای حمایتی با استفاده از بانک اطلاعاتی سازمان بهزیستی، تدابیری برای توزیع مستقیم این اقلام با قیمت مصوب اتخاذ کنند تا فشار مضاعف ناشی از کمبود کالا، زندگی را برای این بخش آسیبپذیر جامعه دشوارتر از آنچه هست، نکند.
واکاوی وضعیت معلولان در روزهای جنگ نشان میدهد که عدالت در امنیت، مستلزم نگاهی ویژه به گروههایی است که توانایی فیزیکی برابر برای دفاع از خود را ندارند.