پژواک یک شهادت در جهان؛ بازخوانی واکنش دولتها و شخصیتهای جهانی(بخش دوم)
تحریریه آوش/ شهادت آیتالله خامنهای واکنشهای زیادی از سوی رهبران در سراسر جهان برانگیخت. اما این واکنشها تنها به پس از شهادت محدود نمیشود. در طول نزدیک به چهار دهه رهبری، آیتالله خامنهای با بسیاری از رهبران سیاسی جهان دیدار و گفتوگو کرده بود
آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی ایران، و رهبر بسیاری از شیعیان جهان، در روز نهم اسفند 1404 در حمله نظامی مشترک آمریکا و اسراییل به شهادت رسیدند. این اتفاق آغاز جنگی غیرعادلانه علیه ایران بود که نزدیک به 100 روز طول کشید. شهادت آیتالله خامنهای واکنشهای زیادی از سوی رهبران در سراسر جهان برانگیخت. اما این واکنشها تنها به پس از شهادت محدود نمیشود. در طول نزدیک به چهار دهه رهبری، آیتالله خامنهای با بسیاری از رهبران سیاسی جهان دیدار و گفتوگو کرده بود؛ دیدارهایی که بعدها به بخشی از روایت روابط خارجی جمهوری اسلامی تبدیل شد.فیدل کاسترو، رهبر فقید کوبا، پس از سفر به تهران، از مقاومت ملت ایران در برابر قدرتهای بزرگ تمجید کرده و گفته بود ایرانیان توانستند نه با سلاح، بلکه با فرهنگ، اعتقاد و وطندوستی، یکی از مهمترین متحدان غرب در منطقه را کنار بزنند. او بزرگترین دشمن ملتها را امپریالیسم معرفی کرده بود.هوگو چاوز، رئیسجمهور فقید ونزوئلا، نیز در دیدار خود با آیتالله خامنهای، از مقاومت ایران در برابر سلطه قدرتهای جهانی سخن گفته و روابط تهران و کاراکاس را بر پایه استقلال و مقابله با فشارهای خارجی توصیف کرده بود.نارندرا مودی، نخستوزیر هند، در دیدار سال ۲۰۱۶ خود، ضمن یادآوری سفر آیتالله خامنهای به هند در دهه ۱۹۸۰، بر گسترش روابط دو کشور و همکاری مشترک در مبارزه با تروریسم تأکید کرده بود.
در میان چهرههای فرهنگی و ورزشی نیز نام محمدعلی کلی، قهرمان مسلمان بوکس جهان، دیده میشود؛ کسی که در نامهای آیتالله خامنهای را «برادر دینی» خود خطاب کرده و از او برای آزادی دو شهروند آمریکایی درخواست مساعدت کرده بود.
در سالهای مختلف، شخصیتهایی مانند بشار اسد، حسن نصرالله، ماهاتیر محمد و بار دیگر ولادیمیر پوتین نیز در اظهارات خود، از نقش آیتالله خامنهای در استقلال ایران، مقاومت منطقهای و توسعه روابط خارجی سخن گفته بودند.
در کنار این روایتها، حتی برخی از منتقدان جمهوری اسلامی نیز در خاطرات خود، تصویری متفاوت از شخصیت فردی او ارائه کردهاند.مازیار بهاری، روزنامهنگار ایرانی، در خاطراتش نخستین دیدار با آیتالله خامنهای را همراه با شوخطبعی، صمیمیت و علاقه او به ادبیات فارسی توصیف میکند و مینویسد که همین رفتار، تصور اولیه او را تغییر داد.هوشنگ اسدی، زندانی سیاسی دوران پهلوی، از او به عنوان همبندی یاد میکند که نسبت به دیگر زندانیان احساس مسئولیت داشت و مراقب آنان بود.محمدعلی عمویی، از چهرههای باسابقه جریان چپ ایران نیز در خاطرات خود نوشته است که آیتالله خامنهای در دوران زندان، برخلاف برخی نگاههای رایج آن زمان، میان زندانیان مسلمان و کمونیست مرزبندی رفتاری قائل نبود و در زندگی روزمره با آنان تعامل عادی داشت.
مجموعه این واکنشها، خاطرات و روایتها نشان میدهد که نام آیتالله سیدعلی خامنهای، صرفنظر از نگاههای موافق یا منتقد، طی دهههای گذشته تنها در چارچوب سیاست داخلی ایران تعریف نمیشد؛ بلکه به یکی از چهرههای شناختهشده معادلات سیاسی و مذهبی منطقه و جهان تبدیل شده بود؛ شخصیتی که خبر شهادتش، واکنشهایی فراتر از مرزهای ایران برانگیخت و بار دیگر نشان داد تحولات ایران، همچنان در کانون توجه افکار عمومی و بازیگران بینالمللی قرار دارد.