روایت زندگی شهید آیتالله سیدعلی خامنهای؛ از کوچه پس کوچههای مشهد تا قلب تحولات ایران!
تحریریه آوش/ روایت زندگی آیتالله سیدعلی خامنهای، از خانهای کوچک در یکی از محلههای ساده مشهد آغاز میشود؛ خانهای ۶۰، ۷۰ متری، با یک اتاق. او در ۲۹ فروردین ۱۳۱۸ در خانوادهای روحانی، اهل علم، قناعت و پارسایی به دنیا آمد؛ فرزند سیدجواد خامنهای، عالمی زاهد و کماعتنا به دنیا و مادری قرآنخوان، کتابدوست و آشنا با شعر و ادب. کودکی او که دو برادر و یک خواهر تنی داشت در تنگنای معیشت گذشت؛ در خانهای که گاهی سفره شامش چیزی جز نان و کشمش نبود. اما همان خانه کوچک، نخستین مدرسه او شد؛ جایی که صدای قرآن مادر، قصه پیامبران و زندگی ساده پدر، پایههای شخصیت دینی و فکری او را ساخت.
روایت زندگی آیتالله سیدعلی خامنهای، از خانهای کوچک در یکی از محلههای ساده مشهد آغاز میشود؛ خانهای ۶۰، ۷۰ متری، با یک اتاق.او در ۲۹ فروردین ۱۳۱۸ در خانوادهای روحانی، اهل علم، قناعت و پارسایی به دنیا آمد؛ فرزند سیدجواد خامنهای، عالمی زاهد و کماعتنا به دنیا و مادری قرآنخوان، کتابدوست و آشنا با شعر و ادب.کودکی او که دو برادر و یک خواهر تنی داشت در تنگنای معیشت گذشت؛ در خانهای که گاهی سفره شامش چیزی جز نان و کشمش نبود. اما همان خانه کوچک، نخستین مدرسه او شد؛ جایی که صدای قرآن مادر، قصه پیامبران و زندگی ساده پدر، پایههای شخصیت دینی و فکری او را ساخت.سیدعلی خامنهای از چهار سالگی آموزش قرآن را آغاز کرد. دوره دبستان را در مدرسه دارالتعلیم دیانتی مشهد گذراند و هنوز نوجوان نشده بود که راه حوزه را در پیش گرفت.
مدرسه سلیمانخان، مدرسه نواب، درسهای پدر، آیتالله هاشم قزوینی و آیتالله میلانی، از او طلبهای جوان ساختند که هم درس میخواند، هم میاندیشید و هم به جهان اطراف خود حساس بود.در سالهای جوانی، مسیر تحصیل او به نجف و قم هم کشیده شد. در نجف، در درس بزرگانی چون آیتالله حکیم و آیتالله خویی حاضر شد و در قم از محضر امام خمینی، آیتالله بروجردی، علامه طباطبایی و دیگر استادان بهره برد.اما عارضه بینایی پدر، او را در سال ۱۳۴۳ دوباره به مشهد بازگرداند؛ بازگشتی که فقط بازگشت به خانه نبود، آغاز مرحلهای تازه از زندگی او بود.در مشهد، درس تفسیر قرآن، منبر، ارتباط با جوانان و دانشجویان، و مسجد کرامت، به کانون فعالیتهای فکری و اجتماعی او تبدیل شد.اما زندگی او تنها در حوزه سیاست خلاصه نمیشد. آیتالله خامنهای از جوانی با شعر، ادبیات، رمان و تاریخ مأنوس بود. در انجمنهای ادبی مشهد شرکت میکرد، شعر میخواند، شعر نقد میکرد و خود نیز با تخلص «امین» شعر میسرود. علاقه او به ادبیات، بخشی مهم از شخصیتش را شکل داد؛ شخصیتی که هم با فقه و اصول زیست، هم با قرآن و تفسیر، و هم با رمان، شعر و تاریخ.
ورود جدی او به مبارزه سیاسی، با نهضت امام خمینی در اوایل دهه ۴۰ گره خورد. از رساندن پیامهای انقلابی به علما و روحانیون خراسان تا سخنرانیهای تند علیه حکومت پهلوی، خیلی زود او را در برابر ساواک قرار داد.
نخستین بازداشتش در خرداد ۱۳۴۲ و در ایام محرم رخ داد؛ اما این آغاز راه بود. در سالهای بعد، بارها زندانی شد، ممنوعالمنبر شد، تحت تعقیب قرار گرفت و سرانجام به ایرانشهر و سپس جیرفت تبعید شد.
تبعید اما برای او پایان فعالیت نبود. در ایرانشهر، با مردم اهل سنت ارتباط گرفت، در بحران سیل به کمک مردم رفت و همانجا نیز پیام انقلاب را به دورترین نقاط کشور رساند. در جیرفت هم سخنرانیها و فعالیتهایش ادامه یافت، تا اینکه با اوجگیری انقلاب، در مهر ۱۳۵۷ به مشهد بازگشت.اما نقطه عطف زندگی او، پنجم بهمن ۱۳۵۷ بود؛ روزی که برای همیشه از مشهد به تهران آمد. این فقط یک اسبابکشی نبود. پایان فصل مشهد و آغاز فصل تهران بود؛ از طلبه و مبارز مشهدی، به چهرهای ملی در قلب انقلاب.در تهران، او عضو شورای انقلاب شد، در کمیته استقبال از امام خمینی نقش گرفت و پس از پیروزی انقلاب، در شکلگیری نهادهای تازه جمهوری اسلامی حضور یافت. حزب جمهوری اسلامی، شورای انقلاب، وزارت دفاع، سپاه پاسداران، نماز جمعه تهران، مجلس شورای اسلامی و سپس دفاع مقدس، هرکدام بخشی از مسئولیتهای او در سالهای نخست انقلاب بودند.آیت الله سید علی خامنه ای شش فرزند داشت و دو دوره رئیسجمهور ایران بود و در این سالها، هم در اداره جنگ، هم در سیاست خارجی، هم در سفرهای استانی و هم در شکلدهی به نهادهای فرهنگی و سیاسی کشور نقش داشت.در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، پس از رحلت امام خمینی، مجلس خبرگان رهبری او را به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران انتخاب کرد.از آن روز، زندگی سیدعلی خامنهای وارد فصل تازهای شد؛ فصلی که دیگر فقط زندگینامه یک فرد نبود، بلکه بخشی از تاریخ سیاسی معاصر ایران شد.از خانهای کوچک در مشهد تا جایگاه رهبری؛ از مکتبخانه و مدرسه نواب تا میدان سیاست و جنگ؛ از جلسات تفسیر قرآن تا خطبههای نماز جمعه و تصمیمهای بزرگ ملی؛ زندگی آیتالله سیدعلی خامنهای، روایتی است از پیوند علم، سیاست، ادبیات، مبارزه و مسئولیت در یکی از پرحادثهترین دورههای تاریخ ایران.در نهایت نیز آیت الله سید علی خامنه ای در بامداد 9 اسفند سال 1404 با حمله هواپیماهای دشمن آمریکایی اسراییلی در محل کارش در خیابان پاستور تهران به شهادت رسید.