اشکهای برزیل؛ وقتی ستون تیم شکست
تحریریه آوش/ جام جهانی ۲۰۱۴ برای برزیل فقط یک تورنمنت نبود؛ فرصتی بود برای پاک کردن خاطره تلخ فینال ۱۹۵۰. شصتوچهار سال بعد، برزیلیها دوباره میزبان جام جهانی بودند و فقط یک آرزو داشتند؛ قهرمانی در خانه؛ و تمام امیدشان به یک نفر گره خورده بود.
پسری که از خیابانهای سائوپائولو آمده بود، با دریبلهایش دنیا را جادو کرده بود و حالا قرار بود جام را به خانه برگرداند؛ نیمار.
تا مرحله یکچهارم نهایی، همه چیز طبق رؤیا پیش میرفت. برزیل مقابل کلمبیا قرار گرفت؛ یکی از خشنترین و پرفشارترین بازیهای آن جام. خطا پشت خطا، درگیری پشت درگیری و هر بار که نیمار توپ را لمس میکرد، مدافعان کلمبیا با تمام توان به استقبالش میرفتند.
بازی رو به پایان بود و برزیل یک بر صفر جلو افتاده بود. ناگهان در دقیقه ۸۸، خوان کامیلو سونیگا از پشت به سمت نیمار پرید. زانویش با تمام قدرت به کمر ستاره برزیل برخورد کرد. نیمار روی زمین افتاد... اما این، آن افتادن همیشگی نبود. او تکان نمیخورد. بازیکنان هر دو تیم دورش جمع شدند. پزشکان با عجله وارد زمین شدند و خیلی زود همه فهمیدند اتفاقی فراتر از یک مصدومیت ساده رخ داده است.
نیمار را روی برانکارد گذاشتند؛ در حالی که از شدت درد اشک میریخت و دستش را روی صورتش گذاشته بود. ورزشگاهی که چند دقیقه قبل غرق هیاهو بود، حالا در سکوت فرو رفته بود. ساعاتی بعد، خبر رسمی منتشر شد. شکستگی مهره سوم کمر.
پزشکان اعلام کردند اگر ضربه فقط چند سانتیمتر بالاتر وارد میشد، حتی ممکن بود نیمار تا پایان عمر توانایی راه رفتن را از دست بدهد. برای برزیل، این فقط از دست دادن بهترین بازیکنش نبود. انگار روح تیم از بدنش جدا شده بود. چهار روز بعد، برزیل بدون نیمار باید در نیمهنهایی مقابل آلمان قرار میگرفت.
همه امیدوار بودند بازیکنان برای ستاره مصدومشان بجنگند. حتی پیش از شروع مسابقه، پیراهن شماره ۱۰ نیمار را در دست گرفتند و هنگام پخش سرود ملی، اشک در چشم بسیاری از بازیکنان حلقه زده بود. اما فوتبال، همیشه پایانهای قهرمانانه ندارد.
تنها ۲۹ دقیقه طول کشید تا آلمان پنج بار دروازه برزیل را باز کند. نتیجهای که هیچکس حتی در کابوس هم تصورش را نمیکرد. بازی با شکست تاریخی هفت بر یک به پایان رسید؛ سنگینترین شکست تاریخ فوتبال برزیل.
خیلیها هنوز هم معتقدند اگر نیمار آن ضربه را نمیخورد، شاید تاریخ آن شب طور دیگری نوشته میشد. هیچکس نمیتواند با قطعیت بگوید برزیل قهرمان میشد یا نه، اما تقریباً همه روی یک چیز اتفاقنظر دارند؛
وقتی نیمار روی چمن ورزشگاه فورتالزا افتاد، فقط یک بازیکن مصدوم نشد؛ رؤیای یک ملت هم روی همان چمن افتاد و شاید به همین دلیل است که هر وقت از تلخترین تصاویر تاریخ جام جهانی صحبت میشود، یکی از اولین قابها، همان برانکاردی است که نیمار را آرامآرام از زمین خارج میکند؛ در حالی که برزیل هنوز نمیدانست چند روز بعد، چه کابوسی در انتظارش است.