آب هست؛ مدیریت آب نیست/ پشتپرده آمار پرشدگی سدها با توهم فراوانی!
تحریریه آوش/ اخبار این روزها از پرشدگی نسبی سدهای کشور و رشد ۷۲ درصدی ورودی آب خبر میدهند. آماری خوشرنگ و لعاب که متاسفانه توهمی کاذب از پایان خشکسالی ایجاد کرده است.
اخبار این روزها از پرشدگی نسبی سدهای کشور و رشد ۷۲ درصدی ورودی آب خبر میدهند.آماری خوشرنگ و لعاب که متاسفانه توهمی کاذب از پایان خشکسالی ایجاد کرده است.واقعیت تلخ این است که سدها تنها نسبت به خشکیدگی مطلق سالهای گذشته پرتر به نظر میرسند، اما تراز منفی سفرههای زیرزمینی و تنش آبی جدی در دستکم ۱۴ استان کشور، از جمله کاهش ۳۶ درصدی بارشها در تهران، نشان میدهد که سایه بحران همچنان بر سر این اقلیم خشک سنگینی میکند.در این میان، عادت دیرینهای وجود دارد که انگشت اتهام را همیشه به سمت شهروندان و الگوی مصرف خانگی بپگیرد.اگرچه بیتوجهی بخشی از مردم در مصرف بهینه انکارناپذیر است، اما فرار از مسئولیت اصلی و شانه خالی کردن حاکمیت پشت مصرف شهروندان، آدرس غلط دادن است.حقیقت ساختاری بحران آب در ایران، ناترازی عمیق و سومدیریت دولتی است.بر اساس آمارهای رسمی، میزان آب بدون درآمد در شبکههای توزیع کشور بین ۲۵ تا ۳۰ درصد برآورد میشود که شامل حدود ۱۵ درصد هدررفت فیزیکی و نشتی مستقیم از لولههای فرسوده است؛ رقمی که در بافتهای قدیمی شهری با قدمت ۶۰ تا ۷۰ سال به مراتب فاجعهبارتر است.شهروندان چگونه میتوانند تاوان شبکه آبرسانی پوسیدهای را بدهند که به دلیل عدم تخصیص بودجه و فقدان برنامهریزی نوسازی نمیشود؟
ناترازی آب حاصل سالها توسعه ناکارآمد، کشاورزی غیراصولی و تعویق نوسازی زیرساختهای شهری است.حل این ابرچالش نیازمند الزام جدی مردم به اصلاح الگوی مصرف از یکسو، و سرمایهگذاری عاجل دولت برای مهار هدررفت شبکهها و مدیریت هوشمند تقاضا از سوی دیگر است.چرا که بارشهای مقطعی هرگز سوراخهای عمیق مدیریت آب در ایران را نخواهند پوشاند.