پرسپولیس و یک قانون عجیب در نقلوانتقالات؛ وقتی عدد شناسنامه از کیفیت فوتبال مهمتر میشود!
پرسپولیس در پنجره نقلوانتقالات فصل جدید، ظاهراً یک سیاست مشخص را دنبال میکند؛ جوانگرایی و پرهیز از جذب بازیکنان بالای ۳۰ سال.
در نگاه اول، این تصمیم میتواند نشانهای از تغییر رویکرد یک باشگاه بزرگ باشد؛ باشگاهی که قصد دارد میانگین سنی تیمش را پایین بیاورد و برای سالهای آینده سرمایهگذاری کند. اما مشکل دقیقاً از جایی آغاز میشود که این سیاست از یک «اولویت» به یک «قانون مطلق» تبدیل شود.
فوتبال را نمیتوان با شناسنامه بازی کرد.
بازیکنی که امروز ۳۰ یا ۳۱ ساله شده، الزاماً بازیکنی تمامشده نیست و بازیکنی که ۲۳ سال دارد نیز صرفاً به دلیل جوانتر بودن، نمیتواند انتخاب بهتری باشد.
سه ملیپوش، قربانی یک عدد؟
در هفتههای اخیر نام بازیکنانی همچون سامان قدوس، علیرضا جهانبخش و رامین رضاییان در بازار نقلوانتقالات مطرح بوده است؛ بازیکنانی که هرکدام سابقه حضور در بالاترین سطح فوتبال ایران و حتی فوتبال اروپا را دارند.
بر اساس توضیحی که از سوی یکی از مدیران پرسپولیس مطرح شده، این باشگاه به دلیل سیاست جذب نکردن بازیکنان بالای ۳۰ سال، اساساً وارد مذاکره جدی برای جذب این نفرات نشده است.
اینجا یک سؤال مهم شکل میگیرد:
آیا واقعاً سن باید پیش از کیفیت فنی، شرایط بدنی، سابقه، تجربه و نیاز تیم قرار بگیرد؟
اگر پاسخ مثبت باشد، پرسپولیس عملاً بخشی از بازار نقلوانتقالات را پیش از آنکه بازیکنانش را ارزیابی کند، از دست داده است.
۳۰ سالگی؛ خط پایان فوتبال؟
یکی از عجیبترین تصورات در فوتبال، نگاه کردن به ۳۰ سالگی به عنوان یک مرز قطعی برای افت بازیکن است. در فوتبال مدرن، سن به تنهایی معیار مناسبی برای سنجش ارزش یک بازیکن نیست. سبک زندگی، آمادگی بدنی، تعداد دقایق بازی، سابقه مصدومیت، پست بازیکن، شرایط تاکتیکی و حتی نوع فوتبال تیم، همگی در ارزیابی یک بازیکن تأثیر دارند. یک مدافع ۳۲ ساله ممکن است به دلیل تجربه و قدرت تصمیمگیری، برای یک تیم مدعی قهرمانی ارزش بیشتری از یک مدافع ۲۴ ساله داشته باشد.
یک هافبک باتجربه ممکن است در ۳۳ سالگی هنوز بتواند ریتم بازی را کنترل کند. یک مهاجم ۳۱ ساله نیز ممکن است از نظر کیفیت، هوش و تجربه، انتخاب بهتری نسبت به مهاجمی جوانتر باشد.
پس سؤال اصلی نباید این باشد که «چند سال دارد؟»
سؤال باید این باشد:
«چه چیزی میتواند به پرسپولیس اضافه کند؟»
جوانگرایی؛ بله، اما نه به قیمت حذف تجربه
هیچکس نمیتواند با جوانگرایی مخالفت کند.
پرسپولیس برای اینکه در سالهای آینده همچنان تیمی مدعی باشد، باید بازیکنان جوان و آیندهدار را جذب و پرورش دهد. تیمی که تمام ترکیب خود را بر پایه بازیکنان پا به سن گذاشته بنا کند، طبیعتاً در آینده با مشکل مواجه خواهد شد.
اما جوانگرایی با «جوانسازی افراطی» تفاوت دارد. تیمی که قرار است در لیگ برتر، جام حذفی و رقابتهای آسیایی برای قهرمانی بجنگد، فقط به بازیکنان جوان نیاز ندارد.
تجربه هم بخشی از ترکیب یک تیم قهرمان است.
بازیکنی که چندین فصل در سطح بالا بازی کرده، فشار بازیهای بزرگ را تجربه کرده و میداند در دقایق حساس چگونه تصمیم بگیرد، گاهی ارزشی دارد که در هیچ جدول سنی قابل اندازهگیری نیست.
پرسپولیس به بازیکن جوان نیاز دارد؛ اما رهبر هم میخواهد
پرسپولیس یک باشگاه معمولی نیست. از این تیم انتظار قهرمانی وجود دارد و هواداران معمولاً با پروژههای بلندمدت و صبر چندساله چندان کنار نمیآیند. بنابراین سیاست نقلوانتقالاتی پرسپولیس باید میان دو نیاز تعادل ایجاد کند:
آیندهسازی و نتیجهگرایی.
بازیکن جوان میتواند سرمایه آینده باشد، اما بازیکن باتجربه میتواند تضمین امروز تیم باشد. تیمهایی که در بالاترین سطح فوتبال فعالیت میکنند، معمولاً ترکیبی از این دو گروه را در اختیار دارند. حتی در فوتبال اروپا نیز بسیاری از تیمها در کنار استعدادهای جوان، از بازیکنان باتجربه استفاده میکنند؛ نه صرفاً به خاطر توانایی فنی، بلکه به دلیل نقش آنها در رختکن، مدیریت فشار و انتقال تجربه.
اگر بازیکن ۳۰ ساله خوب نیست، زمین باید تصمیم بگیرد
یک اصل ساده در فوتبال وجود دارد:
بازیکن باید در زمین خودش را ثابت کند.
اگر سامان قدوس از نظر فنی مناسب پرسپولیس نیست، دلیلش باید فنی باشد.
اگر علیرضا جهانبخش به کار تیم نمیآید، باید دلایل تاکتیکی و ورزشی برای آن وجود داشته باشد.
اگر رامین رضاییان گزینه مناسبی برای ترکیب پرسپولیس نیست، باید بر اساس نیازهای فنی تیم درباره او تصمیم گرفته شود.
اما اینکه یک بازیکن صرفاً به دلیل عبور از یک عدد مشخص در شناسنامه، حتی وارد فرآیند ارزیابی هم نشود، چندان با منطق فوتبال حرفهای سازگار نیست.
خطر یک سیاست مطلق
مشکل سیاستهای مطلق این است که دست مدیران و کادر فنی را میبندند. فرض کنیم فردا بازیکنی ۳۱ ساله در بازار قرار بگیرد که دقیقاً در پستی بازی میکند که پرسپولیس در آن ضعف دارد، سابقه ملی و بینالمللی دارد، از نظر بدنی آماده است و از نظر مالی نیز شرایط مناسبی دارد.
آیا فقط به دلیل اینکه ۳۱ ساله است باید کنار گذاشته شود؟ اگر پاسخ مثبت باشد، در واقع تصمیم فنی پیش از بررسی گزینه گرفته شده است.
این دیگر جوانگرایی نیست؛ این محدود کردن بازار نقلوانتقالات بر اساس یک عدد است.
پرسپولیس باید یک سؤال دیگر هم بپرسد
به جای اینکه مدیران باشگاه بگویند «بازیکن بالای ۳۰ سال نمیگیریم»، شاید بهتر باشد سؤال را تغییر دهند:
این بازیکن برای پرسپولیس چه آوردهای دارد و چه میزان میتواند به تیم کمک کند؟
ممکن است پاسخ درباره یک بازیکن ۳۲ ساله منفی باشد. اما ممکن است درباره بازیکن دیگری مثبت باشد. تصمیم حرفهای باید اجازه دهد هر دو احتمال بررسی شود.
تجربه، دشمن جوانگرایی نیست
پرسپولیس اگر واقعاً قصد ساختن تیمی برای آینده دارد، باید جوانان مستعد را به خدمت بگیرد؛ اما در کنار آنها به چند بازیکن باتجربه نیز نیاز دارد.
رختکن یک تیم بزرگ فقط با پاهای جوان ساخته نمیشود. گاهی یک بازیکن باتجربه، همان کسی است که در دقیقه ۸۵ بازی بزرگ، تیم را آرام میکند؛ همان کسی که فشار هواداران را مدیریت میکند؛ همان کسی که بازیکنان جوانتر را در زمین هدایت میکند و میداند در شرایط بحرانی چه تصمیمی بگیرد. اینها ارزشهایی است که عدد ۳۰ نمیتواند اندازهگیری کند.
تصمیم با پرسپولیس؛ اما معیار باید فوتبال باشد
جوانگرایی پرسپولیس میتواند یک تصمیم مثبت و حتی ضروری باشد، به شرطی که تبدیل به ایدئولوژی نشود.
باشگاه میتواند میانگین سنی تیم را پایین بیاورد، روی استعدادهای جوان سرمایهگذاری کند و آیندهسازی کند؛ اما در عین حال باید برای جذب بازیکن باتجربهای که واقعاً به تیم کمک میکند نیز انعطاف داشته باشد.
در نهایت، فوتبال مسابقه شناسنامهها نیست؛ مسابقه کیفیتهاست.
اگر یک بازیکن ۲۳ ساله بهتر است، او باید بازی کند. اگر یک بازیکن ۳۲ ساله بهتر است، نباید صرفاً به خاطر سنش کنار گذاشته شود. پرسپولیس برای موفقیت هم به جوانان آیندهدار نیاز دارد و هم به بزرگترهایی که در روزهای سخت بتوانند تیم را از بحران عبور دهند. بنابراین شاید بهتر باشد مدیران پرسپولیس به جای کشیدن یک خط قرمز روی عدد ۳۰، یک خط قرمز واقعی داشته باشند:
بازیکنی که کیفیت ندارد، نباید جذب شود؛ چه ۲۱ ساله باشد، چه ۳۱ ساله.