EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۳۲۲۴

جدایی رضاییان از استقلال؛ اختلاف قراردادی یا روایت یک‌طرفه؟

​ماجرای جدایی رامین رضاییان از استقلال، اگر از فضای احساسی و روایت‌های تلویزیونی فاصله بگیریم، در ظاهر اتفاق پیچیده‌ای نیست؛ یک بازیکن و یک باشگاه در مقطعی برای ادامه همکاری به توافق نرسیده‌اند و در نهایت مسیر دو طرف از یکدیگر جدا شده است.

جدایی رضاییان از استقلال؛ اختلاف قراردادی یا روایت یک‌طرفه؟

اما آنچه این پرونده را متفاوت کرده، نه اصل جدایی، بلکه روایتی است که بعد از پایان همکاری از سوی طرفین شکل گرفته است.

صحبت‌های اخیر رضاییان در تلویزیون درباره جدایی از استقلال، بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که چرا یک اختلاف قراردادی معمول در فوتبال حرفه‌ای باید تا این اندازه با جزئیات شخصی، احساسی و حتی سبک زندگی بازیکن گره بخورد؟

اصل ماجرا چه بود؟

در فوتبال حرفه‌ای، قرارداد یک رابطه دوطرفه است. باشگاه برای ادامه همکاری شروط خود را دارد و بازیکن نیز طبیعتاً خواسته‌ها و انتظارات خودش را مطرح می‌کند.

در چنین شرایطی سه اتفاق بیشتر رخ نمی‌دهد:

یا دو طرف به توافق می‌رسند و قرارداد تمدید می‌شود؛

یا بر سر شرایط جدید به توافق نمی‌رسند و همکاری پایان می‌یابد؛ یا مذاکرات ادامه پیدا می‌کند تا در نهایت یکی از طرفین تصمیم به پایان مذاکره بگیرد. ماجرای رضاییان و استقلال نیز در نهایت به همین نقطه رسید. اگر باشگاه استقلال به این جمع‌بندی رسیده که شرایط ادامه همکاری برایش مناسب نیست و بازیکن نیز حاضر نشده با شرایط موردنظر باشگاه کنار بیاید، پایان این رابطه قراردادی اتفاق عجیب و غیرمنتظره‌ای نیست.

مسئله از جایی آغاز می‌شود که بعد از پایان مذاکره، روایت‌های احساسی جای واقعیت قراردادی را می‌گیرند.

فوتبال حرفه‌ای با احساسات شخصی اداره نمی‌شود

رضاییان در صحبت‌های خود درباره موضوعاتی مانند پوشش، لباس، ساعت و سبک زندگی صحبت کرده است؛ جزئیاتی که شاید برای مخاطب عمومی جذاب باشد، اما الزاماً پاسخ پرسش اصلی درباره جدایی او از استقلال نیست.

سؤال ساده‌تر است:

شرایط قرارداد چه بود و چرا دو طرف به توافق نرسیدند؟

اگر رقم قرارداد، مدت قرارداد، بندهای تمدید، شروط باشگاه و خواسته‌های بازیکن مشخص شود، بخش زیادی از ابهامات نیز خودبه‌خود از بین می‌رود.

در غیر این صورت، ورود به جزئیات شخصی و روایت اتفاقات از زاویه احساسی، نه‌تنها مسئله را روشن نمی‌کند، بلکه ممکن است افکار عمومی را از اصل ماجرا دور کند.

مظلوم‌نمایی یا دفاع از خود؟

البته رضاییان حق دارد درباره اتفاقاتی که برایش رخ داده صحبت کند و اگر معتقد است در جریان مذاکرات با او رفتار مناسبی نشده، روایت خودش را ارائه دهد. اما رسانه نیز وظیفه دارد میان دفاع از خود و مظلوم‌نمایی تفاوت قائل شود. وقتی یک بازیکن شناخته‌شده مقابل دوربین قرار می‌گیرد و درباره جدایی خود از یکی از بزرگ‌ترین باشگاه‌های فوتبال ایران صحبت می‌کند، طبیعی است که مخاطب انتظار داشته باشد اطلاعات دقیق‌تری درباره اصل اختلاف بشنود. اینکه چه کسی اولین بار تماس گرفت، چه کسی چه گفت، چه کسی ناراحت شد یا چه کسی در چه شرایطی حاضر به ادامه مذاکره نشد، می‌تواند بخشی از روایت باشد؛ اما در نهایت آنچه اهمیت دارد این است که چرا توافق حاصل نشد؟

استقلال هم نمی‌تواند از پاسخگویی فرار کند

البته این گزارش به معنای آن نیست که تمام مسئولیت متوجه رضاییان است. اتفاقاً اگر باشگاه استقلال در مذاکرات رفتاری داشته که موجب پایان همکاری شده، باید درباره تصمیم خود توضیح بدهد. باشگاه‌های بزرگ نمی‌توانند صرفاً با یک جمله «بازیکن را نمی‌خواستیم» پرونده را ببندند. اگر بازیکنی که فصل گذشته برای استقلال بازی کرده، قراردادش تمام شده و در فهرست گزینه‌های تمدید بوده، باید مشخص شود چه چیزی باعث تغییر موضع باشگاه شده است.

آیا مسئله مالی بوده؟

آیا اختلاف نظر فنی وجود داشته؟

آیا کادر فنی بازیکن دیگری را ترجیح داده است؟

آیا اختلافی میان بازیکن و کادر مدیریتی یا فنی شکل گرفته بود؟

اینها پرسش‌هایی است که باشگاه استقلال نیز باید به آنها پاسخ بدهد.

سهراب بختیاری‌زاده؛ متهم اصلی یا تصمیم‌گیرنده؟

در روایت‌هایی که پیرامون جدایی رضاییان مطرح شده، نام سهراب بختیاری‌زاده نیز مطرح شده است. اما در اینجا باید میان «نظر سرمربی» و «تصمیم نهایی باشگاه» تفاوت قائل شد. اگر سرمربی اعتقاد داشته که بازیکنی در برنامه‌های فنی او جایی ندارد، این بخشی از اختیارات حرفه‌ای اوست. اگر هم مدیریت باشگاه برخلاف نظر سرمربی تصمیمی گرفته، مسئولیت آن بر عهده مدیران باشگاه است. بنابراین بهتر است اختلاف قراردادی یک بازیکن با باشگاه، به یک دعوای شخصی با یک مربی تبدیل نشود.

یک سؤال مهم از رضاییان

رامین رضاییان بازیکن باتجربه‌ای است و سال‌هاست در فوتبال حرفه‌ای فعالیت می‌کند. بنابراین بیش از بسیاری از بازیکنان باید بداند که قرارداد یک توافق تجاری و حرفه‌ای است، نه پیمان عاطفی. ممکن است یک بازیکن بهترین فصل خود را پشت سر گذاشته باشد، ممکن است محبوب هواداران باشد و ممکن است احساس کند شایسته ادامه همکاری است؛ اما هیچ‌کدام به‌تنهایی باشگاه را موظف به تمدید قرارداد نمی‌کند. همین موضوع از سوی دیگر درباره باشگاه نیز صادق است.

باشگاه نمی‌تواند انتظار داشته باشد بازیکن صرفاً به دلیل علاقه به پیراهن یا هواداران، از خواسته‌های حرفه‌ای خود صرف‌نظر کند.

هر دو طرف حق دارند مذاکره کنند و هر دو طرف حق دارند در نهایت به توافق نرسند.

چرا باید یک جدایی ساده این‌قدر روایت شود؟

شاید مهم‌ترین پرسش همین باشد. در فوتبال ایران، گاهی جدایی یک بازیکن به جای آنکه یک تصمیم حرفه‌ای تلقی شود، تبدیل به پرونده‌ای احساسی می‌شود؛ پرونده‌ای که در آن هر طرف تلاش می‌کند خود را قربانی تصمیم طرف مقابل معرفی کند. این در حالی است که فوتبال حرفه‌ای اساساً بر پایه چنین روابطی بنا نشده است. بازیکن می‌آید، قرارداد می‌بندد، بازی می‌کند و در پایان قرارداد، درباره ادامه همکاری مذاکره می‌کند. اگر توافق شد، ادامه می‌دهد؛ اگر توافق نشد، می‌رود. قرار نیست هر جدایی تبدیل به تراژدی شود.

رسانه نباید تبدیل به دادگاه شود

یکی از مشکلات فوتبال ایران همین است که بسیاری از اختلافات به جای آنکه از مسیر مذاکره، قرارداد و سازوکارهای قانونی حل شوند، به رسانه کشیده می‌شوند.

بازیکن در تلویزیون صحبت می‌کند، باشگاه در بیانیه پاسخ می‌دهد، مربی در نشست خبری واکنش نشان می‌دهد و در نهایت هواداران باید میان چند روایت متفاوت قضاوت کنند. این روند نه به شفافیت کمک می‌کند و نه به حرفه‌ای شدن فوتبال.

رسانه باید محل روشن شدن واقعیت‌ها باشد، نه دادگاه اختلافات قراردادی.

در نهایت؛ این فقط یک جدایی بود

ماجرای رامین رضاییان و استقلال را می‌توان با یک جمله خلاصه کرد: دو طرف برای ادامه همکاری به توافق نرسیدند. اگر رضاییان معتقد است استقلال در این ماجرا اشتباه کرده، می‌تواند اسناد و جزئیات مذاکرات را مطرح کند.

اگر استقلال هم معتقد است تصمیم درستی گرفته، باید درباره دلایل تصمیم خود شفاف باشد. اما ورود بیش از اندازه به جزئیات شخصی، پوشش، ساعت، لباس و سبک زندگی، لزوماً چیزی به پاسخ این پرسش اضافه نمی‌کند که چرا قرارداد تمدید نشد؟

فوتبال حرفه‌ای به جای داستان‌پردازی، به شفافیت نیاز دارد. در نهایت نه رضاییان موظف بود برای همیشه در استقلال بماند و نه استقلال موظف بود قرارداد او را تمدید کند. هر دو طرف مذاکره کردند؛ به توافق نرسیدند و مسیرشان جدا شد. این داستان اگر واقعاً یک اختلاف قراردادی بوده، بهتر است همان‌قدر ساده روایت شود؛ وگرنه با هر توضیح تازه، بیشتر از آنکه به یک پرونده فوتبالی شبیه باشد، به یک قصه بلند و بی‌پایان تبدیل خواهد شد.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار