پاراگوئه؛ از خاکستر برخاست و دوباره جان گرفت
تحریریه آوش/ آیا میدانستید کشور پاراگوئه آنقدر در معرض جنگ و بیثباتی سیاسی قرار داشته که چندینبار نزدیک بوده از روی نقشه حذف شود؟ در این مقاله تاریخچه مختصری از این کشور پرتلاطم را روایت کردهایم.
پاراگوئه؛ چندینبار تا مرز حذف رفت. این جمله فقط یک استعاره شاعرانه نیست. در قرن نوزدهم، پاراگوئه با اتحاد سهگانه شامل «برزیل، آرژانتین و اوروگوئه» وارد جنگ شد. از علل اصلی این جنگ میتوان به اختلاف بر سر استفاده از منابع طبیعی و مداخله پاراگوئه و برزیل در اروگوئه در حمایت از دو حزب رقیب در اوروگوئه نام برد.
آن زمان برزیل و آرژانتین قدرتهای بزرگتری در مقایسه با پاراگوئه بودند. بنابراین، این جنگ به طرز باورنکردنی برای پاراگوئه ویرانگر بود. در برخی از تخمینها گفته شده که نیم تا 70 درصد از جمعیت مردان بزرگسال پاراگوئه در این جنگ از بین رفتند و پاراگوئه عملاً اقتصاد، ارتش و زیرساختهایش را از دست داد. این همان نقطهای است که بسیاری از مورخان میگویند پاراگوئه «نزدیک بود از نظر انسانی و سیاسی فروبپاشد».
بعدتر در قرن بیستم، پاراگوئه دوباره وارد یک جنگ عظیم شد: جنگ چاکو (1932–1935) با بولیوی بر سر منطقه خشک و کمجمعیت چاکو. آنها تصور میکردند که منطقه چاقو دارای ذخایر نفت است که بعدها مشخص شد اشتباه میکردند. از طرفی هم بولیوی به دنبال راهی برای دسترسی به دریا از طریق چاکو بود. این جنگ هم بسیار خونین بود و باز هم فشار سنگینی به کشور کوچک پاراگوئه با منابع اندک وارد شد. با این حال، پاراگوئه در این جنگ پیروز شد و بخش بزرگی از منطقه چاکو را به دست آورد—نوعی بازسازی غرور ملی بعد از یک قرن زخم خوردن.
در کنار این جنگها، پاراگوئه دورههای طولانی بیثباتی سیاسی، کودتاهای متعدد و دیکتاتوریهای سختگیرانه را هم تجربه کرد. این یعنی کشور بارها نه فقط از بیرون، بلکه از درون هم تحت فشار برای فروپاشی بود.
با این همه، پاراگوئه یک ویژگی جالب دارد: هویت فرهنگیاش از بین نرفت. یکی از نمادهای این هویت فرهنگی زنده ماندن زبان اصیل گوارانی است که توسط سرخپوستها صحبت میشد.
این کشور از طریق رودخانههای پاراگوئه و پارانا به جهان وصل شده است.
پایتخت پاراگوئه شهر آسونسیون ؛ شهری آرام در کنار رودخانه است.
مساحت پاراگوئه، حدود 406 هزار کیلومتر مربع و جمعیتش حدود 7 تا 7 و نیم میلیون نفر است. یعنی کشوری نسبتاً کمجمعیت با فضاهای باز زیاد؛ جایی که هنوز میشود کیلومترها رانندگی کرد و از شهرهای بزرگ خبری نیست. پاراگوئه نسبت به کشورهای ثروتمند منطقه از جمله شیلی و اوروگوئه فقیرتر است اما با فقیرترین کشورهای جهان فاصله زیادی دارد.
اقتصادش به کشاورزی، دامداری و صادرات برقآبی وابسته است. سد ایتایپو که با برزیل مشترک است، یکی از منابع درآمد زیاد برای پاراگوئه است. این کشور یکی از بزرگترین صادرکنندگان سویا و گوشت گاو در جهان است.
سهم زنان در پارلمان پاراگوئه حدود ۱۵ تا 20 درصد است.
پاراگوئه یک جمهوری دموکراتیک ریاستی است؛ رئیسجمهور هم رئیس دولت است و هم رئیس کشور است. پاراگوئه زمانی بخشی از امپراتوری اسپانیا بود تا اوایل قرن ۱۹ که استقلال پیدا کرد.
غذای محبوب در پاراگوئه سوپا پاراگوایا است که هیچ ربطی به سوپ ندارد و یک نوع کیک کوچک به نام چپا است که با یک نوع سیبزمینی درست میشود. اتوبوسها مهمترین وسیله حملونقل عمومی در پاراگوئه است و تاکسی و خودروی شخصی کمتر رایج است. در شهرهای بزرگ مثل آسونسیون ترافیک متوسط و گاهی سنگین است. حدود 20 تا 30درصد از جوانان در پاراگوئه آموزش عالی دریافت میکنند. ورزش محبوب در پاراگوئه فوتبال است و تیم پاراگوئه تا حالا 9 بار در جام جهانی حضور داشته است.