روانهای بیدفاع و تعرفههای نجومی/ اهمیت محل مطب روانپزشکان در نرخ تراپی
تحریریه آوش/ جامعه امروز ایران با یک بحران پنهان اما عمیق دست و پنجه نرم میکند؛ بحران سلامت روان. طبق آخرین گزارشهای رسمی وزارت بهداشت، از هر چهار ایرانی یک نفر به یکی از اختلالات روان مبتلاست و افسردگی و اختلالات اضطرابی شایعترین مشکلات کشور هستند.
جامعه امروز ایران با یک بحران پنهان اما عمیق دست و پنجه نرم میکند؛ بحران سلامت روان.
طبق آخرین گزارشهای رسمی وزارت بهداشت، از هر چهار ایرانی یک نفر به یکی از اختلالات روان مبتلاست و افسردگی و اختلالات اضطرابی شایعترین مشکلات کشور هستند.، در حالی که بیمههای پایه هزینههای روانشناسی را پوشش نمیدهد. کارشناسان اجتماعی و مطالعات میدانی فراتر از این آمار حرکت کرده و با توجه به تکانههای سنگین سالهای اخیر، نرخ واقعی اختلالات روانی در ایران را بیش از ۵۰ درصد تخمین میزنند. فقر اقتصادی، تجربه جنگ، اعتراضات، ناامنی مادی و مشکلات معیشتی، روان ایرانیان را فرسوده کرده است؛ با این حال، دقیقا در زمانی که نیاز به خدمات روان درمانی بیش از هر دوره دیگری احساس میشود، بازار آزاد درمان با قیمتهای نجومی خود، دیوار بلندی میان مردم و سلامت روان کشیده است.
بر اساس ابلاغیه علیرضا آقایوسفی، رئیس سازمان نظام روانشناسی، تعرفه مصوب بخش خصوصی برای پزشکان دکتری تخصصی ۹۵۰ هزار تومان و با سابقه بالای ۱۵ سال، یک میلیون و ۸۰ هزار تومان تعیین شده است. برای دارندگان مدرک کارشناسی ارشد نیز این رقم در بخش خصوصی حداکثر ۸۹۵ هزار تومان است. اما واقعیت مطبها فرسنگها با این ارقام فاصله دارد. بازار تراپی عملا از تعرفههای قانونی تبعیت نمیکند و قیمتها بر اساس نام درمانگر، نوع تخصص مانند طرحواره درمانی و حتی محله دفتر تعیین میشود. یک جلسه ۴۵ دقیقهای مشاوره در مناطق جنوبی یا مرکزی تهران مانند خیابان پیروزی حدود ۸۰۰ هزار تومان برای 45 دقیقه و برای یک ساعت، یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان هزینه دارد، اما همین زمان در مناطق شمالی مانند سعادتآباد یا قیطریه به ۲ تا ۵ میلیون تومان و برای یک جلسه ۳۰ دقیقهای به ۳ میلیون تومان میرسد. حتی پلتفرمهای آنلاین مانند اسنپ نیز قیمتهای متفاوتی را بر اساس تخصص اعمال کردهاند که از ۳۸۳ هزار تومان برای درمان استرس تا مبالغ بالاتر برای مشاوره کودک و ازدواج متغیر است. مراجعه کنندگان میگویند قیمت تراپی در سال جدید 2 برابر شده است.
برآیند این وضعیت ناامیدکننده است؛ مراجعه کنندگان میگویند هزینه تراپی نسبت به سال گذشته دو برابر شده و امکان ادامه جلسات منظم وجود ندارد. افرادی که پیش از این به صورت هفتگی مراجعه میکردند، اکنون ناچار شدهاند جلسات خود را به ماهی یکبار کاهش دهند یا حتی قطع کنند، آن هم در شرایطی که روند درمان نیازمند تداوم است. فقر اقتصادی نه تنها خود عامل اصلی تشدید اختلالات روانی است، بلکه همزمان مانع بزرگی برای دسترسی به درمان ایجاد کرده است. در کشوری که نیمی از جمعیت آن با چالشهای خلقی و روحی جدی مواجهند، رها کردن تعرفهها و تبدیل تراپی به یک کالای لوکس، بیتوجهی آشکار به سرمایه اجتماعی است. دولت و نهادهای نظارتی باید پیش از آنکه فروپاشی روانی جامعه به فاز غیرقابلبازگشت برسد، کنترل بازار سلامت روان را به دست بگیرند و این خدمات حیاتی را تحت پوشش بیمههای فراگیر درآورند.