ایران سالخورده؛ میلیونها زن در آستانه تنهایی ابدی/ موج خاموش زنان سالمند تنها در ایران
تحریریه آوش/ ایران با شتابی بیسابقه به سوی یکی از بزرگترین چالشهای دموگرافیک خود یعنی سالخوردگی جمعیت حرکت میکند. آمارهای رسمی نشان میدهند که جمعیت سالمندان کشور به بیش از ۱۰ میلیون نفر رسیده است و در بازهای کوتاه تا سال ۱۴۲۱، نسبت جمعیت سالمند ایران از ۱۰ درصد به ۲۰ درصد کل جمعیت افزایش یافته و دو برابر خواهد شد.
ایران با شتابی بیسابقه به سوی یکی از بزرگترین چالشهای دموگرافیک خود یعنی سالخوردگی جمعیت حرکت میکند. آمارهای رسمی نشان میدهند که جمعیت سالمندان کشور به بیش از ۱۰ میلیون نفر رسیده است و در بازهای کوتاه تا سال ۱۴۲۱، نسبت جمعیت سالمند ایران از ۱۰ درصد به ۲۰ درصد کل جمعیت افزایش یافته و دو برابر خواهد شد.
پیشبینیها حاکی از آن است که تا سال ۱۴۳۵، بالغ بر یک سوم جمعیت کشور را سالمندان تشکیل خواهند داد. در این میان، پدیده سالخوردگی با تغییرات فرهنگی و ساختاری عمیقی همراه شده که نگران کنندهترین جلوه آن، زنانه شدن سالمندی و رشد صعودی «زنان سالمند تنها» است.هماکنون بیش از ۵۲ درصد از جمعیت سالمندان کشور را زنان تشکیل میدهند و تعداد زنان سالمند تنها نسبت به مردان به بیش از ۴ برابر رسیده است، به طوری که حدود ۳.۵ میلیون زن سالمند در کشور به تنهایی و زیر یک سقف زندگی میکنند.
تغییر سبک زندگی، افزایش نرخ طلاق، و بالا رفتن سن ازدواج در کنار پدیده تجرد قطعی که اکنون گریبانگیر حدود ۷۰۰ هزار زن در سنین میانسالی است، زنگ خطر موج جدیدی از انزوای اجتماعی را به صدا درآورده است.
برآوردهای پژوهشی هشدار میدهند که آمار تجرد قطعی و تنهایی سالمندان تا سال ۱۴۳۰ به سه برابر وضعیت موجود خواهد رسید. پیامدهای این پدیده صرفا به تنهایی عاطفی محدود نمیشود؛ بر اساس یافتههای پژوهشهای ملی، بیش از ۹۰ درصد زنان سالمند تنها در سه دهک پایین درآمدی قرار دارند و به شدت با مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، در حالی که بیش از ۷۱ درصد آنها هیچگونه درآمد مستقلی ندارند و برای پرداخت هزینههای سرسامآور درمان و توانبخشی با بحرانی بزرگ روبهرو هستند. این وضعیت انزوای خطرناک، جامعه را در آینده با چالش شدید پایش رفاه، افت سلامت روان و بیپناهی مطلق این قشر مواجه خواهد کرد.
دولت و نهادهای حمایتی برای مقابله با این بحران پیشرو، راهکارهایی را در قالب برنامههای کوتاه و بلند مدت آغاز کردهاند. با این حال، کارشناسان تاکید میکنند که راهکار اساسی، فراتر از طرحهای حمایتی کوچک، در گرو ساختارشکنیهای فرهنگی برای تسهیل ازدواج دوباره زنان، حذف محدودیتهای سنی و تبعیضهای بانکی در اعطای تسهیلات ازدواج به میانسالان، راهاندازی شبکههای تسهیلگر همسرگزینی، و مهمتر از همه، ایجاد یک نظام جامع بیمه همگانی پیشرفته و پایدار برای پوشش کامل هزینههای معیشتی و درمانی زنان تنها در دهههای آینده است.