نبض آرام بازار در تلاطم اسفند و فروردین جنگی
تحریریه آوش/ امروز، در چهاردهمین روز از فروردین ۱۴۰۵ که بیش از 30 روز از جنگ تحمیلی میگذرد، مشاهدات میدانی نشان میدهد که نه تنها کمبودی در عرضه اقلام ضروری رخ نداده، بلکه زنجیره تامین با صبوری و دقتی مثالزدنی، فراوانی کالا را به رخ میکشد
از لحظه آغاز جنگ در نهم اسفند ۱۴۰۴، زمانی که نخستین شعلههای درگیری مرزی و شرایط ویژه نظامی در سرفصل اخبار نشست، هیجان و نگرانی بر بازارها سایه افکند. در حالی که شایعات در فضای مجازی و رسانههای بیگانه با تکیه بر تجربیات تاریخی، قحطی، صفهای طویل و ناپدید شدن کالاهای اساسی را پیشبینی میکردند، واقعیت جاری در کوچهپسکوچههای شهر و قفسههای فروشگاههای بزرگ، روایت دیگری را رقم زد.
امروز، در چهاردهمین روز از فروردین ۱۴۰۵ که بیش از 30 روز از جنگ تحمیلی میگذرد، مشاهدات میدانی نشان میدهد که نه تنها کمبودی در عرضه اقلام ضروری رخ نداده، بلکه زنجیره تامین با صبوری و دقتی مثالزدنی، فراوانی کالا را به رخ میکشد. با این حال در لایههای زیرین این ثبات، دو دغدغه حیاتی مطرح است: نظارت بر قیمتها چگونه استمرار مییابد و توان خرید مردمی که کسبوکارشان در غبار جنگ آسیب دیده، چگونه ترمیم خواهد شد؟ این گزارش، روایتی است از بازار در دسترس اما نیازمند تدبیری که اجازه نداده امنیت غذایی قربانی امنیت نظامی شود.
وارد بازار که میشوی، اولین صدایی که به گوش میرسد، نه آژیر خطر است و نه همهمهی هراسان خریداران، بلکه همان ملودی همیشگی چرخهای دستی و چانهزنیهای مرسوم است. اینجا خبری از تصویرهای غبارگرفتهی دوران جنگهای کلاسیک نیست که در آن مغازهها با کرکرههای پایین و قفسههای خالی از مشتریان پذیرایی میکردند. برعکس، ویترینها تا سقف چیده شدهاند.
سفیدی لبنیات و سیالی روغن؛ عبور از سد احتکار
در بخش مواد پروتئینی، نخستین چیزی که جلب توجه میکند، فوران تخممرغ است. شانههای سفید و قهوهای به قدری متراکم روی هم چیده شدهاند که گویی هرگز خللی در تولید مرغداریها رخ نداده است. یکی از خریداران که سبدش را پر کرده میگوید: «راستش را بخواهید، دهم اسفند فکر کردم دیگر حتی تخممرغ گیر نمیآید، اما الان میبینم حتی از ماه پیش هم بیشتر است.»
کمی آنسوتر، ردیفهای طولانی روغنهای خوراکی خودنمایی میکنند. بطریهای شفاف روغن آفتابگردان و سرخکردنی، بدون هیچگونه سهمیهبندی یا محدودیت در خرید، در دسترس همگان است. برخلاف بحرانهای دهههای گذشته که روغن اولین قربانی پدیده انبار کردن خانگی بود، حالا تنوع برندها و حجم موجودی به قدری است که خریداران با آرامش کامل و بدون عجله، محصول مورد نظر خود را انتخاب میکنند.
برنج و حبوبات؛ وقتی انبارهای خانگی تعطیل شدند
شاخص اصلی سنجش اضطراب در جامعه، هجوم برای خرید عمده برنج و حبوبات است. اما در این بررسی میدانی، صحنهای از کیسههای انباشته بر دوش مردم دیده نشد. دلیل این پدیده، اطمینان از استمرار توزیع است. کیسههای برنج از ارقام مختلف داخلی و وارداتی در ورودی مغازهها کوه شدهاند و انواع حبوبات شامل عدس، لوبیا و نخود، چه به صورت بستهبندیهای شکیل و چه به صورت فله، کاملا به وفور در دسترس است. این حضور پررنگ کالا در بازار، عملا انگیزه احتکار خانگی را از بین برده است. وقتی کالایی همیشه هست، کسی دلیلی برای حبس سرمایهاش در پستوی خانه نمیبیند.

مرغ و گوشت؛ خط قرمزی که سبز مانده
بخش پروتئین حیوانی که همواره حساسترین نقطه در زنجیره ارزاق است در این یک ماه اخیر آزمون سختی را پشت سر گذاشت. در یخچالهای بزرگ مراکز توزیع، مرغ گرم و منجمد به وفور یافت میشود و توزیع گوشت قرمز با چنان نظمی در جریان است که حتی در روزهای تعطیل اول فروردین نیز متوقف نشد. زنجیره تامین از دامداریها و مرغداریها تا کشتارگاهها و مراکز عرضه، علیرغم محدودیتهای ترددی در برخی جادهها به دلیل شرایط نظامی، بدون وقفه فعالیت کرده است. تا به امروز، هیچ تابلوی تمام شد بر شیشه فروشگاههای زنجیرهای یا قصابیهای محلی دیده نشده است.
قفسههایی برای تمام ذائقهها؛ از رب تا ماکارونی
بخش کالاهای فرآوری شده نظیر رب گوجهفرنگی و ماکارونی، ویترینی از توان تولید داخلی در شرایط بحران است. در حالی که در بسیاری از نقاط دنیا در چنین شرایطی کارخانهها با افت تولید مواجه میشوند، اینجا قفسهها لبریز از انواع ماکارونی با اشکال مختلف و قوطیهای رب با تاریخ تولید روز است. تداوم تولید در این بخش نشان میدهد که تامین مواد اولیه برای صنایع غذایی، پیش از شروع جنگ رمضان در نهم اسفند، پیشبینی شده بود.
طراوت در میانه نبرد؛ میوه و سبزیجات
شاید تصور شود در زمان درگیری، اقلام زودفساد با چالش مواجه شوند، اما میادین میوه و ترهبار زندهترین بخش اقتصاد شهر هستند. انواع میوههای فصل و سبزیجات تازه با فراوانی کامل عرضه میشوند. تقارن نوروز و ماه رمضان با روزهای جنگ، تقاضا را به اوج خود برده بود، اما با این حال، عرضه نه تنها کم نشد، بلکه با تزریق ذخایر سردخانهای، ثبات در حجم کالا حفظ شد.
آرد و نان؛ ستون استوار سفرهها
قلب تپنده بازارهای محلی، نانواییها هستند. در بازدید محلی، مشخص شد که ذخایر آرد نانواییها نه برای روزها، بلکه برای ماههای آینده شارژ شده است. جز در یکی دو روز اول، صفی خارج از عرف معمول دیده نمیشود و نان بهعنوان استراتژیکترین کالای سفره ایرانی با همان کیفیت سابق به دست مردم میرسد. سیلوهای مرزی و مرکزی کشور، پیش از آغاز نهم اسفند به خوبی تجهیز شده بودند و امروز هیچ نانوایی به دلیل نبود مواد اولیه تعطیل نشده است.

واکاوی بحرانی پنهان در نظارت بر قیمت و توان خرید
با وجود این تابلوی درخشان از فراوانی، نباید از دو لایه حیاتی که میتواند این آرامش را به مخاطره بیندازد غافل شد. نخست، مسئله نظارت پایدار بر قیمتها است. کالا در بازار هست، اما در غیاب بازرسیهای مستمر، همواره این خطر وجود دارد که دستهای پنهان سودجو، با سوءاستفاده از فضای روانی جنگ، قیمتها را به صورت خودسرانه افزایش دهند. فراوانی به تنهایی کافی نیست؛ اگر کالایی در ویترین باشد، اما با قیمتهای نجومی فروخته شود، عملا برای قشر وسیعی از جامعه نایاب تلقی میشود. جلوگیری از گرانفروشی تحت بهانه هزینههای حملونقل در جنگ، فعلی است که باید با جدیت توسط نهادهای ناظر دنبال شود تا کالای موجود در انبارها به درستی به سفرهها راه یابد.
دومین و مهمترین مسئله، تابآوری معیشتی و صیانت از کسبوکارها است. واقعیت این است که در شرایط درگیری نظامی، بسیاری از مشاغل خدماتی، فروشگاههای غیرضروری و کارگاههای کوچک با افت شدید تقاضا و رکود مواجه میشوند. فراوانی تخممرغ، روغن، گوشت و نان در مغازهها زمانی امنیتآفرین است که شهروند قدرت خرید داشته باشد. اگر برای کسبوکارهای آسیبدیده از رکود این ایام، بستههای حمایتی مالیاتی و بانکی در نظر گرفته نشود با پدیدهای مواجه میشویم که در آن مغازهها پر از کالا هستند، اما خریدار به دلیل بیکاری یا افت درآمد روزمزد، توان سیر کردن شکم خانواده خود را ندارد. دولت باید در کنار مدیریت لجستیک به فکر احیای درآمدهای از دست رفته باشد تا این فراوانی، تبدیل به حسرتی پشت شیشههای فروشگاه نشود.
خلاصه که گزارشهای میدانی تایید میکنند که مدیریت بحران در بخش ارزاق عمومی، نمره قبولی گرفته است. کالاها به وفور یافت میشوند و زنجیره توزیع علیرغم شرایط نظامی، مستحکم ایستاده است. مردم بدون استرس از کمبود، خرید میکنند و انبارها نشان از پیشبینیهای بلندمدت دارند.
اگرچه صدای غرش موشک و پهپاد در سطح شهرها به گوش میرسد، اما در سفره مردم ایران، ثبات حکمفرماست. این فراوانی، سدی استوار در برابر ناامیدی ساخته است؛ اما برای حفظ این دستاورد، نباید اجازه داد سایه رکود بر جیب شهروندان سنگینی کند. ایران در دوازدهم فروردین ۱۴۰۵، علیرغم درگیریهای نظامی با بازارهای لبریز و نانواییهای روشن به استقبال بهار رفته است، مشروط بر آنکه تدبیرها برای حفظ قدرت خرید مردم، همپای پر کردن انبارها با قدرت ادامه یابد. سفرهها لبریز است، اکنون باید مراقب جیبهای خالی بود.