وقتی خدا پیراهن شماره 10 پوشید
تحریریه آوش/ بعضی گلها باعث قهرمانی میشوند، بعضی گلها جام میآورند و بعضی گلها آنقدر بحثبرانگیز هستند که دههها بعد هنوز جهان فوتبال بر سرشان توافق ندارد. شاید هیچ گلی در تاریخ جام جهانی به اندازه گلی که دیگو مارادونا در تابستان ۱۹۸۶ به انگلیس زد، چنین سرنوشتی نداشته باشد.
چهار سال از جنگ فالکلند گذشته بود؛ جنگی کوتاه اما خونین میان آرژانتین و بریتانیا که زخمش هنوز برای مردم دو کشور تازه بود. حالا در ورزشگاه آزتکای مکزیک، دو تیم روبهروی هم ایستاده بودند. از نظر فوتبال فقط یک مسابقه یکچهارم نهایی بود، اما برای خیلیها چیزی فراتر از فوتبال به نظر میرسید.
بازی گره خورده بود و هیچکدام از دو تیم نمیتوانستند قفل دروازه حریف را باز کنند. تا اینکه در ابتدای نیمه دوم، توپ در میانه میدان به مارادونا رسید. او با یک پاس کوتاه حرکت را آغاز کرد و خودش به سمت محوطه جریمه دوید. مدافع انگلیس برای دفع توپ جلو آمد، دروازهبان هم از دروازه خارج شد و در همان لحظه، مارادونا از زمین بلند شد.
همه تصور میکردند او با سر به توپ ضربه زده است.
اما حقیقت چیز دیگری بود.
توپ به دست چپ مارادونا برخورد کرد و از بالای سر دروازهبان وارد دروازه شد. داور صحنه را ندید. کمکداور هم پرچم نزد. گل پذیرفته شد و بازیکنان انگلیس با ناباوری دور داور حلقه زدند.
در روزگاری که خبری از VAR نبود، تصمیم تغییر نکرد.
آرژانتین یک بر صفر جلو افتاد.
سالها بعد مارادونا درباره آن لحظه جملهای گفت که خودش به اندازه گل معروف شد؛ او گفت: «کمی با سر مارادونا بود و کمی با دست خدا.»
و از همان روز، این گل برای همیشه با نام «دست خدا» شناخته شد.
اما شگفتی ماجرا اینجاست که داستان هنوز تمام نشده بود.
فقط چهار دقیقه بعد، همان مردی که متهم به فریب دادن فوتبال شده بود، یکی از زیباترین گلهای تاریخ را به ثمر رساند. مارادونا توپ را از زمین خودی گرفت، از میان بازیکنان انگلیس عبور کرد، چند نفر را دریبل زد، دروازهبان را جا گذاشت و توپ را به تور چسباند. گلی که بعدها لقب «گل قرن» را گرفت.
انگار مارادونا در عرض چند دقیقه، هم شیطان فوتبال شده بود و هم نابغه آن.
آرژانتین آن مسابقه را برد، چند روز بعد قهرمان جهان شد و مارادونا به اسطورهای ابدی تبدیل شد. اما جالب اینجاست که با وجود تمام افتخاراتش، هنوز وقتی نام او به میان میآید، ذهن میلیونها نفر قبل از هر چیز به همان لحظه برمیگردد؛ لحظهای که یک دست، سرنوشت یک مسابقه و شاید بخشی از تاریخ جام جهانی را تغییر داد.
شاید به همین دلیل است که «دست خدا» فقط یک گل نیست؛ قصه مردی است که مرز میان نبوغ و جنجال را از بین برد و یکی از ماندگارترین افسانههای تاریخ جام را ساخت.