افت ۲.۵ متری تراز آبی دریای خزر در پنج سال/ کاسپین چگونه و چرا آب میرود؟
تحریریه آوش/ اعداد هم همین هشدار را تکرار میکنند. دریای خزر از سال ۱۳۷۴ تاکنون حدود دو و نیم متر از تراز آب خود را از دست داده است؛ نکته نگرانکنندهتر اینکه نزدیک به یک متر از این افت، تنها در پنج سال گذشته رخ داده است؛ موضوعی که از شتاب گرفتن روند کاهش سطح آب حکایت دارد
فاطمه سامعی/ تصاویر ماهوارهای، هر سال یک حقیقت تلخ را تکرار میکنند؛ آب عقب میرود، ساحل پیش میآید و خزر، بزرگترین پهنه آبی بسته زمین، کوچکتر از گذشته میشود.این نخستین بار نیست که جهان چنین صحنهای را میبیند. در دهه ۱۹۶۰، دریای آرال که زمانی چهارمین دریاچه بزرگ جهان بود، به دنبال کاهش شدید ورودی آب، قدم به مسیر نابودی گذاشت؛ مسیری که بخش بزرگی از آن را به بیابان تبدیل کرد. امروز اگرچه کارشناسان تأکید میکنند خزر و آرال قربانی عوامل یکسانی نیستند، اما قرار گرفتن نام این دو در کنار هم، خود یک هشدار بزرگ است.
اعداد هم همین هشدار را تکرار میکنند. دریای خزر از سال ۱۳۷۴ تاکنون حدود دو و نیم متر از تراز آب خود را از دست داده است؛ نکته نگرانکنندهتر اینکه نزدیک به یک متر از این افت، تنها در پنج سال گذشته رخ داده است؛ موضوعی که از شتاب گرفتن روند کاهش سطح آب حکایت دارد.این بحران، تنها یک کشور را درگیر نکرده است. ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان، هر پنج کشور ساحلی خزر، آثار این کاهش تراز را تجربه میکنند؛ البته با شدتهای متفاوت.در شمال خزر، سواحل قزاقستان و روسیه بسیار کمعمقتر هستند. به همین دلیل، هر یک سانتیمتر افت تراز آب میتواند بین ۲۰ تا ۱۰۰ متر عقبنشینی خط ساحل ایجاد کند و طی سه دهه گذشته، در برخی مناطق، خشکی چندین کیلومتر به درون دریا پیشروی کرده است.در سواحل ایران، به دلیل عمق بیشتر آب، سرعت عقبنشینی کمتر است و هر سانتیمتر افت تراز، حدود یک تا پنج متر خط ساحل را جابهجا میکند. با این حال، همین میزان نیز باعث شده بسیاری از سازههای دریایی که زمانی در آب قرار داشتند، امروز فاصله قابل توجهی با دریا پیدا کنند.
اما پرسش اصلی اینجاست؛ چرا خزر در حال کوچک شدن است؟
بخش مهمی از پاسخ را باید در رودخانه ولگا جستوجو کرد؛ رودخانهای که به تنهایی حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد آب ورودی دریای خزر را تأمین میکند. بررسیها نشان میدهد میانگین آب ورودی ولگا طی چهارده سال گذشته حدود ۱۲ درصد کاهش یافته و همین موضوع، تأثیر مستقیمی بر تراز آب خزر گذاشته است.
البته ولگا تنها عامل نیست. در سالهای اخیر، اگرچه سد بسیار بزرگی روی رودخانههای اصلی منتهی به خزر ساخته نشده، اما توسعه پروژههای محلی مدیریت آب، افزایش برداشت برای کشاورزی، مخازن کوچک و آبگیری بیشتر سدهای موجود باعث شده سهم کمتری از آب رودخانهها به دریای خزر برسد.
عامل دیگر، فعالیتهای گسترده نفت و گاز در حوضه خزر است. این فعالیتها از یک سو با افزایش انتشار گازهای گلخانهای به تشدید گرمایش جهانی کمک میکنند و از سوی دیگر، با آلودگی آب و فشار بر اکوسیستم، شرایط طبیعی این پهنه آبی را تغییر میدهند. نتیجه این روند، افزایش تبخیر سطح آب خزر است.اما در میان همه این عوامل، پژوهشگران بر یک متهم اصلی اتفاق نظر بیشتری دارند؛ تغییر اقلیم.افزایش دمای هوا، زمستانهای گرمتر، کاهش بارندگی در حوضه آبریز خزر و افزایش تبخیر، طی سالهای اخیر بیش از هر عامل دیگری روند کاهش تراز آب را تشدید کردهاند. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان معتقدند آنچه امروز در خزر دیده میشود، بیش از آنکه حاصل یک تصمیم یا یک پروژه عمرانی باشد، بازتاب بحرانی جهانی است که آثار آن حالا به بزرگترین دریاچه زمین هم رسیده است.شاید خزر هنوز با سرنوشت آرال فاصله داشته باشد، اما واقعیت این است که روند کوچک شدن آن دیگر یک پیشبینی برای آینده نیست؛ اتفاقی است که همین حالا، سالبهسال و متربهمتر، در برابر چشم ماهوارهها در حال رخ دادن است.