EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۸۵۸۴
گزارش روز

تهران در چنگال اجاره‌؛ نبرد نابرابر موجر و مستاجر در محلات تهران!

تحریریه آوش/ بازار اجاره در تهران سال‌هاست از منطق عادی عرضه و تقاضا فاصله گرفته، اما داده‌های جدید از قیمت اجاره مسکن در محلات مختلف آن نشان می‌دهد که این فاصله حالا به شکاف تبدیل شده است. در گذشته، محله‌ها بر اساس کیفیت، دسترسی، قدمت ساخت و امکانات قیمت‌گذاری می‌شدند، اما امروز یک عامل بیش از همه چیز تعیین‌کننده است و آن توان پرداخت مستاجر است. در گذشته، مستاجر می‌توانست با مدیریت اجاره ماهانه، فشار را تا حدی کنترل کند؛ امروز اما مسئله فقط پرداخت ماهانه نیست، بلکه مسئله رسیدن به حداقل سرمایه لازم برای باز کردن در خانه است. این تغییر، بازار را از یک فرآیند تدریجی به یک سد اولیه تبدیل کرده است. هر قرارداد جدید هر فایل تازه و هر رقم بالاتر، یک پیام روشن دارد و آن این است که شهر، برای همه نیست.

تهران در چنگال اجاره‌؛ نبرد نابرابر موجر و مستاجر در محلات تهران!

تهران این روزها فقط شهر دود، ترافیک و برج نیست؛ شهر اجاره‌ای است که در آن خانه از حق به عدد و رقم و مستاجر از شهروند به حسابدار اضطراب تبدیل شده است. بررسی وضعیت قیمت اجاره مسکن در محلات تهران از سعادت‌آباد تا صادقیه و از پیروزی تا یافت‌آباد نشان می‌دهد که بازار اجاره در پایتخت دیگر با منطق فشار، رقابت و حذف کار می‌کند. در این بازار، صاحب‌خانه‌ها بیشتر از آن‌که دنبال اجاره ماهانه باشند در پی ودیعه‌های سنگین هستند و مستاجرها پیش از آن‌که به کیفیت ساختمان یا موقعیت محله فکر کنند، باید اول از پس عددی برآیند که هر روز از توان و دسترس آن ها دورتر و خارج می‌شود. نتیجه این وضعیت این است که اجاره‌نشینی در تهران از یک وضعیت معمولی به یک بحران تمام‌عیار تبدیل شده است.

آنچه در این محلات دیده می‌شود، فقط اختلاف قیمت نیست، نقشه‌ای از شکاف طبقاتی تهران است. سعادت‌آباد چهره شمال‌غربی گران و پرزرق‌وبرق شهر را نشان می‌دهد، صادقیه تصویر محله‌ای پرتردد و پرتقاضاست که حالا خودش در دام قیمت افتاده، پیروزی از شرقی می‌گوید که دیگر گزینه اقتصادی نیست و یافت‌آباد از محله‌ای خبر می‌دهد که حتی درون خودش دو بازار متفاوت دارد. این چهار نقطه در ظاهر از هم جدا هستند، اما در واقع یک پیام مشترک دارند: بازار اجاره تهران به جایی رسیده که ماندن در این شهر برای بسیاری از خانواده‌ها به نبردی فرساینده بدل شده است.

 

تهران، شهری که اجاره در آن قانون خودش را وضع کرده

 

بازار اجاره در تهران سال‌هاست از منطق عادی عرضه و تقاضا فاصله گرفته، اما داده‌های جدید از قیمت اجاره مسکن در محلات مختلف آن نشان می‌دهد که این فاصله حالا به شکاف تبدیل شده است. در گذشته، محله‌ها بر اساس کیفیت، دسترسی، قدمت ساخت و امکانات قیمت‌گذاری می‌شدند، اما امروز یک عامل بیش از همه چیز تعیین‌کننده است و آن توان پرداخت مستاجر است. هرچه مستاجر ضعیف‌تر، فشار بیشتر و هرچه ودیعه بالاتر، شانس ماندن بیشتر است. همین فرمول ساده، اما بی‌رحم، باعث شده است که اجاره در تهران تبدیل به نوعی فیلتر اجتماعی شود. در چنین شرایطی خانه دیگر فقط سقف بالای سر نیست، خانه حالا سندی برای اندازه‌گیری توان مالی است. از طرف دیگر صاحب‌خانه، خواسته یا ناخواسته از نقش یک عرضه‌کننده مسکن فاصله گرفته و به داور نهایی ورود و خروج طبقات مختلف از محلات و حتی شهر بدل شده است. اگر پیش‌تر این سوال مطرح بود که کجا خانه ارزان‌تر است؟ حالا سؤال اصلی این است که کجا هنوز می‌شود اصلا خانه پیدا کرد؟ این تغییر در پرسش، خود بحران است.

 

گرانی باوقار سعادت‌آباد

 

سعادت‌آباد از آن محله‌هایی است که در ذهن بسیاری از تهرانی‌ها با کیفیت بالا، ساختمان‌های نوساز، خیابان‌های مرتب و سبک زندگی مرفه‌تر گره خورده است؛ اما پشت این ظاهر مرتب، بازار اجاره‌ای قرار دارد که برای بسیاری از خانواده‌ها از دسترس خارج شده است. بررسی قیمت‌های اجاره مسکن در این محله نشان می‌دهد که یک واحد ۱۴۰ متری دوخوابه با سال ساخت ۱۳۹۸ با یک میلیارد تومان ودیعه و ۱۱۰ میلیون تومان اجاره ماهانه آگهی شده و یک واحد ۱۴۵ متری سه خوابه نوساز نیز با ۶ میلیارد و ۵۵۰ میلیون تومان رهن کامل فایل شده است. همین دو عدد برای فهمیدن واقعیت کافی است؛ حتی در محله‌ای که بخشی از هویت خود را از طبقه می‌گیرد، ورود به بازار مسکن بدون سرمایه سنگین تقریبا ناممکن شده است.

نکته مهم در محله سعادت‌آباد این است که قیمت‌ها تنها بالا نیستند، بلکه با نوعی آرامش ظاهری عرضه می‌شوند. اینجا گرانی، هیجان‌زده و با داد و فریاد نیست، شیک و حساب‌شده است. اما همین گرانی باوقار و مودب از همه چیز خطرناک‌تر است، چون به‌سرعت خودش را به یک استاندارد تبدیل می‌کند. وقتی واحد ۱۴۵ متری نوساز با ۶میلیارد و ۵۵۰ تومان رهن کامل عرضه می‌شود، معنایش این است که حتی بی‌اجاره بودن هم ارزان نیست. این محله به‌جای آن‌که فقط محل سکونت باشد، عملا به صافی مالی تبدیل شده است.

محله-سعادت-آباد

محله‌ای که دسترسی هم در آن گران شده

 

صادقیه در نگاه شهری، همیشه یکی از نقاط مهم و پررفت‌وآمد تهران بوده است. این محله، محله‌ای با دسترسی خوب، بافت فعال، دارای مراکز تجاری و ارتباط مناسب با بخش‌های مختلف شهر شناخته می‌شود؛ اما درست همین مزیت، حالا به نقطه فشار تبدیل شده است. طبق بررسی قیمت‌های اجاره مسکن صادقیه، یک واحد ۱۱۵ متری سه‌خوابه نوساز با یک میلیارد تومان ودیعه و ۶۰ میلیون تومان اجاره ماهانه فایل شده است، یک واحد ۹۰ متری با سال ساخت ۱۳۹۰ با ۳۰۰ میلیون تومان ودیعه و ۴۰ میلیون تومان اجاره و یک واحد ۱۱۰ متری دوخوابه با سال ساخت ۱۴۰۳ نیز با یک میلیارد تومان ودیعه و ۴۸ میلیون تومان اجاره عرضه شده است. این ارقام، صادقیه را از یک محله متوسط یا میان‌رده به فضایی تبدیل می‌کند که در آن دسترسی خوب، دیگر مزیت نیست، بلکه هزینه‌بر است. این دقیقا همان‌جاست که بازار مسکن با زبان نابرابری حرف می‌زند. محله‌ای که باید امکان زندگی راحت‌تر را فراهم کند، حالا خودش به یک مانع تازه تبدیل شده است. خانواده‌ای که برای ماندن در صادقیه باید هم‌زمان ودیعه‌های سنگین و اجاره‌های بالا را بپذیرد، عملا فقط بهای مسکن را نمی‌پردازد، بلکه در حال پرداخت بهای موقعیت مسکن است. این تفاوت از آن جهت مهم است که در تهران امروز، بسیاری از مستاجرها نه برای کیفیت خانه، بلکه برای نزدیک بودن به محل کار، مدرسه فرزندان، حمل‌ونقل و شبکه زندگی خود پول می‌دهند و بازار از همین وابستگی، حداکثر استفاده را می‌کند.

محله-صادقیه


شرق تهران دیگر پناهگاه ارزانی نیست

پیروزی سال‌ها در ذهن بسیاری از خانواده‌ها به‌عنوان یکی از گزینه‌های قابل‌قبول‌تر شرق تهران ثبت شده است؛ محله‌ای با ترکیبی از بافت قدیمی و نوساز، دسترسی مناسب و قیمت‌هایی که گاه نسبت به مناطق مرکزی و غربی منطقی‌تر به نظر می‌رسید. اما داده‌های جدید نشان می‌دهد که این مزیت نسبی هم دیگر چندان دوام ندارد. بر اساس بررسی قیمت‌های اجاره مسکن در این محله، یک واحد ۸۵ متری دوخوابه با سال ساخت ۱۴۰۱ با ۸۰۰ میلیون تومان ودیعه و ۴۵ میلیون تومان اجاره ماهانه عرضه شده است، یک واحد ۱۴۰ متری سه‌خوابه نوساز با ۲ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان رهن کامل و یک واحد ۱۰۰ متری دوخوابه نوساز نیز با ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان ودیعه و ۶۰ میلیون تومان اجاره عرضه شده است. این ارقام فقط تصویر گرانی را نشان نمی‌دهند، بلکه از فاصله گرفتن تدریجی شرق تهران از تصویر سنتی خودش خبر می‌دهند. پیروزی حالا محله‌ای است که در آن، حتی خانه‌های نسبتا بزرگ هم به سقف‌های مالی سنگین گره خورده‌اند. نکته اینجاست که رشد قیمت در چنین محله‌هایی ضربه روانی شدیدتری هم دارد، چون خریدار و مستاجر، هنوز در ذهن خود انتظار قیمت‌های پایین‌تر را دارند و با هر فایل تازه، حس می‌کنند که زیر پایشان خالی می‌شود. پیروزی از این جهت مهم است که نشان می‌دهد بحران اجاره فقط در شمال تهران نیست و موج آن به شرق هم رسیده و دیگر مرزهای ذهنی ارزان و گران را پاک کرده است.

محله-پیروزی


دو چهره متفاوت در یک محله

در این میان محله یافت‌آباد، شاید واضح‌ترین نمونه از شکاف درون‌محله‌ای باشد. در بررسی‌های انجام شده بر قیمت اجاره مسکن در محله یافت‌آباد، دیده شده که یک واحد ۷۰ متری دوخوابه با سال ساخت ۱۳۹۶ در یافت‌آباد شمالی با ۷۰۰ میلیون تومان ودیعه و یک میلیون و ۵۰۰هزار تومان اجاره ماهانه آگهی شده و یک واحد ۱۰۰ متری نوساز دوخوابه هم با ۹۰۰ میلیون تومان رهن کامل عرضه شده است. در بخش جنوبی همین محله، یک واحد ۱۰۰ متری دوخوابه با سال ساخت ۱۳۹۵ با ۷۰۰ میلیون تومان ودیعه و ۳ میلیون تومان اجاره ماهانه و یک واحد ۹۰ متری نوساز نیز با ۸۳۰ میلیون تومان رهن کامل فایل شده است. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که یافت‌آباد فقط یک محله نیست و بلکه دو بازار موازی است که در یک نام مشترک جا گرفته‌اند. شمال و جنوب، نوساز و قدیمی، رهن کامل و اجاره ترکیبی، همه کنار هم قرار گرفته‌اند تا یک حقیقت را نشان دهند و آن این است که حتی در محله‌ای که هنوز از نظر برخی کم‌هزینه‌تر تلقی می‌شود، فاصله‌ها به‌سرعت در حال گسترش است. خانواده‌ای که به امید یافتن خانه‌ای مناسب به این محله نگاه می‌کند، خیلی زود با این واقعیتی روبه‌رو می‌شود که ارزان بودن در تهران واقعی نیست، بلکه اغلب نسبی است.

محله-یافت-آباد


ودیعه، سلاح جدید موجرها

جالب است که یک نقطه مشترک در هر چهار محله به چشم می‌خورد و آن نقطه مشترک ودیعه‌های سنگین است که دیگر از یک ترجیح ساده به یک استراتژی تبدیل شده است. موجرها در واقع با بالا بردن ودیعه، فشار را از اجاره ماهانه به ابتدای قرارداد منتقل می‌کنند. این کار برای آن‌ها چند مزیت دارد: اول این‌که سرمایه بیشتری به‌صورت یک‌جا به دست می‌آورند؛ دوم این‌که مستاجر ضعیف را سریع‌تر حذف می‌کنند و سوم این‌که در بازار ناپایدار و تورمی، پول نقد اولویت پیدا می‌کند. نتیجه اما برای مستاجرها فاجعه‌بار است؛ چون کسی که حتی نتواند وارد قرارداد شود، دیگر اصلا فرصت چانه‌زنی هم ندارد. در گذشته، مستاجر می‌توانست با مدیریت اجاره ماهانه، فشار را تا حدی کنترل کند؛ امروز اما مسئله فقط پرداخت ماهانه نیست، بلکه مسئله رسیدن به حداقل سرمایه لازم برای باز کردن در خانه است. این تغییر، بازار را از یک فرآیند تدریجی به یک سد اولیه تبدیل کرده است. یعنی پیش از آن‌که به کیفیت خانه فکر کنی، باید از سد رقم اولیه عبور کنی. همین نقطه، جایی است که بازار اجاره از بازار به مانع تبدل می‌شود.

 

حمله واحد‌های نوساز به قیمت‌ها

یکی از نکات تکرارشونده در قیمت‌های اجاره مسکن این چهار محله، قیمت‌گذاری تهاجمی واحدهای نوساز است. در هر چهار محله، نوساز بودن به‌نوعی به اهرم افزایش هزینه تبدیل شده است. در سعادت‌آباد عملا باید مولتی میلیاردر باشی تا واحد نوساز بگیری؛ در صادقیه، واحدهای نوساز با ودیعه‌های میلیاردی و اجاره‌های ده‌ها میلیونی عرضه می‌شوند؛ در پیروزی، نوساز بودن به رقم‌هایی رسیده که عملا فراتر از توان بخش بزرگی از مستاجرهاست؛ نهایتا در یافت‌آباد، نوساز بودن با رهن ۹۰۰ میلیون تومانی همراه است. این وضعیت نشان می‌دهد که نوسازی در تهران اصلا به نفع مستاجر نیست. در بازاری سالم، نوساز بودن باید با کیفیت بالاتر و مصرف انرژی بهتر، بهینه‌سازی نسبی هزینه‌ها را میسر کند، اما وقتی بازار از کنترل خارج می‌شود، نوساز بودن فقط یک برچسب گران‌تر است. در واقع ساختمان نوساز به‌جای آن‌که نشانه بهبود باشد، بهانه‌ای برای افزایش فشار است.

 

از سلیقه تا تبعیض

وقتی قیمت‌های این چهار محله را کنار هم می‌گذاریم، روشن می‌شود که بازار اجاره تهران نه‌فقط طبقه اقتصادی، بلکه هویت شهری را هم بازتعریف کرده است. محله‌ای که تا دیروز قابل‌زندگی محسوب می‌شد، امروز در آستانه غیرقابل‌دسترس شدن است. این روند، مردم را مجبور می‌کند تا سبک زندگی خود را با نه با نیازها و انتخاب‌های واقعی‌شان که با قیمت‌ها تنظیم کنند. نتیجه این است که آدم‌ها فقط خانه عوض نمی‌کنند، ارتباطات اجتماعی، مسیر رفت‌وآمد، دسترسی به خدمات و حتی کیفیت زندگی روزمره‌شان را هم قربانی می‌کنند. در این معنا، اجاره فقط یک مسئله اقتصادی نیست، مسئله عدالت شهری است. وقتی خانواده‌ای برای ماندن در محله پیروزی یا محله صادقیه مجبور می‌شود تا از کیفیت مسکن، متراژ یا محل کارش بزند، عملا از بخشی از حق شهروندی خود هم عقب رانده می‌شود؛ همچنین وقتی کسی فقط به‌خاطر نداشتن ودیعه کافی از سعادت‌آباد، صادقیه و پیروزی یا حتی بخشی از یافت‌آباد حذف می‌شود، شهر به‌جای خانه به فهرست‌های مرتب‌شده بر اساس توان مالی تبدیل می‌شود.

 

بحران آرام، اما عمیق

شاید خطرناک‌ترین ویژگی بازار اجاره تهران این باشد که بحران در آن همیشه با سروصدای زیاد ظاهر نمی‌شود، گاهی همه چیز در قالب یک آگهی عادی، یک فایل ساده و چند عدد روی صفحه دیده می‌شود؛ اما زیر همین ظاهر معمولی، اتفاقی بزرگ در جریان است و آن، حذف تدریجی طبقه متوسط از بازارهای شهری است. خانواده‌ای که سال‌ها در یک محله زندگی کرده، ناگهان می‌بیند که تمدید قرارداد به معنی بازنویسی کامل بودجه ماهانه‌اش است. این یعنی اجاره‌نشینی دیگر یک وضعیت موقتی نیست و بدل به نوعی فرسایش دائمی شده است.

قیمت‌های اجاره مسکن در چهار محله‌ای که مبنای این تحلیل قرار گرفته‌اند، صدای پای یک بحران هستند. صادقیه و سعادت‌آباد ارقام بالا و ودیعه‌های سنگین را به نمایش می‌گذارند، پیروزی نشان می‌دهد که حتی شرق تهران هم از موج گرانی در امان نمانده و یافت‌آباد ثابت می‌کند که درون یک محله هم شکاف قیمتی می‌تواند به‌سرعت عمیق شود. چنین الگویی تصادفی نیست؛ این، زبان بازار در شهری است که مسکن در آن از کالای مصرفی به ابزار فیلتر اجتماعی تبدیل شده است.

اجاره-مسکن

تهرانی که هر روز تنگ‌تر از دیروز

تهران امروز به‌جای آن‌که به ساکنان خود امکان انتخاب بدهد، آن‌ها را وادار به عقب‌نشینی می‌کند. کسی که ودیعه چند میلیاردی و اجاره چندده میلیونی نمی‌تواند بپردازد از سعادت‌آباد طرد می‌شود؛ کسی که یک میلیارد ودیعه با حداقل ۴۰ میلیون اجاره را ندارد از صادقیه می‌رود؛ کسی که زیر بار میانگین ۴۰ میلیون اجاره ماهانه نمی‌رود، پیروزی را هم از دست می‌دهد و کسی که حتی ۷۰۰ میلیون ودیعه برایش سنگین است در یافت‌آباد هم با در بسته روبه‌رو می‌شود. این روند از حق انتخاب محل زندگی چیزی باقی نگذاشته و آن را به سازگاری با فشار تبدیل کرده است. به همین دلیل است که سوژه اصلی بازار اجاره تهران دیگر فقط قیمت نیست، حق ماندن هم هست. هر قرارداد جدید هر فایل تازه و هر رقم بالاتر، یک پیام روشن دارد و آن این است که شهر، برای همه نیست. همین جمله، شاید تلخ‌ترین نتیجه‌ای باشد که از دل قیمت‌های اجاره مسکن در این چهار محله می‌شود بیرون کشید.

خلاصه که اجاره در تهران از کنترل خارج شده و به ابزار حذف طبقات متوسط و پایین‌تر بدل شده است. سعادت‌آباد، صادقیه، پیروزی و یافت‌آباد فقط نام محله نیستند، چهار نشانه از شهری هستند که هر روز برای ساکنانش تنگ‌تر می‌شود. تهران اگر قرار است که هنوز شهری برای زندگی باشد باید از همین نقطه دوباره فهمیده شود: خانه نباید امتیاز باشد، باید امکان باشد.

ارسال نظر

آخرین اخبار