EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۹۳۲۷

آینده کشور و مثلث تندروی، هزینه و مسئولیت

تشدید حملات آمریکا با تمرکز بر نوار ساحلی جنوب کشور، نشان می‌دهد معادلات امنیتی وارد مرحله‌ای تازه شده است که پیامدهای آن دیگر صرفا در عرصه نظامی مشاهده نمی‌شود و به‌طور مستقیم بر زندگی روزمره شهروندان نیز سایه افکنده است.

آینده کشور و مثلث تندروی، هزینه و مسئولیت
شرق

روزنامه شرق در گزارشی نوشت:

تشدید حملات آمریکا با تمرکز بر نوار ساحلی جنوب کشور، نشان می‌دهد معادلات امنیتی وارد مرحله‌ای تازه شده است که پیامدهای آن دیگر صرفا در عرصه نظامی مشاهده نمی‌شود و به‌طور مستقیم بر زندگی روزمره شهروندان نیز سایه افکنده است.

استان‌های جنوبی که در خط مقدم این رویارویی قرار گرفته‌اند، هم‌زمان با گرمای طاقت‌فرسای تابستان، کمبود برق، اختلال در برخی زیرساخت‌ها و تهدیدهای امنیتی ناشی از حملات هوایی، روزهای دشواری را پشت سر می‌گذارند. طبیعی است که در چنین شرایطی، افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری خواهان آن باشد که همه ظرفیت‌های سیاسی کشور در خدمت کاهش مخاطرات و مدیریت بحران قرار گیرد. بی‌تردید شکل‌گیری کارزار اعزام چهره‌های رادیکال به مناطق جنوبی کشور، نه نقض غرض است و نه به معنای کاستن از محکومیت تجاوزگری و زیاده‌خواهی آمریکا و نقش آنها در ویران‌‌کردن ایران. این دو مقوله در جای خود تفکیک‌‌پذیرند؛ اما هم‌زمان با بازگشت کشور به فضای جنگ، این پرسش نیز به‌‌طور طبیعی پیش‌روی کسانی قرار می‌گیرد که خواستار تداوم این مسیر بودند؛ اینکه راهبرد آنان برای ادامه این وضعیت چیست؟ اصلا این روند تا کجا باید پیش برود؟ از همه مهم‌تر، تداوم جنگ، جز افزایش هزینه‌های امنیتی، اقتصادی و انسانی، چه دستاورد مشخصی برای منافع ملی به همراه خواهد داشت؟ کسانی که بر موج احساسات عمومی سوار شدند و آن را به مسیر تقابل و افراط سوق دادند، با ادبیات توهین، تخریب و تحقیر علیه مسئولان و مذاکره‌کنندگان، فضای جامعه را ملتهب کردند، اکنون باید درباره پیامدهای آن رویکرد و سهم خود در شکل‌گیری این فضا پاسخ‌گو باشند. قطعا نمی‌توان از حاشیه امن پایتخت، پشت تریبون‌ها بر طبل جنگ کوبید و هزینه تصمیم‌ها را به مردمی سپرد که در خط مقدم جغرافیای بحران، زیر فشار ناامنی و تبعات آن زندگی می‌کنند. بنابراین کارزارهایی با محوریت انتقاد از مخالفان مذاکره و منتقدان هرگونه مسیر دیپلماتیک که به دنبال بازگشت جنگ و شرایط جنگی بودند و هستند، صرفا یک کنش سیاسی یا جناحی سمبلیک نیست، بلکه بازتاب بخشی از مطالبه‌گری و نگرانی‌های جامعه در برابر شرایط اسف‌باری است که جنگ تازه برای کشور ایجاد کرده است و در ‌این ‌بین متأسفانه، حمله بامداد چهارشنبه آمریکا به پادگان ارتش در شهرستان بمپور و شهادت هفت نفر از نیروهای این یگان نیز بر حساسیت افکار عمومی افزوده و این پرسش و مطالبه را از جنگ طلبان داخلی پررنگ‌تر کرده است که آیا آرایش سیاسی کشور متناسب با شرایط امروز بازتعریف خواهد شد یا خیر؟! در هفته‌های گذشته، کنار رفتن برخی چهره‌های شاخص جریان تندرو از کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، این امید را ایجاد کرده بود که شاید ساختار تصمیم‌گیری در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی در حال تجربه نوعی بازنگری باشد؛ نوعی بازنگری که بتواند با واقعیت‌های جدید میدان و ضرورت‌های ملی هماهنگ‌تر شود. با این حال، آنچه از فضای سیاسی، رسانه‌ای و مواضع جریان‌های اثرگذار برمی‌آید، نشان می‌دهد هنوز نشانه روشنی از یک تغییر گفتمانی یا پوست‌اندازی سیاسی مشاهده نمی‌شود. جنگ، پیش از آنکه صرفا یک رخداد نظامی باشد، آزمونی برای «ظرفیت اصلاح تصمیمات» است. در چنین بزنگاهی، شاید بیش از هر زمان دیگر، ضرورت بازاندیشی در برخی رویکردهای سیاسی و بهره‌گیری از همه ظرفیت‌های کارشناسی و دیپلماتیک، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای صیانت از منافع ملی و کاهش هزینه‌های تحمیل‌شده بر جامعه باشد.

از بهارستان تا جنوب کشور

در شرایطی که حملات به زیرساخت‌ها و مراکز نظامی جنوب کشور ادامه دارد، ترکیب هیئت‌رئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز دستخوش تغییر شد؛ تغییراتی که به کنار رفتن دو چهره شناخته‌شده جریان تندرو از مدیریت این کمیسیون انجامید. هم‌زمان کارزاری در فضای مجازی با محوریت اعزام همین چهره‌ها به مناطق درگیر جنوب کشور شکل گرفته که تاکنون بیش از ۶۰ هزار نفر آن را در تارنمای «کارزار» امضا کرده‌اند. در انتخابات هیئت‌رئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، ابراهیم عزیزی به‌عنوان رئیس کمیسیون انتخاب شد. همچنین عباس مقتدایی و امیر حیات‌مقدم به ترتیب به‌عنوان نواب اول و دوم، حسن قشقاوی به‌عنوان سخنگو و بهنام سعیدی و یعقوب رضازاده نیز به‌عنوان دبیران اول و دوم هیئت‌رئیسه برگزیده شدند.

در ‌این ‌میان سیدمحمود نبویان که در دو سال نخست مجلس دوازدهم نایب‌رئیس اول کمیسیون امنیت ملی بود و ابراهیم رضایی که مسئولیت سخنگویی این کمیسیون را بر عهده داشت، از ترکیب هیئت‌رئیسه کنار گذاشته شدند؛ تغییری که هم‌زمان با تشدید تحولات امنیتی و نظامی منطقه مورد توجه ناظران قرار گرفته است. هم‌زمان با این جابه‌جایی‌ها، در فضای مجازی کارزاری با محوریت حضور میدانی برخی چهره‌های جبهه پایداری در مناطق جنوبی کشور شکل گرفته است. به نوشته خبر فوری، کاربران شبکه اجتماعی ایکس با راه‌اندازی این کارزار، خواستار اعزام چهره‌هایی مانند حمید رسایی، امیرحسین ثابتی و سیدمحمود نبویان به جزیره هرمز، سیریک و بندرعباس شده‌اند؛ مناطقی که طی روزهای اخیر در معرض تهدیدها و حملات مستمر قرار داشته‌اند. در متن این کارزار آمده است که استان‌های جنوبی، به‌ویژه سیریک و بندرعباس، این روزها با تهدیدهای مستقیم و شبانه‌روزی ناشی از حملات خارجی، نگرانی درباره امنیت زیرساخت‌های حیاتی و مشکلات ناشی از شرایط جنگی روبه‌رو هستند و ساکنان این مناطق، اعم از مردم، نیروهای نظامی و سربازان، بار اصلی این شرایط را بر دوش می‌کشند. امضاکنندگان این کارزار با اشاره به مواضع برخی اعضای جبهه پایداری درباره ضرورت تداوم شرایط جنگی، خواستار آن شده‌اند که این چهره‌ها برای آشنایی نزدیک با واقعیت‌های میدانی، از نزدیک در مناطق جنوبی کشور حضور یابند. در متن کارزار تأکید شده است که چنین حضوری می‌تواند به درک دقیق‌تر شرایط مردم، تقویت همدلی و اتخاذ تصمیم‌های واقع‌بینانه‌تر در سطح ملی کمک کند. کارزار اعزام اعضای جبهه پایداری به مناطق جنوبی تا زمان تنظیم این گزارش از مرز ۶۰ هزار امضا عبور کرده و همچنان روند افزایش امضاهای آن ادامه دارد؛ مطالبه‌ای که در متن آن بر لزوم حضور میدانی مسئولان و تصمیم‌گیران در مناطق درگیر و آشنایی مستقیم با شرایط مردم جنوب کشور تأکید شده است.

 هم‌زمان با انتقاد پزشکیان از برخی رویکردهای رسانه ملی، گمانه‌زنی‌ها درباره تمدید حکم پیمان جبلی مطرح شد

کنار رفتن دو چهره شاخص جریان رادیکال از هیئت‌رئیسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، برای برخی ناظران نشانه‌ای از احتمال بازنگری در آرایش سیاسی کشور و بارقه‌ای از امید به تعدیل رویکردها تلقی شد؛ اما تحولات هم‌زمان در دیگر عرصه‌های سیاسی و رسانه‌ای نشان می‌دهد که دست‌کم در مقطع کنونی، نشانه روشنی از یک تغییر گفتمانی یا چرخش معنادار در فضای تصمیم‌گیری به چشم نمی‌خورد. در همین راستا و هم‌زمان با انتقاد مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری، از برخی اظهارات مطرح‌شده در رسانه ملی درباره نحوه بازتاب روابط دولت و نیروهای مسلح، گزارش‌هایی نیز درباره احتمال تمدید حکم پیمان جبلی در ریاست سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران منتشر شده است. پزشکیان در سخنانی با انتقاد از طرح برخی مباحث در صداوسیما گفت: «وقتی در صداوسیمای جمهوری اسلامی می‌گویند نظامی‌ها یک طرف و دولت یک طرف دیگر، معنای آن شکاف است؛ این حرف اسرائیل است». او تأکید کرد: «حق ندارند در صداوسیما بین دولت و نیروهای مسلح القای شکاف کنند». رئیس‌جمهور با تأکید بر حمایت خود از نیروهای مسلح افزود: «من نه‌تنها خودم را از نیروی نظامی جدا نمی‌دانم، بلکه باعث عزت و سربلندی خودم می‌دانم و با قدرت از آن دفاع می‌کنم». پزشکیان همچنین اظهار کرد: «من حاضرم بروم و در همان خط مقدم بجنگم و از شهادت نه‌تنها نمی‌ترسم، بلکه آن را برای خودم فوز می‌دانم». هم‌زمان با این اظهارات، اخباری درباره آینده مدیریت سازمان صداوسیما منتشر شده است. براساس ادعای هاتف صالحی، فعال سیاسی، احتمال تمدید حکم ریاست پیمان جبلی بر سازمان صداوسیما مطرح شده است. هم‌میهن در مطلبی به نقل از صالحی نوشت: «به نظر می‌رسد حکم ریاست پیمان جبلی بر صداوسیما نیز بدون ذکر مدت معین تمدید خواهد شد». این گمانه‌زنی‌ها در حالی مطرح می‌شود که دوره ریاست پیمان جبلی بر سازمان صداوسیما به سال پایانی خود نزدیک شده است. تاکنون هیچ مقام رسمی‌ای درباره تمدید‌شدن یا تمدید‌نشدن حکم رئیس سازمان صداوسیما اظهار‌نظر نکرده و خبر منتشرشده در حد یک ادعا و گمانه‌زنی رسانه‌ای باقی مانده است.

 کسانی که فقط طلبکارند

در‌حالی‌که مسعود پزشکیان درباره برخی رویکردهای رسانه ملی انتقاد کرده و از پرهیز از دامن‌زدن به دوگانگی‌ها سخن گفته است، قبل‌تر شاهد سانسور و قطع گفت‌وگوی تلویزیونی محمدباقر قالیباف نیز بودیم. هرچند صداوسیما این اتفاق را ناشی از «اشکال فنی» عنوان کرد، اما نمی‌توان از انتقادات مطرح‌شده به این اقدام و نیز گفته‌های تأمل‌برانگیز رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیئت مذاکره‌کننده ایران گذشت. قالیباف در گفت‌وگوی تلویزیونی دهم تیرماه با موضوع آخرین تحولات سیاسی منطقه، تفاهم اسلام‌آباد و گفت‌وگوهای سوئیس، ضمن اشاره به روند مذاکرات گفت «در گفت‌وگوهای زوریخ آزادسازی اموال تسریع و تعلیق تحریم‌ها انجام شد. اگر نمی‌رفتیم، نمی‌گفتند قالیباف شروط چه شد؟ رهبر انقلاب در پیام خود با درایت تأکید کردند که ایشان و مردم منتظر تحقق شروط تفاهم هستند، در این شرایط من چه کنم؟ شروط را پیگیری نکنم؟!». رئیس هیئت مذاکره‌کننده ایران ادامه داد: «کسانی هستند که نه در دیپلماسی به کشور کمک می‌کنند و نه در جنگ، اما من ایستاده‌ام تا هم بجنگم و هم دیپلماسی را انجام دهم. بیشتر از این مردم را آزار ندهید و حرف‌های ترامپ را هم غرغره نکنید و اجازه دهید مردم آرامش داشته باشند و به جمهوری اسلامی افتخار کنند». او افزود «خون‌خواهی امام شهید ما آزادی قدس است و برای آن باید لبنان را حفظ کنیم و با شعار نمی‌شود خون‌خواهی کرد. دشمن ما جز زبان قدرت فهم دیگری ندارد و ما باید با قدرت با او برخورد کنیم». قالیباف در ادامه با تأکید بر مسئولیت مسئولان در قبال مردم اظهار کرد «من وظیفه دارم برای همه مردم ایران که با هر سلیقه و دین در سایه جمهوری اسلامی زندگی می‌کنند، نوکری کنم. ما وظیفه داریم مشکلات اقتصادی را حل و امنیت کشور را تأمین کنیم». رئیس مجلس در پایان سخنان خود بر اهمیت انسجام داخلی تأکید کرد و گفت: «امروز بیش از هر چیز وحدت برای ما مهم است. اتحاد مقدس حول رهبر انقلاب معنی دارد و هیچ خیمه‌ای جز خیمه ولایت، خیمه امیرالمؤمنین نیست». قبل‌تر هم قالیباف در یکی از سخنرانی‌های تند خود که به‌تازگی دوباره مورد توجه قرار گرفته، با انتقاد از برخی مواضع سیاسی اظهار کرد: «بنا نیست ما تنبلی کنیم، دهان‌مان را باز کنیم، هر حرف نپخته‌ای را به زبان بیاوریم و اسم خودمان را بگذاریم انقلابی. به قول حضرت آقا، سوپرانقلابی. بعضی‌ها را نگاه می‌کنیم، هرچه نگاه می‌اندازیم که چه کرده؟ هیچ نکرده. ولی از همه هم طلبکار است. هرکسی هم که یک دیکته‌ای نوشته، ممکن است غلطی هم نوشته، ایراد می‌گیرد که آقا چرا یک غلط داری؟. خوب، تو که هیچ غلطی نکرده‌ای و عمر خودت را تباه کرده‌ای! حداقل تو حق نداری به اسم انقلاب حرف بزنی».

 تداوم مناقشه بر سر روایت جنگ و صلح؛ وقتی سخنان خاتمی با توهین مواجه می‌شود

به‌رغم انتقادهای صریح مسعود پزشکیان از برخی رویکردها و آنچه بر سر محمدباقر قالیباف رخ داد، به نظر می‌رسد که نشانه‌ای از تغییر رویکرد در مواجهه با صداهای متفاوت دیده نمی‌شود؛ کمااینکه تازه‌ترین واکنش‌ها به اظهارات سیدمحمد خاتمی نشان می‌دهد مناقشه بر سر روایت جنگ، صلح و مذاکره نه‌تنها از مرز دوقطبی‌سازی و القای شکاف عبور کرده، بلکه در مواردی به ادبیاتی توهین‌آمیز نیز کشیده شده؛ روندی که همچنان بر فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور سایه افکنده است. سیدمحمد خاتمی اخیرا در جمع مشاوران خود با اشاره به شرایط کنونی کشور، از ضرورت حفظ مسیر توافق و تلاش برای عبور از بحران سخن گفت و تصریح کرد که «صلح را خیانت دانستن و صلح‌جویی را خلاف مرام حسین بن علی(ع) معرفی‌کردن و نام حسین(ع) و حماسه جاودان او را بهانه قراردادن برای توجیه و تحمیل خواسته‌های متوهمانه و تعرض به مذاکره و مذاکره‌کنندگان، به هیچ وجه با جوهر اسلام محمدی(ص) نسبتی ندارد و خدمت به ایران، کمک به خروج از بحران و پاسداشت خون شهیدان نیست». رئیس دولت اصلاحات با اشاره به شرایط کشور اظهار داشت که «ایران عزیز امروز با پیکر زخم‌دیده، نگران، اما همچنان سربلند برپا ایستاده است و نیازمند فکر گریز از تنگناهای سختی است. تدوین تفاهم‌نامه ۱۴ماده‌ای برای رفع مخاصمه و نیل به توافق پایدار و تأیید آن از سوی رهبری و امضای نهایی آن توسط رئیس‌جمهور، فرصت و آغاز راهی است که با همه دشواری‌ها می‌تواند سند راه‌گشای یک افق جدید ملی و بین‌المللی برای عبور از بحران باشد».

خاتمی همچنین با قدردانی از رئیس‌جمهور گفت که «جا دارد از تدبیر شجاعانه و فداکارانه رئیس‌جمهور محترم در اداره کشور با وجود کمبودهای شدید و سوق‌دادن جامعه به سوی آرامش و امنیت و رفع خطرات برای موجودیت ایران و حرکت به سوی آینده بهتر ملت از صمیم قلب قدردانی کنیم». وی در ادامه تأکید کرد که «اکثریت مردم با گرایش‌های مختلف از دخالت و به خصوص تجاوز خارجی خشمگین و در عین حال نگران از آینده و خواستار رفع مخاصمات برای رهانیدن کشور از مشکلات عدیده هستند. اینک بیش و پیش از هر چیز مردم و به‌خصوص نظام حکمرانی باید به صلاح ایران و ملت با همه تفاوت‌ها و تنوع‌هایش بیندیشند و مراقب باشند که فرصت‌های ارزنده توافق از دست نرود و خدای ناکرده به تهدید مبدل نشود». رئیس دولت اصلاحات در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت که «اگر محوریت توافق و تعهدات آن در این میان مخدوش گردد، می‌تواند خود به چالشی جدید بر سر راه آرامش بعد از طوفان و استقرار امنیت در ایران و در منطقه تبدیل شود. من به حکم انصاف و اخلاق و خرد، طرفداران جنگ و انتقام و تلاشگران سیاسی و رسانه‌ای را برای ناکام‌گذاشتن توافق و ایجاد دوگانگی در حکمرانی و قطبی‌کردن جامعه، همدل با اسرائیل نمی‌دانم، ولی می‌گویم اگرچه بسیاری از آنان نیت خوب دارند، در عمل همان راهی را می‌روند که اسرائیل می‌رود». خاتمی همچنین گفت که «امروز از پدرکشتگی مردم ایران با آمریکا سخن می‌رود که سخن درستی است... اکنون با صراحت می‌گویم با همه وجود طرفدار صلح شرافتمندانه‌ام و بعید می‌دانم که اسرائیل نیز به آسانی بگذارد در منطقه ما صلح پایدار برقرار بشود، ولی هر گامی که در جهت رفع سایه شوم جنگ از کشور و پرهیز از تلخ‌تر و پررنج‌تر شدن زندگی مردم برداشته شود، عین صواب و مصلحت برای ایران است». وی در پایان با تأکید بر حمایت از توافق، مذاکره و مذاکره‌کنندگان، از همه شخصیت‌ها، جریان‌های سیاسی، رسانه‌ها و نهادهای مدنی خواست در تبیین اندیشه صلح، عقلانیت، گفت‌وگو و پرهیز از افراط و جنگ‌افروزی نقش‌آفرینی کنند. البته این اظهارات خاتمی با واکنش‌هایی همراه شد که امری مسبوق به سابقه است. در این باره و در یکی از برنامه‌های صداوسیما، یکی از کارشناسان جویای نام با اشاره به بخشی از سخنان خاتمی گفت که «خاتمی می‌گوید طرفداران جنگ و انتقام اسرائیلی نیستند، اما حرف اسرائیلی‌ها را می‌زنند؛ ما هم نمی‌گوییم که آقای خاتمی اسرائیلی است، اما ایشان دقیقاً دارد حرف اسرائیلی‌ها را می‌زند». هم‌زمان، خبرگزاری فارس نیز در نوشتاری با عنوان «خاتمی به کُما رفته یا فریز شده؟!» به انتقاد از مواضع رئیس دولت اصلاحات پرداخت.

 

 

 

 مرتضی مبلغ: نمی‌شود با شعار جنگ، هزینه تصمیم‌ها را بر دوش مردم گذاشت

در تحلیل فضای سیاسی این روزهای کشور، هم‌زمان با آغاز دور تاره جنگ تحمیلی، مرتضی مبلغ در گپ‌وگفت خود با «شرق»، ابتدا به ساکن درباره کارزار اعزام چهره‌های تندرو و مخالف مذاکره به مناطق جنوبی کشور می‌گوید:‌ «موضوع اصلی این کارزار، فارغ از شکل و شیوه آن، یک هشدار جدی درباره مسئولیت‌پذیری سیاسی است». به گفته معاون پیشین وزارت کشور، «در شرایط جنگی باید فضایی فراهم شود که نیروهای نظامی، دیپلماسی و تصمیم‌گیران سیاسی بتوانند با قدرت، اما همراه با عقلانیت و در نظر گرفتن همه جوانب تصمیم بگیرند». فعال سیاسی اصلاح‌طلب هشدار می‌دهد‌: «اگر جریان‌هایی این فضا را مخدوش کنند و با شعارهای نادرست به دوقطبی‌سازی میان مذاکره‌کنندگان و نیروهای نظامی و دفاعی دامن بزنند، می‌تواند برای کشور بسیار خطرناک باشد». بنابراین مبلغ معتقد است: «بخشی از این جریان‌ها با استفاده از تریبون‌های عمومی، برخلاف توصیه‌های دلسوزان و مسئولان، به دنبال پیگیری دیدگاه‌های خود هستند».

عضو حزب اتحاد ملت با اشاره به تفاوت میان بیان دیدگاه شخصی و استفاده از امکانات عمومی متذکر می‌شود:‌ «در جامعه، افراد می‌توانند نظرات مختلف داشته باشند، اما اینکه این دیدگاه‌های شخصی از تریبون‌های حاکمیتی و رسانه‌های عمومی پمپاژ شود و افکار عمومی را مخدوش کند یا شکاف درون حاکمیت را القا کند، خطر بزرگی است». مبلغ با اشاره به فضای سیاسی پس از جنگ رمضان و تلاش‌ها برای ایجاد انسجام میان نیروهای نظامی، دیپلماسی و سیاسی خاطرنشان می‌کند:‌ «در هفته‌های ابتدایی در زمستان سال گذشته، هماهنگی و انسجام خوبی میان بخش‌های مختلف تصمیم‌گیر وجود داشت، اما اکنون با شکست تفاهم‌نامه و از بین رفتن آتش‌بس و نیز تشدید حملات داخلی علیه نیروهای دیپلماسی و نسبت‌دادن اتهام‌هایی مانند خیانت به آنان، این انسجام در معرض آسیب قرار گرفته است».

او درباره مسیر طی‌شده از امضای تفاهم ۲۸ خرداد میان ایران و آمریکا تا شرایط کنونی نیز‌ شرایط را این‌گونه تحلیل می‌کند:‌ «این تفاهم، به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، یک دستاورد مهم بود و باید به‌عنوان فرصتی برای کاهش تنش‌ها دیده می‌شد». با این حال مبلغ اعتقاد دارد‌ «یکی از عوامل بازگشت بحران و جنگ مجدد، علاوه بر سیاست‌های آمریکا و اسرائیل، فضای داخلی و حملات جریان‌های تندرو به مذاکره‌کنندگان بوده است»؛ فضایی که به تعبیر او، «عملا تصمیم‌گیری را برای مسئولان دشوارتر کرده است».

این فعال حزبی تأکید می‌کند:‌ «دشمنی آمریکا و اسرائیل موضوعی جداست و باید در برابر آن هوشیار بود، اما در داخل کشور نیز نباید شرایطی ایجاد شود که دشمن تصور کند شکاف و اختلاف جدی در تصمیم‌گیری وجود دارد».

این چهره سیاسی در پاسخ به این پرسش که چرا مردم کشور باید هزینه برخی رویکردهای سیاسی را بپردازند؟ خاطرنشان می‌کند: «مخاطب اصلی این سؤال همان تندروهایی هستند که باید پاسخ‌گوی وضع بد مردم در استان‌های ایران باشند. در عین حال کسانی که با شعارهای تند، نفرت و دوقطبی ایجاد می‌کنند، باید به این موضوع توجه کنند که کشور با شعارهای بدون محتوا اداره نمی‌شود. همه باید مسئولیت تصمیم‌ها و دیدگاه‌های خود را بپذیرند». مبلغ در پایان تأکید می‌کند:‌ «راه عبور از شرایط فعلی، حفظ انسجام در میان تصمیم‌گیران، جلوگیری از شکاف‌های داخلی و تلاش برای کاهش هزینه‌های ناشی از شرایط جنگی است»؛ مسیری که به گفته او «نیازمند عقلانیت، تدبیر و توجه هم‌زمان به امنیت کشور و منافع مردم است».

 

 محمدعلی وکیلی: کسانی که فریاد جنگ زدند، حالا باید ‌‌ بی‌برقی و سایه موشک را تجربه کنند

محمدعلی وکیلی هم به‌عنوان دیگر کارشناس، در گفت‌وگو با «شرق» ضمن اشاره به کارزار مطرح‌شده برای اعزام برخی چهره‌های مخالف مذاکره و حامی تداوم تقابل به مناطق جنوبی کشور، این اقدام را هرچند نمادین، اما دارای پیامی مهم در عرصه سیاست دانست و تأکید کرد: «این کارزار نشان داد که در شرایط فعلی کشور هر جریان و فردی باید مسئولیت ادعاها و تصمیم‌هایی را که بر سرنوشت کشور اثر می‌گذارد، بپذیرد و پذیرش مسئولیت ادعاها یقینا ابزار مهمی است برای اینکه افراد از جیب مردم ایران که متأسفانه دوباره گرفتار جنگ شده‌اند، هزینه‌سازی نکنند». به گفته نماینده پیشین مجلس، «نمی‌شود با سرنوشت کشور و مردم ایران بازی کرد، بدون اینکه باعث و بانی آن در حاشیه امن بماند و هیچ هزینه‌ای نپردازد». با این برداشت، تحلیلگر ارشد حوزه سیاسی متذکر شد:‌ «بعد از امضای تفاهم اولیه با آمریکا، موضوع مذاکره و مخالفت با مذاکره به یکی از محورهای اختلاف جریان‌های سیاسی تبدیل شده است. عده‌ای معتقدند باید مذاکره کرد؛ نه برای جلب خیر، بلکه برای دفع شر. در مقابل، گروهی از اساس مخالف مذاکره هستند. کسی که مخالف است، باید مسئولیت تبعات مخالفت خود را هم بپذیرد». این فعال رسانه‌ای با اشاره به اختلاف دیدگاه‌ها درباره تفاهم‌نامه اخیر ایران و آمریکا اظهار کرد:‌ «اگر کسی معتقد است تفاهم‌نامه به نفع کشور است، باید مسئولیت این دیدگاه را بپذیرد و اگر کسی معتقد است این تفاهم‌نامه تبعات دارد، او هم باید پاسخ‌گوی ادعای خود باشد. کسی که می‌گوید باید تفاهم را کنار گذاشت و مسیر تقابل را ادامه داد، باید مسئولیت این مسیر را هم قبول کند». وکیلی ادامه داد: «حداقل پذیرش مسئولیت مخالفان مذاکره این است که کسی که هر شب فریاد مخالفت با تفاهم و شروع دوباره جنگ سر می‌دهد، چند روزی را در بوشهر، بندرعباس، خوزستان، سیستان‌وبلوچستان و جزایر جنوبی کشورمان سپری کند، گرمای طاقت‌فرسا، بی‌برقی و شرایط موشکباران و حملات هوایی را از نزدیک ببیند. اگر این تجربه را پذیرفت، آن وقت می‌توان درباره ادعاهایش قضاوت کرد». او در بخش دیگری از این گفت‌وگو با اشاره به تحولات اخیر سیاسی و رسانه‌ای کشور، کناررفتن برخی چهره‌ها از هیئت‌رئیسه کمیسیون امنیت ملی مجلس را «گامی کوچک اما معنادار» دانست و به تعبیر او «این اتفاق نشان می‌دهد در یک کمیسیون، آگاهی نسبت به ضرورت تغییر وجود داشته است، اما این مسئله بسیار محدود است». وکیلی با انتقاد از عملکرد صداوسیما اظهار کرد: «فاجعه اصلی و بزرگ‌تر در صداوسیماست و همان‌طور که رئیس‌جمهور هم گفت، گاهی صداوسیما انگار تریبون یک کشور دیگر است و در فضای دیگری حرکت می‌کند». با این قرائت، نماینده ادوار مجلس افزود: «مسیر فعلی رسانه ملی سطح انتظارات جامعه را به نقطه‌ای می‌برد که پاسخ‌گویی به آن از ظرفیت کشور خارج است. این خدمت به نظام نیست، بلکه باعث سرخوردگی جامعه و ایجاد فرصت برای دشمن می‌شود». این فعال سیاسی خاطرنشان کرد:‌ «گفتمان حاکم بر بخشی از برنامه‌های صداوسیما همان گفتمانی است که منافع ملی را نمایندگی نمی‌کند و هزینه حکمرانی را افزایش می‌دهد. این روند حتی باعث تضعیف و عقب‌نشینی بخش عقلانی کشور می‌شود». در همین راستا، وکیلی در پایان با اشاره به فشارهای واردشده به مسئولان حوزه دیپلماسی و سیاست خارجی یادآور شد: «وقتی شخصیت‌هایی مانند عراقچی و قالیباف از یک سو با تهدیدهای خارجی و حتی بیم ترور مواجه‌اند و از سوی دیگر در داخل با تخریب و اتهام روبه‌رو می‌شوند، چگونه باید با اعتمادبه‌نفس در میدان دفاع از منافع ملی حضور پیدا کنند؟ تضعیف سرمایه اجتماعی نیروهای تصمیم‌گیر، آسیبی است که آثار آن سال‌ها باقی خواهد ماند و متأسفانه همین شرایط سبب شده به‌جز انتقادهای جسته و گریخته پزشکیان، عملا کسانی همچون قالیباف و عراقچی در این روزهای بازگشت دوباره جنگ، سکوت معناداری را پیشه کنند»

 

ارسال نظر

آخرین اخبار