EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۸۹۵۲

از مسقط تا بورگن‌اشتوک

بیش از یک سال از آغاز دور تازه مذاکرات هسته‌ای میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا می‌گذرد؛ مذاکراتی که با نامه‌ای از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به رهبر وقت ایران در فروردین ۱۴۰۴ آغاز شد و از همان ابتدا با امیدها و چالش‌های فراوان همراه بود

از مسقط تا بورگن‌اشتوک
آرمان امروز

علیرضا توانا در یادداشتی در آرمان امروز نوشت:

بیش از یک سال از آغاز دور تازه مذاکرات هسته‌ای میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا می‌گذرد؛ مذاکراتی که با نامه‌ای از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به رهبر وقت ایران در فروردین ۱۴۰۴ آغاز شد و از همان ابتدا با امیدها و چالش‌های فراوان همراه بود. نخستین دور گفت‌وگوها در مسقط، پایتخت عمان، برگزار شد؛ هیئت آمریکایی به ریاست استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رئیس‌جمهور آمریکا در امور خاورمیانه، و هیئت ایرانی به ریاست عباس عراقچی، وزیر امور خارجه وقت، در این نشست حضور داشتند. دو طرف فضای مذاکرات را سازنده توصیف کردند و پس از آن، گفت‌وگوها در رم و بار دیگر در مسقط ادامه یافت. هم‌زمان، مذاکرات کارشناسی با حضور مایکل آنتون از سوی آمریکا و مجید تخت‌روانچی از سوی ایران برای بررسی چارچوب احتمالی توافق برگزار شد.با وجود فضای مثبت اولیه، اختلاف‌های اساسی از همان اول آشکار بود. ترامپ برای دستیابی به توافق ضرب‌الاجلی دوماهه تعیین کرد که با مخالفت تهران روبه‌رو شد. هم‌زمان، آمریکا حضور نظامی خود را در منطقه افزایش داد و گزارش‌هایی از استقرار حدود ۵۰ هزار نیروی نظامی در خاورمیانه منتشر شد. ایران نیز ضمن تأکید بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای خود، طرح ساخت ۱۹ رآکتور هسته‌ای جدید را مطرح کرد، هرچند این پیشنهاد هرگز به‌صورت رسمی اعلام نشد.اختلاف‌های اصلی بر سر میزان مجاز غنی‌سازی اورانیوم، سرنوشت ذخایر موجود و نحوه نظارت بین‌المللی بر برنامه هسته‌ای ایران بود. عباس عراقچی اعلام کرد هنوز نمی‌توان از نزدیک بودن توافق سخن گفت و علی شمخانی نیز ادعاهای ترامپ درباره کنترل کامل برنامه هسته‌ای ایران را رد کرد. در همین زمان، گزارش‌هایی درباره آماده شدن گزینه‌های حمله نظامی آمریکا منتشر شد و بریتانیا نیز نسبت به امنیت کشتیرانی در خلیج فارس هشدار داد.

در خرداد ۱۴۰۴، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ایران را ناقض تعهدات پادمانی خود اعلام کرد؛ تنها یک روز بعد، اسرائیل حملات گسترده‌ای علیه ایران آغاز کرد که فرماندهان ارشد نظامی و شماری از دانشمندان هسته‌ای را هدف قرار داد. ایران در واکنش، مذاکرات را به‌طور نامحدود تعلیق کرد و سپس در اسفند ۱۴۰۴ درگیری‌ها به جنگی مستقیم میان ایران و اسرائیل و سپس با ورود آمریکا شدت گرفت. این تحولات روند مذاکرات را متوقف و فضای دیپلماسی را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد.پس از چند هفته جنگ، تلاش‌های دیپلماتیک پاکستان و قطر زمینه بازگشت دو طرف به گفت‌وگو را فراهم کرد. شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، تفاهم اولیه میان تهران و واشنگتن را گامی مهم برای کاهش تنش‌ها توصیف کرد؛ دو طرف در مرحله نخست با تمدید ۶۰ روزه آتش‌بس و آغاز گفت‌وگو درباره مسائل هسته‌ای موافقت کردند، هرچند مقام‌های آمریکایی تأکید داشتند این توافق همچنان نیازمند تأیید نهایی ترامپ است. در مقابل، رسانه‌های ایران اعلام کردند متن نهایی تفاهم‌نامه هنوز قطعی نشده و روایت‌های منتشرشده در برخی رسانه‌های غربی با واقعیت مذاکرات فاصله دارد.در نهایت، تفاهم اولیه که بعدها با عنوان سند اسلام‌آباد شناخته شد، ابتدا به‌صورت الکترونیکی و سپس در مراسمی رسمی در مجموعه بورگن‌اشتوک سوئیس امضا شد. هیئت آمریکایی به ریاست جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، و هیئت ایرانی به ریاست محمدباقر قالیباف در این مراسم حضور داشتند. بر اساس اطلاعات منتشرشده، این سند بیش از آنکه یک توافق هسته‌ای باشد، توافقی برای مدیریت بحران بود و بر توقف فوری درگیری‌های نظامی، آتش‌بس مرحله‌ای ۶۰ روزه و بازگشایی مسیرهای حیاتی تجارت انرژی، از جمله تنگه هرمز، تمرکز داشت. در مقابل، موضوعات حساس‌تری مانند برنامه هسته‌ای، رفع تحریم‌ها و سازوکارهای نظارتی به مذاکرات بعدی موکول شد.پس از امضای این سند، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، تأکید کرد ایران همچنان خود را متعهد به معاهده منع اشاعه سلاح‌های هسته‌ای می‌داند و قصدی برای دستیابی به سلاح هسته‌ای ندارد. او همچنین اعلام کرد مبنای اجرای توافق، اصل تعهد در برابر تعهد است و موضوعات موشکی در دستور کار مذاکرات قرار ندارد. از نگاه تهران، اجرای موفق توافق مستلزم آن است که آمریکا اسرائیل را نیز به رعایت تعهدات خود وادار کند.چند روز بعد، نشست دیگری در بورگن‌اشتوک برگزار شد که هدف آن بررسی نحوه اجرای تعهدات اولیه بود، نه آغاز مذاکرات جامع هسته‌ای. ایران تأکید داشت ورود به مرحله بعد تنها در صورت اجرای تعهدات آمریکا امکان‌پذیر است. پایان کامل جنگ، کاهش حضور نظامی آمریکا در پیرامون ایران و برداشتن گام‌هایی برای کاهش آثار تحریم‌ها از مهم‌ترین مطالبات تهران بود. در همین دوره، ادامه حملات اسرائیل به لبنان نیز به یکی از محورهای اصلی اختلاف تبدیل شد.در همین راستا، سازوکاری با عنوان سلول دی‌کانفلیکشن لبنان با حضور ایران، آمریکا، پاکستان، قطر و دولت لبنان تشکیل شد تا بر توقف درگیری‌ها در لبنان نظارت کند. با این حال، اظهارات تهدیدآمیز ترامپ درباره احتمال استفاده از گزینه نظامی، اعتراض رسمی تهران را به دنبال داشت؛ زیرا ایران این سخنان را مغایر با بند نخست سند اسلام‌آباد، مبنی بر منع تهدید یا استفاده از زور در جریان مذاکرات، می‌دانست. در هفته‌های بعد، روند اجرای توافق با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو شد. آمریکا ایران را به نقض آتش‌بس متهم کرد و هم‌زمان گزارش‌هایی منتشر شد که نشان می‌داد دولت ترامپ نسبت به دستیابی به توافق جامع هسته‌ای خوش‌بین نیست. کاخ سفید اعلام کرد حتی اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، واشنگتن همچنان مانع دستیابی ایران به توانایی تولید سلاح هسته‌ای خواهد شد، هرچند دیپلماسی را گزینه مطلوب خود می‌داند.در مقابل، مقام‌های ایرانی نیز موضعی محتاطانه اتخاذ کردند. اسماعیل بقائی اعلام کرد هیچ مذاکره مستقیمی با آمریکا در جریان نیست و ایران نیز درخواستی برای آغاز مذاکرات جدید ارائه نکرده است. او تنها از انتقال مواضع تهران از طریق میانجی‌های منطقه‌ای خبر داد و با اشاره به سابقه عملکرد آمریکا، بی‌اعتمادی ایران را نتیجه بدعهدی‌های مکرر واشنگتن دانست.

هم‌زمان، سعید جلیلی تأکید کرد مذاکره صرفاً یک ابزار است و محمدباقر قالیباف نیز گفته بود مذاکره زمانی معنا دارد که با حفظ توان بازدارندگی کشور همراه باشد.در این میان، برخی رسانه‌های عربی از احتمال برگزاری مذاکرات فنی جدید در پاکستان خبر دادند و موضوعاتی مانند رفع تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران و آینده برنامه هسته‌ای را محور احتمالی این نشست‌ها معرفی کردند، اما هیچ‌یک از دو دولت این گزارش‌ها را تأیید نکردند و سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز آن را رد کرد.در پایان یک سال مذاکرات، پنج موضوع همچنان مهم‌ترین موانع دستیابی به توافق نهایی به شمار می‌روند: اختلاف بر سر حق غنی‌سازی اورانیوم، تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم غنی‌شده، نحوه بازرسی و نظارت بر تأسیسات هسته‌ای، چگونگی رفع تحریم‌ها و آزادسازی منابع مالی ایران، و همچنین نقش اسرائیل در روند مذاکرات و ترتیبات امنیتی منطقه. در همه این موارد، مواضع تهران و واشنگتن همچنان فاصله قابل‌توجهی با یکدیگر دارد. در مجموع، سند اسلام‌آباد توانست از شدت بحران نظامی بکاهد و مسیر گفت‌وگو را دوباره باز کند، اما اختلاف‌های اساسی میان ایران و آمریکا همچنان پابرجاست. بی‌اعتمادی متقابل، اختلاف بر سر آینده برنامه هسته‌ای، رفع تحریم‌ها و تحولات امنیتی منطقه همچنان مهم‌ترین موانع پیش روی مذاکرات هستند. در شرایط کنونی، آینده این پرونده به میزان پایبندی دو طرف به تعهدات اولیه، نقش میانجی‌هایی مانند پاکستان و قطر در حفظ کانال‌های ارتباطی و تحولات میدانی منطقه بستگی دارد و باید توجه داشت در صورت عدم تواقع احتمال افزایش تنش های نظامی بسیار بالا می باشد.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار