EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۰۱۴۱

اینترنت ابزار وفاق است نه تقابل

گردهمایی اعضای هیات مدیره و گروه‌های علمی تخصصی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات روز یکشنبه در شرایطی برگزار شد که موضوع انسداد اینترنت همچنان یکی از بحث‌های روز و مهم جامعه ایرانی است

اینترنت ابزار وفاق است نه تقابل
اعتماد

روزنامه اعتماد گفتگوئی را با علی ربیعی منتشر کرده است:

گردهمایی اعضای هیات مدیره و گروه‌های علمی تخصصی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات روز یکشنبه در شرایطی برگزار شد که موضوع انسداد اینترنت همچنان یکی از بحث‌های روز و مهم  جامعه ایرانی است. 

استادان ارتباطات از دانشگاه‌های مختلف کشور در این گردهمایی تلاش کردند تفسیر خود از ضرورت‌های ارتباطی و بایدها و نبایدهای این بخش را ارایه کنند. علی ربیعی، رییس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در گفت‌وگو با «اعتماد» ضمن تبیین ابعاد و زوایای مرتبط با ارتباطات در جهان امروز، تلاش می‌کند با تکیه بر محتوای ارایه شده توسط استادان و کنشگران ارتباطات در بخش‌های مختلف  به نیازهای ایران در دوران بحران و پسابحران اشاره کند. او ضمن واکاوی تنگناهای ارتباطی ایران، برخی سیاست‌های اشتباه و غیراصولی در حوزه فرهنگ و ارتباطات را به عاملی برای تهدیدات بیرونی تفسیر می‌کند.  

جدا از علی ربیعی، رییس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات چهره‌های دیگری در حوزه ارتباطات ازجمله سمیه سادات شفیعی مدیر گروه مطالعات زنان، مریم مقیمی دبیر گروه مطالعات زنان،  نفیسه زارع‌کهن مدیر گروه روزنامه‌نگاری، لعیا محبوبی مدیر گروه ارتباطات بین‌الملل، علیرضا نیکخواه مدیر گروه دیپلماسی عمومی، مسعود راستین آریا دبیر گروه روابط عمومی، مرضیه ادهم دبیر گروه مطالعات فضای مجازی، فاطمه نوری راد مدیر گروه مطالعات کودکی، محیا برکت دبیر گروه مطالعات بازی و سرگرمی، آذر اسدی کرم، انوشه میرمجلسی، ‌محمدحسین میرهاشمی، حبیب راثی، زهرا سادات چلنگر، فرزاد غلامی، میترا فردوسی و... با ارایه مقالات و سخنانی مهم‌ترین عوامل موثر بر بحث رشد کیفی ارتباطات را در شرایط فعلی کشورمان بررسی کردند. 

تاب‌آوری در جهان متصل؛ نسخه ارتباطی برای ایران امروز

علی ربیعی درباره مهم‌ترین بحث‌هایی که در این گردهمایی مورد بحث و بررسی قرار گرفت به «اعتماد» می‌گوید: «در هم‌اندیشی انجمن مطالعات ارتباطات که همزمان با روز جهانی ارتباطات برگزار شد، موضوع «تاب‌آوری در جهان متصل» به عنوان محور اصلی نشست مورد بررسی قرار گرفت. یکی از استادان ارتباطات در ابتدای این نشست با اشاره به شرایط امروز کشور اظهار کرد: «امسال نامگذاری روز جهانی ارتباطات به عنوان تاب‌آوری در جهان متصل، با وضعیت ایران امروز کاملا همخوان است. بدون تردید مساله تاب‌آوری به یک ضرورت جدی برای جامعه ما تبدیل شده است. براساس تجربه‌ها و مطالعات، ما دست‌کم در سه عرصه نیازمند افزایش تاب‌آوری هستیم؛ تاب‌آوری معیشتی، تاب‌آوری اجتماعی و تاب‌آوری ذهنی. این سه حوزه به هم پیوسته‌اند و ضعف در هر کدام می‌تواند دیگری را نیز تضعیف کند. در حوزه معیشتی، جامعه ایران سال‌هاست با فشارهای بیرونی، تحریم‌های طولانی‌مدت و محدودیت‌های اقتصادی مواجه است. هدف اعلامی طراحان تحریم‌ها نیز به تنگنا کشاندن جامعه و گسترش ناتاب‌آوری بوده است. در چنین شرایطی نمی‌توان با سیاست‌های گذشته انتظار نتایج تازه داشت. ما نیازمند برنامه‌ریزی دقیق برای جلوگیری از سقوط دهک‌های متوسط به سطوح پایین‌تر هستیم.»

رییس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات با اشاره به ابعاد فرهنگی مساله ادامه داد: «بخشی از مشکلات معیشتی ریشه در کاستی‌های ما در حوزه فرهنگ، ارتباطات و سرمایه اجتماعی دارد. اگر تاب‌آوری ذهنی و اجتماعی تقویت نشود، فشارهای اقتصادی چند برابر اثر خواهد گذاشت. ایران از بنیان‌های فرهنگی و قدرت معنایی قابل‌توجهی برخوردار است. باید اجازه دهیم نقدها و دیدگاه‌ها در داخل کشور بیان شود. اگر حقیقت در داخل تولید نشود، دیگران آن را روایت و دسته‌بندی خواهند کرد و ذهن جامعه را شکل خواهند داد. امروز فعالان رسانه‌ای با محدودیت‌های مختلفی روبه‌رو هستند؛ از سیاست‌های محدودکننده اینترنتی گرفته تا فشارهای حرفه‌ای. این روند نه‌ تنها به تاب‌آوری اجتماعی کمک نمی‌کند، بلکه آن را تضعیف می‌کند.»

ربیعی در بیان سایر موارد مطرح شده در حوزه ارتباطات می‌گوید: «در ادامه نشست، یکی دیگر از استادان حوزه فرهنگ با تاکید بر ضرورت گشایش‌های اجتماعی اظهار کرد: «برای افزایش تاب‌آوری، باید به اهالی فرهنگ اجازه داد بی‌واهمه فعالیت کنند. تجربه نشان داده است که فرهنگ و تولیدات فرهنگی در بزنگاه‌ها انسجام کشور را حفظ کرده‌اند. نمی‌توان از نااطمینانی اجتماعی سخن گفت اما به محدودیت‌های اینترنتی یا محدود شدن فعالیت نهادهای مدنی اشاره نکرد. جامعه باید شریک فرآیند سیاست‌گذاری باشد. میانجی‌های اجتماعی، انجمن‌ها و اتحادیه‌ها سرمایه‌های مهمی هستند که باید جدی گرفته شوند. در بخش دیگری از این همایش، موضوع سینما و شأن شناختی آن مطرح شد. یکی از پژوهشگران حوزه سینما گفت: «نباید تعیین کرد که جامعه چه ببیند و چه نبیند. سینماگران می‌توانند نقش موثری در تقویت تاب‌آوری فرهنگی داشته باشند، به شرط آنکه امکان حرکت و تولید آزادانه داشته باشند. استادی دیگر با تمرکز بر هوش مصنوعی اظهار کرد در مواجهه با هوش مصنوعی باید میان لایه فنی و لایه فرهنگی و اجتماعی تمایز قائل شویم. آنچه برای ما اهمیت دارد، رویکرد ارتباطی و فرهنگی به این فناوری است. افزایش سواد رسانه‌ای و درک پیامدهای اجتماعی هوش مصنوعی برای تاب‌آوری جامعه ضروری است. بدون آماده‌سازی فرهنگی، فناوری می‌تواند به منبع تازه‌ای از بحران تبدیل شود.»

ربیعی با اشاره به اینکه یکی از متخصصان حوزه روابط عمومی نیز به تغییر نسل مخاطبان اشاره کرد، می‌گوید: «نسل جوان با اینترنت زیسته است. مخاطب امروز دیگر شنونده یک‌سویه نیست، بلکه به گفت‌وگو عادت دارد. نادیده گرفتن این تغییر، شکاف ارتباطی ایجاد می‌کند. تقویت زیرساخت‌های ارتباطی و پذیرش گفت‌وگو، بخشی از مسیر افزایش تاب‌آوری است.»

او همچنین به تحلیل یکی از کنشگران حوزه ارتباطات شنیداری اشاره کرده و  هشدار می‌دهد: «ما دچار بحران نشنیدن شده‌ایم. سواد شنیداری به اندازه سواد رسانه‌ای اهمیت دارد. باید یاد بگیریم چگونه صداهای مختلف را بشنویم و ارزیابی کنیم. شنیدن انتقادی و پذیرش تکثر صداها، جامعه را در برابر بحران‌ها مقاوم‌تر می‌کند.»

ربیعی به اظهارات یکی دیگر از کارشناسان فضای مجازی درخصوص بحث‌های مربوط به محدودسازی اینترنت اشاره کرده و می‌گوید: «جامعه امروز شبکه‌ای و پلتفرمی است. نسلی که همه چیزش با اینترنت شکل گرفته، با قطع یا تضعیف این بستر دچار بحران هویتی و شغلی می‌شود. هر تصمیمی درباره اینترنت باید با محاسبه دقیق آثار اجتماعی و اقتصادی آن اتخاذ شود.»

ربیعی با اشاره به اینکه در بخش مطالعات زنان، یک استاد دانشگاه به وضعیت زنان شاغل در حوزه درمان پرداخت یادآور می‌شود: «زنان با دوگانه حفظ شغل و خانواده مواجهند. سیاست‌گذاری باید به ‌گونه‌ای باشد که این تعارض را کاهش دهد. در عین حال، زنان در شرایط دشوار اخیر نقش‌های حمایتی و پشتیبانی مهمی ایفا کرده‌اند که باید دیده شود.  پژوهشگر حوزه روزنامه‌نگاری نیز در این نشست درباره مرجعیت رسانه‌ای صحبت کرد. به اعتقاد این کنشگر رسانه‌ای روزنامه‌نگاری باید از صرف خبر دادن عبور کند و به معنای ساختن بپردازد. پیچیده شدن فعالیت رسانه‌ای نیازمند تسهیلگری و کاهش موانع است. هر چه فرآیند اطلاع‌رسانی شفاف‌تر و حرفه‌ای‌تر باشد، تاب‌آوری اجتماعی افزایش می‌یابد.»

رییس انجمن مطالعات  به صحبت‌های پژوهشگر حوزه بازی و سرگرمی نیز اشاره کرده و می‌گوید: «محدودیت‌های اینترنتی به صنعت بازی آسیب زده است. متوسط سن گیمرها در ایران ۲۹ سال است و بازی برای بسیاری به میدان معیشت تبدیل شده است. ایران ظرفیت حضور در بازار جهانی بازی را دارد، اما این ظرفیت نیازمند دسترسی آزاد و زیرساخت پایدار است.»

در این نشست پژوهشگر ارتباطات سلامت نیز درباره تهدیدات استراتژیک در حوزه سلامت هشدار داد. ربیعی در این خصوص می‌گوید: «اطلاعات نادرست و زیان‌بار می‌تواند اعتماد عمومی را تضعیف کند. بیگانگی اطلاعاتی یکی از چالش‌های جدی امروز است. در جمع‌بندی این نشست تاکید شد که اگرچه فناوری‌ها تغییر می‌کنند، اما برخی چالش‌های ارتباطی همچنان پابرجا مانده‌اند.

 یکی از استادان در پایان گفت: «خاموش شدن ارتباط علم در پی محدود شدن بسترهای شبکه‌های اجتماعی، زنگ خطری جدی است. تاب‌آور کردن جامعه نیازمند بازنگری در برخی سیاست‌ها و حرکت به سمت سیاست‌گذاری‌های نوین ارتباطی، فرهنگی و اجتماعی است.»

ربیعی می‌افزاید: «اگر به تغییرات تن ندهیم، تاب‌آوری تضعیف خواهد شد؛ اما با گشایش، گفت‌وگو و اعتماد به سرمایه فرهنگی کشور، می‌توان جامعه‌ای مقاوم‌تر ساخت.»

ایرانیان و تحولات ارتباطی

اعظم صوفیانی، عضو هیات مدیره و مدیر کمیته گروه‌های علمی‌ تخصصی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات با ارایه بحثی ذیل عنوان ایرانیان و تحولاتی ارتباطی یادآور شد: «این مناسبت، به ‌ویژه برای جامعه علمی ارتباطات، یادآور یکی از مهم‌ترین مباحث نظری و سیاستی دهه ۱۳۸۰ است؛ دوره‌ای که زنده‌یاد دکتر کاظم معتمدنژاد با مقاله‌ها، سخنرانی‌ها و آثاری چون اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی، جامعه اطلاعاتی: اندیشه‌های بنیادی، دیدگاه‌های انتقادی و چشم‌اندازهای جهانی و ارتباطات در جهان معاصر (تحول اندیشه‌ها، نهادها و عملکردهای ارتباطی)، سهمی برجسته در طرح و تبیین این موضوع داشتند، به همین دلیل مفهوم جامعه اطلاعاتی و نسبت آن با عدالت ارتباطی، توسعه و سیاست‌گذاری، برای دانشجویان و پژوهشگران ارتباطات اهمیت ویژه‌ای دارد.» 

او  گفت: شعار «شریان‌های حیاتی دیجیتال» بر دنیای متصل و تاب‌آور تاکید می‌کند اما وقتی تجربه زیسته ما شامل قطعی ۸۰ روزه اینترنت و گذراندن بخش قابل‌توجهی از سال گذشته و امسال با اختلال‌ها و محدودیت‌های مکرر بوده است، سخن گفتن از «دنیای متصل» ناگزیر رنگی از تناقض به خود می‌گیرد. در چنین شرایطی، مساله فقط کیفیت یا سرعت اتصال نیست؛ بلکه خودِ مفهوم اتصال، اعتماد و تداوم ارتباط زیر سوال می‌رود. در این میان لازم است به نسبت «شریان‌های دیجیتال» و «شبکه‌های انسانی» نیز توجه کنیم. اگر ارتباطات دیجیتال را به مثابه رگ‌ها و شریان‌های جامعه معاصر درنظر بگیریم، نباید فراموش کنیم که قلب تپنده این پیکر، همچنان انسان و روابط انسانی است. جامعه صرفا بر ستون فناوری استوار نیست. در غیاب یا ضعف زیرساخت‌های دیجیتال، شبکه‌های روابط انسانی می‌توانند خلأ ایجاد شده را پر کنند. ارتباط چهره‌به‌چهره، تماس‌های تلفنی سنتی، دیدارهای حضوری و حتی بازگشت به اشکال ساده‌تر اطلاع‌رسانی، یادآور این است که فناوری ابزار است

 نه جایگزین کامل پیوندهای انسانی.

صوفیانی تاکید کرد: این وضعیت دو نکته مهم را آشکار می‌کند؛ نخست آنکه تاب‌آوری دیجیتال بدون سرمایه اجتماعی پایدار نمی‌ماند؛ زیرساخت‌های فنی هرقدر هم پیشرفته باشند، اگر اعتماد عمومی، شفافیت و احساس امنیت ارتباطی تضعیف شود، شبکه کارکرد کامل خود را از دست می‌دهد. دوم آنکه شبکه‌های انسانی، خود نوعی «زیرساخت نامرئی» هستند؛ زیرساختی که در بحران‌ها فعال می‌شود و امکان ادامه زندگی اجتماعی را فراهم می‌کند. جامعه‌ای تاب‌آور است که هم از زیرساخت‌های ارتباطی پایدار و آزاد بهره‌مند باشد و هم از سرمایه اجتماعی قوی. شاید بازاندیشی در مفهوم «شریان‌های حیاتی دیجیتال» در ایران امروز، دقیقا از همین نقطه آغاز شود: چگونه می‌توان میان زیرساخت‌های فناورانه و پیوندهای انسانی توازن برقرار کرد؟ چگونه می‌توان به جای وابستگی شکننده، به هم‌افزایی پایدار میان «فناوری» و «اعتماد اجتماعی» رسید؟

تأملی در چرایی پایداری چالش‌های ارتباطی در ایران 

عباس قنبری باغستان، عضو هیات مدیره و مدیر گروه ارتباطات علم انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در این گردهمایی گفت: در سال 1398 ما در کارگروه اجتماعی، فرهنگی و رسانه‌ای هیات ویژه «گزارش ملی سیلاب‌ها»، همراه با جمعی از متفکران و اندیشمندان حوزه فرهنگ، جامعه‌شناسی و ارتباطات از سراسر کشور به بررسی مسائل و چالش‌های بحران سیلاب پرداختیم و لیستی از چالش‌های ارتباطی در سطحی بسیار وسیع و کلان احصا شد؛ اما بعد از گذشت دو سال، هنگام مواجهه با بحران کرونا ما مجددا با همان چالش‌ها مواجه بودیم. وجود اختلال ارتباطی، ضعف در روابط عمومی و عدم دسترسی به اینترنت مجددا ظهور و بروز پیدا کرده بود. درحال حاضر نیز در سال 1405 ما با این مسائل و مشکلات مواجه هستیم. بنابراین، این چالش‌های ارتباطی در کشور در سطحی بسیار گسترده، پایدار هستند. نکته جالب دیگر که در خلال انجام یکی از پژوهش‌هایم اتفاق افتاد مواجهه با موضوعی تحت عنوان مسائل 800 ساله ایران بود. دکتر مصدق هنگامی که عهده‌دار سمت نخست‌وزیری ایران بود؛ کارگروهی را برای احصا مسائل ایران در 800 سال گذشته منصوب کرد. به طرز عجیبی مسائل موجود در لیست 800 ساله، با مسائلی که ما در سال 1398 به عنوان چالش احصا کردیم مشترک است. بنابراین، این مسائل چه در 20 سال گذشته که تجربه بنده بوده و چه در یک بازه زمانی بسیار کلان‌تر همراه با مرور تاریخی یکسان بوده است، به گونه‌ای که به نظر می‌رسد بررسی دلیل پایداری این مسائل در ایران نیازمند یک فراخوان بسیار گسترده و بررسی همه جانبه است. 

او ادامه داد: تعداد دانشگاه‌هایی که در ایران در رشته ارتباطات پذیرش دانشجو دارند بسیار انگشت شمار است. دانشگاه تهران، دانشگاه علامه، دانشگاه امام صادق، دانشگاه صدا و سیما، دانشگاه آزاد و برخی از دانشگاه‌های علمی کاربردی تنها دانشگاه‌هایی هستند که در این رشته دانشجو می‌پذیرند. همچنین جمع رشته‌هایی که در حوزه ارتباطات وجود دارد کمتر از 10 رشته است که شامل روزنامه‌نگاری، مطالعات فرهنگی، روابط عمومی و ارتباطات می‌شود. در همین راستا ما تأملی در رشته‌های ارتباطات در سطح جهانی داشتیم و تنوع رشته‌های این حیطه را در جهان بررسی کردیم. 

رشته ارتباطات در جهان (Communication) به تنهایی 200 گرایش دارد. در رسانه (Media) 196 گرایش وجود دارد. روزنامه نگاری (Journalism) 46 گرایش، روابط عمومی (Public Relations) 39 گرایش، و مطالعات فیلم (Film Studies) و مطالعات رادیو تلویزیون(Radio and Television Studies) نیز هر یک 24 گرایش دارند. بدون شک این تنوع جهانی با تنوع ارتباطات در ایران غیر قابل مقایسه است و نتایج به دست آمده نشان دهنده فاصله نجومی ما با فضای آکادمیک جهانی است. 

شاید یکی از دلایل پایداری چالش‌ها، محدودیت تنوع رشته‌های ارتباطی در ایران است، چراکه هر یک از این گرایش‌ها و تنوع رشته‌ای می‌تواند یک موضوعی را پوشش دهد و حل‌کننده چالشی باشد. لذا افزایش تنوع گرایش و رشته‌های ارتباطی بسیار اهمیت دارد.

نسل جدید، بازتعریف ارتباطات و آینده مطالعات فرهنگی؛ از بحران اصالت تا مساله نابرابری

انوشه میرمجلسی، دبیر گروه مطالعات سینمایی و ارتباطات انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در این خصوص گفت: در میانه‌ یک دگرگونی عمیق رسانه‌ای، دیگر نمی‌توان از «ارتباطات» و «مطالعات فرهنگی» با همان واژگان و مفاهیم دهه‌های گذشته سخن گفت. نسل جدید که همزمان در زیست‌جهان شبکه‌ای، اقتصاد پلتفرمی، فرهنگ الگوریتمی و تجربه‌ روزمره‌ رسانه‌ای‌ شده رشد کرده، این دو حوزه را نه صرفا به‌ عنوان رشته‌هایی دانشگاهی، بلکه به‌مثابه ابزارهایی برای فهم قدرت، هویت، بازنمایی، کنشگری و زیست اجتماعی در جهان دیجیتال می‌بیند. از این منظر، پرسش از آینده‌ ارتباطات و مطالعات فرهنگی در واقع پرسش از آینده‌ جامعه، شهروندی و نظم در دوران پلتفرم‌هاست. در ادامه به چهار پرسش کلیدی در این رابطه می‌پردازیم.

او در تشریح این پرسش‌ها گفت: ‌پرسش اول - نسل جدید، ارتباطات و مطالعات فرهنگی را چگونه می‌فهمد؟ نسل جدید، ارتباطات را کمتر به ‌عنوان فرآیندی خطی ارسال و دریافت پیام می‌فهمد و بیشتر آن را به‌مثابه یک میدان پیچیده، تعاملی و داده‌محور درک می‌کند؛ برای این نسل، ارتباطات فقط رسانه‌های رسمی، روزنامه، رادیو و تلویزیون نیست؛ ارتباطات در پلتفرم‌ها در استوری‌ها، در میم‌ها، در ویدیوهای کوتاه، در الگوریتم‌های پیشنهاددهنده و حتی در سکوت‌ها و طردهای دیجیتال جریان دارد. آنان ارتباطات را در نسبت با «دید‌ه‌ شدن»، «اثرگذاری»، «شبکه‌سازی» و «مدیریت هویت» تجربه می‌کنند.

پرسش دوم - حوزه‌های تخصصی ارتباطات و مطالعات فرهنگی در پنج سال آینده با چه چالش و تحولی روبه‌روست؟ در پنج سال آینده، مهم‌ترین تحول این دو حوزه عبور از «مطالعه‌ رسانه» به «مطالعه‌ زیرساخت‌های رسانه‌ای و حکمرانی الگوریتمی» خواهد بود. دیگر کافی نیست که پژوهشگر فقط پیام، محتوا یا مخاطب را تحلیل کند؛ اکنون باید پلتفرم، داده، معماری، هوش مصنوعی، مالکیت زیرساخت و اقتصاد سیاسی توجه را نیز مطالعه کرد. پرسش سوم - مهم‌ترین تهدید و مهم‌ترین فرصت چیست؟ پرسش چهارم - چه پیشنهاد سیاستی می‌توان ارایه کرد؟ اگر قرار باشد یک بسته‌ سیاستی منسجم برای آینده‌ ارتباطات و مطالعات فرهنگی پیشنهاد شود، باید بر چهار محور استوار باشد: 1. طراحی یک برنامه‌ ملی سواد رسانه‌ای پیشرفته، سواد رسانه‌ای باید از سطح تشخیص خبر جعلی فراتر برود و به سواد پلتفرمی، سواد داده، سواد الگوریتمی و سواد هوش مصنوعی گسترش یابد. این آموزش باید نه فقط برای دانش‌آموزان و دانشجویان، بلکه برای معلمان، روزنامه‌نگاران، مدیران فرهنگی و عموم شهروندان طراحی شود. 2. تقویت پژوهش میان‌رشته‌ای دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی باید ارتباطات و مطالعات فرهنگی را با علوم داده، حقوق، جامعه‌شناسی دیجیتال، طراحی پلتفرم و اخلاق فناوری پیوند دهند. آینده‌ این دو حوزه در گرو توانایی آنها برای فهم ساختارهای فناورانه‌ قدرت است، نه صرفا تحلیل متون و محتواها. 3. تنظیم‌گری شفاف و مسوولیت‌پذیر پلتفرم‌ها، سیاست‌گذاری نباید صرفا محدودکننده یا سلبی باشد. آنچه ضرورت دارد تنظیم‌گری هوشمند، شفاف و مبتنی بر حقوق کاربران است؛ تنظیم‌گری‌ای که پلتفرم‌ها را نسبت به الگوریتم‌ها، شیوه‌های تعدیل محتوا، حفاظت از داده‌ها و ساز و کارهای اولویت‌دهی محتوا پاسخگو کند. 4. حمایت از اکوسیستم تولید محتوای حرفه‌ای و مستقل در فضای رقابت نابرابر با محتوای انبوه، ارزان و ماشینی، تولیدکنندگان حرفه‌ای محتوا، رسانه‌های مستقل، نهادهای مرتبط با راستی‌آزمایی و پروژه‌های فرهنگی خلاق نیازمند حمایت‌اند. بدون این حمایت، کیفیت گفت‌وگوی عمومی افت می‌کند و عرصه‌ عمومی بیش از پیش دراختیار منطق توجه و هیجان قرار می‌گیرد.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار