یک کلام
مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف ، غلامحسین محسنی اژهای، سردار اسماعیل قاآنی ، سرلشکر امیر حاتمی ، محمد مخبر، سردار محمد کرمی، محسن رضایی، علیاکبر احمدیان، سعید جلیلی، سردار احمدرضا رادان الیاس حضرتی، محمدباقر نوبخت و ... با انتشار توییتی مشترک اتحاد ایران را به نمایش گذاشتند
روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت:
بحث درباره وجود یا عدم وجود اختلاف در ساختار سیاسی ایران، موضوع تازهای نیست. در مقاطع مختلف، چه در فضای داخلی و چه در روایتهای رسانهای بیرونی، بارها تلاش شده این اختلافها به عنوان نشانهای از شکاف عمیق در ساختار سیاسی و اجتماعی کشور معرفی شود. در تازهترین نمونه نیز دونالد ترامپ با انتشار توییتی تلاش کرده چنین تصویری را بازسازی کند. تصویری که گویی در ایران شکافی جدی میان جریانهای مختلف سیاسی وجود دارد و این شکاف میتواند به تضعیف و شکست ایران منجر شود. در واکنش به این تلاشها، ابتدا رییسجمهور، معاونان و وزرای او، رییس شورای اطلاعرسانی دولت، همچنین روسای قوای تقنینی و قضایی کشور، مسوولان لشکری و کشوری و نهایتا فعالان سیاسی همگی پا به میدان گذاشتند و با انتشار توییتهای مشترکی اعلام کردند نه تنها در ایران اختلافی بر سر منافع ملی و تمامیت ارضی وجود ندارد بلکه مسوولان و مردم در این زمینه کاملا یکصدا و همراه هستند. روسای سه قوه اجراییه، مقننه و قضاییه در واکنش به ادعای دروغین ترامپ مبنی بر وجود اختلاف در داخل کشور با انتشار پیامی نوشتند: در ایران ما تندرو و میانهرو وجود ندارد. مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف و غلامحسین محسنی اژهای تصریح کردند که با اتحاد آهنین ملت و دولت، با تبعیت کامل از رهبر معظم انقلاب اسلامی، متجاوز جنایتکار را پشیمان خواهیم کرد. روسای سه قوه در این پیام که در شبکههای مجازی منتشر شده است افزودند یک خدا، یک رهبر، یک ملت و یک راه؛ آن هم راه پیروزی ایران عزیزتر از جان است. فعالان سیاسی اصولگرا و اصلاحطلب هم در گفتوگو با «اعتماد» بر همین رویکرد پافشاری کردند که تا زمانی که اصل ایران و منافع ملی به عنوان محور مشترک باقی بماند، تنوع دیدگاهها میتواند به جای تبدیل شدن به عامل تفرقه، به عاملی برای تقویت ظرفیتهای سیاسی و اجتماعی کشور تبدیل شود. در چنین شرایطی، تلاشهایی که از بیرون برای القای شکاف صورت میگیرد، بیش از آنکه واقعیت داشته باشد، به یک «خیال باطل» شباهت خواهد داشت؛ خیالی که شاید در فضای رسانهای بازتاب پیدا کند، اما در واقعیت جامعه ایران ریشهای نخواهد داشت.
در ایران رقابت برای خدمت در راستای منافع ملی است
در حالی که برخی اظهارات خارجی تلاش میکند فضای سیاسی ایران را آکنده از شکاف و اختلاف نشان بدهد، محمدصادق جوادیحصار سخنگوی حزب اعتمادملی معتقد است آنچه در داخل کشور به عنوان اختلاف دیده میشود، بیشتر رقابتی بر سر نحوه خدمت بهتر به منافع ملی و امنیت کشور است. به باور او، تنوع دیدگاهها در ایران را باید در چارچوب «کثرت در دل وحدت» فهم کرد؛ وضعیتی که نهتنها نشانه ضعف نیست، بلکه میتواند به تقویت تصمیمگیری در بزنگاههای ملی کمک کند. جوادیحصار در گفتوگو با «اعتماد» در واکنش به این روایت، نگاهی متفاوت ارائه میدهد. از نگاه او، آنچه در فضای سیاسی ایران دیده میشود، بیش از آنکه نشانه اختلافی بنیادین باشد، بیانگر تنوع دیدگاهها درباره شیوههای اداره کشور و راههای خدمت بهتر به منافع ملی است. او معتقد است که اختلافنظر در شیوهها، اگر در چارچوب منافع ملی تعریف شود، نهتنها تهدید محسوب نمیشود بلکه میتواند به پویایی فضای سیاسی و تقویت فرآیند تصمیمگیری کمک کند. او تأکید میکند که اختلافهای موجود در ایران معمولا بر سر اصل کشور، امنیت ملی یا منافع بنیادین نیست. در واقع، بیشتر جریانهای سیاسی با وجود تفاوت در تحلیلها و رویکردها، در یک نقطه اشتراک دارند و آن دفاع از ایران و تلاش برای تأمین منافع ملی است. به گفته او، آنچه محل اختلاف میشود، این است که کدام روش، کدام سیاست و کدام مسیر میتواند بهتر این اهداف را تأمین کند. سخنگوی اعتمادملی برای توضیح این وضعیت از یک تشبیه قابل تأمل استفاده میکند. از نظر او، ساختار سیاسی و اجتماعی ایران را میتوان به یک ارتش تشبیه کرد؛ ارتشی که در آن واحدهای مختلف دریایی، هوایی، زمینی، لجستیکی و... ماموریتهای متفاوتی دارند. برخی در خط مقدم فعالیت میکنند، برخی مسوول پشتیبانی هستند و برخی وظایف اطلاعاتی یا لجستیکی بر عهده دارند. با این حال، همه این واحدها در یک چارچوب واحد و برای یک هدف مشترک عمل میکنند. در چنین ساختاری، تفاوت در نقشها و روشها نه نشانه اختلاف، بلکه لازمه کارکرد یک مجموعه بزرگ و پیچیده است. به اعتقاد او، ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. جامعهای با تنوع فکری، سیاسی و اجتماعی طبیعی است که در آن دیدگاههای مختلف درباره مسائل کلان کشور مطرح شود. اما آنچه اهمیت دارد، چارچوبی است که این اختلافها در آن معنا پیدا میکنند. اگر این اختلافها در چارچوب منافع ملی و امنیت کشور باقی بمانند، نهتنها تهدیدی ایجاد نمیکنند بلکه میتوانند به شکلگیری تصمیمهای دقیقتر و جامعتر کمک کنند. جوادیحصار همچنین تأکید میکند که تجربه تاریخی ایران نشان داده است در بزنگاههای مهم، جامعه و جریانهای سیاسی کشور توانایی همگرایی و همبستگی را دارند. در بسیاری از مقاطع حساس، اختلافهای سیاسی جای خود را به نوعی همگرایی ملی داده است؛ همگراییای که بر پایه دفاع از کشور و حفظ منافع ملی شکل گرفته است. به همین دلیل، او معتقد است تلاشهایی که از بیرون برای القای شکاف در ایران صورت میگیرد، در نهایت با واقعیتهای اجتماعی و سیاسی کشور همخوانی ندارد. جوادیحصار در پایان خطاب به ترامپ و همه کسانی که تصور میکنند میتوانند از آب گلآلود اختلافات در ایران ماهی صید کنند، میگوید: «جامعه ایران در برابر تفرقهافکنی بیرونی از نوعی مصونیت برخوردار است. این مصونیت نه به معنای نبود اختلاف یا نقد در داخل کشور، بلکه به معنای وجود یک چارچوب مشترک است که در آن اصل ایران و منافع ملی به عنوان یک خط قرمز مشترک شناخته میشود. همین اشتراک بنیادین باعث میشود که اختلافهای سیاسی نتوانند به شکافهای غیرقابل ترمیم تبدیل شوند.ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست/ عرض خود میبری و زحمت ما میداری؟»
محمد مهاجری:جنگ روانی امریکا و اسراییل علیه ایران با سیگنالهای داخلی تقویت میشود
محمد مهاجری، فعال سیاسی و رسانهای اصولگرا در گفتوگو با «اعتماد» با اشاره به جنگ روانی و رسانهای امریکا و اسراییل علیه ایران، به این نکته اشاره میکند که بخشی از فضاسازیهای بیرونی بر پایه دادهها و نشانههایی شکل میگیرد که از داخل کشور به عنوان «سیگنال» مخابره میشود؛ او تأکید کرد که برخی اظهارنظرها و تجمعها، ناخواسته خوراک لازم برای القای اختلاف در سطح بینالمللی را فراهم میکنند و در عین حال از بیانیه روسای سه قوه، مسوولان کشوری و لشکری و فعالان سیاسی در پاسخ به ادعای ترامپ تمجید کرد. مهاجری جنگ روانی و رسانهای امریکا و اسراییل علیه ایران را یکی از محورهای اصلی تحولات اخیر دانست و تأکید کرد که این نبرد صرفا در سطح تبلیغات بیرونی باقی نمیماند، بلکه از برخی نشانههای داخلی نیز تغذیه میشود. به گفته او، آنچه در این دوره رخ داد، یک پروژه طراحی شده برای ایجاد حجم قابل توجهی از جنگ زبانی و رسانهای علیه ایران بود؛ پروژهای که در آن از امکانات متعدد رسانههای غربی، ازجمله تلویزیونهای فارسیزبان، برای پیشبرد این فضا استفاده شد. او در ادامه، نقش دونالد ترامپ را در این میدان پررنگ توصیف کرد و گفت ترامپ عملا خود به تنهایی پای کار ایستاده بود و پروژه جنگ روانی را پیش میبرد. او افزود روشهایی که در این فرآیند به کار گرفته شد، برای بسیاری از اصحاب رسانه نیز کمسابقه و حتی غیرمنتظره بود؛ زیرا حجم دروغ، تهمت، اظهارات ناقص و روایتهای نادرست از سوی بالاترین مقام یک کشور مدعی دموکراسی، امری عجیب به نظر میرسید. با این حال، به گفته او، ترامپ از این شیوهها عقبنشینی نکرد و مسیر خود را با همان روشهای غیراخلاقی ادامه داد. این فعال رسانهای سپس به یکی از توییتها و مواضع اخیر ترامپ درباره ایجاد اختلاف میان مسوولان کشور اشاره کرد و آن را ادامه همان خط تبلیغاتی دانست. او توضیح داد که این دست ادعاها، هرچند در ظاهر دروغ و بیاساسند، اما معمولا از دادههایی تغذیه میشوند که از داخل کشور به عنوان «سیگنال» به رسانهها و جریانهای خارجی مخابره میشود. به باور او، دشمنان بیرونی از همین نشانهها برای ساختن روایتهای بزرگتر استفاده میکنند؛ روایتهایی که در سطح رسانههای جهانی برجسته میشود و در نهایت به عنوان نشانهای از شکاف در داخل ایران بازنمایی میشود. مهاجری در توضیح این موضوع اظهار داشت: باید میان اعتراضهای سطح خیابان و پیامدهای آن در سطح بینالمللی تفاوت قائل شد. به اعتقاد او، وقتی برخی افراد یا گروهها در خیابان علیه مذاکره یا توافق موضع میگیرند، این رفتار هرچند ممکن است در سطح داخلی قابل توجه باشد، اما در سطح رسانههای بزرگ دنیا لزوما وزن تعیینکنندهای ندارد. مساله زمانی جدی میشود که همین فضا از زبان افرادی بازتاب پیدا کند که مسوولیت رسمی دارند، نماینده مجلس هستند یا در جایگاهی قرار گرفتهاند که گفتههایشان به عنوان موضع بخشی از حاکمیت تلقی میشود. او تصریح کرد که در چنین شرایطی، رسانههای خارجی میتوانند از همین مواضع برای القای شکاف و اختلاف بهره ببرند. او در ادامه به برخی تجمعها و اظهارنظرهای چهرههای سیاسی و نمایندگان مجلس در تهران و سایر نقاط کشور اشاره کرد و گفت گاهی این افراد طوری سخن میگویند که شائبه بروز اختلاف را تقویت میکنند. به گفته مهاجری، در جنگ روانی یکی از مهمترین ابزارها بزرگنمایی و آگراندیسمان رخدادهاست؛ یعنی یک اتفاق محدود در داخل، در صورت بازتاب مناسب و جهتدار، میتواند به یک موضوع بزرگ و جنجالی در رسانههای بینالمللی تبدیل شود. او تأکید کرد که ترامپ نیز دقیقا از همین نقطه استفاده کرد و بارها تلاش داشت اختلاف را به عنوان یک مقوله واحد و مسلط در ایران و حتی در سطح منطقه معرفی کند. مهاجری افزود که این روند فقط به یک مقطع یا یک فرد محدود نبوده و در مواردی دیگر نیز تکرار شده است. از نظر او، برخی جریانها و چهرهها، چه در میان نمایندگان و چه در میان افراد دارای مسوولیتهای دیگر، ناخواسته یا آگاهانه خوراکی فراهم میکنند که رسانههای خارجی بتوانند از آن برای ساختن داستان اختلاف استفاده کنند. او گفت گاهی در این روایتسازیها، واقعیت با دروغ درهم میآمیزد و همین امر امکان سوءاستفاده تبلیغاتی را بیشتر میکند. در نتیجه، یک رفتار یا موضع داخلی میتواند به راحتی در سطح جهانی به عنوان نشانهای از بحران یا شکاف سیاسی بازتاب یابد. او در بخش دیگری از سخنانش به این نکته اشاره کرد که در فضای کنونی، باید نسبت به اثرات ملی رفتارهای سیاسی و رسانهای حساستر بود. مهاجری گفت اگرچه هر گروه یا جریان سیاسی ممکن است حق داشته باشد موضع خود را بیان کند، اما باید توجه داشت که برخی موضعگیریها در مقطع حساس میتواند دستاویز تبلیغاتی برای طرف مقابل شود و علیه منافع ملی به کار رود. به باور او، در شرایطی که دشمنان بیرونی به دنبال برجسته کردن اختلافات هستند، هر نوع رفتار یا بیان مسالهدار از داخل میتواند به آن هدف کمک کند. او در پایان، از بیانیه جامع مسوولان و فعالان سیاسی درخصوص وجود وحدت در کشور که در پاسخ به ترامپ منتشر شده بود، تمجید کرد و آن را اقدامی شایسته و بهموقع دانست. مهاجری تأکید کرد چنین واکنشهایی میتواند نشان بدهد که جریانهای داخلی در برابر فضاسازیهای بیرونی منفعل نیستند و میتوانند در برابر جنگ روانی، پاسخ سیاسی و رسانهای منسجم ارایه دهند. به گفته او، جریانهایی که «نان خود را از اختلاف میخورند» باید متوجه باشند که این رفتارها در نهایت به زیان منافع کلان ملی تمام میشود.