پزشکیان را تنها نگذارید
جامعه و مردم خسته از وعدههای بیفرجام با سفرههای کوچک شده و اکثراً بیاعتماد به حرفها و وعدههای مسئولین، اگر حرف حساب، مشفقانه و از سر صدق و البته همراه با عمل صالح را بشنوند و ببینند، آنقدر کشور و مملکتشان را دوست دارند که همراهی نشان دهند و صبوری کنند.
فتح الله جوادی در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:
اقتصاد کشور سالهاست درگیر یک بیماری مزمن ناشی از عدم انجام اصلاحات ساختاری اقتصادی است روندی که گذشته از پرداختن به انواع ناترازیهایی که ابر بحرانهایی چون مشکل انرژی و سوخت، صندوقهای بازنشستگی، کم آبی، فرونشستهای خطرناک، سقوط طبقه متوسط و ناکارآمدی نظام بانکی، سیستم مالیاتی و... را به وجود آورده با فساد و رانت ناشی از ارز چند نرخی هم هر روز ضعیفتر و ناکارآمدتر و رانتیتر شده است.
سالهاست میگوئیم باید ارز پتروشیمیها برگردد و اگر برگردد همه چیز درست میشود اما اگر تمام دستگاه قضا، نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و... را هم به کار گیریم و اگر به فرض حتی چندنفر را هم اعدام کنیم چون این روش تنها پاک کردن مسأله به جای حل آن است، به جایی نمیرسیم.
در صادرات کمنمایی و در واردات بیشنمایی صورت میگیرد چون تفاوت قیمت و سود حاصله از زمین تا آسمان است و برایش جان هم میدهند. پای میلیاردها دلار سود در میان است شوخی نیست. اما نکته بسیار مهمتر اثر منفی و بدی است که بر تولید ملی در بخش کشاورزی و عدمالنفع این بخش گذاشته و کاملاً مزیت نسبی تولید کشاورزی در داخل را از بین برده است. به خاطر همین است که بخش کشاورزی و اشتغال در این بخش طی این سالها با وجود آب و انرژی تقریباً رایگان هر روز بنیه ضعیفتری یافته و کشاورزان زحمتکش این کشور که سهم مهمی در اشتغال دارند حتی درصدی از نتیجه زحماتشان را سر سفره و اقتصاد خویش نمیبینند.
تردیدی نیست وقتی بساط این سفره رانتی جمع شود و در کنار این و همزمان و البته به تدریج سایر اصلاحات ساختاری اقتصادی هم کلید بخورد، رفته رفته و به تدریج کشور و ملت امکان بسیار مساعدتری در مسیر توسعه و پیشرفت و عبور از ابر چالشهایی که هر روز دامنه وسیعتری مییابند، خواهند داشت. به پتروشیمیها اگر هم خوراک به قیمت جهانی داده شود و رانت انرژی آنان از بین برود، با توجه به تک نرخی شدن ارز بدون آنکه نیاز باشد صدها دفتر و دستک و مامور بالای سرشان باشد، تا دلار آخر صادراتشان را برمیگردانند. بقیه صادرکنندگان هم همین طور. مالیات و عوارض بیشتری هم گیر مملکت و دولت میآید. کشاورزان هم اقتصاد و اشتغال بیشتر و بهتری را تجربه میکنند و نهادههای بیشتری هم در داخل کشور تولید میشود.
باور کنیم همه گرفتاری مملکت از تحریم نیست. نمیگویم تحریم اثری ندارد چون شعار است و واقعیت ندارد و همه توش و توان حاکمیت و دولت باید در مسیر رفع عزتمندانه آن به کار افتد و حرفهایی از این باب که تحریم نعمت است و یا هیچ نقشی ندارد، پوپولیستی و غیرواقعی است اما گرهزدن همه مشکلات به تحریم هم یک آدرس کاملاً غلط و نوع دیگری از عوام فریبی و نادیده گرفتن مشکلات داخلی و ساختار اداری معیوب از جمله آلودگی دستگاه عریض و طویل بوروکراتیک حاکم به فساد و غارت و رانت است که تمام قد باید در مسیر اصلاحش علم برداشت.
اما این حرف و نکته کاملاً صحیح و درست است که دولت و کل حاکمیت هم در هنگام اعمال چنین جراحیهای سختی که تازه در گام نخست آن قرار دارد باید تمام همت خود را به کار گیرد تا کمترین عارضه و آسیب به معیشت تنگ و تنگتر شده اکثریت جامعه وارد آید که اگر این جراحیها درست و عالمانه و دقیق صورت گیرد خدمتی بزرگ به کشور و رفاه جامعه در پی خواهد داشت.
حال که دولت انجام اصلاحات را کلید زده هم باید کمک کنیم تا بتواند با کمترین عارضه آن را به انجام برساند و خود دولت هم باید کمک کند. یعنی رئیس جمهور و وزرای کابینه و جمعی از کارشناسان و دلسوزان با جامعه نگران و معترض گفتگو کنند و با مردم حرف بزنند. صادقانه و قانع کننده و محترم.
جامعه و مردم خسته از وعدههای بیفرجام با سفرههای کوچک شده و اکثراً بیاعتماد به حرفها و وعدههای مسئولین، اگر حرف حساب، مشفقانه و از سر صدق و البته همراه با عمل صالح را بشنوند و ببینند و مقابله با فساد و اقدام همه جانبه در جهت عدالت و انصاف و گشایش در کار و بارشان را باور کنند، آنقدر کشور و مملکتشان را دوست دارند که همراهی نشان دهند و صبوری کنند. باور کنیم یکی از مهمترین راهها برای خلاصی از ناترازی مالی، نوسانات دلار، تورم مزمن و... حذف رانت است.
البته، حذف رانت کار آسانی نیست و هزینههای بسیاری دارد. چه بسا، در اتفاقاتی که این روزها در کشور شاهد هستیم، ردپای رانتخواران آشکار باشد.
آنها که به اموال مردم آسیب میزنند و در راستای اهداف دشمنان و نه مردم به ستوه آمده از گرانی و تورم، جوانان برومند این کشور را به اعمال خشونتآمیز وا میدارند، قطعاً حسابشان از حساب مردمی که مطالبات به حق دارند و از تنگناها و سختیهای زندگی به ستوه آمدهاند، جداست و ما باید این نقطه تمیز را برای جامعه روشن کنیم تا دچار حرکتهای خشونتآمیز اشتباه نشود. البته اکثریت مردم ما چنین نیستند و بیش از آنچه که تصور میکنیم با دخالت خارجی و حرکت در مسیر خواست دشمنان و غارتگران مخالفند.
نمیتوان منکر شد که چه بسا بخشی از همین کسانی که از همین سفره رانتی برخوردارند، در دامن زدن به آشوبها هم سهیم باشد تا به منافع نامشروعشان آسیبی وارد نشود.
این گروه که گاه در لباس دوست هم ظاهر میشوند، برای آنکه به منافع خویش برسند حاضر به انجام هر کاری هستند. در این شرایط، از مردم انتظار میرود که با هوشیاری و دقت، عمل کنند و اجازه دهند حرکت ضدرانتی اخیر به نتایج مطلوب خویش برسد که بدون تردید، هم در کاهش ناترازیهای مالی و هم در برچیدن بساط سفره رانتی که سفره مردم را سالهاست کوچک و کوچکتر کرده، نتیجهبخش خواهد بود.