EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۱۱۶۴۳

هزینه حساب شده چین و روسیه برای ایران

ادعای اخیر ترامپ درباره عدم ارائه کمک از سوی چین و روسیه به ایران به نوعی می‌تواند یک نوع واکنش داخلی به منتقدان رئیس‌جمهور آمریکا باشد.

هزینه حساب شده چین و روسیه برای ایران
آرمان ملی

آرمان ملی گفتگوئی را با قاسم مومنی منتشر کرده است:

ادعای اخیر ترامپ درباره عدم ارائه کمک از سوی چین و روسیه به ایران به نوعی می‌تواند یک نوع واکنش داخلی به منتقدان رئیس‌جمهور آمریکا باشد.

 اما در این راستا بسیاری بر این عقیده هستند که روابط پیدا و پنهان سه قدرت یعنی آمریکا، روسیه و چین با یکدیگر بیش از هر چیز برای هر سه کشور اهمیت دارد. در همین راستا «آرمان ملی» با قاسم مومنی، تحلیلگر مسائل روسیه به گفت‌و‌گو پرداخته است که می‌خوانید. 

*اساساً نوع نگاه چین و روسیه به ایران را باید چگونه تحلیل کرد؟

اظهارنظر‌ها درباره وضعیت روابط ایران با چین و روسیه، از چند جهت قابل تحلیل است. باید توجه داشت که جنس روابط سیاسی، نظامی و امنیتی و همچنین موضوعات مورد گفت‌و‌گو میان روسیه و چین با آمریکا، بسیار بیشتر از مسائل مربوط به ایران است. چین شریک تجاری ایران است و کالا‌ها و تولیدات خود را به ما می‌فروشد، اما رابطه ما با چین و روسیه، یک رابطه استراتژیک نیست. برای مثال، رابطه چین با کره شمالی، رابطه‌ای استراتژیک است. همین‌طور رابطه روسیه با بلاروس را می‌توان رابطه‌ای استراتژیک دانست و این تفاوت در تعریف نوع روابط و میزان آنها اهمیت دارد. در خصوص روابط چین و ایران و روسیه و ایران، می‌توانیم به عقب برگردیم؛ زمانی که هم چین و هم روسیه، در موضوع جزایر ایرانی، از مواضع کشور‌های عربی حمایت کردند. این موضوع نشان می‌دهد که چین و روسیه پیش از تحولات و درگیری‌های اخیر و پس از آن نیز عملاً جایگاه خود را در منطقه مشخص کرده‌اند. 

 

*یعنی روابط این دو کشور با کشور‌های عربی عمیق‌تر است؟

بله؛ منافع مشترک کشور‌های عربی با چین و روسیه، بسیار بیشتر از منافع مشترک این کشور‌ها با ایران است. این موضوع به‌روشنی نشان داد که چین و روسیه تا زمانی که منافعشان اقتضا کند، ممکن است در کنار ایران باشند؛ اما اگر منافعشان ایجاب نکند، تلاش خواهند کرد از موضوعات بحران‌زا یا مسائلی که برای آنها تعهدآور است، فاصله بگیرند و در قبال ایران موضع متفاوتی اتخاذ کنند. به همین دلیل، فکر می‌کنم در شرایطی که ترامپ با خرید گازوئیل روسیه و اعمال فشار بر آقای زلنسکی و اوکراین، در حال نشان دادن چراغ سبز به روسیه است و تلاش می‌کند از طریق گفت‌و‌گو، روسیه را به سیاست‌های آمریکا نزدیک کند و مسئله اوکراین را به این شکل حل‌وفصل کند، روس‌ها نیز با فرستادن سرگئی لاوروف به ایران و تلاش برای باز کردن تنگه هرمز، می‌خواهند به آمریکا و کشور‌های عربی امتیاز بدهند یا به‌نوعی موازنه را به نفع خود تغییر دهند. به همین دلیل، سفر آقای لاوروف به ایران را مأموریتی برای همسو کردن مواضع روسیه با آمریکا و کشور‌های عربی و همچنین اعمال فشار بر ایران می‌دانم؛ به‌گونه‌ای که مسأله بازگشایی مسیر‌های تردد در خلیج فارس حل شود و روسیه بتواند از این وضعیت بهره‌برداری کند. چین نیز از این موضوع سود می‌برد؛ زیرا نفت موردنیازش راحت‌تر منتقل می‌شود و کالاهایش را آسان‌تر صادر می‌کند. 

 

*با توجه به توافق‌ها و روابط روسیه و آمریکا و حتی روابط چین و آمریکا، روابط این کشور‌ها از این به بعد چه الگویی خواهد داشت؟ نگاه آنها در مورد ما چگونه است؟

فکر نمی‌کنم چین و روسیه در این فکر باشند که بخواهند به‌صورت نظامی حمایت کنند. ممکن است تجهیزات نظامی در اختیار داشته باشند و آنها را با قیمت بالا به ما بفروشند؛ ممکن است اطلاعات، تصاویر ماهواره‌ای و... در اختیارمان قرار دهند، اما تصور نمی‌کنم که اطلاعات و تجهیزاتی بدهند که موازنه جنگ را به‌کلی تغییر دهد. آنها احتمالا اطلاعات و تجهیزاتی در اختیار ایران قرار می‌دهند و نگاه‌شان وارد کردن خسارت به طرف مقابل است، اما نه در حدی که موازنه را به‌طور اساسی تغییر دهد. این کشور‌ها سیاست‌های خاص خود را دارند. آنها با کشور‌های حاشیه خلیج فارس هم روابط مشخصی دارند و از این رو نمی‌توانند در این وضعیت آنها را در محاسبات خود وارد نکنند. نگاه چین به‌گونه‌ای است که نمی‌تواند منافع خود را به خاطر یک سمت ماجرا فدا کند. یعنی چنین اقدامی از نظر راهبردی برای چین قابل‌قبول نیست و بسیار بعید است چنین کاری انجام دهد. 

*رفتار چین و روسیه در قبال تحولات جاری منطقه به کدام سمت می‌رود؟

به نظرم چین و روسیه در شرایط فعلی تلاش می‌کنند در کنار قطب‌های مختلف قدرت بایستند، بدون اینکه خودشان مستقیماً وارد درگیری با آمریکا شوند. آنها همچنین نمی‌خواهند کاری کنند که منافع کشور‌های عربی، که یکی از بازار‌های مهم کالا‌های چینی هستند، به خطر بیفتد. باید توجه داشت که قدرت چین در حال حاضر، پیش از آنکه نظامی باشد، اقتصادی است. اگر چین نتواند بازار مصرف مناسبی برای کالا‌های خود داشته باشد، اقتصاد داخلی‌اش با مشکلات جدی مواجه خواهد شد و این در حالی است که کشور‌های عربی، اروپایی و آمریکا از بزرگ‌ترین بازار‌های چین هستند؛ لذا چین نمی‌خواهد با اتخاذ سیاست حمایتی، منافع اقتصادی خود را به خطر بیندازد. در شرایط فعلی باید بیش از هر چیز به توانمندی‌های داخلی و متخصصان خودمان اتکا کنیم و به ظرفیت‌های داخلی تکیه داشته باشیم تا بتوانیم از این وضعیت عبور کنیم و توانایی خود را برای ایستادگی در برابر هرگونه اقدام حفظ کنیم.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار