پشت پرده دشمنیها با محمدجواد ظریف چیست؟
تحریریه آوش/ موضوع شاید این باشد که ظریف سالهاست دیگر فقط نام یک دیپلمات نیست؛ او به نمادی از مناقشهای بزرگتر تبدیل شده؛ مناقشه بر سر مذاکره، رابطه با جهان و این که چه کسی حق دارد از طرف ایران با آمریکا سخن بگوید و شاید ریشه ماندگاری این جدال، بیش از آن که در یک قدم زدن یا یک توافق باشد، در همین پرسش نهفته است
چرا محمدجواد ظریف، حتی سالها پس از پایان وزارتش، همچنان یکی از اصلیترین هدفهای حملات سیاسی است؟ چرا هر بار نام مذاکره با آمریکا مطرح میشود، دوباره پرونده او را باز میکنند؟ و چرا تصویری از قدم زدن او با جان کری، هنوز برای مخالفانش یک ابزار حمله سیاسی است؟ برای یافتن پاسخ، باید به بیش از دو دهه قبل برگشت؛ به شهریور ۱۳۸۴ و نخستین سفر محمود احمدینژاد به نیویورک.
پرده اول؛ مذاکرهای که انجام نشد
بر اساس روایتی که درباره آن سفر مطرح شده، احمدینژاد در نخستین حضورش در مجمع عمومی سازمان ملل، به دنبال دیدار مستقیم با مقامهای آمریکایی بود؛ اما محمدجواد ظریف، سفیر وقت ایران در سازمان ملل، به دلیل نبود مجوز مقام رهبری برای چنین دیداری، با آن مخالفت کرد،اینجا پس با یک تناقض سیاسی معنادار روبهرو هستیم؛ سیاستمداری که بعدها بارها به مذاکره بدون مجوز رهبر شهید متهم شد، خود زمانی مانع انجام مذاکرهای بدون مجوز شده بود.
پرده دوم؛ قدمهایی که جنجال آفرید
سالها بعد، این بار ظریف در مقام وزیر امور خارجه ایران، پشت میز مذاکره با آمریکا نشست.مذاکرات هستهای به یکی از مهمترین میدانهای تقابل دیپلماتیک ایران و آمریکا تبدیل شده بود.در این میان، اسرائیل آشکارا با توافق احتمالی مخالفت میکرد و بنیامین نتانیاهو برای شکست مذاکرات، حتی به کنگره آمریکا رفت.اما یکی از جنجالیترین لحظات مذاکرات، نه پشت میز، بلکه در خیابان رقم خورد؛ قدم زدن ظریف و جان کری در ژنو.تصویری که در جهان دیپلماسی میتوانست نشانه گفتوگو باشد، در سیاست داخلی ایران به نمادی از اتهام و حمله تبدیل شد.
پرده سوم؛ حمایت در برابر حمله
اما مخالفان ظریف بارها او را به عبور از خطوط قرمز متهم کردند. بااینحال، در برابر این حملات، مواضع حمایتی رهبر شهید از جمله اظهاراتی درباره دیانت و امانتداری مذاکرهکنندگان هستهای درباره ظریف نیز وجود دارداتفاقا زمانی که با فشار حسودان و مخالفان از مقام دولتی در دولت پزشکیان کناره گیری کرد، در اولین جلسه هیئت دولت با مقام رهبری نیز حضور نداشت و رهبر شهید در همان جا سراغ او را میگیرد و می گویند که او بیاید.همین مساله پرسشی اساسی ایجاد میکند که چرا با وجود چنین حمایتهایی، حملات سیاسی به ظریف متوقف نشد و حتی پس از خروج او از دولت پزشکیان، مناقشه بر سر نقش و عملکردش ادامه یافت.
پرده آخر؛ جنگ بر سر روایت ظریف
اما ظریف تنها در اتاقهای مذاکره فعال نبود. او با انتشار مقاله در رسانههای بینالمللی تلاش میکرد روایت متفاوتی از ایران ارائه دهد؛ روایتی در برابر تصویری که آن را ایرانهراسانه میدانست.در سالهای اخیر نیز مخالفت با او به عرصههای تازهای، از انتشار کتابهایش تا کارزارهای رسانهای، کشیده شده است.چنان که ظریف برای خنثیسازی ایرانهراسی، مقالاتی در رسانههای آمریکایی نوشته و به همین دلیل تحریم رسانهای شد. به تازگی نیز سلطنتطلبان و بنیاد FDD برای جلوگیری از فروش کتابهایش در آمازون اقدام کردند. همزمان، گروهی به دفتر او در تهران حمله کردند و با تحریف سخنان دو سال پیش او (که در دفاع از رهبری و سپاه بود)، آن را با روایتی دیگر منتشر کردند. موضوع شاید این باشد که ظریف سالهاست دیگر فقط نام یک دیپلمات نیست؛ او به نمادی از مناقشهای بزرگتر تبدیل شده؛ مناقشه بر سر مذاکره، رابطه با جهان و این که چه کسی حق دارد از طرف ایران با آمریکا سخن بگوید و شاید ریشه ماندگاری این جدال، بیش از آن که در یک قدم زدن یا یک توافق باشد، در همین پرسش نهفته است.