کشاورزی جهان بر لبه تیغ بحران تا ۲۰۳۵/ امنیت غذایی در سایه ریسکهای فزاینده
تحریریه آوش/کشاورزی دیگر یک فعالیت صرفا محلی نیست، بلکه بخشی از یک سیستم جهانی پیچیده است که به شدت تحت تاثیر تحولات بیرونی قرار دارد. یکی از مهمترین پیامهای این گزارش، تغییر بنیادین در مدل رشد کشاورزی جهانی است. در دهههای گذشته، افزایش تولید عمدتا از طریق گسترش اراضی زیر کشت حاصل میشد. اما اکنون محدودیت منابع طبیعی، فشارهای زیستمحیطی و هزینههای بالا، این مسیر را به گزینهای کماثر تبدیل کرده است. در عوض، بهرهوری به محور اصلی رشد تبدیل شده است.
در جهانی که امنیت غذایی بیش از هر زمان دیگری از مرزهای مزرعه فراتر رفته و به متغیرهایی چون انرژی، سیاست، تجارت و اقلیم گره خورده است، گزارش تازه سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متحد (فائو) و سازمان توسعه و همکاری اقتصادی (OECD) درباره چشمانداز کشاورزی تا سال ۲۰۳۵، تصویری چندلایه و پیچیده از آینده ارائه میدهد. این تصویر نه کاملا امیدوارکننده است و نه بهطور کامل نگرانکننده، بلکه ترکیبی از هر دو است؛ جهانی که در آن تولید افزایش مییابد، اما این افزایش بر بستری ناپایدار و در معرض اختلال شکل میگیرد.
بر اساس این گزارش، کشاورزی جهانی در دهه پیشرو همچنان مسیر رشد را طی خواهد کرد. تولید محصولات کشاورزی، شیلات و آبزیپروری افزایش مییابد و تقاضای جهانی برای غذا نیز همچنان صعودی خواهد بود. با این حال، آنچه این دوره را از گذشته متمایز میکند، تغییر ماهیت رشد است. دیگر گسترش زمینهای کشاورزی، موتور اصلی تولید نیست، بلکه بهرهوری، فناوری و مدیریت منابع نقش تعیینکننده دارند.
این تغییر، اگرچه نشانهای از پیشرفت است، اما همزمان وابستگی کشاورزی را به عوامل بیرونی افزایش داده و آن را در برابر شوکها آسیبپذیرتر کرده است. در چنین شرایطی، آینده کشاورزی نه صرفا به میزان تولید، بلکه به توانایی مدیریت ریسکها بستگی دارد.
گذار از کشاورزی سنتی به کشاورزی بهرهور
یکی از مهمترین پیامهای این گزارش، تغییر بنیادین در مدل رشد کشاورزی جهانی است. در دهههای گذشته، افزایش تولید عمدتا از طریق گسترش اراضی زیر کشت حاصل میشد. اما اکنون محدودیت منابع طبیعی، فشارهای زیستمحیطی و هزینههای بالا، این مسیر را به گزینهای کماثر تبدیل کرده است.
در عوض، بهرهوری به محور اصلی رشد تبدیل شده است. بهبود عملکرد در واحد سطح، استفاده از فناوریهای نوین، مدیریت دقیق نهادهها و توسعه بذرهای مقاوم از جمله عواملی هستند که رشد تولید را ممکن میسازند. پیشبینی میشود که تولید جهانی غلات تا سال ۲۰۳۵ به بیش از ۳.۲ میلیارد تن برسد، درحالیکه سطح زیر کشت تنها افزایش اندکی خواهد داشت.
این روند نشان میدهد که کشاورزی جهانی وارد مرحلهای شده که در آن دانش و فناوری جایگزین زمین شدهاند. با این حال، این گذار برای همه کشورها یکسان نیست و بسیاری از کشورهای در حال توسعه هنوز با محدودیت دسترسی به این ابزارها مواجه هستند.
رشد تولید، اما نه بدون ریسک
در نگاه نخست، افزایش ۱۳درصدی تولید جهانی کشاورزی و شیلات در یک دهه، نشانهای مثبت بهنظر میرسد. اما بررسی دقیقتر گزارش نشان میدهد که این رشد، بسیار شکننده است. در واقع، سناریوی پایه این گزارش بر فرض ثبات نسبی شرایط جهانی بنا شده، درحالیکه تجربه سالهای اخیر نشان داده چنین ثباتی چندان قابل اتکا نیست.
یکی از نکات قابل توجه، احتمال ۲۵درصدی کاهش درآمد کشاورزان تا سال ۲۰۳۵ است. این بدان معناست که در یکچهارم سناریوهای ممکن، وضعیت اقتصادی کشاورزان بدتر از امروز خواهد بود. چنین احتمالی، نشاندهنده سطح بالای عدم قطعیت در این بخش است.
افزایش قیمت انرژی، نوسانات بازار نهادهها، اختلال در زنجیرههای تامین و تنشهای ژئوپلیتیکی، همگی عواملی هستند که میتوانند بهسرعت معادلات را تغییر دهند. کشاورزی دیگر یک فعالیت صرفا محلی نیست، بلکه بخشی از یک سیستم جهانی پیچیده است که به شدت تحت تاثیر تحولات بیرونی قرار دارد.
انرژی، حلقه پنهان امنیت غذایی
یکی از مهمترین یافتههای گزارش، نقش تعیینکننده انرژی در آینده کشاورزی است. افزایش قیمت انرژی نهتنها هزینه تولید را بالا میبرد، بلکه بهطور غیرمستقیم از طریق کاهش مصرف کود و سایر نهادهها، تولید را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.
بر اساس برآوردها، تداوم افزایش قیمت انرژی میتواند تولید جهانی غلات را کاهش دهد؛ کاهشی که در کشورهای کمدرآمد شدیدتر خواهد بود. این موضوع نشان میدهد که امنیت غذایی، بیش از آنکه به زمین و آب وابسته باشد به انرژی و اقتصاد جهانی گره خورده است.
در واقع، کشاورزی مدرن بدون انرژی ارزان و در دسترس، نمیتواند عملکرد مطلوبی داشته باشد. از این رو، هرگونه اختلال در بازار انرژی، مستقیما به بازار غذا منتقل میشود.
شکاف عمیق در امنیت غذایی
یکی دیگر از ابعاد مهم این گزارش، تشدید نابرابری میان کشورهاست. درحالیکه کشورهای توسعهیافته با تکیه بر منابع مالی، فناوری و زیرساختهای قوی، توانایی بیشتری در مقابله با شوکها دارند، کشورهای کمدرآمد بهشدت آسیبپذیر باقی میمانند.
در این کشورها، افزایش قیمت مواد غذایی اغلب به کاهش مصرف و افت کیفیت تغذیه منجر میشود. خانوارها ناچارند به سمت مواد غذایی ارزانتر حرکت کنند که این موضوع پیامدهای بلندمدتی برای سلامت و توسعه انسانی دارد. بهویژه در مناطق جنوب صحرای آفریقا، امنیت غذایی همچنان یک چالش اساسی باقی خواهد ماند. حتی با وجود افزایش تولید، دسترسی به غذا همچنان محدود خواهد بود.
تغییر نقشه تقاضای جهانی غذا
در کنار تحولات تولید، الگوهای مصرف نیز در حال تغییر هستند. رشد جمعیت و افزایش درآمد در کشورهای آسیایی، بهویژه در آسیای جنوب شرقی، این منطقه را به کانون اصلی تقاضای جهانی تبدیل کرده است.
پیشبینی میشود بخش قابل توجهی از افزایش مصرف جهانی غذا تا سال ۲۰۳۵ در این منطقه رخ دهد. این تغییر، نهتنها بازارهای جهانی را دگرگون میکند، بلکه مسیر سرمایهگذاری و تجارت را نیز تغییر میدهد.
در کشورهای با درآمد متوسط، مصرف محصولات دامی افزایش خواهد یافت و رژیمهای غذایی متنوعتر میشوند. در مقابل در کشورهای ثروتمند، رشد مصرف گوشت کاهش یافته و الگوهای مصرف به سمت گزینههای سالمتر و پایدارتر حرکت میکند.
آبزیپروری در حال توسعه
بخش شیلات و آبزیپروری یکی از سریعترین حوزههای در حال رشد در کشاورزی جهانی است. پیشبینی میشود تولید این بخش تا سال ۲۰۳۵ افزایش قابل توجهی داشته باشد و سهم آبزیپروری از کل تولید به بیش از نیمی از بازار برسد.
این رشد، ناشی از کارآیی بالاتر، نیاز کمتر به زمین و پاسخگویی بهتر به تقاضای پروتئین است. با این حال، تمرکز جغرافیایی این صنعت، بهویژه در آسیا، نشاندهنده ادامه عدم توازن منطقهای است.
چالشهای زیستمحیطی و تضاد تولید
درحالیکه افزایش تولید برای پاسخ به تقاضای جهانی ضروری است، این روند با پیامدهای زیستمحیطی همراه است. انتشار گازهای گلخانهای از بخش کشاورزی همچنان رو به افزایش است و بخش دامپروری، سهم عمدهای در این روند دارد.
این وضعیت، کشاورزی را در موقعیتی دشوار قرار داده است. از یک سو، باید تولید را افزایش دهد و از سوی دیگر، فشار بر محیط زیست را کاهش دهد. تحقق همزمان این دو هدف، نیازمند نوآوری و تغییرات ساختاری است.
تابآوری، کلید بقا در آینده کشاورزی
در چنین شرایطی، مفهوم تابآوری به یکی از مهمترین محورهای سیاستگذاری تبدیل شده است. تابآوری به معنای توانایی سیستمهای کشاورزی برای مقابله با شوکها و بازگشت به وضعیت پایدار است.
تنوعبخشی به منابع تامین، توسعه زیرساختهای مقاوم، سرمایهگذاری در فناوری و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی، ازجمله اقداماتی هستند که میتوانند تابآوری را افزایش دهند. کشورهایی که بتوانند در این مسیر حرکت کنند، نهتنها در برابر بحرانها مقاومتر خواهند بود، بلکه از فرصتهای رشد نیز بهرهمند میشوند.
جهانی پیچیدهتر از همیشه
یکی از ویژگیهای بارز چشمانداز جدید، پیچیدگی بالای آن است. در گذشته بازارهای کشاورزی عمدتا تحت تاثیر چند عامل محدود بودند. اما اکنون، مجموعهای از متغیرهای بههمپیوسته از اقلیم و انرژی گرفته تا سیاست و فناوری، بهطور همزمان بر این بازارها اثر میگذارند.
این پیچیدگی، پیشبینیپذیری را کاهش داده و نیاز به سیاستگذاری هوشمندانه را افزایش داده است. در چنین شرایطی، تصمیمگیری بدون داده و تحلیل دقیق، میتواند هزینههای سنگینی بههمراه داشته باشد.
دهه تعیینکننده برای آینده غذا
خلاصه که میتوان گفت که دهه پیشرو، دورهای سرنوشتساز برای کشاورزی جهانی است. آینده این بخش، نهتنها به میزان تولید، بلکه به نحوه مدیریت منابع، کاهش ریسکها و افزایش تابآوری بستگی دارد. کشورهایی که بتوانند خود را با این شرایط جدید تطبیق دهند در موقعیت بهتری برای تامین امنیت غذایی و بهرهبرداری از فرصتهای اقتصادی قرار خواهند گرفت. در مقابل، کشورهایی که از این تحولات عقب بمانند با چالشهای جدیتری مواجه خواهند شد. کشاورزی در حال ورود به عصری جدید است؛ عصری که در آن، موفقیت نه در افزایش صرف تولید، بلکه در مدیریت هوشمندانه یک سیستم پیچیده و پرریسک تعریف میشود.