EN
به روز شده در
گفت‌وگو با یونس خسروبیگی، کنشگر محیط زیست درباره تجربه او از جنگ

روایت گُل‌هایی که زیر آوار زنده ماندند/ من دنبال زندگی می‌گشتم

تحریریه آوش/ یونس خسروبیگی، کنشگر محیط زیست، در روزهای جنگ اخیر ایران به دل مناطقی رفت که هدف موشک و انفجار قرار گرفته بودند؛ اما او به جای ویرانی، دنبال نشانه‌های زندگی می‌گشت. از یک جوانه زیر آوار تا روایت خانواده‌هایی که با وجود آسیب، دوباره به کمک دیگران رفتند، او تصویری متفاوت از جنگ را ثبت کرده است.

در روزهایی که صدای انفجار و موشک، تصویر شهرها را به قاب‌های ویران تبدیل کرده بود، روایت‌هایی شکل گرفت که از دل همین ویرانی، به دنبال نشانه‌ای از زندگی می‌گشتند. نه فقط برای ثبت خسارت و خرابی، بلکه برای دیدن آن چیزی که هنوز زیر آوار نفس می‌کشید؛ از یک جوانه کوچک در دل خاک و آهن تا گلدانی که در میان آوار، دوباره به امید تبدیل شد.

یونس خسروبیگی، کنشگر محیط‌‌زیست، در این گفت‌وگو از تجربه حضورش در مناطق آسیب‌دیده از جنگ اخیر ایران می‌گوید؛ از تلاش برای یافتن ردپای حیات در خانه‌هایی که هدف اصابت قرار گرفته بودند و از نگاهی که جنگ را نه فقط از زاویه تخریب، بلکه از زاویه بقا و ادامه زندگی روایت می‌کند.
«از لحظه‌ای که جنگ شروع شد، یک بخشی از ذهن من درگیر تبعات محیط‌زیستی جنگ بود.» یونس خسروبیگی با این جمله، زاویه نگاه خود را به حضورش در مناطق آسیب‌دیده توضیح می‌دهد؛ زاویه‌ای که به‌جای تمرکز بر ویرانی، به دنبال نشانه‌های بقا بوده است.
او می‌گوید هدفش این بوده که «با کمک جهانی که در حوزه محیط زیست فعالیت می‌کنند» روایت دیگری از جنگ را به مخاطبان بین‌المللی منتقل کند. به گفته او، ارتباطاتی با فعالان محیط زیست در کشورهای مختلف از جمله پاکستان، سوئیس، نروژ و ترکیه شکل گرفته و حتی پیش از اقدام او، برخی از آن‌ها درباره وضعیت ایران پرس‌وجو کرده بودند.
خسروبیگی یکی از نخستین ویدیوهای خود را مربوط به «انفجار انبار نفت در تهران» می‌داند؛ ویدیویی که به گفته او، آثار محیط‌زیستی جنگ را تبیین می‌کرد و به‌صورت مشترک با فعالانی از ترکیه، سوئیس و پاکستان منتشر شد. او می‌گوید: «حداقل در جامعه فعال محیط زیست بازخورد خوبی داشت.»
او ادامه می‌دهد که پس از آن، مکاتبه‌ای خطاب به شبکه‌های جوانان محیط زیستی ذیل سازمان ملل نیز داشته و در آن، درباره آسیب‌های محیط‌زیستی جنگ و تبعات بلندمدت آن هشدار داده است.
با این حال، آنچه بیش از همه در روایت او برجسته است، مواجهه مستقیم با ویرانی در مناطق مسکونی است. او از تجربه حضور در خانه‌هایی می‌گوید که «دیوارهایشان کامل نبود» و در میان آوار، تلاش می‌کرد نشانه‌ای از زندگی پیدا کند. یکی از صحنه‌هایی که بیشترین بازخورد را در فضای مجازی داشته، به گفته او مربوط به گلدانی در غرب تهران است؛ جایی که در میان آوار، یک گیاه خشک‌شده دیده می‌شود اما «کنار ساقه اصلی، یک جوانه خیلی کوچک هنوز زنده بوده است.»

او می‌گوید: «من همونجا توی آوار، یک گلدان پیدا کردم، خاکش رو جمع کردیم و اون جوانه رو جدا کردیم و در گلدان جدید کاشتیم.» خسروبیگی این لحظه را «درس بزرگ طبیعت» توصیف می‌کند؛ جایی که به گفته او، طبیعت حتی در سخت‌ترین شرایط هم برای بقا تلاش می‌کند.

در بخش دیگری از روایت، او به تجربه حضور در دانشگاه علم و صنعت اشاره می‌کند؛ جایی که یک اتاق سوخته را توصیف می‌کند که «هیچ چیز از آن باقی نمانده بود جز صندلی‌های آهنی». اما در میان خاکستر، به کتابخانه‌ای می‌رسد که بخشی از اشعار سعدی، حافظ و خیام در آن باقی مانده بود.او می‌گوید: «وقتی اون اشعار رو دیدم، احساس کردم هنوز یک چیز زنده هست؛ هنوز یک معنا باقی مونده.»

در کنار این تصاویر، خسروبیگی از خانواده‌هایی هم روایت می‌کند که با وجود آسیب شدید، خودشان به کمک دیگران آمده‌اند؛ از جمله خانواده‌ای که با وجود تخریب خانه و مشکلات مالی، هر روز برای کمک به بازسازی منطقه بازمی‌گشتند.او می‌گوید: «با وجود تمام دشواری‌هایی که داشتند، هر روز می‌آمدند و کمک می‌کردند تا روند تخلیه و بازسازی سریع‌تر انجام شود.»در بخش پایانی، خسروبیگی نگاه خود به محیط زیست در شرایط جنگ و پس از آن را این‌گونه جمع‌بندی می‌کند: جهان پیش از جنگ نیز با بحران‌هایی مانند خشکسالی، آلودگی هوا و پسماند مواجه بوده و جنگ این وضعیت را تشدید کرده است.او تأکید می‌کند: «ما با یک چالش جهانی در محیط زیست روبه‌رو هستیم و جنگ فقط این بحران‌ها را عمیق‌تر می‌کند.»
با این حال، او در تمام روایتش بر یک نقطه مشترک تأکید دارد؛ حتی در دل ویرانی، نشانه‌هایی از زندگی وجود دارد. از یک جوانه کوچک زیر آوار تا خانواده‌هایی که هنوز برای کمک به دیگران بازمی‌گردند.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار