روایت دَس، سگی که دیگر نمی دود/ وقتی موج انفجار قهرمان را از کار انداخت!
تحریریه آوش / رامتین میناوند، مربی آنست هلالاحمر، در این گفتوگو با آوش از تجربه حضور در عملیاتهای جنگ رمضان، آسیب دیدن سگ زندهیاب «دِس» بر اثر موج انفجار و آغاز آموزش توله جدیدش «شدو» میگوید؛ روایتی از جایی که دقت، زمان و شامه یک سگ میتواند سرنوشت یک عملیات را تغییر دهد.
در میانه روایتهای جنگ رمضان، بخشی از عملیاتهای امداد و نجات کمتر دیده شده که در آن، زمان، دقت و حتی واکنش یک سگ میتواند تعیینکننده مرز میان مرگ و نجات باشد. در این میان، تیمهای آنست هلالاحمر با تکیه بر آموزشهای تخصصی و حضور سگهای زندهیاب، در صحنههایی حضور دارند که آوار، انفجار و انتظار خانوادهها در هم تنیده است.
رامتین میناوند، مربی این حوزه، از تجربه حضور در عملیاتهای میدانی، آسیب دیدن سگ زندهیابش «دِس» بر اثر موج انفجار و آغاز آموزش سگ جدیدش «شدو» میگوید؛ روایتی از پشت صحنه مأموریتهایی که در سکوت و فشار، جریان دارد و کمتر دیده میشود.
این مربی هلال احمر با اشاره به سابقه فعالیت خود در هلالاحمر میگوید از سال ۱۳۹۰ وارد این مجموعه شده و از سال ۱۴۰۳ بهصورت تخصصی در حوزه آنست و سگهای زندهیاب فعالیت میکند. او در توضیح شرایط فعلی خود از «شدو»، سگ چهارماههاش از نژاد ژرمن سیبل، بهعنوان سگ در حال آموزش یاد میکند و میافزاید این توله حدود یک هفته است که تحویل گرفته شده و به دلیل هوش هیجانی بالا، روند یادگیری سریعی دارد.
او در ادامه به تجربه تلخ خود در جریان جنگ رمضان اشاره میکند؛ جایی که سگ قبلیاش «دِس» که یک مالینویز یکساله بوده، در یکی از عملیاتها در تهران دچار موجگرفتگی و جراحات جدی میشود. به گفته میناوند، این حادثه در لحظه انفجار رخ داده و باعث شده سگ از چرخه عملیات خارج شود و در وضعیت غیرعملیاتی قرار گیرد. او توضیح میدهد: «به علت موجگرفتگی، سگ دچار اختلال در واکنش به صدا و محرکهای محیطی شد و همین موضوع باعث شد ادامه فعالیت برایش ممکن نباشد.»
رامتین میناوند درباره روند آموزش سگهای زندهیاب نیز توضیح میدهد که این آموزشها از حدود شش ماهگی آغاز شده و تا دو سالگی ادامه پیدا میکند. به گفته او، در مرحله ابتدایی، مربی به سگ آموزش میدهد اما در ادامه، این سگ است که با رفتارهای خود به مربی شناخت میدهد؛ از نوع پارس کردن گرفته تا حرکات بدنی و واکنشها. او تأکید میکند که هر سگ الگوی رفتاری متفاوتی دارد و انواع پارس مانند پارس تهاجمی، ترس یا شادی باید بهصورت دقیق توسط مربی تشخیص داده شود.
این مربی آنست در ادامه به جزئیات نگهداری و آموزش روزانه اشاره میکند و میگوید سگها بهصورت روزانه چکاپ میشوند و ارتباطسازی میان مربی و سگ بخش مهمی از روند تربیت است؛ بهگونهای که سگ باید به مربی احساس امنیت بدهد و مربی نیز برای سگ نقش تکیهگاه داشته باشد. او تأکید میکند تغذیه سگهای زندهیاب نیز کاملاً متفاوت است و با نظر دامپزشک و همراه با مکملهای خاص انجام میشود تا عملکرد آنها در عملیات دچار افت نشود.به گفته میناوند، در عملیاتهای زندهیابی، زمان حیاتیترین عامل است و هرگونه اختلال در تمرکز سگ یا تیم میتواند روند جستوجو را تحت تأثیر قرار دهد. او میگوید: «اگر سگ به منابع غذایی محیطی یا حواسپرتیهای بیرونی عادت کند، عملکردش کاهش پیدا میکند و این موضوع در عملیاتهای واقعی بسیار تعیینکننده است.»
او همچنین به ساختار داوطلبانه فعالیت در هلالاحمر اشاره کرده و توضیح میدهد که بخش قابل توجهی از نیروهای این حوزه بهصورت داوطلبانه در عملیاتها حضور دارند و دورههای آموزشی شامل مراحل مقدماتی، تخصصی و مربیگری است.
رامتین میناوند در پایان به یکی از مهمترین خاطرات خود از جنگ رمضان اشاره میکند؛ جایی که سگش «دِس» در جریان یک عملیات، پس از شناسایی نقطهای مشکوک به حضور فرد، در اثر انفجار دوم و موج ناشی از آن از حالت عملیاتی خارج میشود. او میگوید بعدها مشخص شده در همان نقطهای که سگ تجسس کرده بود، پیکری وجود داشته، اما آسیب ناشی از موج انفجار مانع ادامه فعالیت او شده است.
به گفته او، «شدو» اکنون در مراحل ابتدایی آموزش قرار دارد و تنها فرمانهای پایهای مانند نشستن و خوابیدن را فرا گرفته، اما روند آموزش او بهصورت روزانه و مستمر ادامه دارد تا در آینده بتواند وارد عملیاتهای واقعی شود.