روایتهایی از «آقای متواضع فرهنگ» برای ایران/ نگاه فرهنگی رهبر شهید از پاسداری میراث ایران تا تکریم اهل قلم و هنر
تحریریه آوش/ علاقه عمیق ایشان به کتاب نیز بارها در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران آشکار شد. بسیاری از ناشران و نویسندگان روایت کردهاند که هنگام معرفی آثار، مشخص میشد بخش قابل توجهی از کتابها را پیشتر مطالعه کردهاند یا نویسندگان آنها را به خوبی میشناسند؛ موضوعی که نشاندهنده انس دائمی ایشان با کتاب و مطالعه بود.
در نگاه رهبر شهید، فرهنگ نه یک حوزه فرعی، بلکه زیربنای پیشرفت همه عرصههای کشور بود. ایشان باور داشتند که اگر فرهنگ به درستی رشد کند، سیاست، اقتصاد و اجتماع نیز مسیر تعالی را خواهند یافت. از همین رو، فرهنگ اصیل اسلامی را در تعارض با فرهنگ کهن و شریف ایرانی نمیدیدند و همواره بر پیوند این دو هویت تأکید داشتند. اما آنچه این نگاه را متمایز میکرد، تنها سخنرانیها و توصیهها نبود؛ بلکه رفتار و منش ایشان در مواجهه با اهالی فرهنگ و هنر بود. با وجود قرار داشتن در عالیترین جایگاه سیاسی کشور، همواره با نویسندگان، شاعران، هنرمندان، پژوهشگران و خبرنگاران با تواضع، صمیمیت و احترام رفتار میکردند و معتقد بودند که رشد فرهنگ، پیش از هر چیز، نیازمند تکریم اصحاب فرهنگ است.
یکی از نخستین جلوههای این نگاه، جلوگیری از تخریب آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی در سالهای ابتدایی انقلاب بود. هنگامی که خبر رسید گروهی قصد تخریب این بنای تاریخی را دارند، ایشان با نگارش دستنوشتهای کوتاه دستور توقف این اقدام را صادر کردند؛ نوشتهای که به گفته خودشان، همچون سپری از آرامگاه فردوسی محافظت کرد و مانع نابودی یکی از مهمترین نمادهای هویت فرهنگی ایران شد.
محافل شعر نیمه رمضان نیز نمونه دیگری از همین رویکرد بود. این جلسات به یکی از معتبرترین نشستهای ادبی کشور تبدیل شد؛ محفلی که در آن رهبر شهید نه تنها شنونده اشعار شاعران بودند، بلکه با نقدهای دقیق، شعرخوانی، خاطرهگویی و شوخطبعی، فضایی صمیمانه و الهامبخش برای شاعران فراهم میکردند.علاقه عمیق ایشان به کتاب نیز بارها در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران آشکار شد. بسیاری از ناشران و نویسندگان روایت کردهاند که هنگام معرفی آثار، مشخص میشد بخش قابل توجهی از کتابها را پیشتر مطالعه کردهاند یا نویسندگان آنها را به خوبی میشناسند؛ موضوعی که نشاندهنده انس دائمی ایشان با کتاب و مطالعه بود.توجه به هنر نیز تنها در حد شعار باقی نماند. دستور آزادی «منقذ عبدالوهاب الشریده»، هنرمند عراقی اسیر در ایران، پس از اطلاع از جایگاه هنری او، نمونهای از همین نگاه انسانی و فرهنگی بود. همچنین تقریظهایی که بر دهها کتاب نگاشتند، به یکی از ارزشمندترین نشانهای افتخار برای نویسندگان تبدیل شد؛ یادداشتهایی که با دقت یک منتقد حرفهای، نقاط قوت آثار را برجسته میکرد.عیادت از هنرمندان و نویسندگان در دوران حیاتشان، حضور در نمایشگاههای هنری، بازدید از پشتصحنه آثار سینمایی، تأکید بر پاسداشت زبان فارسی و گفتوگوهای صمیمانه با خبرنگاران، همگی بیانگر این حقیقت بود که از نگاه ایشان، فرهنگ با احترام به صاحبان اندیشه و هنر زنده میماند.شاید خلاصه همه این نگاه را بتوان در همان توصیه مشهور به محمود کریمی یافت؛ آنجا که گفتند: «ایران بخوان، آقای کریمی.» جملهای کوتاه که نشان میداد ایران، فرهنگ، هنر و هویت ملی، همواره جایگاهی ویژه در اندیشه و سلوک «آقای متواضع فرهنگ» داشت.