فریب سبز؛ وقتی زیبایی دشمن شهروندان شد
تحریریه آوش/یک تصمیم اشتباه در مدیریت شهری، چطور میتواند زندگی میلیونها شهروند را به خطر بیندازد؟ بررسیها نشان میدهد ریشه اصلی بحران فضای سبز در ایران، یک فرآیند شتاب زده، بدون مطالعه و عاری از هرگونه نگاه علمی است. مدیران شهری طی سالهای گذشته، صرفا با نگاهی سطحی و شیفته زیبایی ظاهری، رشد سریع و همیشه سبز بودن، چشمان خود را روی اصول اکولوژیک بستند.
نتیجه این تصمیمات ویترینی، ورود بیضابطه گونههای غیربومی به بهای نابودی زیرساختها بود.در صدر این آسیبها، بحران درخت «کنوکارپوس» در جنوب کشور قرار دارد. این گونه که روزی بدون ارزیابی علمی ریسک، ناجی فضای سبز خوزستان و هرمزگان تصور میشد، حالا یک متهم ردیف اول است.
بر اساس آمارهای پزشکی، در دهه ۱۳۹۰ و پس از اولین بارانهای پاییزی در اهواز، بیش از ۲۰ هزار شهروند به دلیل تنگی نفس و حساسیتهای شدید راهی بیمارستانها شدند؛ بحرانی که کارشناسان، گردهافشانی این درخت مهاجم را عامل اصلی آن میدانند.اما آسیبها به اینجا ختم نمیشود؛ ریشههای تشنه و تهاجمی کنوکارپوس با نفوذ به اعماق زمین، به طرز هولناکی شبکه فاضلاب شهری و لولههای آب منازل را در بندرعباس و اهواز شکسته و زیرساختها را نابود کردهاند. درختی که حتی حیات وحش هم آن را بایکوت کرده و هیچ پرندهای روی شاخههایش لانه نمیسازد.
همزمان، در تضادی آشکار با اقلیم ایران و صرفا برای ایجاد مناظر فانتزی، پای درختان «نخل» به عنوان نمادهای گرمسیری به پیادهروهای بارانی گیلان و مازندران باز شده؛ اقدامی کاملا ناهمخوان با اکوسیستم شمال که اصالت بصری این مناطق را مخدوش کرده است.
اما خطرناکتر از همه، گزارشهای حقوقی درباره توسعه درخت «پالونیا» است. به گزارش مراجع قانونی، کاشت این گونه به دلیل مهاجم بودن جرم است و پیگرد دارد. پالونیا مانند یک جاروبرقی، منابع آبی را در مازندران، گیلان، اصفهان و خوزستان میبلعد و خاک را فقیر میکند.این در حالی است که شوراهای شهر و شهرداریهای جنوب اکنون پس از سالها آزمون و خطای پرهزینه، دستور ممنوعیت کشت و حذف تدریجی کنوکارپوس را صادر کردهاند تا درختان اصیل بومی مثل «کنار» و «گارومزنگی» جایگزین شوند. اما سوالی که پیش میاید این است که آیا مدیریت شهری سرانجام از این فریب سبز درس خواهد گرفت؟